ملیت :  ایرانی   -  قرن : 14
امير اسماعيلي، نويسنده ي پيش کسوت سينما، شنبه هشتم تير در 68 سالگي بر اثر ابتلا به بيماري سرطان درگذشت. او با نام کامل امير اسماعيلي کلاهدوز در يکي از محله هاي قديمي تهران متولد شد. در دوران جواني به بازي در تئاتر علاقه پيدا کرد وتجربه هايي در زمينه ي دوبله ي فيلم داشت تا اين که در سال 1328 با نوشتن داستان کوتاهي به نام «پيشواز» درمجله ي اميد ايران فعاليت مطبوعاتي اش را آغاز کرد. در 24 سالگي نخسين کتاب خود را که مجموعه اي به نام «گل آفتاب» بود منتشر کرد و در کنار فعاليت هاي نوشتاري و مطبوعاتي شان، در سازمان تربيت بدني مشغول به کار شد. اسماعيلي که فارغ التحصيل زبان و ادبيات فارسي بود، نزديک به صد قصه ي کوتاه در نشريه هايي مثل اميد ايران، آسياي جوان، اطلاعات هفتگي، تهران مصور، صبح امروز و... چاپ کرده و نزديک به پنج هزار مقاله، گزارش، نقل و گفت و گو در زمينه هاي گوناگون فرهنگي، اجتماعي، ادبي و به خصوص سينما تئاتر از او به جا مانده است. ترجمه رمان هاي باباگوريو، مردي که مي خندد، جنايت و مکافات، بينوايان و آواي وحش و نمايش نامه هاي در خانه ي معلم، مسجد باران، شيطان و فيلم نامه هاي کاموس، دوست داري آدم بزرگي بشي و در باور بهار از جمله آثار اوست. از اسماعيلي دو کتاب پژوهشي سينمايي به نام هاي شصت سال سينماي ايران و تاريخ کامل سينماي ايران به جا مانده است. او همچنين متن بعضي از مستندهاي تلويزيوني مثل اسب و آواها و نواهاي پهلواني را نوشت و مدتي هم دبير شوراي عالي کميته ي واژه گزيني بخش تربيت بدني در فرهنگستان زبان و ادب فارسي بود. از آخرين فعاليت هايش مي توان به داوري انجمن منتقدان درنخستين دوره ي اهداي جايزه ي بزرگ شهيد آويني اشاره کرد.