فرانک سیناترا
Sinatra, Frank
بازیگر (1915، هوبوکن نیوجرزی- امریکا؛ 1998)
با نام فرانسیس آلبرت سیناترا به دنیا آمد. پسر یک آتش نشان مهاجر ایتالیایی بود. ابتدا در روزنامه ای محلی کار می کرد. برنده شدن در یک مسابقه ی آواز رادیویی زمینه ی راه یابی او به رادیو، کار در کلوب های شبانه کوچک، و سرانجام شغل خوانندگی هم راه با هاری جیمز و ارکستر تامی دورسی شد. در دهه ی 1940 به طور مستقل شروع به کار کرد و محبوبیتی شگفت انگیز در سرتاسر امریکا یافت. این باریتون ریز نقش و لاغر با گونه های تکیده، نگاه مشتاق و سبک آوار خوانی پُر احساس توأم با ادای دقیق کلمات اشعار، تا سال ها در صحنه، رادیو، کلوب های شبانه و فیلم های موزیکال سبک حضوری موفق داشت. وقتی در سال 1952 تارهای صوتی اش ناگهان صدمه دید، MCA (آژانس بزرگ استعدادیابی و صفحه پرکنی) او را کنار گذاشت و به نظر می رسید کارنامه اش به انتها رسیده است. اما او شجاعانه با شرایط جنگید و از کلمبیا خواست تا در مقابل دست مزد توهین آمیز هشت هزار دلار، نقش «آنجلو» را در از این جا تا ابدیت بازی کند. این نقش اسکار بهترین نقش دوم را برایش ارمغان آورد و در 1955 به خاطر ایفای نقش یک معتاد به مواد مخدر در مرد بازوطلایی کاندیدای دریافت اسکار نقش اول نیز شد. در کنار تثبیت شدن به عنوان بازیگر و نیز چهره ای موجه در دنیای نمایش، صدایش نیز به حالت عادی برگشت و شیوه ی نوین خوانندگی اش پخته تر و پیچیده تر از همیشه، شروع دوره ی دوم موفقیت او را رقم زد. ظرف چند سال دوباره ستاره ی بزرگی شد و ثروت هنگفتی از طریق سرمایه گذاری در انواع تجارت ها، از صنعت و مستغلات گرفته تا کازینوها و مسابقات اسب دوانی، اندوخت. او را اغلب به خاطر روابط نزدیکش با چهره های تبهکار در چارچوب مسائل تجاری به باد انتقاد گرفته اند. یکی از ثروتمندترین و دمدمی مزاج ترین چهره های دنیای نمایش بود. در 1971 آکادمی جایزه ی انسان دوستانه «جین هرشولت» را به او اعطا کرد. اندکی بعد اعلام کرد که می خواهد از دنیای سرگرمی و زندگی حرفه ای کنار بکشد، ولی خیلی زود دوباره با شور و حدت به میدان بازگشت و خبرساز شد. طی دهه ی 1980 جوایز افتخاری دیگری دریافت کرد و در اواخر دهه، تور کنسرت بی اندازه موفقی هم راه سامی دیویس جونیر و لیزا میه لی به راه انداخت. در 1993 آلبوم آخر او که شامل آوازهایی دو نفره با تعدادی از ستاره های جوان تر موسیقی روز بود، پخش شد. زندگی توفانی اش موضوع یک سرگذشت نامه نوشته ی کیتی کلی (1986)، بود که یک مجموعه ی تلویزیونی نیز بر مبنای آن ساخته شد. او که یکی از طولانی ترین دوران های کاری هنری را داشت، به خاطر روابط عاشقانه و جنجالی متعددش نیز بر سر زبان ها بود. دو فرزند او از همسر نخستش، نانسی بارباتو (1939-1950) بازیگر هستند: نانسی و فرانک سیناترا جونیر. همسران بعدی اش اوا گاردنر (1951-1957)، میا فارو (1966-1968) و باربارا مارکس (بیوه ی زپو مارکس، از 1976) بوده اند.
