ملیت :  ایرانی   -  قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد اول)
معروف به معتمدالتجار، فرزند حاج میرزا شفیع امین‏التجار اصفهانى كه قریب یكصد سال قبل به آذربایجان مهاجرت نمودند. معتمدالتجار تاجر بود. مدتى در استانبول تجارت مى‏كرد. بعد به تبریز آمد و در شهر تبریز نیز به تجارت پرداخت و از افراد سرشناس و متنفذ شد. در دوره‏ى دوم مردم تبریز او را به مجلس فرستادند و الحق خوب كار كرد و به درد آنها رسید. در دوره‏ى چهارم نیز او را وكیل نمودند. دوره‏ى چهارم مجلس مصادف بود با روى كار آمدن سردارسپه كه تدریجاً بر نفوذ و قدرت خود اضافه مى‏كرد؛ از جمله در 1301 در امور مالیه و خالصجات مداخله كرد؛ مدیر روزنامه‏ى ستاره ایران را به اتهام مختصر انتقادى كه از وى نموده بود در میدان مشق به سه پایه بست و دندان فلسفى مدیر روزنامه‏ى حیات جاوید را با مشت شكست و نامبرده را با سردبیر روزنامه در دژبان حبس كرد. بر اثر اینگونه اعمال و ده‏ها قانون‏شكنى دیگر، معتمدالتجار در مجلس نطق بسیار شدیدى علیه سردارسپه ایراد كرد و گفت «با این اعمالى كه وزیر جنگ انجام مى‏دهد قریباً روزى مى‏رسد كه نه سر مى‏ماند و نه دستار. بساط مشروطیت كه برچیده مى‏شود سهل است استقلال مملكت را هم مى‏برند.» پس از نطق شدید و تند پیشنهاد كرد هیئتى براى رسیدگى به كار سردارسپه تعیین شود. نطق معتمدالتجار به حدى تند و خشن بود كه سید حسن مدرس ناچار در مقابل تعدیل او برآمد و ضمن دفاع از مجلس صریحاً متذكر شد كه «ما مى‏توانیم شاه را تغییر بدهیم و به طریق اولى تغییر وزیر جنگ مثل آب خوردن است.» در نتیجه‏ى نطق معتمدالتجار سردارسپه استعفا داد و نظامیان مردم را تهدید كردند و از ولایات و ایالات فرماندهان لشكرها تلگراف‏هاى تندى علیه مجلس و معتمدالتجار فرستادند. چند روزى نظامیان امنیت شهرها را به هم زدند تا بالاخره مجلس با سردارسپه كنار آمد و او مجدداً به كار خود بازگشت. نطق معتمدالتجار و حمله‏ى شدید به رضاخان از وقایع برجسته‏ى تاریخ مشروطه است. پس از خاتمه‏ى مجلس چهارم دیگر وكیل نشد و پس از چندى به طور ناگهانى درگذشت. مردى خوش‏نیت و با حسن سلوك بود.
فعالیت ها : : مشاهیر / سیاست