ملیت : آمریکا   -  قرن : 19
هارولد کلايتون لويد در سال 1893 در نبراسکا متولد شد و پس از مهاجرت خانواده‌اش به کاليفرنيا فرصت بازي در ‏نمايش‌هاي کوچک را يافت و پس از مدتي در اولين نقش سينمايي خود ظاهر شد. به زودي با توماس اديسون و کمپاني ‏توليد فيلم او و هال روچ کارگردان مشهور سينما مشغول به کار شده و تبديل به پرکارترين و محبوب‌ترين کمدين هال ‏روچ در نيمه دوم دهه نخست قرن بيستم گرديد. همکاري لويد با هال روچ تا سال 1918 و ساخت بيش از شصت فيلم ‏کوتاه کمدي ادامه يافت. ‏ در اين سال هارولد لويد و هال روچ، شخصيت سينمايي هارولد را پديد آوردند، مرد عينکي سمپاتيکي که درگير ‏مشکلات روزمره زندگي است ولي سر از ماجراهاي عجيب در مي‌آورد، اين شخصيت سينمايي که در آن سال‌ها براي ‏اغلب تماشاگران سينماي آمريکا شناخته شده بود به زودي به محبوبيت فراواني رسيد و توانست جايگاه هارولد لويد را تا ‏حد چاپلين ارتقا دهد‏‎.‎ موفقيت فيلم‌هاي او در همين سال، سبب تثبيت اين شخصيت سينمايي شد. شخصيتي که در تاريخ سينما با نماهايي به ياد ‏ماندني همچون آويزان شدن از عقربه‌هاي ساعت بالاي يک خيابان در فيلم ايمني در آخر ثبت شده است. هارولد لويد ‏اغلب عمليات بدل کاري در فيلم‌هايش را که شامل صحنه‌هاي خطرناکي هم بودند خود انجام مي‌داد که بارها منجر به ‏مصدوميتش شد و حتي در فيلم اشباح شکار شده دو انگشت شصت و اشاره‌اش را بر اثر انفجار بمب از دست داد که از ‏آن پس ناچار به پوشيدن دستکشي مخصوص شد‎.‎ پس از موفيت در توليد فيلم‌هاي بلند، هارولد لويد از روچ جدا شد و از سال 1924 خود مستقلا تهيه‌کنندگي و ‏کارگرداني فيلم‌هايش را برعهده گرفت. اين اتفاق در زماني افتاد که سينماي ناطق در حال تغيير دادن سنت سينماي ‏کمدي بود و هارولد لويد نيز با فيلم‌هايي که تلفيقي از شيوه‌هاي کمدي‌هاي سينماي صامت و فيلم ناطق بود وارد اين ‏عرصه شد و توانست به موفقيت برسد‏‎.‎ لويد پس از آغاز به کار کمپاني توليد فيلمش يکي از اعضاي موسس آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي شد که اهداکننده ‏اسکار، مشهورترين جايزه سينمايي جهان به شمار مي‌رود‏‎.‎ او در سال 1932 با بازيگر نقش اول زن فيلم‌هاي خود ميلدرد ديويس ازدواج کرد که در نخستين برخورد وي را يک ‏عروسک فرانسوي خوانده بود‏‎.‎ فيلم‌هاي لويد چون پنجه گربه، اول پاها و پر سرعت با موفقيت بسيار زيادي روبرو شدند. اما هارولد در آغاز دهه چهل ‏به تدريج از سينما کناره گرفت و در سال 1947 خود را کاملا بازنشسته کرد. وي پس از بازنشستگي به فعاليت‌هاي ‏خيرخواهانه به ويژه براي کودکان معلول مشغول شد و يکي از فعال‌ترين موسسه‌هاي خيريه براي کمک به کودکان ‏معلول را تاسيس کرد‏‎.‎‏ در طول دوران بازنشستگي از سينما وي نه تنها در زمينه عکاسي بلکه مطالعات مربوط به ‏سينماي سه‌بعدي و تکنيک‌هاي رنگي در سينما نيز فعال بود، برخي از عکس‌هاي او از بازيگران و مدل‌ها از جمله ‏عکس‌هايش از مرلين مونرو پس از مرگ اين بازيگر بسيار شهرت يافتند‎.‎ در اوايل دهه شصت او دو فيلم از مجموعه فيلم‌هايش با نام‌هاي دنياي کمدي هارولد لويد و سوي مسخره زندگي تهيه ‏کرد. نمايش اين دو فيلم سبب جلب توجه دوباره به فيلم‌هاي لويد و چاپ نقدهاي مثبت بسياري درباره فيلم‌هاي او در ‏مطبوعات شد‎.‎ با اين حال لويد براي نمايش فيلم‌هايش هيچ گاه با شبکه‌هاي تلويزيوني به توافق نرسيد، زيرا مبغلي که او براي نمايش ‏فيلم‌هايش طلب مي‌کرد بسيار بالا بود، او براي دو بار نمايش هر فيلمش 300 هزار دلار قيمت گذاشته بود که در ‏مقايسه با فيلم‌هاي چاپلين و کيتون براي شبکه‌هاي تلويزيوني بسيار گران بودند‏‎.‎ پس از مرگش در سال 1971، حقوق انحصاري فيلم‌هايش در اختيار کمپاني تايم لايف قرار گرفت که به زودي برخي ‏از آنها را در مجموعه تلويزيوني هارولد بر روي آنتن فرستاد که در بسياري از کشورها از جمله ايران با گفتار به ياد ‏ماندني ناصر طهماسب سال‌ها از شبکه دوم تلويزيون ملي ايران پخش مي‌شد‏‎.‎ در دهه 90 با کوشش نوه‌اش سوزان لويد هيس، با اجراي تازه‌اي براي موسيقي توسط يک ارکستر برخي از فيلم‌هاي ‏بلندش روانه بازار دي‌وي‌دي شدند‏‎.‎‏ در دهه نخست قرن بيست و يکم نيز سرانجام شبکه ترنر کلاسيک مويز آغاز به ‏پخش فيلم‌هاي بازسازي شده هارولد لويد کرد‎.‎‏ دو سال پيش نيز يک مجموعه دي‌وي‌دي با حمايت بنياد هارولد لويد ‏توسط کمپاني نيولاين سينما از فيلم‌هاي بلند وي و مهم‌ترين آثار کوتاهش در اختيار علاقمندان سينما قرار گرفت‏‎.‎ هارولد لويد در سال 1952 اسکار افتخاري آکادمي را براي استادي در سينماي کمدي و شهروند خوب بودن را دريافت ‏کرد‎.‎