کارگردانی براد اندرسون بازیگران: Christian Bale, Jennifer Jason Leigh, Aitana Sánchez-Gijón “ماشین‌چی” با کارگردانی براد اندرسون و محصول کشور اسپانیا، فیلمی پیچیده و در عین حال جذاب است که بر سنتهای سینما و ادبیات اروپا به ویژه اسپانیا و روسیه تکیه دارد و می‌توان آن را ادامه‌ای بر درخشش اخیر فیلم‌سازان اسپانیایی نظیر پدرو آلمودوار و آلخاندرو آمنابار دانست. فیلمی که همچون ساخته‌های دو کارگردان مزبور، جسورانه و بی‌توجه به ساده‌پسندی اکثر تماشاگران ساخته شده و بیش از آن که به توفیقش در گیشه توجه داشته باشد، به نوآوری‌هایی ملهم از سینمای اکسپرسیونیست و سوررئالیست تاکید داشته است. “ماشین‌چی” از یک سو به خاطر شیوه‌ی روایتش یادآور فیلم “یادگاری (Memento)” است و از سوی دیگر، با توجه به بی‌خوابی به عنوان یکی از عناصر مهم فیلم، “بی‌خوابی (Insomnia)” را به یادمان می‌آورد. فیلم‌هایی از کریستوفر نولان که در هر دوی آنها، تنش‌های روحی و روانی شخصیت‌های فیلم به احساس گناهی که داشته‌اند، معطوف بوده است. شیوه‌ی روایت “ماشین‌چی” اگرچه در قیاس با “یادگاری” متعارف‌تر و قابل درک‌تر است و به جای توالی وارونه‌ی رویدادها، روایت ذهنی آشفته‌ و دفرمه‌شده ای از رویدادها را ارائه می‌کند، باز هم تماشاگر را در برابر معمایی دشوار قرار می‌دهد. این شیوه‌ی روایت از برخی جهات نیز متکی بر اصول روایی مکتب اکسپرسیونیسم است. ما تقریبا تمامی رویدادهای فیلم را از دریچه‌ی ذهن یک نفر یعنی تریور می‌بینیم و از همین روست که جهان فیلم، همگام و همسو با ذهن تریور، آشفته، از هم‌گسیخته، بی‌رنگ و تیره به نظر می‌رسد. در عین حال، ما به اندازه‌ی تریور از رویدادهای جهان فیلم آگاهیم. در نتیجه همراه با تریور می‌کوشیم تا پازلی را که در برابر تریور قرار گرفته، حل کنیم. پازلی که از یک سو، در زندگی مرموز تریور شکل گرفته و از سوی دیگر، نمادی عینی از طریق یادداشتهایی مرموز یافته است. اما این که براد اندرسون چرا چنین شیوه‌ی روایتی را برای بیان داستانی شبیه به “جنایت و مکافات” داستایوسکی انتخاب کرده، موضوعی قابل‌تامل است. در رمان داستایوفسکی، خواننده از طریق روایتی متعارف، شرایط زندگی راسکولنیکوف، انگیزه‌های او برای جنایت، چگونگی وقوع جنایت و باقی رویدادها را درمی‌یابد. در رمان داستایوفسکی تاکید بر کارکرد جنایت و تاثیر آن بر روان انسان است. از این رو، نکته‌ی نامعلومی در باره‌ی قاتل یا نحوه‌ی وقوع جنایت برای خواننده وجود ندارد. به عبارت دیگر، رمان، فاقد تعلیق پلیسی است و تعلیق موجود در آن، از تردیدهای درونی راسکولنیکوف نشات می‌گیرد. اما در “ماشین‌چی”، با حذف چگونگی وقوع جنایت و فاعل آن از مجموعه‌ی اطلاعاتی که به تماشاگر داده می‌شود و ارائه‌ی تدریجی اطلاعات به شیوه‌ی رمان پلیسی، تماشاگر در تعلیقی طولانی قرار می‌گیرد که تقریبا تا واپسین سکانس‌های فیلم پایدار می‌ماند. بدین ترتیب، اندرسون و فیلمنامه‌نویسش اسکات کوزار از یک رمان روانشناختی، فیلمی معمایی پدید آورده‌اند که تماشای آن بی‌تردید جذاب‌تر از دیدن نسخه‌أی دیگر از “جنایت و مکافات” است.