و. ک. فیلدز
.Fields, W. C
بازیگر (1879، فیلادلفیای پنسیلوانیا - امریکا؛ 1946)
با نام ویلیام کلود دیوکنفیلد به دنیا آمد. پدرش یک دست فروش مهاجر اهل کاکنی بود. در یازده سالگی به دنبال یک برخورد تند با پدرش از خانه فرار کرد. از نُه سالگی می خواست شعبده باز شود و در چهارده سالگی، به عنوان شعبده باز، در یک پارک تفریحات مشغول به کار شد. سپس در وودویل روی صحنه رفت و پیش از بیست سالگی از سرشناس ترین کمدین های دنیای نمایش به شمار می آمد. در سال 1901 تور موفقی به دور اروپا داشت و در 1905 وارد برودوی شد. برای نخستین بار در 1915 در فیلم کوتاه بیلیارد شرطی بی رحمانه جلوی دوربین رفت تا مهارت هایش را در زمینه ی بازی بیلیارد به نمایش بگذارد. اما کار جدی خود را در سینما از یک دهه ی بعد آغاز کرد. طی سال های 1915 تا 1921 ستاره ی نمایش های عجایب زیگفلد بود. هم چنین در رسوایی های جرج وایت بسیار مورد توجه قرار گرفت. در 1923 با اجرای برودوی نمایش موزیکال پوپی به شهرت رسید. دو سال بعد موفقیت خود را در نسخه ی سینمایی این نمایش، با نام سالی بی نوا، به کارگردانی دیوید وارک گریفیث، تکرار کرد. اما به لطف تسلطش بر فن بیان کمدی با ظهور ناطق به اوج رسید. در دهه ی 1930 در یکی از به یاد ماندنی ترین آثارش، دیوید کاپرفیلد، در نقش جدی «میکابر» بازی کرد. فیلم نامه ی تعدادی از فیلم هایش را خودش با نام های مستعار (از جمله اوتیس ج. کریبل کابلیس و ماهاتماکین جیوز) نوشت. در زندگی واقعی نیز شخصیت عجیب و غریبی داشت (از جمله به بانک ها اعتماد نداشت و پول هایش را در بیش از هفت صد حساب بانک های شهرهای مختلف نگه داری می کرد). نقش او را در فیلم سرگذشت نامه ای و. ک. فیلدز و من (آرتور هیلر، 1976)، راد استایگر به عهده گرفت.
اهمیت فیلدز، دو، سه دهه پس از مرگش کشف شد و به این ترتیب برای نسل های بعد به افسانه و برای کسانی که فیلم هایش را دیده بودند، به خاطره ای فراموش نشدنی تبدیل شد؛ خاطره ی مردی با دماغی گرد و قلنبه و چشم هایی ریز و هوشیار که از سگ ها و بچه ها متنفر بود! فیلدز را بهترین کمدین آغاز سینمای ناطق دانسته اند. او در سخت ترین و بحرانی ترین شرایط نیز وقار ذاتی خود را از دست نمی داد. مهم ترین نقش غیر کمدی و دراماتیکش نقش «میکابر» در دیوید کاپرفیلد است. درخشندگی او در سینما در حالی است که برخلاف اغلب بازیگران بزرگ ،ژست ها و صدا و حرکاتی یک نواخت داشت. زیرا خودش می دانست که تماشاگران انتظار دارند او را چگونه ببینند. فیلدز مسلماً بازیگر محبوب مردان بود. او برخلاف چارلی چاپلین و باستر کیتن هرگز عاشق نمی شد؛ در واقع یک جنگ جو بود و نه یک عاشق، پس طبیعی است که حتی برای بسیاری از مردان نیز شخصیت او چندان جذاب نباشد.
از فیلم ها:
1915 - بیلیارد شرطی بی رحمانه (میدلتن)؛ 1924 - جانیس مردیت (هاپر)؛ 1925 - سالی بی نوا (د. و. گریفیت)؛ 1926 - این بازی قدیمی نظامی است (ساترلند)، پیرمرد تو چنین است (لاکاوا)؛ 1927 - وحشی آزاد (لاکاوا)؛ 1928 - عشق نابود شده ی تیلی (ساترلند)؛ 1931 - علیاحضرت عشق (دیترله)؛ 1932 - پاهای میلیون دلاری (کلاین)؛ 1933 - خانه ی بین المللی (ساترلند)، دیوید کاپرفیلد (کیوکر)، آلیس در سرزمین عجایب (مک لیود)، تیلی و گاس (مارتین)؛ 1934 - شش تا از یک نوع (مکری)، خانم ویگز از باغ کلم (تاروگ)، روش کهنه شده (بودین) (+ د.)؛ 1935 - میسی سیپی (ساترلند)، مردی روی میله ی بندبازی (بروکمن) (+ د.)، 1936 - گل خشخاش (ساترلند)؛ 1938 - برنامه ی بزرگ رادیویی 1938 (لایسن)؛ 1940 - نگهبان بانک (کلاین) (+ ف.)، پرنده ی کوچک من (کلاین) (+ هف)؛ 1941 - هرگز به یک هالو فرصت مساوی نده (کلاین) (+ د.)؛ 1944 - هیجان انگیزهای 1945 (ا. استون)، پسرها را دنبال کنید (ساترلند).
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}