ملیت :  ایرانی   -  قرن : 14
سید روح الله موسوی خمینی (۱۲۸۱-۱۳۶۸ ه.ش) مشهور به امام خمینی، رهبر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، از بزرگترین مراجع تقلید شیعه در قرن چهاردهم هجری است. نظریه ولایت مطلقه فقیه که نظریه‌ای فقهی - سیاسی مبتنی بر باور‌های تشیع است، مهم‌ترین نظریه ایشان است. وی تلاش کرد حکومت جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن را بر اساس همین نظریه شکل دهد.
 
شناسنامه
 1 مهر 1281 ه.ش برابر با ۲۰ جمادی‌الثانی ۱۳۲۰ ه.ق   تولد
 ۱۳ خرداد ۱۳۶۸ ه.ش برابر با ۲۹ شوال ۱۴۰۹ ه.ق  درگذشت
 بر اثر بیماری  علت درگذشت
 بهشت زهرا تهران  آرامگاه
 ایرانی  ملیت
 اسلام  دین
 شیعه  مذهب
 سید روح الله مصطفوی  دیگر نام ها
 حوزوی و درجه اجتهاد  تحصیلات
 -  دانشگاه
فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و غیره  زمینه فعالیت
 -  سبک
 از دوران جوانی  سال های فعالیت
 تألیفات متعدد  آثار مهم
 -  جایزه ها
www.imam-khomeini.ir
 وبگاه رسمی
 خدیجه ثقفی  همسر
 پسران: مصطفی و احمد دختران: زهرا، صدیقه و فریده  فرزندان
 پدر: سید مصطفی – مادر: هاجر آغا خانم  والدین

زندگی نامه

تولد
سید روح الله موسوی خمینی، ۲۰ جمادی‌ الثانی ۱۳۲۰ ه.ق برابر با ۱ مهر ۱۲۸۱ ه.ش در خمین از توابع اراک در خانواده ‏ای اهل علم و هجرت و جهاد و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر- سلام اللَّه علیها- روح اللَّه الموسوی الخمینی پای بر خاکدان طبیعت نهاد. پدرش سید مصطفی موسوی از معاصران آیت الله میرزای شیرازی و تحصیل‌کرده حوزه علمیه نجف بود. سید مصطفی که در خمین مرجع امور دینی مردم بود، پنج ماه بعد از ولادت سید روح الله در مبارزه با حاکمان محلی به شهادت رسید و فرزندش سید روح الله خمینی، در ۱۵ سالگی تحت سرپرستی مادرش هاجره آغاخانم و عمه‌اش صاحبه‌ خانم قرار گرفت.
 
از کودکی تا نوجوانی
او وارث سجایای آباء و اجدادی بود که نسل در نسل در کار هدایت مردم و کسب معارف الهی کوشیده ‏اند. پدر بزرگوار ایشان مرحوم آیت الله سید مصطفی موسوی از معاصرین مرحوم آیت الله العظمی میرزای شیرازی پس از آنکه سالیانی چند در نجف اشرف علوم و معارف اسلامی را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نایل آمده بود به ایران بازگشت و در خمین ملجأ مردم و هادی آنان در امور دینی بود. در حالی که بیش از پنج ماه از ولادت« روح اللَّه» نمی‏ گذشت، طاغوتیان و خوانینِ تحت حمایت عمّال حکومت وقت، ندای حق‏ طلبی پدر را که در برابر زورگوییهایشان به مقاومت برخاسته بود، با گلوله پاسخ گفتند و در مسیر خمین به اراک وی را به شهادت رساندند. بستگان شهید برای اجرای حکم الهیِ قصاص به تهران( دار الحکومه وقت) رهسپار شدند و بر اجرای عدالت اصرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید.
 

 بدین ترتیب امام خمینی از اوان کودکی با رنج یتیمی آشنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وی دوران کودکی و نوجوانی را تحت سرپرستی مادر مومنه اش ( بانو هاجر) که خود از خاندان علم و تقوا و از نوادگان مرحوم آیت الله خوانساری( صاحب زبدة التصانیف) بوده است و همچنین نزد عمه مکرمه‏ اش( صاحبه خانم) که بانویی شجاع و حقجو بود، سپری کرد امّا در سن پانزده سالگی از نعمت وجود آن دو عزیز نیز محروم گردید.
 
از نوجوانی تا جوانی
جوانی سیّد روح الله خمینی را می‌توان از زمان مهاجرت او به حوزه علمیه اراک برای تحصیلات تکمیلی (آغاز سده چهارده خورشیدی) تا سن چهل سالگی وی (آغاز دهه بیست) دانست. روح الله در سال ۱۳۰۸ ه.ش با خدیجه ثقفی دختر میرزا محمد ثقفی تهرانی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج، دو پسر و سه دختر به نام‌های سید مصطفی، سید احمد، سیده زهرا، سیده صدیقه و سیده فریده بود.
 

از جوانی تا میانسالی
این دوره از آغاز چهل سالگی تا شصت سالگی (از ابتدای دهه بیست شمسی تا پایان دهه سی شمسی) را در برمی گیرد.
 
درگذشت
امام خمینی در شامگاه ۱۳ خرداد ۱۳۶۸ ه.ش در ۸۷ سالگی بر اثر بیماری در بیمارستان قلب شهید رجایی تهران درگذشت. در ۱۵ خرداد مراسمی با عنوان «وداع با پیکر امام خمینی» در مصلای تهران برگزار شد. آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی، از مراجع تقلید شیعه، نماز میت را بر پیکر او اقامه کرد و در ۱۶ خرداد با حضور حدود ۱۰ میلیون نفر، تشییع و در نزدیکی قبرستان بهشت زهرا در ابتدای اتوبان تهران - قم جایی که امروزه به حرم امام خمینی معروف است، به خاک سپرده شد. مراسم تشییع جنازه امام خمینی پرجمعیت‌‌ترین تشییع جنازه در تاریخ شمرده شده است. مراسم تشییع امام خمینی از مصلی تا مرقد امام خمینی در جنب بهشت زهرا ـ مزار شهیدان انقلاب اسلامی ـ  که به حرم امام خمینی مشهور است، با احساسات غیر قابل کنترل مردم برگزار شد و پیکر مطهر امام خمینی به خاک سپرده شد.
 

سمت و فعالیت ها

فعالیت های علمی
تحصیلات و استادان
خمینی در کودکی به مکتب شخصی به نام ملا ابوالقاسم رفت. سپس، ادبیات عرب، دروس ابتدایی و مقدمات را از دایی اش، میرزا محمدمهدی، و منطق را نزد شوهرخواهرش، میرزارضا نجفی، فراگرفت. خمینی پس از تحصیلات مقدماتی خود در خمین، در ۱۹ سالگی، به سال ۱۲۹۹ ه.ش، برای تکمیل تحصیلات خود راهی اراک شد. او در آن‌جا وارد مدرسهٔ سپهدار شد. در آن سال‌ها اراک به دلیل حضور شیخ عبدالکریم حائری یزدی به مرکز مهمی برای یادگیری علوم دینی تبدیل شده بود. وی در آنجا منطق را از شیخ محمد گلپایگانی، اصول را از شیخ محمدعلی بروجردی و فقه را از عباس اراکی آموخت. اندکی پس از هجرت شیخ عبدالکریم حائری در نوروز ۱۳۰۱ ه.ش (رجب ۱۳۴۰ ه.ق)، به دنبال استاد خود و جمعی دیگر از شاگران به قم رفت.

