ملیت :  ایرانی   -  قرن : 10 منبع : گنجینه دانشمندان (جلد سوم)
از شعراى ایرانى عهد شاه طهماسب صفوى 984 -930 و مداح او و از شاگردان شرف‏الدین على بافقى مذكور بود، و از آثار قلمى او چندین مثنوى است: 1- خسرو و شیرین 2- خلد برین در معارف و اخلاق و مراثى 3- فرهاد و شیرین 4- ناظر و منظور و از اشعار آنست: دگر این شب است آنشب كه ز پى سحر ندارد من و باز آن دعاها كه یكى اثر ندارد بهواى باغ مرغان همه بالها گشاده بشكنج باغ مرغى چه كند كه پر ندارد و نیز از اوست این غزل: تا مقصد عشاق ره دور و دراز است یك منزل از آن بادیه‏ى عشق مجاز است در عشق اگر بادیه‏ى چند كنى طى دانى كه در آنره چه نشیب و چه فراز است صد بوالعجبى هست همه لازمه‏ى عشق از جمله یكى قصه‏ى محمود و ایاز است عشق است كه سر در قدم تاز نهاده است حسن است كه میگردد و جویاى نیاز است وحشى تو برون نامده از سعى كم خویش ورنه در این خانه بروى همه باز است نام وحشى كمال‏الدین و وفاتش در سنه نهصد و نود و یك و ماده تاریخ وفاتش هریك از این دو جمله است: (وحشى مسكین وفات 991) (بلبل گلزار معنى بسته لب 991) قبرش را نگارنده در بافق یزد دیدم كه بر روى آن سنك سیاه بزرگى بود و میگفتند این قبر وحشى شاعر معروف در تاریخ یزد مسطور است كه قبرش در یزد و روى آن سنگ مرمرى بوده كه غزلى از وحشى بر روى آن حكاكى شده كه مطلعش این است: كردیم نامزد بتو بود و نبود خویش گشتیم هیچ كاره بملك وجود خویش قصایدى در مدح مولاى متقیان على علیه‏السلام دارد كه بسیار جالب و بلند و پرمعنى است و در یكى از آنها گوید: توئى آن نقطه بالاى فاء فوق ایدیهم كه در وقت تنزل تحت بسم‏الله را بائى كمال‏الدین وحشى بافقى كرمانى (ف. 991 ه.ق 1583 م.) در اواخر عهد شاه اسماعیل اول صفوى در قصبه‏ى «بافق» در 24 فرسنگى یزد متولد شد، سپس از آنجا به یزد آمد و بیشتر ایام حیات را در آنجا بسر برد. چون «بافق» از اعمال كرمان بوده است او را كرمانى نیز گفته‏اند. شاعرى پرشور و نغز گفتار و شوریده حال بود و او را قصایدى است در مدح شاه طهماسب و اعیان دربار او. ولى قصاید و تركیب بندهاى او بیشتر در مدح غیاث‏الدین محمد ملقب به میر میران است كه در یزد حكومت داشت. از وحشى بافقى غیر از مثنوى فرهاد و شیرین دو مثنوى دیگر بنام «ناظر و منظور» و «خلد برین» و نیز دیوان قصاید و غزلیات و قطعات باقى مانده است. مثنویهاى او از جمله‏ى مثنوى‏هاى نیكوى دوره‏ى اخیر ادب فارسى است. تركیب بندهاى وحشى مشهور است. (وف 991 ق)، شاعر، متخلص به وحشى. در بافق به دنیا آمد. بافق را گاه از توابع كرمان و گاه از توابع یزد مى‏نویسند به همین سبب، وحشى را گاه یزدى و گاه كرمانى گفته‏اند. برادر بزرگش مرادى بافقى در تربیت او و آشنا كردنش با محفل‏هاى ادبى نقش مؤثرى داشت. او مدتى نیز در خدمت شرف‏الدین على بافقى به كسب دانش و ادب پرداخت. وى پس از آموختن مقدمات ادب، از بافق به یزد و از آنجا به كاشان رفت و مدتى در آن شهر به شغل مكتبدارى مشغول بود. پس از مدتى به یزد بازگشت و در آنجا به شاعرى پرداخت. دوران كمال شاعرى را در یزد گذراند و ممدوح و حامى واقعى او غیاث‏الدین محمد میر میران حاكم یزد بود. وحشى در دستگاه حكومتى یزد با عده‏اى از شاعران محلى مانند مولانا موحدالدین فهمى و محتشم كاشانى و شجاع‏الدین غضنفر كاشانى و تابعى خوانسارى آشنایى و گاه معارضه داشت. دوران حیات وى با پادشاهى شاه طهماسب و شاه اسماعیل صفوى و شاه محمد خدابنده (996 -985 ق) مصادف بود كه وحشى، شاه طهماسب را ستوده و در مورد شاه اسماعیل نیز ماده تاریخى داشته است. وحشى در یزد درگذشت و همان جا به خاك سپرده شد. درباره‏ى چگونگى مرگ او در بین تذكره‏نویسان اختلاف وجود دارد. از آثار وى: «ساقى‏نامه»؛ مثنوى «ناظر و منظور»، در هزار و پانصد و شصت و نه بیت، در بحر «خسرو و شیرین» نظامى؛ «فرهاد و شیرین»، در هزار و هفتاد بیت، كه ناتمام ماند و بقیه آن را وصال شیرازى با افزودن هزار و دویست و پنجاه و یك بیت به پایان رسانید؛ مثنوى «خلد برین»، در معارف و اخلاق و مراثى، به پیروى از «مخزن‏الاسرار» نظامى؛ «دیوان» شعر، متجاوز از نه هزار بیت، شامل قصیده، تركیب بند، ترجیع بند، غزل، قطعه، رباعى و مثنوى.[1]
فعالیت ها : : مشاهیر / هنر / شعر