جیمز ارل جونز
Jones, James Earl
بازیگر (1931، آرکابو تلای میسی سیپی- امریکا)
پسر رابرت ارل جونز بوکسور/ بازیگر بود. به دانشگاه میشیگان رفت تا به تحصیل طب بپردازد. اما تغییر رشته داد و تحصیلاتش را در رشته ی نمایش به پایان برد.
پس از خدمت در ارتش، به نیویورک رفت و زیر نظر لی استراسبرگ بازیگری آموخت.
در سال 1957 در برودوی روی صحنه رفت و به دنبال آن در چند نمایش حرفه ای بازی کرد. نخستین حضور او در سینما در دکتر استرنج لاو بود. با اجرای نمایش امید سفید بزرگ در برودوی به شهرت رسید و هنگامی که در نسخه ی سینمایی همین نمایش نامه به نقش آفرینی پرداخت، کاندیدای دریافت اسکار شد.
جونز چه در زندگی شخصی و چه حرفه ای، مورد احترام بود. خود را تماماً وقف حرفه اش کرده بود و در نقش های تراژیک نمایش نامه ها خیلی خوب ظاهر می شد.
وقتی در نقش «اتللو» در برودوی روی صحنه رفت، درهای شهرت را به روی خود گشود و با ایفای نقش «جک جانسن»، قهرمان سنگین وزن بوکس، در امید سفید بزرگ، آن را تثبیت کرد.
جونز با قدی حدود 190 سانتی متر، هیکلی تنومند و رنگ سیاه صورتش بسیار مناسب این نقش می نمود. پس از پل روبسن هیچ بازیگر سیاه پوستی به اندازه ی جونز، تا این حد بر پرده ی سینما تاثیر گذار نبوده است. او با ترجیح تآتر (و حتی تلویزیون) به سینما، به نسبت در فیلم های کم تری ظاهر شد که عمدتاً نیز فیلم هایی کاملاً ناموفق بوده و با حرف زدن به جای «دارت ویدر» در جنگ ستاره ای ثابت کرده که یک بازیگر حرفه ای می تواند تنها با صدایش هم شخصیتی کامل باشد.
از فیلم ها:1964- دکتر استرنج لاو (کوبریک)؛ 1967- کمدین ها (گلنویل)؛ 1970- امید سفید بزرگ (ریت)؛ 1974- کلودین (ج. بری)؛ 1976- قهرمان مرگبار (ناگی)، ماجراجو (گلدستون)؛ 1977- بزرگ ترین (گریز)، جن گیر 2: مرتد (بورمن)، اخرین بازسازی بو زست (فلدمن)، بخشی از کار (پواتیه)؛ 1978- شمشیر بوشیدو (کوتانی)؛ 1982- کونان وحشی (میلیوس)، جزر و مد خون (جفریز)؛ 1986- دختر کوچک من (کیسرمن)؛ 1987- باغ های سنگ (کوپولا)؛ 1988- ورود به امریکا (لندیس)؛ 1989- میدا رویاها (رابینسن)، سه فراری (وبر)؛ 1990- شکار زیر دریایی اکتبر سرخ (مک تیرنان)؛ 1991- هویت حقیقی (ج. لین)؛ 1992- دزدان آرام (رابینسن)، بازی های میهن پرستانه (نویس)؛ 1993- سامرزبی (آمیل)، مرد شهابی (تاونزند)؛ 1994- خطر واضح و حاضر (نویس)؛ 1995- جفرسن در پاریس (آیوری)؛ 1996- یک امر خانوادگی (آیوری)؛ 1997- تنها (لینزی هاگ)؛ 1998- رنگ های اصلی (م. نیکولز)، مرلین (بارون)، پایان تابستان (شیور)؛ 1999- سانتا دپیت (دانهم).
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}