در آنجا مطول را از محمدعلی ادیب تهرانی، مکاسب را از سید محمدتقی خوانساری، کفایه را از سید علی یثربی کاشانی آموخت. او بعد از گذراندن دورهٔ سطح، ابتدا در درس خارج فقه و اصول سید علی یثربی کاشانی و سپس در درس خارج فقه عبدالکریم حائری یزدی شرکت کرد. وی برای فراگیری فلسفه به درس علی اکبر حکمی یزدی رفت و در همان ایام نقد فلسفه داروینیسم را نزد محمدرضا نجفی فراگرفت. به مدت چهار سال منظومه ملا هادی سبزواری را در محضر سید ابوالحسن رفیعی قزوینی آموخت و اسفار اربعه ملاصدرا را با خلیل کمره‌ای مباحثه کرد. وی نزد ابوالحسن رفیعی قزوینی علاوه بر فلسفه، ریاضیات و هیئت را نیز فراگرفت. در عرفان ابتدا از میرزا جواد ملکی تبریزی و سپس میرزا محمدعلی شاه‌آبادی بهره برد. او از سال ۱۳۰۷ ه.ش به مدت شش سال در درس خصوصی عرفان شاه آبادی شرکت می‌کرد و منازل‌السائرین خواجه عبدالله انصاری و شرح مصباح الانس و مفاتیح الغیب صدرالدین قونوی را از وی آموخت و خود شرحی بر مفاتیح الغیب نگاشت.
 

وی در سال ۱۳۱۳ ه.ش به اجتهاد رسید. پس از درگذشت آیت الله حائری در سال ۱۳۱۵ ه.ش، با آمدن حسین طباطبایی بروجردی به قم، در درس خارج فقه و اصول او حضور پیدا کرد. سید روح الله خمینی، از شیخ محمدرضا اصفهانی، شیخ عباس قمی، سید محسن امین عاملی و سید ابوالقاسم دهکردی اصفهانی اجازه روایت دریافت کرده است.
 
اساتید
عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم
محمدرضا مسجدشاهی اصفهانی صاحب وقایة الاذهان
محمدعلی شاه‌آبادی
سید ابوالحسن رفیعی قزوینی
سید علی یثربی کاشانی
سید محمدتقی خوانساری
میرزا علی‌اکبر حکمی یزدی
میرزا محمدعلی ادیب تهرانی
 
تدریس
سید روح الله موسوی خمینی، در سال‌های طولانی در حوزه علمیه قم به تدریس چندین دوره فقه، اصول، فلسفه و عرفان و اخلاق اسلامی در مدرسه فیضیه، مسجد اعظم، مسجد محمدیه، مدرسه حاج ملاصادق، و مسجد سلماسی همت گماشت و در حوزه علمیه نجف نیز نزدیک به سیزده سال در مسجد شیخ اعظم انصاری معارف اهل بیت و فقه را در عالی‌ترین سطوح تدریس نمود و در نجف برای نخستین بار مبانی نظری ولایت فقیه را در چندین جلسه تدریس نمود. به گفته شاگردان امام خمینی، مجلس درس وی از معتبرترین کانون‌های درسی حوزه محسوب می‌شده و در برخی از دوره‌ها نزدیک به ۱۲۰۰ نفر شرکت می‌کرده‌اند که در میان آنان ده‌ها تن از مجتهدان مسلّم و شناخته‌شده حاضر بودند.
 

فعالیت های سیاسی
تا پیش از انقلاب اسلامی، نظام حاکم بر ایران سلطنتی مشروطه بود که به دلیل سرپیچی‌های مداوم دو شاه پهلوی عملا به سلطنتی مطلقه تبدیل شده بود. برنامه‌های نظام حاکم‌ گاه با مبانی دین اسلام و مذهب تشیع سازگار نبود. این عامل باعث اعتراض متدینان و به ویژه علمای مذهبی به رژیم حاکم شده بود.
 
نخستین حرکت
اعتراض رسمی و آشکار امام خمینی به نظام سلطنتی با صدور بیانیه‌ای در سال ۱۳۴۱ ه.ش آغاز شد. پس از تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، نخست در ۱۶ مهر سال ۱۳۴۱ ه.ش جلسه‌ای با حضور امام خمینی و سایر مراجع قم تشکیل شد. که منجر به صدور اعلامیه‌هایی از سوی علما و شخص امام خمینی گردید. در ۱۱ آذر سال ۱۳۴۱ ه.ش تصویب‌نامه انجمن‌های ایالتی و ولایتی به دنبال مبارزات پیگیر امام خمینی لغو شد. ایشان، پیامی برای ختم این غائله صادر کرد.
 
ادامه اعتراضات
۲ بهمن ۱۳۴۱ ه.ش: تحریم رفراندوم غیر قانونی شاه موسوم به «انقلاب سپید»از سوی امام خمینی
۲ فروردین ۱۳۴۲ ه.ش: واقعه فیضیه به دست رژیم شاه
۱۵ خرداد ۱۳۴۲ ه.ش: دستگیری شبانه امام خمینی و قیام مردم در اعتراض به دستگیری ایشان
۴ تیر ۱۳۴۲ ه.ش: انتقال امام از پادگان قصر به سلولی در عشرت آباد
۲۱ فروردین ۱۳۴۳ ه.ش: سخنرانی تاریخی امام خمینی در مسجد اعظم قم پس از آزادی از حبس و حصر
۴ آبان ۱۳۴۳ ه.ش: سخنرانی کوبنده به مناسبت طرح کاپیتولاسیون
۱۳ آبان ۱۳۴۳ ه.ش: بازداشت و تبعید به ترکیه
۲۱ آبان ۱۳۴۳ ه.ش: انتقال از آنکارا به بورسای ترکیه
 

اندکی پس از غائله انجمن‌های ایالتی و ولایتی، این بار شاه خود به میدان آمد و طرحی با عنوان "انقلاب سفید" یا " انقلاب شاه و میهن" با اصولی شش‌گانه اعلام کرد. امام خمینی به جلسه‌ای با علما تشکیل می‌دهند و نماینده‌ای به دیدار شاه می‌فرستند. از نتایج مذاکرات امام درمی‌یابند که با اجرای اصول انقلاب سپید، زمینه برای نفوذ بیش‌تر امریکا و اسرائیل به ایران مساعدتر می‌شود. ایشان در بیانیه‌ای صریح چهار روز پیش از رفراندوم، آن را مخالف اسلام و قانون اساسی قلمداد می‌کنند. پس از انتشار این پیام، بازار تهران تعطیل شد و دانشجویان دانشگاه تهران دست به راهپیمایی زدند. چند روز پیش از رفراندوم، شاه به قم سفر کرد امّا به دلیل توصیه امام شهر تعطیل شد و استقبال سردی از شاه صورت گرفت و خودشان هم راضی به دیدار با شاه نشدند.

رفراندوم در ۶ بهمن انجام شد و ۸ بهمن ماه آغاز ماه رمضان بود. امام برای اعلام انزجار از شاه و عملکردهای او مساجد را تعطیل اعلام کردند. در روز عید فطر، امام در سخنرانی خود شاه را به تمکین در برابر اسلام و علما دعوت کردند. شاه هم معترضان را به سرکوب و شدت عمل تهدید کرد. امام برای پیش‌گیری از اقدامات شاه و گستراندن دامنه انقلاب به همه لایه‌های جامعه، نوروز ۱۳۴۲ ه.ش را عزای عمومی اعلام کردند.
 

