ژرار دوپاردیو
Depardieu, Gerard
بازیگر (1948، شاتورو- فرانسه)
با نام ژرار گزاویه مارسل دوپاردیو به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی را (به ادعای خودش) به خلاف کاری گذراند. به سفارش روان کاو دار التأدیبی که به دلیل دزدی در آن به سرمی برد، بازیگری را تجربه کرد. خیلی زود پاتریم دوواره و میو- میو یک گروه تآتری تشکیل داد که آغاز موفقیت های بعدی شان بود. در زمان تحصیل در مدرسه ی دراماتیک در فیلم کوتاه آدم غیر متعارف و بچه گربه (روژه لینهارت، 1965)جلوی دوربین رفت. کار حرفه ای خود را در تآتر و تلویزیون آغاز کرد و از ابتدای دهه ی 1970 به سینما پرداخت. با سبک بالای (کنار دوواره و میو- میو) به شهرت رسید. این فیلمِ برتران بلیه آغاز یک موج تازه در نوع قهرمان پردازی در سینمای روز فرانسه بود و همین سبب شد سه بازیگر اصلی آن به شهرت برسند. در ادامه دهه ی 1970، از مطرح ترین بازیگران فرانسه شد و در دهه ی 1980، بزرگ ترین ستاره این سینما لقب گرفت. در نخستین سال دو دهه ی 1980 و 1990 برای آخرین مترو و سیرانو دو برژراک جایزه سزار دریافت کرد و برای دومی کاندیدای دریافت جایزه ی اسکار هم شد. در فیلم عامه پسند پیتر ویر، کارت سبز در کنار اندی مک داول بازی کرد و در تهیه ی شاخه های درختِ ساتیا ری که محصول مشترک هند و فرانسهبود، نقش داشت. در شرایطی که کارنامه اش در دهه ی های 1970 و 1980 پر از نام کارگردانان مطرح اروپایی مثل کلود میلر، برناردو برتولوچی، آلن رنه، آندری وایدا و فرانسوا تروفو بود، در سال های میانی دهه ی 1990 توانست از معدود بازیگران اروپایی باشد که برای فیلم هایش دست مزدهای میلیون دلاری دریافت می کند؛ هر چند در همین زمان در کنار ژان لوک گدار، بازی در وای بر من را هم تجربه کرد. در این دهه ی دیگر به سراغ کارگردانی- کاری که در 1984 یک بار با تارنوف تجربه اش کرده بود- نرفت و در عوض، در محصولات «مهم» مشترک اروپا و امریکا به ایفای نقش پرداخت: 1492: فتح بهشت، ژرمینال، تشریفاتی ساده، هملت و مرد با نقاب آهنین. در 1996 نشان شوالیه، بالاترین نشان هنری فرانسه را دریافت کرد و در دو سال پایانی هزاره، در دو شکست مطلق سرمایه گذاری های عظیم سینمای فرانسه در عرصه جهانی آستریکس و اوبلیکس علیه سزار و واتل سهم داشت. همسر سابقش، الیزابت گینیو ( 1970- 1996 ) و پسرش، گیوم، نیز بازیگر هستند.
