لایونل باریمور
ملیت : آمریکا
-
قرن : 20
منبع : کتاب دانشنامه سینمایی بازیگران جلد اول
Barrymore,Lionel
بازیگر (1878، فیلادلفیا پنسیلوانیا- امریکا؛ 1954)
با نام لایونل بلایت به دنیا آمد. پسر موریس باریمور (هربرت بلایت) و جرجینا دروی بازیگر و برادر اتل و جان باریمور بود. در کودکی هم راه والدینش برای نخستین بار روی صحنه رفت ولی در اواخر نوجوانی بود که به طور حرفه ای وارد کار نمایش شد. در سال 1900 او دیگر بازیگر نقش های اصلی در برودوی بود و اغلب هم راه عمویش، جان درو، بازی می کرد. در 1903 به عنوان نقاش به پاریس رفت و در 1907 به امریکا و بازیگری بازگشت. نخستین عضو خانواده ی باریمور بود که وارد سینما شد و از نخستین ستارگان موجه تآتر که به طرز فعالی کار سینما را دنبال کرد. در 1909 به خدمت کمپانی بایوگراف درآمد و دو سال بعد ایفای نقش اصلی در فیلم ها را آغاز کرد. در بسیاری از فیلم های اولیه ی دیوید وارک گریفیث، از جمله کلاه نیویورکی، خبرچین، تبهکاران پیگ الی و جودیت بتولیایی بازی کرد. هم چندین فیلم نامه برای گریفیث نوشت. در 1915 در سریال پرل وایت، موفقیت های الین و دنباله اش، ماجرای عاشقانه الین ظاهر شد و بعداً برای کمپانی های مختلف بازی کرد و گه گاه به کارگردانی هم می پرداخت. تا 1925 به طور مرتب در برودوی روی صحنه میرفت ولی سرانجام تآتر را کنار گذاشت تا هم خود را صرف بازی در سینما کند. در 1926 با مترو- گلدوین- مایر قرارداد بست، جایی که بیست و هفت سال باقی مانده ی کارنامه اش را در آن گذراند. تا چندین سال هم چنان نقش های اصلی را بازی می کرد، ولی آرام آرام به نقش های فرعی روی آورد و در دهه های 1930 و 1940 از برجسته ترین ستارگان نقش دوم هالیوود بود که حضور نیرومندش در فیلم های بسیار جلب توجه می کرد. در کل، دویست و پنجاه نقش متنوعی سینمایی را ایفا کرد. به خاطر فیلم یک مرد آزاده برنده ی اسکار شد. در اواخر دهه ی 1930 و اوایل دهه ی 1940 مردم او را بیش تر در نقش «دکتر گیلسپی» می شناختند، شخصیتی که در پانزده فیلم از مجموعه ی دکتر کیلدر بازی کرد، در 1938 آرتروز و صدمه ای که به پایش وارد آمد، باعث فلج جزیی بدنش شد ولی او حتی روی صندلی چرخدار هم برنامه ی شلوغ کاری اش را حفظ کرد. داستانی با نام آقای کانتنوین و خاطراتش را در کتابی با نام ما باریمورها (1951)نوشته است. در مقام نقاش و حکاک نیز موفقیت هایی کسب کرد و به تصنیف موسیقی ارکسترال پرداخت. شعر او تحت عنوان «به یاد بود» که به برادرش جان تقدیم شده بود، در 1942 توسط ارکستر سنفونی فیلادلفیا اجرا شد. چندین اثر موزیکال دیگر او، از جمله یک سنفونی، در تالارهای کنسرت مختلف اجرا شدند. دو بار ازدواج کرد و هر دو بار همسرانش بازیگر سینما بودند: دوریس رنکین (1904-1922) و آیرین فنویک (1923-1936).
لایونل از جهات با جان، برادر کوچک تر و نام آورش متفاوت بود: اگر جان بی نظم و ترتیب می نمود، لایونل یک حرفه ای سخت کوش بود. برابر سهل انگاری های جان، او جاه طلبی مشخصی را در ایفای نقش نشان می داد، طوری که گویی می خواست تمام فیلم را از آن خود کند. بر خلاف سرزندگی پُر کنایه بازی جان، بازی او عبوس و خالی از طنز به نظر می رسید. در سال های پس از جنگ که اوج پُر کاری اش بود هم بازیگری می کرد و هم کارگردانی.
