کارگردان: آنتون کوربیجن
بازیگران:Sam Riley-Samantha Morton-Alexandra Maria Lara
کنترل فیلمیست از آنتون کوربیجن؛ فیلمسازی که پس از حدودِ ۲۰ سال فعالیت در عرصه مستندسازی، اولین فیلمِ سینماییِ خود (کنترل) را بر اساس داستانی واقعی از یان کورتیس (خوانندهی گروه پانک بریتانیایی Joy Division)، میسازد.
کنترل سیاهوسفید است. در سالِ ۱۹۷۷ دیوید لینچ، نخستین ساختهی سینماییاش (کلهپاککن) را سیاهوسفید میسازد تا از همان گامِ نخست، غرابت دنیای ذهنیاش را به رخِ بیننده بکشد. در سالِ ۱۹۸۰ اسکورسیزی گاو خشمگین را سیاهوسفید میسازد تا بیرنگی تأکیدی مضاعف بر دنیای بیروحِ جیک لاموتا باشد. در سالِ ۱۹۹۳ اسپیلبرگ فهرست شیندلر را سیاهوسفید تصویربرداری میکند تا این بیرنگی در تناسب با بستر زمانیِ داستانِ فیلم، حالتی مستندگونه به فیلم بخشد. در سال ۱۹۹۵ متیو کاسوویتز، فیلمساز و بازیگر فرانسوی، نفرت را سیاهوسفید میسازد تا رنگِ آزارندهی آسفالت و خشونت خیابانها را یادآور شود. و در سالِ ۲۰۰۹ میشائیل هانکه با حذفِ رنگ از روبانِ سفید به تاروپود اثرش هالهای جاری و ابهامی جداییناپذیر تزریق میکند.
اما مقصود کنترل از سیاهوسفید بودن را میتوان نزدیک به نخستین اثر آرنوفسکی پای (П) دانست؛ بیرنگی در کنترل، همچون بیرنگی در П حاکی از دنیای یکبُعدی شخصیتهایش است؛ شخصیتِ اصلی ِ П در ریاضیات و فرمولهای بیسروتهِ آن غوطه میخورد و قهرمانِ کنترل خود را در موسیقی حلمیکند.
تصاویرِ فیلم، علیرغمِ بیرنگی، نقطهقوت فیلم و پر از ظرافت و زیباییست. کنترل به یک ترجیعبند میماند که قافیهی مشترکاش در پایانِ هر بند، نوای روحنوازِ گیتاربرقیست (ایکاش که این ترجیعبند منظمتر و شفافتر میبود).
پاشنه آشیل فیلم، فیلمنامهی آن است که در یکسوم پایانی دچار اختلال و سردرگمی میگردد؛ جاییکه اثر، انسجاماش را از دست میدهد؛ جاییکه موسیقی کارکرد موتیفوار و جانبخشِ خود را از دست میدهد و نهایتاً جاییکه مشخص نمیشود خستگیِ روحیِ مفرط و استیصالِ عمیقِ «یان» به دلیل نوسان بین عشق و تعهد و هوس است یا تسلیم در برابر بیماریاش و یا انحلال در کمال و یا فنا در آفرینش و یا گسیختگی از موسیقی و یا….
کنترل نمیتواند همچون فیلم دلنشین و خاطرهسازِ کامرون کرو، تقریباً مشهور (۲۰۰۰)، علاقهمندان به موسیقیِ راکاندرولِ دهه ۷۰ را شاداب کند اما یقیناً آنها – و هر مخاطبِ دیگری – را عصبانی نمیکند. کنترل شاهکار نیست و حتی – برخلافِ تصاویرِ بسیار منظم و شکیلاش – به دلیل سردرگمیِ یکسومِ پایانی فیلمنامهاش، یکدست و یکنواخت هم نیست؛ اما در نهایت فیلمیست دلچسب و پذیرفتنی.
منبع:adambarfiha.com
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}