۲ فروردین ماه سال ۱۳۴۲ ه.ش، سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) منزل امام مجلس عزا برقرار بود. تلاش ماموران برای برهم زدن مجلس با واکنش امام بی‌نتیجه باقی ماند. عصر همان روز، در اثنای مجلس دیگری در فیضیه، ماموران موفق به ایجاد اغتشاش شدند. زد و خورد با ماموران مخفی شاه بالا گرفت و با پیوستن ارتش به غائله، بسیاری از طلاب و مردم را زخمی و گلوله‌باران کردند و به مقدسات اسائه ادب نمودند. نظیر همین اتفاقات، همان روز در مدرسه طالبیه تبریز روی داده بود. در پی این حوادث، امام برای حضور در فیضیّه به راه افتادند اما حاضران در منزل مانع خروج امام شدند. همان‌جا برای حاضران سخنرانی و از جدّی شدن مبارزه صحبت کردند. "دستگاه جبار با دست زدن به این فاجعه، شکست و نابودی خود را حتمی ساخت. ما پیروز شدیم؛ ما از خدا می‌خواستیم که این دستگاه ماهیت خود را بروز دهد و خود را رسوا کند. "امام در سخنرانی روزهای بعد خود از سکوت بزرگان گلایه می کنند:"امروز سکوت، همراهی با دستگاه جبار است". روز بعد  بیانیه‌ای را منتشر می‌کنند و به صراحت از علما می‌خواهند که تقیّه را رها کنند و می‌افزایند: "من اکنون قلب خود را برای سرنیزه‌های مامورین شما حاضر کرده‌ام. "

در مدت باقی مانده به محرّم یاران امام مردم شهرهای مختلف در سراسر ایران را برای اعتراض به حکومت سامان می‌دهند. این در حالی بود که حکومت مقابله خود را شدّت بخشیده بود. امام از نخستین کسانی هستند که درباره خطر اسرائیل هشدار می‌دهند. در شرایطی که ساواک از سخنرانان برای عدم تعرّض به شاه و اسرائیل تعهّد گرفته بود، امام در عاشورای سال ۱۳۴۲ ه.ش در سخنرانی خود به شدّت به شاه و دخالت‌های اسرائیل انتقاد کردند«۶۶». همان شب امام دستگیر شدند و از قم به تهران اعزام شدند. این موضوع باعث قیام در تهران و ورامین شد. خبرها حکایت از احتمال اعدام امام داشت بنابراین سیل اعلامیه‌ها، تلگراف‌ها و نامه‌ها از سوی مراجع داخل و خارج و شخصیت‌های ملی و مذهبی، دستگاه حاکم را محاصره کرده بود. این فشارها باعث آزادی امام و انتقالشان به منزلی در تهران در ۱۲ مرداد ماه شد.

پس از عدم موفقیت برای تعهد گرفتن از امام، دولت حسنعلی منصور که مخالف اقدامات دولت قبلی بود، امام خمینی را در ۱۶ فروردین ۱۳۴۳ ه.ش آزاد کرد. دو روز بعد روزنامه اطلاعات از همراهی روحانیت با شاه نوشته بود که امام گفتند: "خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد. "
 

اعتراض به کاپیتولاسیون و تبعید به ترکیه
 ۲۱ مهرماه ۱۳۴۳ ه.ش لایحه کاپیتولاسیون در مجلس تصویب شد. خبر که به امام رسید، پیام هشدارآمیز صادر کردند و در سخنرانی خود اینگونه فرمودند: " ما را فروختند، استقلال ما را فروختند . . . ای سران اسلام، به داد اسلام برسید. ای علمای نجف، به داد اسلام برسید. ای علمای قم، به داد اسلام برسید؛ رفت اسلام . . . ما زیر چکمه امریکا برویم، چون ملت ضعیفی هستیم؟!"

امام در ۱۳ آبان‌ ماه با چند روز تاخیر به دلیل برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا دستگیر و به ترکیه تبعید شدند. اقامت امام خمینی در ترکیه یازده ماه به درازا کشید و در این مدت فشارهای روانی و جسمی برای وادار کردن امام به سازش وارد کردند. کتاب تحریر الوسیله در همین ماه‌ها نگاشته شد. ۱۳ دی‌ ماه مصطفی فرزند امام هم که از روز تبعید دستگیر شده بود به ترکیه تبعید شد. در ترکیه هم‌بحث امام شده بود.
 

تبعید به نجف
در تاریخ ۱۳ مهر سال ۱۳۴۴ ه.ش امام خمینی از ترکیه به بغداد منتقل شد. در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۴۴ ه.ش از سامرا به کربلا رفت و در روز ۲۳ مهر ۱۳۴۴ ه.ش وارد نجف شد و بعد از دید و بازدید‌هایی که از سوی علما و مراجع نجف انجام شد در ۲۳ آبان ۱۳۴۴  ه.ش دروس‌ حوزه‏ خود را شروع کرد.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۵۶ ه.ش پیام ایشان به مناسبت چهلم شهدای قم
۲ مهر ۱۳۵۷ ه.ش محاصره منزل امام توسط نیروهای بعثی عراق
۱۰ مهر ۱۳۵۷ ه.ش هجرت از عراق به سوی کویت
۱۳ مهر ۱۳۵۷ ه.ش هجرت از عراق به فرانسه
۱۲ بهمن ۱۳۵۷ ه.ش بازگشت به میهن اسلامی پس از ۱۵ سال تبعید
 

امام و فرزندشان مهرماه سال ۱۳۴۴ ه.ش به نجف تبعید شدند. نحوه انتقال امام به عراق، به گونه‌ای بود که به نظر پایان تبعید ایشان می‌آمد و حکومت در نظر داشت امام در حوزه نجف و در فضای دور از سیاست آن منزوی شود. با اصرار زیاد طلبه‌ها درس خود را آغاز کردند و در عین حال دوستان انقلابی خود در ایران را توصیه به صبر می‌کردند. در آن سال‌ها، روابط ایران و عراق، رو به تیرگی گذاشته بود. رژیم عراق، حضور امام را در کشور خود را فرصت مناسب برای فشار بر حکومت ایران می‌دانست اما امام نهضت‌شان را وجه‌المصالحه روابط ایران و عراق نکردند، برای مثال پیشنهاد مصاحبه با رادیو و تلوزیون عراق را رد کردند. 
پیگیری فعالیّت‌های نهضت در نجف با وقفه‌ روبرو نشد. امام چهار روز پس از ورود به نجف در دیدار با آیت‌الله سید محسن حکیم، وی را به قیام فرا خواندند. فروردین ۱۳۴۶ ه.ش در اعتراض به لوایحی که قوانین ضد اسلامی داشت به هویدا نامه‌ای با لحن تند نوشتند و چند روز بعد به پیامی برای ادامه نهضت صادر کردند: "در مقابل ظلم تسلیم نشوید. این‌ها رفتنی هستند و شما باقی هستید. "

ایشان در پیامی در ۱۷ خرداد، به مناسبت جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل، فتوایی دایر بر حرمت هر گونه رابطه تجاری و سیاسی دولت‌های اسلامی با اسرائیل و حرمت مصرف کالاهای اسرائیلی در جوامع اسلامی را صادر کردند. یک سال بعد، در شهریور ۱۳۴۷ ه.ش، امام فتوای مشهور خود مبنی بر جواز پرداخت صدقات و زکات را به چریک‌ های فلسطینی صادر کردند. این نخستین فتوای مهم یک مرجع شیعی است که پرداخت زکات و صدقات را به مسلمین غیرشیعه تجویز می‌نمود. امام در طول اقامت در نجف هر روز سه ساعت به زیارت و عبادت در حرم می‌پرداختند و این تنها دل‌خوشی ایشان در مقابل مخالفت‌ها با فعالیت‌های انقلابی‌شان بود. در بهمن‌ماه ۱۳۴۸ ه.ش درس ولایت فقیه را شروع کردند. شاگردان امام جزوه‌ها را به عربی ترجمه کردند و به کشورهای عربی رساندند.