فیلم های خودش کم تر دیده شده اند و در هاله ای از رمز و راز قرار گرفته اند. اما آثاری که بازی کرد. اغلب از فیلم های مهم دهه ی 1930 هستند: یک مرد آزاده، آرسن لوپن، گراند هتل، ماتا هاری، راسپوتین و ملکه که بقیه اعضای خانواده ی باریمور هم در آن بازی می کردند. شام در ساعت هشت، دیوید کاپرفیلد، جزیره ی گنج، علامت خون آشام، آه، بدویت!، عروسک شیطانی، کامیل، کاپیتان های شجاع، «قاضی هاردی» در نخستین فیلم مجموعه ی اندی هاردی یعنی یک ماجرای خانوادگی، خلبان آزمایش هواپیما، و نمی توانی آن را با خودت ببری. مثل بقیه ی اعضای خانواده، حضور او امتیاز و اعتباری برای فیلم ها به شمار می آمد. فیلم هایی که در آن ها قدرت نمایی و نحوه ادای کلام آرام و بی شتاب او، به خوبی برجسته می شد. با بالا رفتن سن، بازی بی انعطاف او، قشری ضخیم روی شخصیت پیر مردی کوچک اندام کشید که کم تر راحت و طبیعی به نظر می آمد. یکی از به یادماندنی ترین نقش های متأخرش، «آقای پاتر»، سرمایه دار بدخلق و خبیث شهر کوچک فیلم زندگی شگفت انگیزی است بود.
از فیلم ها: 1911- پیکار (د. و. گریفیث)؛ 1912- کلاه نیویورکی (د. و. گریفیث)، خبر چین (د. و. گریفیث)؛ 1912- دوستان (د. و. گریفیث)؛ 1913- جودیت بتولیایی (د. و. گریفیث)، ماجرایی در جنگل پاییز (د. و. گریفیث)، هم کلاسی ها (کرک وود)؛ 1914- قتل عام (د. و. گریفیث)، نیروی وحشی (د. و. گریفیث)؛ 1915- شمشیر شعله ور (میدلتن)، یک رگه ی زرد (نای)، موفقیت های الین (سایتس)( سریال)، ماجرای عاشقانه ی الین (سایتس)(سریال)؛ 1916- طلاق دوریان (لوند)؛ 1917- پایان گردش (بیکر)؛ 1920- مغز متفکر (وب)؛ 1922- بومرانگ بیل (تریس)؛ 1923- دشمنان زنان (کراسلند)، شهر ابدی (فیتس موریس)؛ 1924- امریکا (د. و. گریفیث)، شب های دکامرون (هـ . ویلکاکس)؛ 1925- بچه های گردباد (بنت)، جاده ی باشکوه (لوید)؛ 1927- نمایش (برانینگ)، آنا کارنینا (گلدینگ)؛ 1928- سادی تامپسن (والش)، طبل های عشق (د. و. گریفیث)، شیر و موش (بیکن)؛ 1929- نام دیگر والنتاین (کانوی)؛ 1930- راحت و آسوده (سجویک)؛ 1931- یک مرد آزاده (ک. براون)؛ 1932- آرسن لوپن (کانوی)، گراند هتل (گلدینگ)، ماتا هاری (فیتس موریس)، لالایی شکسته (لوبیچ)؛ 1933- بازگشت بیگانه (ک. ویدور)، پرواز شبانه (براون)، شام در ساعت هشت (کیوکر)، راسپوتین و ملکه (بولسلاوسکی)، نگاه به جلو (ک. براون)، دیوید کاپرفیلد (کیوکر)؛ 1934- جزیره ی گنج (و. فلمینگ)؛ 1935- آه، بدویت (ک. براون)، علامت خون آشام (برانینگ)؛ 1936- عروسک شیطانی (برانینگ)، راه افتخار (هاکس)؛ 1937- ساراتوگا (کانوی)، کاپیتان های شجاع (و. فلمینگ)، کامیل (کیوکر)، یک ماجرای خاوادگی (سایتس)؛ 1938- خلبان آزمایش هواپیما (و. فلمینگ)، یک یانکی در آکسفورد (کانوی)، نمی توان آن را با خودت ببری (کاپرا)؛ 1939- راز دکتر کیلدر (باکت)؛ 1940- ماجرای عجیب دکتر کیلدر (باکت)، بحران دکتر کیلدر (باکت)؛ 1941- بانوی نیکو (مک لیود)، مردم علیه دکتر کیلدر (باکت)؛ 1942- تنسی جانسن (دیترله)، احضار دکتر گیلسپی (باکت)؛ 1943- مردی به نام جو (و. فلمینگ)؛ 1944- سه مرد سفید پوش (گلدبک)، از وقتی که رفتی (کرامول)؛ 1945- دره ی تصمیم (گارنت)؛ 1946- جدال در آفتاب (ک. ویدور)، زندگی شگفت انگیزی است (کاپرا)، قلب مرموز (لنرد)؛ 1947- توهم تیره (گلد بک)؛ 1948- کی لارگو (هیوستن)؛ 1949- به سوی دریا کشتی ها (هاتاوی)؛ 1950- مالایا (ر. تورپ)، ضربه ی راست (ج. استرجس)؛ 1951- تیتر درشت (وایس)؛ 1952- تک ستاره (و. شرمن)، خیابان اصلی به برودوی (گارنت).
فعالیت ها : : مشاهیر / هنر / سينما و تئاتر
تازه های مشاهیر
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}