چارلز برانسن
ملیت : آمریکا
-
قرن : 20
منبع : کتاب دانشنامه سینمایی بازیگران جلد اول
Bronson. Charles
بازیگر (1920، ارنفلد پنسیلوانیا- امریکا؛ 2003)
با نام چارلز دنیس بوچینسکی به دنیا آمد. یکی از پانزده فرزند یک معدن چی اهل لیتوانی بود. از شانزده سالگی، مثل برادرانش، به کار در معدن مشغول شد. اما تنها کسی در خانواده بود که تحصیلاتش را در دبیرستان به پایان برد. طی جنگ جهاین دوم در ارتش خدمت کرد. پس از جنگ در فیلادلفیا هنر خواند و به عنوان صحنه آرا و بازیگر به یک گروه تآتری پیوست. در سال 1949 در تماشاخانه ی پاسدنا پذیرفته شد و خیلی زود به بازی در نقش های دوم فیلم های هالیوودی و محصولات تلویزیونی پرداخت. تا سال ها، به خاطر ظاهر خشنی که داشت، نقش های منفی و اغلب سرخ پوستان را به عهده می گرفت. از 1954 با نام چارلز برانسن در فیلم های ظاهر شد و چهار سال بعد نخستین نقش اصلی خود را در کلی مسلسلس راجر کورمن به عهده گرفت. در این سال ها، هم چنین در مجموعه تلویزیونی مردی با دوربین (1958-1960) خوش درخشید. با این همه پیش رفتی رد کارش حاصل نشد و در 1968 به اروپا رفت. حالا، یکشبه به شهرت رسید و در پاریس، رُم و مادرید، تماشاگران، خشونت و «جاذبه حیوانی» او را بسیار پسندیدند. در پنجاه سالگی، به عنوان ستاره ای بین المللی که فیلم های موفقی، مثل روزی روزگاری در غرب سرجو لئونه را در کارنامه دارد، به امریکا بازگشت. در هالیوود هم قدر دید و به خصوص با سری فیلم های آرزوی مرگ بسیار مورد استقبال قرار گرفت. اوج کارش تا اوایل دهه ی 1980 بود و سپس آرام آرام از سینما کناره گرفت. با همسر دومش، جیل آیرلند (1968-1990)، در پانزده فیلم هم بازی بود. همسر سومش، کیم ویکس (از 1998 تا زمان مرگ برانسن)، نیز بازیگر بود.
فرانسوی ها برانسن را «غول مقدس» لقب داده بودند، این عنوان ترکیب مناسبی است برگرفته از ظاهر برانسن و پرسونای سینمایی اش. او چون دو هم نسل دیگرش، کلینت ایست وود و برت رنولدز، مردی کم حرف و قدرتمند بود، آن چنان که به عنوان مرد عمل شناخته می شد. اما بر خلاف این دو ستاره، برانسن از ظاهری که باب طبع مخاطب امریکایی باشد، برخوردار نبود. چین های عمیق صورتش از همان دوران جوانی، برای امریکایی ها بیشتر تداعی گر سگ های «بولداگ» بود تا یک ستاره ی سینما! عضلانی بودن اندامش نیز شکوه مورد نظر آنان را نداشت و در شخصیت او نیز یک رگه پنهان خطرناک بودند احساس می شد. لذا برانسن طی یک دهه ی کار در هالیوود به شهرت کافی دست نیافت. اما طی دهه ی 1970 پس از آن که توسط فرانسوی ها کشف شد، در زمره پول سازترین ستارگان هالیوودی درآمد. او فیلم اروپایی روزی روزگاری در غرب استعداد خود را به عنوان یک بازیگر به اثبات رساند و در نقش فردی انتقام جو، صریح و خشن کاملاً موفق بود. نقشی که کمابیش در دیگر فیلم هایش نیز تکرار کرد. در اغلب آثارش مردی بود آرام و خون سرد که خیانت و دورویی اطرافیان او را خشمگین و بی رحم می سازد (دو نمونه مشخص این نقش را می توان در فیلم های متخصص و آرزوی مرگ بررسی کرد). برانسن با اکشن سازی های بزرگی مثل جان استرجس و دان سیگل کار کرد و همواره نیز موفق بود. او در دهه ی 1980، عمدتاً در کنار همسرش، آیرلند، بازی کرد. اما به دلیل بالا رفتن سن هرگز نتوانست قدرت و توانایی خود را در دهه ی 1970 تکرار کند و به این ترتیب دوران ستاره بودن او بیش از یک دهه به درازا نینجامید.