در جریان مبارزات، یکی از فعالیت‌ های امام ایجاد رابطه با دانشجویان برای از بین بردن ذهنیّت منفی آنان نسبت به روحانیت بود. در نامه‌ای نوشته بودند: "اینجانب با زحمات طاقت‌ فرسا می‌خواستم سو ظن موجود در طبقات مختلفه سیّما(مخصوصا) تحصیل‌کرده و دانشگاهی را نسبت به علمای دین مرتفع کنم یا تخفیف دهم؛ لکن خود آقایان راضی نیستند. "
 

در شرایطی که در ایران مبارزه مسلحانه از محبوبیت زیادی برخوردار بود، بارها از امام اجازه خواسته بودند اما ایشان نپذیرفتند. در این اوضاع سازمان مجاهدین خلق اعلام مبارزه چریکی کرد و سیل تقاضاها و نامه‌ها به نجف برای حمایت امام از این گروه سرازیر بود. آقایان منتظری، طالقانی، مطهری و سید احمد خمینی هم امام را تشویق به دفاع از این گروه کرده بودند. امام درباره نماینده سازمان که بیست روز برای امام از سازمان گفته بود، گفته بودند: "آمده بود که تایید بگیرد از من، من همان گوش کردم و یک کلمه جواب ندادم. فقط اینکه گفت که ما می‌خواهیم که قیام مسلحانه بکنیم، من گفتم نه، قیام مسلحانه حالا وقتش نیست و شما نیروی خودتان را از دست می‌دهید و کاری هم ازتان نمی‌آید. "

با اوج گرفتن اختلافات ایران و عراق در دی ۱۳۵۰ ه.ش، اخراج ایرانیان مقیم عراق از سر گرفته شد. امام در سخنرانی خود تهدید کرده بودند که از عراق خواهند رفت. نماینده حکومت برای عذرخواهی خدمت امام رسید و اخراج ایرانی‌ها متوقف شد. در مهر ۱۳۵۲ ه.ش ایران غرق در برگزاری جشن ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی بود در حالی که در صهیونیست‌ها به فلسطین حمله‌ور شده بودند. امام در پیام‌هایی به مردم و سران کشورهای اسلامی آن‌ها را به یاری مردم مظلوم فلسطین فراخواندند. ایشان در پیام خود درباره جشن ۲۵۰۰ ساله آورده‌اند: "جشن برای شاهان خونخواری که نمونه آنان امروز مشهود است. مسلمین برای مجد و عظمت اسلام و آزادی فلسطین در خاک و خون می‌غلتند ولی شاه ایران برای رژیم مبتذل شاهنشاهی جشن و سرور بپا می‌کند. "

در ۱۷ خرداد ۱۳۵۴ ه.ش، ماموران با حمله به مراسم سالگرد ۱۵ خرداد، ۳۵۰ نفر از طلبه‌ها دستگیر شدند. چند روز بعد هم حکومت عراق به حوزه نجف حمله برد. امام به رئیس جمهور عراق اعتراض کرده بودند. امام در نامه‌ای دیگر نوشته بودند: "که چیزی که مرا رنج می‌دهد بی‌تفاوت بودن نجف است راجع به قضایای قم و احیانا طرفداری از مخالف. "

سال‌های نجف برای امام به سختی می‌گذشت. "من نمی‌دانم با این جو نجف چه کنم؟ هر قدمی که بردارم، با مخالفت و کارشکنی عده‌ای از آخوندهای نجف مواجه می‌شوم، اگر در برابر حکام بعث برخورد تند و قاطع بکنم، فورا در نجف سرو صدا راه خواهند انداخت که می‌خواهد حوزه نجف را برهم بزند! اگر در برابر بعث‌ها سکوت کنم، می‌گویند با آن‌ها ساخت و پاخت کرده است!"
 
 
 
اوج گرفتن نهضت
اول آبان ۱۳۵۶ ه.ش خبر درگذشت سید مصطفی، فرزند امام، بدون سابقه بیماری موجب حیرت شد. دکتر گفته بود که وی را مسموم کرده‌اند، امام اجازه کالبدشکافی را ندادند. ضمنا نگذاشتند دروس حوزه تعطیل شود. در پیام‌شان در مورد این  نوشته بودند: "ما با گرفتاری عظیم و مصیبت‌های دلخراشی مواجه هستیم که باید ذکری از مصایب شخصی نکنیم. " لحن پیام امام، شاه را به خشم آورد و دستور داد در مقاله روزنامه اطلاعات به امام حمله کنند. مردم در اعتراض به جسارت به امام، در قم قیام کردند که با سرکوب مواجه شده بود. امام در نجف سخنرانی آتشین کردند و پیامی برای ادامه نهضت دادند.

شهرهای ایران در چهلم شهدای شهرهای پیشین ملتهب می‌شد و امام برای هر کدام از این اتفاقات پیام می‌دادند. در یکی از این پیام‌ها نوید پیروزی می‌دهند: "من به ملت ایران با این بیداری و هوشیاری و با این روحیه قوی و شجاعت بی‌مانند نوید پیروزی می‌دهم؛ پیروزی توأم با سربلندی و افتخار؛ پیروزی توأم با استقلال و آزادی؛ پیروزی توأم با قطع ایادی اجانب و چپاولگران؛ پیروزی با برچیده شدن بساط ستمگران و انقراض دودمان سیاه‌روی پهلوی. "

تظاهرات مردم به مناسبت‌های مختلف ادامه داشت تا اینکه در اوج سرکوب رژیم شاه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ ه.ش تظاهرات مردم در میدان ژاله به خاک و خون کشیده شد. امام نوشتند: "ملت ایران! مطمئن باشید که دیر و یا زود پیروزی از آن شماست. شاه با حکومت آشتی ملی می‌خواهد روحانیت شریف ایران و سیاسیون محترم را در کشتار خود سهیم گرداند ولی فریب او خیلی زود برملا گردید. "
 

با اوج گرفتن فعالیت‌های امام، ماموران حکومت عراق خانه امام را محاصره کردند و رفت و آمد به آن را قطع کردند. با افزوده شدن فشارها تصمیم گرفتند که از طریق کویت به سوریه بروند چون رابطه عراق و سوریه تیره بود. در مرز کویت ۱۰ ساعتی معطل ماندند اما کویت با ورودشان موافقت نکرد. تصمیم گرفته شد که به پاریس بروند. امام به پاریس رفتند ولی یک فرستاده به سوریه فرستاده بودند تا موافقت حافظ اسد را برای اقامت در سوریه کسب کنند که او هم استقبال کرده بود.

امام در نوفل لوشاتو در مصاحبه‌ با خبرنگاران و سخنرانی‌ هایشان به شرح اوضاع ایران و مقاصد نهضت مردم می‌پرداختند. در همین ایام فرح در سفر به کربلا با آیت‌الله خویی دیدار کرد. این موضوع مثل بمب صدا کرد. امام صحبت کردن درباره این دیدار را حرام اعلام کردند.

تلاش‌هایی برای انحراف قیام مردمی صورت می‌گرفت، از مطرح کردن سلطنت به جای حکومت تا اجرای قانون اساسی و احیای مشروطه. اما امام بر رفتن شاه تاکید داشتند. ادامه قیام مردمی و پیام‌ها و سخنرانی‌های امام و اتفاقاتی نظیر کشتار ۱۳ آبان و تظاهرات تاسوعا و عاشورا با رهبری امام خمینی شاه را مجبور به خروج از کشور کرد.

بختیار پس از رسیدن به نخست‌وزیری تلاش کرد تا در پاریس با امام ملاقات کند تا به تفاهم برسند. امام شرط ملاقات را استعفا اعلام کردند. این دیدار انجام نشد و توطئه‌ای دیگر به شکست انجامید. تلاش‌ها داشت به ثمر می‌نشست.
 

