تادئوش لومنیکی
Lomnicki, Tadeusz
باریگر (1925، پودهایتسه - لهستان، 1992)
نخستین بار در سال 1945 روی صحنه رفت و دو سال بعد، با ایفای نقش در قلب های فولادین به سینما راه یافت. در دهه های 1950 و 1960 نقش های اصلی را به عهده می گرفت و در فیلم های کارگردانانی نامدار، مثل آندره ی وایدا بازی می کرد. در طول سال های اشغال کشور، طی جنگ جهانی دوم، مخفیانه به آموختن نمایش روی آورد و با پایان جنگ، تحصیلاتش را در کراکوف به اتمام رسانید. از 1947 بازی در سینما را آغاز کرد، اما نقش های جزیی او و کم ارزش بودن فیلم هایی که در آن ها ظاهر شد، فرصتی برای بروز توانایی هایش در اختیارش قرار ندادند. به رغم این ها، تلاش کرد تا شخصیت هایی گیرا و متفکر خلق کند و خیلی زود توانست به فیلم های کارگردانان برجسته راه پیدا کند. در سال های میانی دهه ی 1950 نقش مبارزان جوان را در دو فیلم پنج پسر خیابان بارسکا و یک نسل به عهده گرفت، اما موفق ترین فیلم هایش را در دهه ی 1960 بازی کرد. در این دهه در فیلم هایی از وایدا، یرژی اسکولیموفسکی و یرژی هوفمان به ایفای نقش پرداخت و طیف گسترده ی نقش هایش، شخصیت های روشن فکران، روستاییان، سربازان، قهرمانان، خائنان،... را در برمی گرفت. در دهه ی 1970 لومنیکی به موفقیت کم تری دست یافت، زیرا بیش تر فعالیت هایش را در زمینه های تربیتی و تآتری متمرکز کرد. در 1971 ریاست آکادمی و در 1975 مدیریت یک تآتر را در ورشو به عهده گرفت و در همان جا گاهی نیز به روی صحنه می رفت. چهره ی او با گذشت زمان، پرمعناتر و با احساس تر شده و با ایفای نقش درفیلم هایی مثل سیلاب و مرد مرمرین در خاطر تماشاگران باقی مانده است.
از فیلم ها:
1947 - قلب های فولادین (اورابانوویچ)؛ 1952 - سرنشین ها (فتکه)؛ 1954 - پنج پسر خیابان بارسکا (ا. فورد)؛ 1955 - یک نسل (وایدا)؛ 1957 - سه زن (روسه ویچ)، اروییکا (مونک)، هشتمین روز هفته (ا. فورد)؛ 1960 - جادوگران معصوم (وایدا)؛ 1961 - زمان گذشته (بوچوویسکی)؛ 1963 - بام شیب دار (نالکی)؛ 1964 - نخستین روز آزادی (ا. فورد)، جهیزیه (ی. لومینکی)؛ 1966 - مانع (اسکولیموفسکی)، باقی سکوت است (مورگن استرن)، دکتر می گوید (ا. فورد)؛ 1967 - سهیم شدن (ی. لومنیکی)؛ 1969 - آقای ولودیوفسکی (هوفمان)؛ 1974 - سیلاب (هوفمان)؛ 1978 - مرد مرمرین (وایدا)؛ 1981 - قرارداد (زانوسی)؛ 1986 - گزارش وقایع دوست داشتنی (واید)؛ 1987 - پیش آمد ناگهانی (کیشلوفسکی)، خاطرات برای کسانی که دوست شان دارم (مساروش)؛ 1989 - ده فرمان (کیشلوفسکی)؛ 1990 - پانسیون آفتاب (بایون)؛ 1991 - تمام وجود من (ویلهلم).
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}