علی ترک جوکار
ملیت : ایرانی
-
قرن : 15
شهید علی ترک جوکار : قائم مقام فرمانده گردان نازعات تیپ 21 امام رضا (ع)(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
در ششم فروردین 1333 در روستای جوکار شهرستان ملایر متولد شد .در 7 سالگی به مدرسه رفت و تحصیلات ابتدایی خود را در خرداد 1346 در دبستان سنایی ملایر به پایان رساند .در 22 سالگی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه دختر به نام های سمانه، سمیه و آسیه می باشند .علی قبل از انقلاب در تظاهرات و راهپیماییها شرکت فعال داشت .در تهران قبل از انقلاب در مغازه محل کارش ، نوار سخنرانی امام را گوش می داد و همیشه صدای نوار را تا آخر بلند می کرد تا بقیع هم گوش دهند ، به همین خاطر او را دستگیر کردند و چند روز در زندان بود .او همیشه سخنرانیهای آیت اله فلسفی ، آقای حجازی و افراد بر جسته را برای پخش کردن بین افراد ضبط می کرد .
در تاریخ 7/ 7/ 1362 وارد سپاه شد . در بحرانها و مشکلات سخت ، با دوستانی که تجربه بیشتری داشتند ؛ مشورت می کرد و از آنها کمک می گرفت .اگر بی نظمی مشاهده می کرد ، ناراحت می شد .اما عصبانیتش را هیچ گاه بروز نمی داد .آدم کینهای نبود و هیچ گاه کینه ای را از کسی به دل نمی گرفت با جمع هماهنگ بود و خودش را برتر از دیگران نمی دانست .علی ترک جوکار در تاریخ 28/ 6/ 1365 ، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به قلب به شهادت رسید .
هادی نعمتی دوست وهمرزم او شهادتش را اینگونه بیان می کند:
بعد از اینکه جراحاتش مداوا شد ؛ دوباره به جبهه باز گشت .از آمدن او به گردان جدید هنوز یک روز نگذشته بود و به جلسه معارفه هم نرسیده که خط در آتش سنگینی حاکم شد و در این شرایط دشمن هم به ما دید داشت ؛ ما از علی خواستیم که با این شرایط در حال حاضر برگردد ؛ تا خط کمی آرام تر شود و ما بچه ها را جمع کنیم و ایشان را به انان معرفی کنیم .او هم قبول کرد و گفت :به دیدن بچه های قدیمی می روم – در آن موقع در خط شلمچه بودیم که تا خرمشهر فاصله ای نبود – علی با موتور به خرمشهر رفت تا بنزین بزند ، در نزدیک شلمچه بر اثر انفجار گلوله توپ و اصابت ترکش به شهادت رسید .عصر که شد ما منتظر علی بودیم اما از او خبری نشد .من از برادر شریفی که پشت سر ایشان به خرمشهر رفته بود پرسیدم که شما خبری از جوکار ندارید ؟
قرار بود بود بیاید با هم برای جلسه معارفه به خط برویم .ایشان که روحیه خیلی خوبی داشت ، خندید و گفت :دیگر جوکار پیش تو نمی آید .من اول متوجه نشدم و فکر کردم ایشان می خواهد جوکار را پیش خودش ببرد و گفتم :نه ،حاج آقا ، این کار را نکنید .ایشان باید پیش ما باشند .شریفی خندید و گفت :او نمی آید ، اگر عرضی داری ، تو برو پیش او .حرف ایشان کمی مرا مردد کرد و گفتم چی شده؟ خندید و گفت :جوکار الان دو ساعت است که به بهشت رفته است .
پیکر شهید در صحن آزادی حرم مطهر امام رضا (ع) به خاک سپرده شد .
فعالیت ها : : مشاهیر / شهدا و ایثارگران / شهدا و ايثارگران
تازه های مشاهیر
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}