بالاخره پس از سال‌ها دوری از وطن، امام ۱۲ بهمن‌ماه ۱۳۵۷ ه.ش وارد ایران شدند و در ۱۵ بهمن‌ماه بازرگان، را نخست‌وزیر دولت موقّت و مامور تشکیل کابینه کردند و از مردم خواستند که از وی حمایت کنند. امام با صدور اطلاعیه‌ای در مورد حکومت نظامی ۲۱ بهمن، آن را خدعه خواندند و از مردم خواستند که به آن اعتنا نکنند که این اقدام باعث به ثمر نشستن نهضت و پیروزی انقلاب اسلامی شد.

۱۰ اسفندماه، از تهران به قم رفتند تا در آن‌جا مستقر شوند، مردم تا کیلومترها به استقبال آمده بودند. از همان ابتدا امام بر برگزاری رفراندوم اصرار کردند که نهایتا در رفراندوم ۱۰ فرودین ۱۳۵۸ ه.ش مردم در رایی قاطع به جمهوری اسلامی آری گفتند.

جلوگیری از انحلال ارتش که خواسته تعدادی از انقلابیون بود، مدیریت غائله خرمشهر، مهاباد، کردستان و پاوه، تلاش برای تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی و حل چالش‌های آن، حمایت از اشغال سفارت آمریکا، موافقت با استعفای دولت موقت، اعلام فرمان تشکیل جهاد سازندگی و بسیج مستضعفین و پایان بخشیدن به غائله هواداران آیت‌الله شریعتمداری از مهم‌ترین اقدامات امام در سال اول انقلاب بود.
 

در ۲۹ دی‌ ماه وصیت‌نامه جدیدشان را نوشتند و آقایان منتظری و پسندیده را وصی خودشان قرار دادند. چند روز بعد به دلیل عارضه قلبی به بیمارستانی در تهران منتقل شدند. نظر پزشکان به جراحی بود، امام مخالفت کردند و قبول کردند که داروها را منظم استفاده کنند. پس از دو ماه، امام بهبود پیدا کردند و پزشکان صلاح ندیدند که دوباره در قم اقامت کنند و تأکید نمودند که در اطراف بیمارستان قلب منزلی برای امام گرفته شود و علاوه بر آن به تشخیص پزشکان الزاماً می‌بایست در شمال تهران که از هوای مناسب برخوردار است سکونت داشته باشند.

ظهور و سقوط بنی‌صدر، کودتای نوژه ، اختلافات بین مسولین، ترورهای منافقین و جنگ تحمیلی عراق از مهم‌ترین موضوعاتی بود که امام با مدیریت خود کشور را در سال‌های نخست انقلاب به پیش بردند. تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران، تدوین قانون اساسی، مقابله با درگیری‌های داخلی، فرماندهی جنگ در زمان حمله هشت ساله عراق به ایران، پذیرش صلح با عراق، اصلاح قانون اساسی،. . . مهم‌ترین کارهای او در طول این ده سال به شمار می‌رود.
 

آثار

کتاب‌ها
فهرست جامع آثار امام خمینی
کشف اسرار
تحریر الوسیله
شرح چهل حدیث
ولایت فقیه
جهاد اکبر
مناسک حج
آداب الصلاة
سر الصلاة
تفسیر سوره حمد
طلب و اراده
شرح دعای سحر
کتاب البیع (۵ جلد)
کتاب الطهاره (۴ جلد)
استفتائات (۳ جلد)
رساله توضیح المسائل
وصیت نامه سیاسی الهی
شرح حدیث جنود عقل و جهل
صحیفه امام (صحیفه نور) ۲۲ جلد
مصباح الهدایه الی الخلافة و الولایة
مناهج الوصول الی علم الاصول (۲ جلد)
تعلیقات علی شرح فصوص الحکم ومصباح الانس
انوار الهدایه فی التعلیقة علی الکفایة (۲ جلد)
رسائل (شامل چند رساله در علم اصول مثل «لاضرر و لا ضرار»، استصحاب، تعادل و تراجیح، اجتهاد و تقلید، و تقیه)
 

نخستین بار یک هفته بعد از درگذشت امام خمینی یکی از اشعار او منتشر شد. این شعر که مضمونی عرفانی داشت به زودی در بین عموم مردم معروف شد.

بعد از مدتی دیوان کامل شعر امام خمینی با عنوان دیوان امام منتشر شد. دیوان شعر امام کتابی است که در ۶ فصل شامل غزلیات، رباعیات، قصاید، مسمط، ترجیع بند و اشعار پراکنده تنظیم شده و اولین بار توسط موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی در ۴۳۸ صفحه انتشار یافته است.

در این دیوان علاوه بر غزل، رباعیات فراوانی نیز منتشر شده است که تعدادی از آن‌ها خطاب به عروس امام خمینی (همسر سید احمد خمینی) سروده شده است. بسیاری از شعرای معاصر همچون حمید سبزواری، جواد محقق، عبدالجبار کاکایی، رحیم زریان، محمدعلی بهمنی، کامران شرفشاهی، سعید بیابانکی، صابر امامی، عباس چشامی و امیر مرزبان، در ارتباط با این دیوان اظهار نظرهایی کرده‌اند.

ترجمه اشعار این دیوان که عمدتا در سبک عراقی سروده شده‌اند، به هندی، عربی، انگلیسی و چندین زبان دیگر انتشار یافته است. به جز ترجمه، کتابی نیز با عنوان فرهنگ موضوعی و شرح و تفسیر دیوان امام خمینی منتشر شده است. نویسنده این کتاب قادر فاضلی است.
 

اندیشه / نظرات

ولایت مطلقه فقیه
امام خمینی نخستین بار در نجف و در درس‌هایی که بعدها با نام حکومت اسلامی منتشر شده، نظریه ولایت فقیه را مطرح کرد. اساس این نظریه آن است که در اندیشه شیعی، حکومت باید زیر نظر یک مجتهد جامع الشرایط اداره شود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران این نظریه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران گنجانده شد و نظام جمهوری اسلامی بر اساس این نظریه بنیاد نهاده شد. امام خمینی در سال‌های پایانی عمر خود نظریه ولایت مطلقه فقیه را مطرح کرد و اختیارات حکومتی فقیه را معادل اختیارات پیامبر اسلام (ص) و امامان (ع) دانست. در این نظریه فقیه می‌تواند احکام اولیه شرع را نیز بر اساس مصلحت نظام اسلامی به طور موقت تعطیل کند.
 
نقش زمان و مکان در اجتهاد
امام خمینی در اسفند سال ۱۳۶۷ ه.ش پیامی برای حوزه‌های علمیه صادر کرد که به منشور روحانیت معروف شد. او در بخشی از این پیام، اجو تاکید کرد که زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهاد هستند. زمان و مکان باعث تغییر نگاه مجتهد به یک موضوع و در نتیجه تغییر حکم خواهند شد. او پیش‌تر نیز در نامه‌ای که به منشور برادری معروف شد بر ناکافی بودن اجتهاد مصطلح در حوزه‌ها تصریح کرده بود.
 

هفت اصل از مهم‌ترین اصول اندیشه امام خمینی در بیان حضرت آیت الله خامنه ای
اسلام ناب از نظر امام بزرگوار، آن اسلام متکی به کتاب و سنت است که با فکر روشن، با آشنایی با زمان و مکان، با شیوه و متد علمی جاافتاده و تکمیل شده در حوزه‌های علمیه استنباط می‌شود و به‌دست می‌آید. اسلام آمریکایی دوشاخه بیشتر ندارد: یکی اسلام سکولار و دیگری اسلام متحجر. اعتماد به قدرت پروردگار موجب می‌شد که امام بزرگوار در مواضع انقلابی خود صریح باشد، چون اتکاء به خدا داشت. نه اینکه نمی‌دانست قدرت‌ها بدشان می‌آید و عصبانی می‌شوند، می‌دانست؛ اما به قدرت الهی و نصرت الهی باور داشت.

