ملیت :  ایرانی   -  قرن : 5 منبع : فرهنگ فارسی معین (جلد ششم)
ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانى، شاعر نیمه‏ى اول قرن پنجم هجرى (ف. 432 ه.ق). تخلص وى به سبب انتساب او به منوچهر بن قابوس بن وشمگیر زیاریست و ظاهراً در آغاز كار به دربار او منسوب بوده است. منوچهرى بر ادب عربى و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسى احاطه داشت و نیز بر علوم دینى و ادبى واقف بود. سلطان مسعود غزنوى كه در 426 ه.ق از نیشابور به گرگان و مازندران لشكر كشید، منوچهرى را در مازندران از رى به خدمت خود خواند و او پیاده از رى به خدمت شاه در مازندران رسید و در دربار غزنوى چندان منزلت یافت كه محسود اقران قرار گرفت. به اظهار علم و فضل در شعر اصرار داشت، و از این رو نام بسیارى از شاعران پارسى و تازى را در اشعار خود آورده و لغات و اصطلاحات مهجور عربى را استعمال كرده است. اما هیچ یك از اینها از جذابیت شعر او نكاسته است. تشبیهات وى بدیع و زیباست. وى ظاهراً مبتكر «مسمط» است. دیوان او مكرر بطبع رسیده است و قریب سه هزار بیت دارد.
فعالیت ها : : مشاهیر / هنر / شعر