ملیت : آمریکا   -  قرن : 20
Stanton, Harry Dean بازيگر (1926، وست اروين کنتاکي- امريکا) تحصيلاتش را در دانشگاه کنتاکي به پايان برد. پس از خدمت در نيروي دريايي در جنگ جهاني دوم، در تماشاخانه ي پاسدنا آموزش بازيگري ديد. پيش از ورود به عرصه ي سينما در اواخر دهه ي 1950، سال ها مشغول صحنه ي تآتر بود. در دهه ي 1960 در فيلم ها با نام دين استنتن به ايفاي نقش پرداخت و ديري نپاييد که در هاليوود به عنوان ايفاگر نقش هاي دوم شناخته شد. موفقيتش در اوايل دهه ي 1970 با آثاري مثل پت گارت و بيلي دکيد آغاز شد و در انتهاي اين دهه با بيگانه به اوج رسيد. بي ترديد با ظاهر نحيف و صورت دراز و بي روحش، برنده ي عنوان پرکارترين بازيگر نسل خود است. او ظاهراً براي ايفاي نقش اشخاص شکست خورده، کلاه بردار و يا متناجس با جامعه، انتخاب اول کارگردانان بود و همين باعث شد در آثار بزرگ ترين فيلم سازان و در بسياري از فيلم هاي کلاسيک ظاهر شود، که از جمله ي آن ها مي توان به پدر خوانده، قسمت 2، برکه هاي ميزوري، بيگانه، پاريس، تکزاس (در نقشي که واقعاً براي خود او قالب بندي شده بود) و آخرين وسوسه ي مسيح اشاره کرد. هر چند که بازي هاي ناموفقي (مثل حضورش در نقش رابرت ميچم در چهارمين جنگ) هم در کارنامه ي خود داشته است، اما تا اواخر دهه ي 1990 به عنوان يکي از جالب ترين و پذيرفته شده ترين بازيگران نقش هاي دوم در سينماي آمريکا شناخته مي شد. از فيلم ها: 1961- جزيره ي قهرمانان (ل. استيونز)؛ 1963- مردي از داينرز کلاب (تاشلين)؛ 1967- لوک تسلي بخش (رزنبرگ)، زماني براي کشتن (کارلسن)؛ 1968- روز سلاح شوم (ج. تورپ)؛ 1970- قهرمانان کلي (هاتن)؛ 1973- ديلينجر (ميليوس)، پت گارت و بيلي دکيد (پکين پا)؛ 1974- تعليم دهنده ي خروس هاي جنگي (هلمن)، پدر خوانده، قسمت 2 (کوپولا)؛ 1975- بدرود خوشگل من (ريچاردز)، مزرعه ي آراسته (ف. پري)؛ 1976- برکه هاي ميزوري (آ. پن)؛ 1978- دوره ي عادي (گروسبارد)؛ 1979- بيگانه (ر. اسکات)، گل رُز (رايدل)، آدم زرنگ (ج. هيوستن)، نظارت بر مرگ (تاورنيه)؛ 1980- سرباز عادي بنجامين (زيف)، فرار از نيويورک (کارپنتر)؛ 1981-از صميم قلب (کوپولا)؛ 1983-کريستين (کارپنتر)؛ 1984- تملک جديد (کاکس)، پاريس، تکزاس (وندرس)، سحرگاه سرخ (ميليوس)، خرس (ر. سارافيان)؛ 1985- يک کريسمس جادويي (بورسوس)، بازيچه ي عشق (آلتمن)؛ 1987- رقص بزن بکوب (ونگ)؛ 1988- آخرين وسوسه ي مسيح (اسکورسيزي)، آقاي نورث (د. هيوستن)؛ 1989- چهارمين جنگ (فرانکن هايمر)؛ 1990- وحشي در قلب (لينچ)؛ 1992- مرد دردسر آفرين (رافلسن)، تويين پيکز: آتش با من گام بردار (لينچ)؛ 1996- پريسکوپ پايين (د. وارد)؛ 1997- آتش زيرين (آلکالا)؛ 1998- يک دادخواهي مدني (زيليان)، نيرومند (چلسم)؛ 1999- داستان استريت (لينچ)، مسير سبز (دارابونت)؛ 2000- شن (پالميري)، مردي که گريه کرد (س. پاتر).