در آن روزها، سعی می‌شد به خاطر یک برداشت نادرست، همه‌ی کارهای اقتصادی کشور به دولت موکول شود، امام بارها و بارها هشدار می‌داد، در مسائل اقتصادی، نظامی، سازندگی کشور، تبلیغات و بالاتر از همه انتخابات کشور به مردم اعتماد داشت. همه باید تلاش کنند که محرومان را از محرومیت بیرون بیاورند، تا آن جایی که در توان کشور است به محرومان کمک کنند، امام مکرر می‌گفت این کوخ‌نشینان‌ و فقرا و محرومان‌اند که این صحنه‌ها را پر کردند، با وجود محرومیت‌ها اعتراض هم نمی‌کنند، در میدانهای خطر هم حاضر می‌شوند.

امام با مستکبرین سر آشتی نداشت، واژه «شیطان بزرگ» برای آمریکا، یک ابداع عجیبی از سوی امام بود، وقتی شما یک دستگاهی را، شیطان دانستید، معلوم است که باید رفتار و احساسات شما، در مقابل او چگونه باشد، امام تا روز آخر نسبت به آمریکا، همین احساس را داشت، عنوان «شیطان بزرگ» را هم به کار می‌برد. استقلال یعنی آزادی در مقیاس یک ملت. اینی که بعضی در زبان یا در شعار، دنبال آزادی‌های فردی باشند، اما علیه استقلال کشور حرف بزنند، این یک تناقض است. توجه به توطئه‌های تفرقه‌افکن، چه تفرقه بر اساس مذهب شیعه و سنی، چه تفرقه بر اساس قومیت‌ها [از خطوط اصلی امام بود]، تفرقه‌افکنی یکی از سیاست‌های قطعی دشمن بود و امام بزرگوار ما بر روی وحدت ملی و اتحاد آحاد ملت یک تکیه کم‌نظیر داشت.
 

در نگاه دیگران

اشخاص
حضرت آیت الله خامنه ای: «شخصیت امام تا حد بسیار زیادی به اهمیت و عظمت آرمان های او مربوط می شد. او با همت بلندی که داشت، هدف های بسیار عظیمی را انتخاب می کرد. تصور این هدف ها برای آدم های معمولی دشوار بود و می پنداشتند آن هدف های والا، دست نیافتنی هستند؛ لیکن همت بلند و ایمان وتوکل و خستگی نا پذیری و استعدادهای فراوان و توانایی های اعجاب انگیزی که در وجود این مرد بزرگ نهفته بود، به کار می افتاد ودر سمت هدف های مورد نظرش پیش می رفت و ناگهان همه می دیدند که آن هدف ها محقق شده اند. نقطه اساسی کار او این بود که در اراده الهی و تکلیف شرعی محو می شد. هیچ چیز برایش غیر از انجام تکلیف، مطرح نبود. واقعاً او مصداق ایمان و عمل صالح بود. ایمانش به استحکام کوه ها می مانست و عمل صالحش با خستگی ناپذیریِ باور نکردنی توأم بود. آن چنان در تداوم عمل صبور و کوشا بود که انسان را دچار حیرت می کرد. به همین خاطر، هدف های بزرگ قابل وصول شد و دست یافتن به قلم ها امکان پذیر گردید. »

«شخصیت عظیم رهبر کبیر و امام عزیز ما حقاً و انصافاً پس از پیامبران خدا و اولیای معصومین، با هیچ شخصیت دیگری قابل مقایسه نبود. او ودیعه خدا در دست ما، حجت خدا بر ما، و نشانه عظمت الهی بود. وقتی انسان او را می دید، عظمت بزرگان دین را باور می کرد. ما نمی توانیم عظمت پیامبر(صلی الله علیه و آله)، امیر المؤمنین(علیه السلام)، سید الشهدا(علیه السلام)، امام صادق(علیه السلام) و بقیه اولیا را حتی درست تصور کنیم؛ ذهن ما کوچک تر از آن است که بتواند عظمت شخصیت آن بزرگ مردان را در خود بگنجاند و تصور کند. اما وقتی انسان می دید شخصیتی با عظمت امام عزیزمان و با آن همه ابعاد گوناگون [نظیر] ایمان قوی، عقل کامل، دارای حکمت، هوش مندی، صبر وحلم و متانت، صدق و صفا، زهد و بی اعتنایی به زخارف دنیا، تقوا و ورع و خدا ترسی و عبودیت مخلصانه برای خدا، دست نیافتنی است و مشاهده می کرد که همین شخصیت عظیم چگونه در برابر آن خورشید های فروزان آسمان ولایت اظهار کوچکی و تواضع و خاکساری می کند و خودش را در مقابل آن ها ذره یی به حساب می آورد، آن وقت انسان می فهمیدکه پیامبران و اولیای معصومین (علیهم السلام) چه قدر بزرگ بوده اند. » «آن بزرگوار، قوت ایمان را با عمل صالح و اراده پولادین را با همت بلند و شجاعت اخلاقی را با حزم و حکمت و صراحت لهجه و بیان را با صدق و متانت و صفای معنوی و روحانی را با هوش مندی و کیاست و تقوا و ورع را با سرعت و قاطعیت و ابهت و صلابت رهبری را با رقت و عطوفت و خلاصه بسی خصال نفیس و کمیاب را که مجموعه آن در قرن ها و قرن ها به ندرت ممکن است در انسان بزرگی جمع شود، همه وهمه را با هم داشت. الحق شخصیت آن عزیز یگانه، شخصیتی دست نیافتنی و جایگاه والای انسانی او جایگاهی دور از تصور و اساطیر گونه بود. »«به اعتقاد من، مهم ترین و تعیین کننده ترین راز موفقیت او[امام]، همان اخلاص و توجه و اتصال به خدا بود. ایشان توانست معنای«ایاک نستعین» را در عمل خود مجسم کند و به منبع لایزال قدرت الهی متصل شود. وقتی یک انسان کوچک و ضعیف و ظرف محدودی، خودش را به اقیانوس بی پایانی وصل می کند، دیگر هیچ عاملی وجود ندارد که بتواند بر او فایق آید. اگر هر انسانی همین کار را بکند، همان گونه خواهد شد. البته انسان ها به آسانی نمی توانند این کار را بکنند؛ ولی ایشان توانست و کرد. »
 

حضرت آیه الله العظمی بروجردی(قدس سره): «آقای حاج آقا روح الله[امام خمینی] چشم و چراغ حوزه اند. »

حضرت آیه الله العظمی اراکی(رحمة الله علیه): «کار او[امام] فقط و فقط برای رضای خداست و این مرد از آن مردهایی است اگر در روز عاشورا بود، این هفتادو دو تن می شدند هفتادو سه تن. می رفت جنگ و سینه اش را سپر می کرد جلوی شمشیر و نیزه، و این از این جور اشخاص بود. یک هم چو شخص جانش را، حیثیتش را، ریاستش را، حالش و فرزند و عیالش را، فدای اسلام کرده و حاضر برای همه چیز است، برای اسلام و از هیچ چیز باک ندارد. هیچ چیز، هیچ چیز. »

حضرت آیه الله العظمی بهاء الدینی (قدس الله نفسه الزکیه): «بعضی از خصوصیات ایشان [امام] عبارت است از: 1. خدمت گزاری روحانیت: امام از همان ابتدا تا وقتی که به جماران آمد، خدمت گزار روحانیت بود. 2. اخلاق و فضل: در این بعد، نظیر امام را در حوزه نجف و قم ندیدم. جهات معنوی و اخلاقی امام متکی به تبلیغات نبود، بلکه به واقعیت اتکا داشت؛ درست مثل اجدادش. 3. احترام به شاگردان: از خصوصیات امام این بود که با شاگردانش جلسه داشت و مسئله شاگرد و استادی در برنامه امام نبود و چنین مرامی نداشت. با شاگردان می نشست و جلسه داشت. گاهی ریاست جلسه با یکی از شاگردان خودش بود. بزرگی روح امام تا این حد بود. 4. احترام به دوستان: در جلساتی که با دوستانش داشت، همیشه دوستانش را جلو می انداخت و خودش دنبال آن ها می آمد. با این حرکت از دوستانش تجلیل می کرد. »

