ملیت :  ایرانی   -  قرن : 13 منبع : فرهنگ فارسی معین (جلد ششم)
(لوطى) حقه‏باز مشهور (نیمه‏ى اول قر. 13 ه.). وى در محل قبرستان قدیم تهران (كه از چهارراه حسن‏آباد تا پشت خیابان استخر و خیابان یوسف‏آباد ادامه داشت) بساط حقه‏بازى را مى‏گشود و مردم را به دور خود جمع مى‏كرد و پس از خواندن اشعارى چند، با مهره‏بازى معركه را شروع مى‏كرد، بدین معنى كه دو زانو روى زمین مى‏نشست و چند دانه مهره به اندازه‏ى یك نخود كه از گلوله‏ى كوچكى نخ موم كشیده درست كرده بود در جلو خود مى‏گذاشت و فنجانهاى فلزى را وارونه به روى زمین قرار مى‏داد، و بعد در زیر هر كدام از آنها مهره‏اى مى‏گذاشت. سپس با چوب كوچكى یكى یكى آن فنجانها را وارونه مى‏كرد و تماشاگران مى‏دیدند كه مهره‏اى در زیر آنها وجود ندارد، تا به فنجان آخرى مى‏رسید، چون آن را بلند مى‏كرد معلوم مى‏شد كه همه‏ى مهره‏ها در زیر آن جمع شده. سپس به كارهاى دیگر مى‏پرداخت و از جمله‏ى آنها بازى شامورتى بود: شامورتى (ه.م) را كه بدنه‏اش سوراخ سوراخ بود، پر از آب مى‏كرد و چون دستور مى‏داد. «شامورتى! آب بده» از سوراخها آب مى‏ریخت و چون دستور مى‏داد: «آب نده» بسته مى‏شد. بعد از آنكه تماشاگران را جلب مى‏كرد، چشمه‏ى بزرگترى را مطرح مى‏نمود، مثلاً موش را در قوطى مى‏كرد و قول مى‏داد كه آن را تبدیل به مار یا كبوتر یا حیوانى دیگر سازد، و چون مى‏دید كه همه تشنه‏ى دیدن عمل او هستند به گرفتن پول شروع مى‏كرد. پس از گرفتن پول كافى مجدداً عملیات خود را آغاز مى‏نمود.