از فیلم ها: 1951- حالا در نیروی دریایی هستی (هاتاوی)، تبهکاران (پریش)؛ 1952- پیک دیپلماتیک (هاتاوی)، اهل ازدواج (کیوکر)، پت و مایک (کیوکر)؛ 1953- دوشیزه سادی تامپسن (برنهارت)، خانه ی مجسمه های مومی (د تات)؛ 1954- قهرمان تنسی (ویلکاکس)، وراکروز (آلدریچ)، آپاچی (آلدریچ)؛ 1956- جوبال (دیوز)؛ 1957- برد تیر (فولر)؛ 1958- کلی مسلسلی (کورمن)؛ 1959- هرگز نه این قدر کم (ج. استرجس)؛ 1960- هفت مرد باشکوه (ج. استرجس)؛ 1961- ارباب دنیا (ویتنی)، صدای رعد آسای طبل ها (جوزف نیومن)؛ 1962- کید گالاهد (کارلسن)؛ 1963- فرار بزرگ (ج. استرجس)، چهار نفر برای تکزاس (آلدریچ)؛ 1965- مرغ دریایی (مینه لی)، نبرد برای برتری (آناکین)؛ 1966- این ملک محکوم است (س. پولاک)؛ 1967- نبرد سان سباستیان (ورنوی)، دوازده مرد کثیف (آلدریچ)؛ 1968- ویلا می تازد (کولیک)، روزی روزگاری در غرب (لئونه)؛ 1969- عابر در باران (کلمان)؛ 1970- نمی توانی بر همه پیروز شوی (کالینسن)، از طرف دوستان (ت. یانگ)؛ 1971-آفتاب سرخ (ت. یانگ)؛ 1972- متخصص (وینر)، سرزمین چاتو (وینر)، اوراق والاچی (ت. یانگ)؛ 1973- آدم کش سنگدل (وینر)؛ 1974- آقای ماجستیک (ر. فلایشر)، آرزوی مرگ (وینر)؛ 1975- فرار از زندان (گریز)، دوران سخت (و. هیل)؛ 1976- گذرگاه بریک هارت (گریز)، سینت آیوز (لی تامپسن)؛ 1977- تلفن (سیگل)،
بوفالوی سفید (لی تامپسن)، یورش به انتیه (کرشنر)؛ 1978- عشق و گلوله ها (رُزنبرگ)؛ 1979- کابو بلانکو/ دماغه سفید (لی تامپسن)؛ 1980- شکار مرگ (هانت)؛ 1981- آرزوی مرگ 2 (وینر)؛ 1982- از ساعت ده تا نیمه شب (لی تامیپسن)؛ 1984- شرارت آدمیان (لی تامپسن)؛ 1985- آرزوی مرگ 3 (وینر)؛ 1986- قانون مورفی (لی تامپسن)؛ 1987- قتل (هانت)، آرزوی مرگ 4: سرکوبی (لی تامپسن)؛ 1988- پیک مرگ (لی تامپسن)؛ 1991- دونده سرخ پوست (ش. پن)؛ 1993- آرزوی مرگ 5: چهره ی مرگ (گلداستاین)، گرگ دریا (م. آندرسن)؛ 1995- خانواده ی مأموران پلیس (کاچف)؛ 1997- پیمان شکنی: خانواده ی مأموران پلیس 2 (د. گرین)؛ 1999- خانواده ی مأموران پلیس 3 (لاری).
فعالیت ها : : مشاهیر / هنر / سينما و تئاتر
تازه های مشاهیر
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}