استاد شهید مرتضی مطهری(رحمة الله علیه): «چند روز پیش،«کارتر» به آیه الله خمینی راجع به بختیار اخطار کرد که هر دو ابر قدرت بر روی این دولت توافق دارندو شما حساب کارخودتان را بکنید، اما این مردِ بزرگ اعتنایی به این تهدید نکرد. من که قریب دوازده سال در خدمت این مرد بزرگ تحصیل کرده ام، باز وقتی که در سفر اخیر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم، چیز هایی از روحیه او درک کردم که نه فقط بر حیرت من بلکه بر ایمانم افزود. »

حضرت آیه الله العظمی فاضل لنکرانی(مد ظله العالی): در آستانه دهمین سالگرد ارتحال امام خمینی (رحمة الله علیه) آیه الله العظمی فاضل لنکرانی اظهاراتی را بیان داشتند که به این شرح است: «این که امسال، سال امام نامیده شده است، هدف این نیست که صرفاً یک نام گذاری باشد؛ باید بر روی ابعاد زندگانی امام امت و شناخت نسبت به ایشان کار بشود. ایشان خاطر نشان ساختند: امام نه تنها شخصیت منحصر به فرد عصر ما بود، بلکه در طول1400 سال گذشته به جز ائمه معصومین که از آن ها بگذریم، در بین علمای اسلام- اعم از شیعه وسنی- چنین فردی را نداریم وتاریخ به ما نشان نداده است. این نعمتی بود که خدا وند به ما عنایت کرد. ایشان اضافه کردند: ما تئوری انسان کامل را در کتاب ها دیده ایم که چه خصوصیاتی باید داشته باشد، ولی تجسم انسان کامل را ندیده بودیم و خداوند عالم به ما منّت گذاشت و حضرت امام را که تجسم عینی انسان کامل بود، به ما نشان داد. آیه الله العظمی فاضل لنکرانی با اشاره به این که امام در تمام جهات یک شخصیت فوق العاده بود، تأکید کردند: امسال که سال امام نام گذاری شده است، امام را کماهو حقه باید به جوانان بشناسیم و این وظیفه همه ماست. »
 

از خاطرات مرحوم جلال آل احمد: «در طول راه، همه ذکر و خیرمان امام خمینی بود. جلال می گفت: باید این سید را کمک کرد، خیلی مرد است، شاخ دربار[شاه] را این سید خواهد شکاند. » 

آقای ظفر بنگاش، سر دبیر روزنامه«کرنست انترنشنال»: ظفر بنگاش مدت 26 سال است که در کانادا روزنامه کرنست انترنشنال را منتشر می کند. از وی درباره آثار امام سؤال شد که کدام یک از آن ها برای مخاطبان شما اهمیت و جذابیت بیش تری دارد، در جواب گفت: «نظریات بسیاری از امام مطرح شده و مردم را به خود جلب کرده است، ولی من معتقدم مردمی که بیرون از کشور های مسلمان زندگی می کنند، به خصوص در کشورهای غربی، ظلم جوامع غربی را مستقیماً در زندگی خود تجربه می کنند. به همین دلیل سخنرانی هایی که مربوط به مبارزه و محکومیت روش های غیر عادلانه غرب- به خصوص ستم گری آمریکا و تهاجم این کشور به مردم مسلمان و مظلوم است- جذابیت بیش تری دارند. هنگامی که امام بر ضد آمریکا صحبت می کرد، آرامشی به مسلمانان خارج دست می داد که حداقل یک رهبر مسلمان وجود دارد که می تواند در مقابل آمریکا بایستد و از حق مسلمانان دفاع کند. این قبیل موضوعات خیلی مسلمانان را به خود جلب[می] کرد. امروز هم وقتی رهبر، آیه الله سید علی خامنه ای، علیه آمریکا یا سلطه غرب سخن می گوید، مردم را به خود جلب می کند، زیرا آن ها سخنان قلبی خودشان را می شنوند. آن ها هم همین احساس را دارند و می بینند که یک رهبر مسلمان وجود دارد که نمی ترسد، به آمریکا و قدرت نظامی اش اهمیت نمی دهد، کسی است که به حد کافی برای گفتن سخن حقیقت از جانب مردم مظلوم قدرت مند است و اهمیتی به آمریکا یا هیچ کشور دیگری در جهان نمی دهد. این چیزی است که مسلمانان خارج را خیلی به خود جلب می کند. »
 

پروفسور نیکولاس میشین، نویسنده روسی: نیکولاس میشین مقاله ای با عنوان «انقلاب اسلامی به عنوان یک نمونه الهام بخش برای مردم روسیه» در دومین کنگره بین المللی امام خمینی و احیای تفکر دینی ارائه داده است. او در این مقاله می نویسد: «پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی باعث شد تا ارزش های مذهبی و دینی و در تعالیم اسلام و مسیحیت احیا شود. وی هم چنین از امام خمینی به عنوان یک شخصیت با نفوذ در جهان اسلام نام می برد و می افزاید: ایران یک دولت مستقل سیاسی است و قوانین و فرامین الهی در روح و جان مردم ایران ریشه دوانیده است. میشین در ادامه با اشاره به وضعیت مردم روسیه گفت: در حال حاضر مردم روسیه امید به آینده را در خود از دست داده اند و به همین خاطر با تأسی از انقلاب اسلامی ایران به دنبال راه نجات در میان روحانیون هستند. وی گفت: شکی نیست که میراث فلسفی امام خمینی گره مودّت را میان مردم روسیه مستحکم تر خواهد کرد، خصوصاً اجداد ایرانیان و اسلاوها آریایی بودند. این اندیشمند روسی نظرات فلسفی امام خمینی در خصوص ماهیت انقلاب را جذاب خواند و افزود: هم اکنون بروز یک انقلاب اخلاقی در روسیه کاملاً احساس می شود و ما سعی خواهیم کرد تا در انقلاب جدید خود از افکار و اندیشه های امام خمینی الهام بگیریم. »

ایگور نوویچ لیاپین، شاعر توانای روسی: لیاپین که به منظور نوشتن کتابی در باره امام خمینی و ترجمه اشعار معظم له به روسی به ایران سفر کرده بود، می گوید: «وقتی که من یک سری مطالب را درباره کشور شما مطالعه می کردم که در این مملکت چه رخ می دهد، دعا می کردم و از خدا می خواستم یک نفر مثل امام خمینی را برای مردم روسیه بفرستد تا ایمان را به مردم القا کند، ارزش ها را احیا کند و بتواند مردم را متحد نماید، و خلاصه به زبان ساده اگر بخواهم بگویم: آمریکایی ها را از کشور پرت کند بیرون و آن ها گورشان را گم کنند و بروند. »

دیمیتری آناتولی ژوکف، نویسنده معروف روسی: ژوکف درباره پیام امام خمینی به گورباچف- آخرین رئیس جمهور شوروی سابق – می گوید: «من پیام امام خمینی به گورباچف را دقیقاً مطالعه کرده ام. فکر می کنم ایشان واقعاً یک پیش بینی جالب و خارق العاده کرده اند. ایشان از قبل پیش بینی کردند که چه بلایی سر روسیه خواهد آمد، اگر ما از الگوی غربی کپی برداری کنیم. در سال1989 که امام نامه را فرستادند، هنوز هیچ چیز مشخص نبود، مفهوم نبود؛ اما حالا که هفت یا هشت سال گذشته ما می بینیم حق با امام خمینی بوده و ایشان درست فرموده بودند. ایشان چه انسان حکیمی بود و می دانست که چنین مسائلی رخ خواهد داد. »

