ملیت :  ایرانی   -  قرن : 14 منبع : گنجینه دانشمندان (جلد سوم)
آیه‏الله فى الارضین مرحوم حاج شیخ محمد كوهستانى بهشهرى عالمى ربانى و فقیهى سبحانى و زاهدى عابد از مشاهیر علماء معاصر بهشهر ساكن در كوهستان یكفرسخى شهر داراى كرامات باهره و معنویت فوق‏العاده و در عصر ما بى‏نظیر بودند. معظم‏له در قریه كوهستان متولد شده و پس از طى مقدمات و سطوح در مازندران بمشهد مشرف شده و چند سالى در آنجا كسب فیض كرده آنگاه بنجف اشرف مهاجرت نموده و در درس مرحوم آیه‏الله نائینى و آیه‏الله العظمى اصفهانى و دیگران حاضر شده و پس از وصول بمقام اجتهاد مراجعت بوطن نموده و هرچه مردم بهشهر و سارى و گرگان خواستار شد كه شهر را محل سكونت خود قرار دهند نپذیرفته و نشستن در آن قریه دور از مفاسد شهر را اختیار و قلوب چندین میلیون مردم شمال و غیره را مسخر زهد و ورع خویش ساخته و همه وى را بنام (آقا جان) خوانده و از تقدیم مال و جان حتى قربانى كردن فرزندانشان را در مقدم او مضایقه نمیكردند. نگارنده گوید مرحوم آیه‏الله كوهستانى واقعا از مصادیق حقیقى علماء ربانى بود منظرش انسانى را بیاد اولیاء و امامان معصوم علیهم‏السلام آورده و منطقش آدمى را بیاد خدا و قیامت میآورد در آن محل كوچك چندین مدرسه بنام‏هاى زیر تأسیس كرد. 1- مدرسه فضل 2- مدرسه رحمت 3- مدرسه فرح 4- مدرسه خیر 5- مدرسه جمع. البته مدارس مزبور در كمال سادگى است و در آنها تربیت طلاب و محصلین مبتدى مینمود و از حوزه علمى او صدها نفر مجتهد و فاضل و نویسنده و واعظ نامى چون مبلغ شهیر و نویسنده ارجمند دانشمند گرانمایه آقاى حاج سید عبدالكریم هاشمى نژاد صاحب تألیفات و تصنیفات ارزنده كه ترجمه‏اش در ضمن مشاهیر خطباء گذشت برخاسته‏اند. با نگارنده الفت و محبت تامى داشت و چند شبى را در كوهستان از فیض حضور و بیاناتش در پیرامون حضرت ولى عصر عجل‏الله فرجه‏الشریف و اولیاء خدا استفاده نمودم. وقتى از وجه تسمیه مدارس پرسیدم فرمود چون تصمیم گرفتم كه در كوهستان حوزه‏اى تأسیس و مدارسى براى سكونت طلاب بنا كنم با خدا مشورت كرده و استخاره نمودم این آیه آمد (قل بفضل‏الله و رحمته و بذالك فلیفرحوا هو خیر مما یجمعون) پس پنج مدرسه و هر كدام را بنام یكى از جملات آیه گذاردم. بسیارى از علماء و دانشمندان مازندران، بهشهر، هزار جریب نكا، رستم كلا و غیره و نیز فضلاء شمالى حوزه علمیه قم از حوزه آن بزرگوار و شاگردان آنجنابند. كرامات زیادى از قبیل طى‏الارض و اطعام خلق كثیر با غذاى قلیل و قضایاى دیگر از آن بزرگوار مشهور و معروف است كه ضبط و نگارش آن كتاب مستقلى میخواهد و بحمدالله دو كتاب در شرح زندگانى آن جناب دو نفر از افاضل شمال نوشته و منتشر نموده‏اند. در ماه ذى‏القعده 1391 قمرى مبتلا بكسالت تنگ نفس و قلب شده و براى معالجه و استشفعاء بقم آمده و در بیمارستان آیه‏الله العظمى گلپایگانى بسترى و مورد تجلیل و تعظیم عموم مراجع و زعماء قم گردیده و پس از تخفیف كسالت مراجعت بوطن و بعد از چند ماه در اثر ضعف و همان كسالت در ماه ربیع المولود 1392 قمرى از دنیا رفته و جنازه‏اش را با هزاران تجلیل و تشییع بى‏نظیر حمل بمشهد نموده و در جوار حضرت ثامن الحجج علیه‏السلام در دارالسیاده بخاك رفته و در مشهد و قم و چهل روز تمام در مازندران براى او مجالس ترحیم و عزا برپا بود حشره‏الله مع اولیائه المعصومین علیهم‏السلام.