ملیت :  ایرانی   -  قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد پنجم)
سید ضیاء محتشمى‏پور، در یكى از روزهاى فروردین ماه سال 1316 خورشیدى كه بهار طبیعت و شكفتن شكوفه‏ها و گلها است، در خانواده‏اى متدین و بافرهنگ و اهل ذوق و موسیقى متولد و شكفتن آغاز كرد. دوران كودكى وى در محله‏هاى قدیم تهران سپرى شد، پدر او، یكى از صاحب منصبان عالى رتبه اداره كل ثبت اسناد تهران بود و به موسیقى سنتى ایران علاقمند و ساز تار را براى دل خود و صاحبدلان نزدیك خود مى‏نواخت و چه خوب مى‏نواخت و شیرین اسرار دل خود را با نواى زیبا و دل‏انگیز ساز تار بیان مى‏داشت كه این را اطرافیان شهادت مى‏دهند. پدر وى از شاگردان و دوستان مرحوم آیت‏اللَّه عصار در علوم دینى بود و خود یكى از دوستان مرحوم ابوالحسن صبا بود كه گاهى با ساز استاد صبا با تار خود همنوازى مى‏كرد. لذا پسر خود را به دوست دیرین خویش استاد صبا معرفى كرد و او چند سالى را نزد استاد مى‏رفت و مشق نواختن ویولن مى‏كرد ولى پس از فوت استاد صبا كه در سال 1336 بود، از محضر این استاد بى‏همتا محروم گشت و نزد پدر خود مشغول فراگیرى ردیف‏ها و گوشه‏هاى آوازى موسیقى ایرانى گردید. خانواده سیدضیاء محتشمى‏پور، بسیار مذهبى بودند پدر او معقتد بود و همیشه مى‏گفت: «مولاى متقیان آقا امیرمومنان حضرت على بن ابیطالب علیها السلام فرموده، كودكان خود را با زمان تربیت كنید و علم مفید و كارساز زمان و دوران را به آنان بیاموزید.» به همین سبب كوشش‏ها كرد موسیقى را كه او آن را یك علم و هنرى والا مى‏دانست به فرزندش بیاموزد. سیدضیاء محتشمى‏پور خود مى‏گوید: «من دوران كودكى‏ام را در كودكستان شاهین كه در جنب منزلمان بود گذراندم، سپس به دبستان فرخى رفتم و تا كلاس پنجم این مدرسه مشغول تحصیل بودم كه پدرم عازم مأموریت ادارى به شهرستان فیروزكوه و ششم ابتدایى را من در دبستان مسعودى فیروزكوه به پایان رسانیدم و روزها پس از فراقت از درس خواندن به نواختن ساز ویولن زیرنظر پدرم مى‏پرداختم. ما پس از چندى دوباره به تهران آمدیم و از محضر استاد صبا كه از دوستان پدرم بود بهره‏ور شدم و در زمانى كه در كلاس متوسطه دبیرستان نظام آموزشى قدیم مشغول تحصیل بودم براى همكارى و نواختن ساز به رادیو رفتم و آهنگ‏هایى نیز ساختم كه به وسیله دوستانم در رادیو به اجرا درآمد. و در خارج از كادر رادیو با دوست ناكام و عزیزم شادروان محمودى خوانسارى برنامه‏هاى متعددى را به اجرا درآوردیم. دوران تحصیل متوسطه را در دبیرستانهاى مختلفى چون: نوشیروان، محسنى، سعیدالعلماء و امیركبیر به پایان بردم و پس از چندى به استخدام بانك ملت (عمران) سابق درآمدم و من به كارهاى هنرى خود در مؤسسات فرهنگى و امور خیریه به طور افتخارى ادامه مى‏دادم چون اصولا من ساز را مثل پدرم براى دل خود و امور هنرى و عام‏المنفعه یاد گرفته بودم. متأسفانه در سال 1345 پدرم در سن 48 سالگى دار فانى را وداع گفت و من دیگر نتوانتستم غیبت او را تحمل نمایم، لذا از بانك استعفاء دادم و براى ادامه تحصیل عازم آلمان غربى شدم وپس از آن به كشور اتریش رفتم تا در رشته موسیقى تحصیل كنم، در اتریش موفق به ورود در آكادمى موتسارت وین شدم و در رشته سلفژ و تئورى و دیكته موسیقى با موفقیت نام نویسى كردم. هدف من در اصل، كسب هرچه بیشتر معلومات در رشته موزیك بود. البته اهل فن به خوبى مى‏دانند كسانى كه موسیقى را به طور كلاسیك مى‏آموزند نواختن كنسرتوى فلان ویولنیست مشهور جهان چندان مسئله‏اى نیست و با تمرینات مرتب مى‏توانند آن را اجراء كنند. ناگفته نماند كه اصولا موسیقى در دنیا مانند اقیانوسى بزرگ و بى‏انتهایى است كه هر روز بزرگ و بزرگتر مى‏شود و موسیقى ملى كشور عزیز ما ایران نیز دریایى است بسیار بزرگ از این اقیانوس بى‏كران و ما هرچه بدانیم قطره كوچكى از این اقیانوس بى‏كران بیش نیستیم. آهنگ‏ها و تصنیف‏ها ممكن است پس از اجرا قدیمى بشوند و سالها بعد دوباه اجرا و عده‏اى از مردم خوششان بیاید، اما آنچه كه همیشه جاودانه و اجراى آن در هر زمان و مكان بسیار زیبا و نو و بكر است و صاحب هر ذوق و سلیقه را به سوى خود جلب مى‏كند و هرگز از بین نمى‏رود و به دست فراموشى سپرده نمى‏شود، جاودان است و ما مى‏بینیم و مى‏شنویم كلیه آهنگ‏هاى خارجى به خاطر غنى بودن گوشه‏هاى ردیف‏هاى موسیقى ایرانى به خصوص راست پنجگاه و ماهور كه ساخته و اجرا مى‏گردد از زیبایى خاصى برخوردار است. در خاتمه من خود را یك موزیسین نمى‏دانم، بلكه یك هنرجو و طلبه علم موسیقى هستم و براى دل عاشق و شیداى خود، دنبال این هنر ارزشمند و عرفانى هستم.»