آدمکش نينجا (NINJA ASSASSIN)
اکشن/ جنايي/ درام/ هيجاني
[در انتها همه چيز به پانتوميم بدل مي شود. فقط ژست ها باقي مي ماند.]
کارگردان: جيمز مک تيو. بازيگران: رين(ريزو)، نائومي هريس(ميکا)، يون سالگ وونگ(ريزوي کودک)، سوکوسوگي(اوزنو)، راندال دوک کيم(استاد تاتو). درجه ي نمايشي:R.
اگر اشتباه نکنم سابقه ي فيلم هاي «نينجا»يي به سال 1981 برمي گردد. در اين سال مناخيم گولان (سازنده ي فيلم هاي اکشن کم هزينه در دهه ي 80 ميلادي) فيلم اکشن پرفروشي عرضه کرد تحت عنوان نينجا وارد مي شود که در آن فرانکو نرو نقش يک استاد رشته ي «نينجيتسو» را بازي مي کرد. آنهايي که با ورزش هاي رزمي آشنايي دارند مي دانند که «نينجيستو» مثل «جيجيتسو» يک نوع هنر رزمي است و «نينجا» هم به کسي اطلاق مي شود که از روش مبارزاتي «نينجيتسو» استفاده مي کند. به هر حال از سال 1981تاکنون ده ها فيلم موسوم به نينجايي ساخته و عرضه شده و فيلم آدمکش نينجا هم تازه ترين فيلم از اين مجموعه است.
رين، ستاره ي موسيقي پاپ کره ي جنوبي، در فيلم آدمکش نينجا، در قالب نينجاي جواني به اسم ريزو ظاهر مي شود. ريزو عضو يک فرقه ي مخفي نينجاها، موسوم به «قبيله ي اوزونو» است. اعضاي اين قبيله يا فرقه داراي تخصص هاي رزمي و جنگي اند و مثل يک گروه مزدور- چيزي شبيه شرکت آمريکايي «بلک واتر» در عراق-آماده اند تا تخصص مرگبار خود را در اختيار هر گروهي که آنها را استخدام کند، قرار بدهند. ريزو ماهرترين و مرگبارترين عضو فرقه است اما در پي کشته شدن دختر مورد علاقه ي ريزو توسط اعضاي فرقه، ريزو تصميم به خروج از فرقه و رويا رويي با اعضاي آن مي گيرد. در ادامه ي ماجرا، ريزو در برلين به يک پليس اروپايي، به اسم ميکا(نائومي هريس)، ملحق مي شود. ميکا مدت هاست که درگير حل و فصل پرونده ي قتل هايي است که ظاهرا توسط آدمکش هاي نينجا صورت گرفته است.
کارگردان آدمکش نينجا جيمز مک تيو است که با فيلم کين مثل کين خواهي به شهرت رسيد. مک تيو همچنين در مجموعه فيلم هاي ماتريکس وSpeed Racer دستيار کارگردان بوده. در واقع برادران واچو وفسکي (سازندگان ماتريکس ها) به عنوان تهيه کنندگان آدمکش نينجا براساس همين سابقه ي آشنايي مک تيو را براي کارگرداني آدمکش نينجا انتخاب کرده اند واچو وفسکي ها و مک تيو براي اجتناب از انباشتن فيلم شان از جلوه هاي ويژه ي کامپيوتري تصميم گرفتند که در صحنه هاي نبرد از بدلکاران واقعي و آکروبات کاران ماهر استفاده کنند. به اين ترتيب آنچه در صحنه هاي نبرد فيلم مي بينيم- البته اگر بتوانيد ببينيد!- به سبک و سياق «مکتب قديمي جکي چان» ساخته شده است؛ اما مشکل اينجاست که نور اندک صحنه هاي نبرد، زواياي دوربين غير سرراست و تدوين پرضرباهنگ عملا به تماشاگر اجازه نمي دهد که متوجه ظرايف اين صحنه ها و هنر طراحي به کار رفته در آن بشود.
مشکل ديگر فيلم، رابطه ي ريزو و ميکا است. رابطه ي ميان اين پسر کره اي و دختر غربي با توجه به اينکه پسر تسلط چنداني به زبان انگليسي ندارد، چندان جذاب و گرم از کار درنيامده است. و تازه نيمي از فيلم در حالي سپري مي شود که اين دو کاملا از هم جدا هستند.
آدمکش نينجا يک فيلم انتقامي آکنده از خشونت است که در آن طرح داستاني و پرداخت کاراکترها به حاشيه رفته است. با اين حال شايد نينجاهاي آدمکش فيلم که براي اولين بار در تاريخ فيلم هاي نينجايي رانندگي مي کنند، از اسلحه استفاده مي کنند، و موبايل دارند و حتي لبخند مي زنند براي تماشا گران اين نوع فيلم ها جالب باشد.
منبع: دنياي تصوير- ش 188
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}