ملیت : آمریکا   -  قرن : 20 منبع : دانشنامه سینمایی بازیگران جلد دوم

 

Ferrer, Jose

بازیگر (1912، سانتورسه - پورتوریکو؛ 1992)

با نام خوزه بیسنته فرر داوتروی سینترون به دنیا آمد. در شش سالگی همراه خانواده اش به ایالات متحد مهاجرت کرد. تحصیلاتش را در رشته ی معماری دانشگاه پرینستن به پایان برد. هنوز دانشجو بود که در گروه تآتر دانشگاه کنار جیمز استوارت و جاشوآ لوگان به بازی مشغول شد. در سال 1935 برای نخستین بار توانست در برودوی روی صحنه برود. بعدها در نقش های مهم و اصلی اجراهای برودوی از نمایش های معروفی مثل سیرانو دو برژراک و اتللو نیز نقش آفرینی کرد. در 1948 نخستین نقشش را در سینما در ژان دارک بازی کرد و نخستین تجربه ی کارگردانی را در 1955 با فیلم پرنده ی حشره خوار آزمود. در 1950 با همسر سومش، رُزمری کلونی (1953-1966)، که خواننده بود چندین صفحه منتشر کرد. (همسر نخستش، یوتا هیگن، 1938-1948، بازیگر بود). از اواسط دهه ی 1960 تا اواخر دهه ی 1970 بیش تر در تلویزیون فعال بود. سپس دوباره به سینما بازگشت و در فیلم هایی مثل فدورا و بودن یا نبودن بازی کرد. برای سیرانو دوبرژراک برنده ی اسکار بهترین بازیگر نقش اول شد. برای ژان دارک و مولن روژ نیز کاندیدای دریافت این جایز بود. پسرش، میگل فرر، نیز بازیگر است.

ممکن است در مورد فعالیت سینمایی خوزه فرر این تصور پیش بیاید که اعتبار و شهرت او بر موفقیتش غلبه می کند. در حالی که بازیگر برجسته ای بود ودر بسیاری از فیلم های مهم ظاهر شد که بعضی نقاط عطف نوآورانه ای در سینما و بعضی دیگر آثار «پیام دار» بودند، اما هیچ گاه وضعیت حرف های راضی کننده یا مطمئنی نداشت. خودش درباره ی کارش می گفت «دوران حرفه ای کار من زیر نفوذ سیرانو دوبرژاک و مولن روژ قرار دارد...» او در هر دو فیلم شخصیت های حساسی را مجسم می کند که از نظر فیزیکی غیرطبیعی اند. اگرچه برای سیرانو دوبرژراک برنده ی اسکار شد اما بعدها فهمید که این افتخار هیچ تضمینی برای موفقیتش نبوده است. خودش در 1961 گفت: «به مدت سه سال هیچ کس از من نخواست تا در فیلمی بازی کنم.» فرر همیشه ترجیح می داد خودش هم در تولید کاری که در آن دست داشت، دخالت داشته باشد، به همین دلیل به کارگردانی روی آورد و خودش ایفای نقش های اصلی را در چند فیلمی که ساخت به عهده گرفت. همیشه نیز در تآتر فعال بود؛ هم در زمینه ی بازیگری و هم کارگردانی.

از فیلم ها:

1948 - ژان دارک (و. فلمینگ)؛ 1949 - گرداب (پرمینجر)؛ 1950 - سیرانو دوبرژراک (م. گوردون)، بحران (ر. بروکس)؛ 1952 - هر چیزی می تواند اتفاق بیفتد (سیتن)؛ 1953 - دوشیزه سادی تامپسن (برنهارت)، مولن روژ (هیوستن)؛ 1954 - شورش در ناوشکن کین (دمیتریک)، در اعماق قلب من (دانن)؛ 1955 - پرنده ی حشره خوار (+ ک.)، قهرمانان قایق سوار (+ ک.)؛ 1956 - مرد بزرگ (+ ک. ، هف)؛ 1957 - من متهم می کنم (+ ک.)؛ 1958 - هزینه ی گزاف عشق ورزی (+ ک.)؛ 1961 - بازگشت به پیتن پلیس (فقط ک.)؛ 1962 - لارنس عربستان (د. لین)، نُه ساعت به راما (رابسن)، سیرانو و دارتانیان (گانس)؛ 1965 - بزرگ ترین داستان عالم (ج. استیونز)، کشتی احمق ها (کریمر)؛ 1966 - با خنده وارد شو (ک. راینر)؛ 1968 - ماجراها و عشق های میگل سروانتس (و. شرمن)؛ 1973 - دسته ی فرومایگان / دستور کشتن (مارسکو)؛ 1975 - آب نبات چوبی/ همیشه جوان، همیشه آزاد (لازاروس)؛ 1976 - سفر لعنت شدگان (رُزنبرگ)؛ 1977 - نگهبان (وینر)، زولتان ... سگ شکاری دراکولا (باند)، چه کسی باد را دیده است؟ (آ. کینگ)، پنجمین تفنگدار (آناکین)؛ 1978 - هجوم زنبورهای عسل (اروین آلن)، پرونده های خصوصی ج. ادگار هوور (ل. کوئن)، فدورا (ب. وایلدر)؛ 1980 - جدال بزرگ (کلوز)؛ 1982 - کمدی سکسی شب نیمه ی تابستان (و. آلن)، جزر و مد خون (ر. جفریز)؛ 1983 - بودن یا نبودن (م. بروکس)؛ 1984 - شرارت آدمیان (لی تامپسن)؛ 1985 - دیون (لینچ)؛ 1986 - میلاد خونین (ا. هانت)؛ 1987 - خورشید و ماه (ک. کانوی)؛ 1990 - مکتشفان پیر (و. پولاند)، قاتل اجیرشده (ماستوراکی و ریدر).