دوپاردیو از نخستین سال های بازیگری اش تاکنون، حضوری پُر رنگ و تأثیر گذار در سینمای فرانسه داشته است. در این سه دهه ی بدون آن که به توانایی های حرفه ای اش خدشه ای وارد شده باشد، در نقش های متنوعی ظاهر شده است. در دوره ی اولیه بازیگری اش در نقش جوانان شورشی و طاغی یعنی همان شخصیت واقعی اش ظاهر شد.در فیلم سبک بالان نقش جوانی شرور را ایفا کرد که در پس قلندری و خشونتش روحی لطیف نهفته است. این ویژگی بعدها به مهم ترین عنصر بازی های درخشان این بازیگر بدل شد. یعنی همان تضاد تعمدی ای که میان فیزیک خشن و زمختش و روح لطیف شخصیت برقرار می کرد. نمونه معاصر چنین بازی ای فیلم کارت سیز است. اما درخشش واقعی دوپاردیو در دهه ی 1980 است. بازی در نقش «دانتون» در فیلمی به همین نام موفقیتی چشم گیر برایش به هم راه داشت. در این فیلم او رهبری پُرشور و انرژی را به تصویر کشید که با شخصیت نافذ و غریزه ی قوی اش مردم را در پی خویش می کشاند. در سیمای دوپاردیو جذابیتی خشن و پسرانه نهفته است. این تضاد، چهره او را به ژان گابن شبیه ساخته است، که در پس چهره آرام و خون سردش، نیرویی حیوانی نهفته بود که فرانسوا تروفو از بازی دوپاردیو در فیلم آخرین مترو بیرون کشید. در این فیلم، دوپاردیو در دوران اشغال فرانسه توسط نازی ها، به زنی دل می بازد که همسر مخفی شده اش را دوست دارد. و بالاخره آن چه که این بازیگر جمیع الاضداد را از رقبای امریکایی اش متمایز می کند، اعتقادش به پنهان کردن شیوه، هنگام بازی است: «داستین هافمن را بسیار بزرگ می دانم، اما هیچ گاه نمی توانم مثل او شیوه ی بازی ام را در معرض دید تماشاگر قرار دهم.»
از فیلم ها:
1965- ترانه ی کریسمس (واردا)؛ 1970- شب بر فراز کشتی ها (اودیار)؛ 1971- اندکی آفتاب در آب سرد (دوره)، قاتل (لا پاتلی یر)؛ 1972- بد اقبالی (جووانی)، ناتالی گرانژه (دوراس)؛ 1973- روز سخت برای ملکه (آلیو)، دو مرد در شهر (جووانی)، سبک بالان (بلیه)؛ 1974- ونسان، فرانسوا، پل ... و دیگران (سوته)، استاویسکی (آ. رنه)، زن رودخانه ی گنگ (دوراس)، نه چندان بد جنس (گورتا)؛ 1975- معشوقه (شرودر)، دیگر تو را دوست ندارم (گنسبورگ)؛ 1976- 1900(برتولوچی)، آخرین زن (فرری)؛ 1977- زن چپ دست (هانتکه)، سبک باروک (تشنیه)، کامیون (دوراس)، اکستر، ورا باکستر (دوراس)، خداحافظ مذکر (فرری)، دستمال های خود را آماده کنید (بلیه)، سبک باروک (تشنیه)؛ 1978- خداحافظ میمون (فرری)، عموی امریکایی من (آ. رنه)؛ 1979- راه بندان (کومنچینی)، سگ ها (ژوسوآ)، رُزی موقتی (مونیچلی)؛ 1980- لولو (پیالا)، آخرین مترو (تروفو)، بازرس ابله (زیدی)؛ 1981- زنی در همسایگی (تروفو)، انتخاب اسلحه (کورنو)؛ 1982- دانتون (وایدا)، برادر بزرگ (ژیرو)؛ 1983- ماه در جوی کنار خیابان (بنی)؛ 1984- قلعه ی ساگان (کورنو)؛ 1985- پلیس (پیالا)؛ 1986- ژان دو فلورت (ک. بری)، فراری ها (وبر)، خانواده (بلیه)؛ 1987- زیر آفتاب شیطان (پیالا)، کامی کلودل (نویتن)؛ 1989- می خواهم به خانه بروم (آ. رنه)، خیلی زیبا برای تو (بلیه)؛ 1990- کارت سبز (ویر)؛ 1991- اورانوس (ک. بری)، متشکرم زندگی (بلیه)؛1992- 1492: فتح بهشت (ر. اسکات)، تمام صبح های جهان (کورنو)؛ 1993- ژرمینال(ک. بری)، وای بر من (گدار)، پدرم، قهرمان (ماینر)؛ 1994- سرهنگ شابر (آنژیو)، تشریفاتی ساده (تورناتوره)؛ 1995- بوگس (جویسن)، فرشته های نگهبان (ژ. م. پوآره)؛ 1996- الیزا (ژان بکر)، هملت (برانا)؛ 1998- آستریکس و اوبلیکس علیه سزار (زیدی)، مرد با نقاب آهنین (رندال والاس)؛ 1999- بالزاک (ژ. دایان)؛ 2000- بازیگران (ب. بلیه)، واتل (جافی).
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}