ملیت :  ایرانی   -  قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد دوم)
درباره‏ى یكى دیگر از بزرگان موسیقى آوازى ایران مرحوم ضیاءالذاكرین، آقاى حاتم عسگرى طى مصاحبه‏اى با نگارنده درباره‏ى ایشان چنین گفت: «مرحوم ضیاءالذاكرین هم باید حدود یكصد و بیست سال قبل متولد شده باشند. وى مرد بزرگى بود در موسیقى ایران. وى مى‏گفت كه من نزد پدرم تعلیم گرفتم من ایشان را نمى‏شناختم به وسیله چند تن از دراویش گنابادى با آن مرحوم آشنا شدم و با پسرشان دوست گردیدم و بعدها نزد این استاد بزرگ رفتم و از محضرش كسب فیض نمودم. ضیاءالذاكرین، از افراد بزرگ و صاحب‏نامى بود كه در موسیقى قدیم ما دست داشتند و ضربى‏ها را بسیار خوب مى‏دانستند و گوشه‏ها را یك یك كاملاً وارد بودند و به موسیقى قدیم احاطه‏ى كامل داشتند تنها چون لباس روحانیت به تن داشتند، سعى مى‏كردند تا آن اندازه‏اى كه امكان داشته باشد زیاد با ضبط صفحه و این جور چیزها ارتباط پیدا نكنند و دلشان نمى‏خواست كه صدایشان در جایى مضبوط باشد. البته دوستان و شاگردانى داشتند كه تعلیم مى‏دادند ولى آن طور نبود كه زیاد و در سطحى وسیع شاگرد تعلیم دهند. فامیل ایشان رسائى بود ولى چون همیشه از افتخاراتشان این بود كه ذاكر حضرت امام حسین (ع) مى‏باشند و اهل منبر هستند و آواز بلند و خوشى داشتند، نام ضیاءالذاكرین را براى خود برگزیده بودند. مرحوم ضیاءالذاكرین، یادم هست كه مى‏فرمودند من نزد پدرم كار كردم و استادم ایشان بودند و ما در دوره‏اى در خدمت وى بودیم و از محضرشان تلمذ مى‏كردیم دریایى از موسیقى بودند، منتها جایى و مكانى ابراز نمى‏كردند و بنده افتخار این را پیدا كرده بودم كه چند صباحى شاگرد این استاد عالیقدر باشم. وى در سال 1345 جهان فانى را ترك كرد، هنگام فوت مدت سه شبانه‏روز، رو به قبله بودند و بى‏هوش و دكتر مى‏گفت كه من نمى‏توانم بگویم كه ایشان فوت كرده، بعد از سه شبانه‏روز او بلند شد و به زبان آمد و گفت چون من با ساز آواز خوانده بودم، مى‏ترسیدم كه آقایم مولا على بن ابیطالب (ع) مرا قبول نفرمایند ولى چند لحظه پیش تشریف آوردند و فرمودند بیا و مرا قبول فرمودند و بلافاصله پس از این بیان فوت كردند. مرحوم ضیاءالذاكرین، عجیب مرید شیخ عبداللَّه حائرى بودند و در منزل ایشان رفت و آمد داشتند و مى‏خواندند و حدود یكصد و اندى سال هم عمر كردند. ایشان هم یكى از استادان بزرگ موسیقى ما بودند. منتها گمنام زیستند و گمنام هم رفتند. خداوند غریق رحمتشان گرداند.»