استاد احسان توفیق بعدرانی، امام جمعه بزرگ ترین مسجد دمشق از استاد بعدرانی درباره نقش امام خمینی در احیای دین مبین اسلام و بیداری ملت های مسلمان و تلاش خستگی نا پذیر ایشان در جهت بر قراری وحدت اسلامی سؤال شد، وی گفت: «کنفرانس وحدت اسلامی یک تعبیر صادق و واقعی از اندیشه های امام خمینی در تمام ابعاد حیاتی اسلام ناب محمدی است و جمهوری اسلامی ایران را می توان به عنوان کشور پیش رو در ایجاد وحدت میان مسلمانان و نهضت امام راحل به عنوان عامل مهم بیداری کشورهای عربی و اسلامی در تجدید حیات دین مبین اسلام در جهان معاصر دانست، و هم چنین به کار گیری قوانین اسلام ناب محمدی در زندگانی روزمره مردم. امام خمینی (رحمة الله علیه) همواره الگوی گران قدر و گران مایه ای برای تمامی مسلمانان جهان خصوصاً در زمینه ایجاد وحدت اسلامی و انقلاب اسلامی به عنوان درخت نوید بخش بازگشتِ دوباره اسلام به زندگانی و عرصه وجود- که امام راحل آن درخت را با اندیشه ها و راهنمایی ها و افکار اسلامی اش و جهاد در راه تحقق حکومت اسلامی – آبیاری نمود. امام خمینی (رحمة الله علیه) اولین رهبر مسلمانی است که دستش را برای ایجاد وحدت اسلامی به سوی دیگر مسلمانان و کشورهای اسلامی دراز کرده و امروزه شاهد این هستیم که تأثیرات انقلاب اسلامی به اقصی نقاط جهان رسیده است. امروزه افکار و اندیشه های امام راحل به اندونزی در شرق و اسپانیا و امریکا در غرب و افریقای جنوبی در جنوب و اروپا و کشورهای شوروی سابق گسترش پیدا کرده و مسلمانان و مستضعفان و کلیه مردم جهان را بیدار و آگاه نموده [است].
 

میخائیل سر گیویچ گورباچف، آخرین رهبر شوروی سابق گورباچف برای نخستین بار دیدگاه های خود را درباره پیام حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) در زمان ریاست جمهوری اش تشریح کرد. او درباره این پیام می گوید: «پیام آیه الله خمینی از نظر من به همه اعصار در طول تاریخ بود، و زمانی که این پیام را دریافت کردم، این گونه دریافتم شخصی که این پیام را نوشته، فردی متفکر و دل سوز برای سرنوشت جهان است. من از این پیام که با دقت به آن گوش دادم و آن را مطالعه کردم، استنباط کردم او کسی است که برای جهان نگران است و مایل است من انقلاب اسلامی را بیش تر بشناسم و درک کنم. گورباچف تصریح کرد: آیه الله خمینی توانست اثر بزرگی در تاریخ نوین جهان بگذارد. وی گفت: ما زمانی که این پیام را در جلسه کمیته مرکزی حزب کمونیست مطرح کردیم، برای اعضای حزب که نیمی از جهان را در اختیار داشتند، بسیار غیر منتظره بود و نسبت به پیام با دیده احترام نگریستند و گفتند که رهبران ایران علاقه مند به حفظ ارزش های انسانی در جهان هستند.

من متأسفم که در آن مقطع نتوانستم به ایران سفر کنم و از نزدیک با ایشان ملاقات نمایم. به هر حال من امروز از ایشان با احترام عظیم یاد می کنم و معتقدم که آیه الله خمینی فراتر از زمان می اندیشید و در بعد مکان نمی گنجید. گورباچف در پاسخ به این سؤال که آیا شما می اندیشید که سرنوشت شوروی به این جا کشیده شود و با پروستاریکا و گلاسنوست این گونه برخورد شود، گفت: . . . امروز که من شاهد این اوضاع هستم، پیام آیه الله خمینی در ذهنم نقش می بندد که او گفته بود: من مارکسیسم را به زودی در موزه های تاریخ می بینم، من از همان زمان تصمیم گرفتم حرکتی را آغاز کنم، لذا اصلاحات انجام دادیم؛ آزادی سخن و بیان دادیم، تعدا مساجد و کلیسا ها افزایش یافت. آخرین رهبر شوروی در پاسخ به این سؤال که اگر امروز شما با این تجربه در هرم قدرت کشور قرار می گرفتید چه می کردید، گفت: من سعی می کردم که با درایت بیش تر عمل کنم و مانع به وجود آمدن وضعیت فعلی شوم و اگر آن روز ما پیش گویی آیه الله خمینی را جدی می گرفتیم، امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی نبودیم و اجازه نمی دادیم که وضعیت کشور بدین شکل درآید. »
 
کتاب
کتاب‌های خاطرات مرتبط به امام خمینی بخشی از آثار منتشره درباره ایشان است. این کتاب‌ها گاه به طور مستقیم به خاطرات مربوط به امام خمینی می‌پردازند و گاه در ضمن گزارش زندگی یک شاگردان و اطرافیان ایشان، خاطرات مشترک نیز نقل شده است. کتاب‌های پا به پای آفتاب، که در ۸ جلد گردآوری شده است معروف‌ترین کتاب در این زمینه است.

امام به روایت دانشوران، پرتوی از خورشید، خاطرات سال‌های نجف در دو جلد،و در سایه آفتاب نوشته محمدحسن رحیمیان از دیگر آثار در این زمینه‌اند.
مجموعه اسناد مرتبط با فعالیت‌های سیاسی او در دوران مبارزه با نظام سلطنتی پهلوی در ۲۲ جلد منتشر شده است.
منظومه فکری امام خمینی (رحمة الله علیه)، که دربردارنده ۲۴ مقاله از نویسندگان مختلف است. این کتاب با هدف معرفی نظام‌مند بخش‌های فکری و مبانی اندیشه ایشان تألیف شده است.
دایرة المعارف مصوّر تاریخ زندگی امام خمینی، نویسنده: جعفر شیر علی نیا، سایان، تهران، ۱۳۹۳ ه.ش.
 

مقالات
مقالات منتشر شده درباره زندگی یا اندیشه‌های امام خمینی در جایی جمع‌آوری نشده است. همه ساله در سالگرد درگذشت ایشان در نیمه خرداد روزنامه‌ها و مجلات بخشی از فضای خود را به مقاله‌هایی با محوریت امام خمینی اختصاص می‌دهند.
در پایگاه اینترنتی پرتال امام خمینی چکیده بیش از ۵۵۰ پایان‌نامه دانشگاهی که موضوع آن‌ها بررسی اندیشه‌ها و زندگی امام خمینی است، منتشر شده است.
 
آثار چند رسانه‌ای
فیلم سینمایی فرزند صبح به کارگردانی بهروز افخمی.
مجموعه تلویزیونی صنوبر به کارگردانی مجتبی راعی.
مستند امام روح الله. ساخته شبکه تلویزیونی المنار لبنان. که به زبان عربی در ده قسمت به مرور زندگی امام خمینی پرداخته است. این اثر به فارسی دوبله و پخش شد.
 
مطالب مرتبط
مقالات پیرامون امام خمینی (رحمة الله علیه)
فایل های چند رسانه ای پیرامون امام خمینی (رحمة الله علیه)
تصاویر مربوط به امام خمینی (رحمة الله علیه)

منابع:
1. ویکی پدیا
2. ویکی شیعه
3. پرتال امام خمینی
4. سایت جامع امام خمینی (رحمة الله علیه)
5. پایگاه khamenei.ir