[ازدرخشندگي راه برادوي تا پستي و حقارت خيابان .چهل ودوم!]
کارگردان :کوين تانچاروئن.بازيگران :ناتوري نافتون (دنيس دوپري)،کلسي گرامر(مارتين کرانستون)، بيب نيورث(آقاي کرافت)،دبي آلن(خانم آنجلا سيمس )،107 دقيقه.درجه نمايشي:PG.
شهرت کوين تانچاروئن(محصول 2009)بازسازي به روز شده اي از شهرت آلن پارکر(محصول 1980)است .اين شهرت تازه هرگز در حد و اندازه ي آن شهرت قديمي نيست.آلين پارکر با آن فيلم به ياد ماندني اش- نامزد 6 جايزه اسکار وبرنده ي 2 جايزه ي اسکار بهترين ترانه وبهترين موسيقي - موفق شده بود دنياي کوچکي از شهر نيويورک را ارايه کند؛ فيلمي که به قول خود پارکر:«از يک سو درخشندگي راهي را که به برادوي منجر مي شود واز سوي ديگر حقارت و پستي خيابان چهل ودوم نيويورک را در خود دارد.»
شهرت پارکر قصه ي گروهي نوجوان با خصوصيات متفاوت است که از آزمون صدا وگوش براي خوانندگي ونوازندگي سربلند بيرون مي آيند وسپس درکنار معلمين خود(معلم بازيگري، معلم موسيقي ومعلم رقص )براي اجراي برنامه هاي هنري آماده مي شوند.بچه هاي گروه از گوشه وکنار نيويورک آمده اند وهر کدام قصه اي خاص خوددارد:يکي به شدت تحت سلطه ي مادرش است. يکي اهل پورتوريکوست وبسيار با اعتماد به نفس است، آن ديگري جاه طلب است،وآن يکي سرخورده و..
 شهرت 2009 نيز،مثل برادر بزرگ ترش، داستان دانش آموزان مدرسه ي هنرهاي بازيگري نيويورک را باز مي گويد.بچه هاي شانزده هفده ساله اي از گوشه وکنار نيويورک به اين مدرسه ي فوق العاده رقابتي آمده اند تادرآينده بازيگر،رقصنده و موزيسين حرفه اي شوند .اينجا جايي است که روياها يا براي هميشه نابود مي شونديا شروع به تحقق يافتن مي کنند.برخي از بچه ها مستعدند واين مسير پيشرفت را به راحتي طي مي کنند.وبرخي بي استعدادند وهرچقدرهم که کار و زحمت مي کشندباز به جايي نمي رسند.
فيلم شهرت 2009 عمدتا داراي يک حس مستند گونه ي بي ساختار است.اين کيفيت مستند گونه ي فراواقعي با نوعي حس فانتزي ترکيب شده که به ويژه درک آن براي تماشاگران فاقد قوه ي تخيل مي تواند دشوار باشد. و اگر ويژگي مثبتي براي اين فيلم بتوان قائل شد همين ويژگي خاص مستند- فانتزي گونه ي آن است. مثلا درصحنه اي از فيلم دانش آموزان را مي بينيم که در سالن غذا خوري يا اتاق مطالعه مشغول پرسه زدن هستند که ناگهان يکي از بچه ها شروع مي کند به رنگ گرفتن  برروي ميز.وسپس بقيه به او ملحق مي شوند؛ وسپس رقصندگان اضافه مي شوند و به اين ترتيب يک کار فوق العاده زيباي موسيقيايي في البداهه خلق مي شود.کل اين صحنه نه بازتاب يک صحنه ي واقعي که باز تاب آن چيزي است که مي تواند درذهن يک نوجوان وجود داشته باشد.
دريک مقايسه ميان شهرت2009 وشهرت1980 مي توان به راحتي پي بردکه مسائل ومشکلات نوجوان هاي امروز فرق چنداني با مسائل ومشکلات نوجوان هاي سي سال پيش ندارد: مسئله ي نژادي،مسئله ي طبقاتي،مسئله ي هويت جنسي وبسياري مسائل ديگر همچنان سر جاي خودش باقي است. اما فراغ از چند ويژگي مثبت شهرت 2009 بايد اذعان کرد که اين فيلم حتي به گرد پاي شهرت 1980 هم نمي رسد.شهرت آلن پارکر با آن فيلمنامه ي محکم وجسورانه ي کريستوفر گور فيلم داغ وپرشوري بود .درباره ي دوران بلوغ وهمه ي عوارض وتبعات ناگزير آن.اما آليسون برنت،فيلمنامه نويس شهرت 2009، احتمالا از ترس از دست دادن درجه ي نمايشي PGچنان آبي به فيلمنامه اش بسته وآنچنان از داغي قضيه کاسته که ثمره ي کار وي حداکثر يک ناکجا آباد تين ايجري است. آن غنا وشوري که شهرت آلن پارکر به يک پديده ي تصويري/ موسيقيايي بي بديل دراوايل دهه ي هشتاد مبدل کرد، در اينجا غايب است.
منبع:نشريه دنياي تصوير شماره187