هر چند در قدرت و شکوه سیناترا در مقام خواننده بحثی نیست (در غیر این صورت باید به مصاف تمامی تاریخ فرهنگ عامه ی معاصر امریکا رفت)، موقعیت او به عنوان بازیگر اغلب محل اختلاف نظر بوده است. شکی نیست که در طول سال ها چهره ی سینمایی او دست خوش دگرگونی های قابل ملاحظه شد. اتفاقی که در مورد کارنامه ی آوازخوانی اش هم پیش آمد. و نیز نقش های نامناسب و پروژه های بی اهمیت در سابقه ی حرفه ای او کم نیستند. گاه حتی به نظر می رسید نقش ها را چندان جدی نمی گرفت. مثل هر هنرمند دیگر دنیای نمایش که متکی به یک شخصیت فرا سینمایی عامه پسند بود، بررسی او نمی تواند جدا از بررسی رابطه ی بازیگر با خواننده محبوب افسانه ای باشد. این رابطه در آغاز سر راست و روشن بود. در دهه ی 1940 به مترو- گلدوین- مایر پیوست و در موزیکال های متعددی نقش های ثابتی را ایفا کرد : جوانی خجالتی در برخورد با جنس مخالف که نیازمند ترغیب و تشویق و محبت زنی مصمم و سرسخت است (مثل در شهر و مرا به تماشای بازی بیس بال ببر). جالب این که این کاملاً متضاد با نقش هایی است که در موزیکال های دهه ی 1950 (از جمله با قلب جوان، مردها و عروسک ها، جامعه ی اعیان و پال جوی) بازی می کند؛ زمانی که او مرد سرگردان فریبنده و مقاومت ناپذیری است که زنان را شیفته و واله می کند؛ دنیا دیده، مهربان ولی بی ثبات و مردد. برعکس دوره ی دهه ی 1940 که در آن هم بازی محجوبی برای جین کلی بی پروا و خوشگذران است، در دهه ی 1950 سیناترای آواز خوان، محور اصلی فیلم ها و عامل آشوب عاطفی محیط پیرامون خود می شود. میان این دو دوره را نقش او در از این جا تا ابدیت فاصله انداخته است. نقطه ی عطفی که مقدمه ی نقش های او در فیلم های غیر موزیکال بود: به نوعی این نقش ها بدل تلخ تر و افسرده حال تر همان قهرمان بدگمان موزیکال های دهه ی 1950 بودند: کسی که می کوشد آسیب پذیری اش را در پس ظاهر خون سرد و بی اعتنا پنهان کند. هنرمند لطمه خورده از محیط و دست خوش اعتیاد مرد بازو طلایی نمونه ی درخشانی است و سرباز به خانه بازگشته و سرخورده از نویسندگی و آرزوهای دور و دراز در بعضی ها دوان دوان آمدند تجسم کاملی از بیگانه تقدیرگرا و عصبی که حس نومیدی اش مرتباً با رویدادهای اطرافش توجیه می شود. آرام آرام سیناترا تبدیل به شمایل قهرمان رُمانتیک زخم خورده و جریحه دار شد. کسی که انتفام ناکامی اش را از خویشتن می گرفت: با اعتیاد، الکل، قمار و انزوا. و گاه ترجیح می داد در اندوه شکست غرق شود تا این که علیه آن مبارزه کند. سیناترا با این نقش ها، معادل سینمایی درخوری برای آن صدای محزون گرفته و تلخ کام ولی نیرومند و پُر احساس به جای گذاشته است.
از فیلم ها:
1935-تآتر آماتوری هوایی سرگرد بوئز (آئر)؛ 1941- شب های لاس وگاس (ر. مورفی)؛ 1943- بیدار شدن با بورلی (بارتن)؛ 1944- جست و خیز (ولان)؛ 1945- لنگرها را بکشید (سیدنی)، خانه ای که در آن زندگی می کنم (لروی)؛ 1946- تا وقتی که ابرها دور می شوند (وورف)؛ 1947- در بروکلین اتفاقی افتاد (وورف)؛ 1948- معجزه ی زنگ ها (پیچل)، 1949- در شهر (دانن و ج. کلی)، مرا به تماشای بازی بیس بال ببر (برکلی)؛ 1951- با دانی ویلسن ملاقات کنی (پونی)؛ 1953- از این جا تا ابدیت (زینه مان)؛ 1954- با قلب جوان (گ. داگلاس)؛ 1955- مردها و عروسک ها (منکه ویتس)، نه به عنوان یک بیگانه (کریمر)، مرد بازو طلایی (پرمینجر)؛ 1956 دور دنیا در هشتاد روز (م. آندرسن)؛ 1957- غرور و شهوت (کریمر)، شوخ، وحشی است (چ. ویدور)، جامعه ی اعیان (والترز)، پال جوی (سیدنی)؛ 1958- سلاطین پیش می روند (دیوز)؛ 1959- هرگز نه این قدر کم (ج. استرجس)، کله پوک (کاپرا)، بعضی ها دوان دوان آمدند (مینه لی)، دعوت به مونته کارلو (لوید)؛ 1960- کان- کان (و. لانگ)، پپه (سیدنی)، اوشن و یازده یار او (مایلستون)؛1961- شیطان در ساعت چهار (لروی)، راه هنگ کنگ (پاناما)؛ 1962- کاندیدای منچوری (فرانکن هایمر)؛ 1963- فهرست ایدیان مسنجر (هیوستن)، چهار نفر برای تکزاس (آلدریچ)؛ 1965- قطار سریع السیر فون رایان (رابسن)، اسکار (ر. راس)؛ 1966- حمله به یک ملکه (دانوهیو)، سایه ای غول آسا بیفکن (شاولسن)؛ 1967- تونی رم (گ. داگلاس)، 1968- کارآگاه (گ. داگلاس)، خانمی در سیمان (گ. داگلاس)؛ 1970- دینگس میجی کثیف (کندی)؛ 1980- نخستین گناه کبیره (هاتن)؛ 1984- مسیر کانن بال 2 (نیدهم)؛ 1990- خوب گوش کنید: گوشه هایی از زندگی کویینسی جونز (وایس برود).
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}