به گزارش راسخون به نقل از جهان نیوز، فاجعه سوزاندن عمدی سینما رکس فاجعه ای ملی و دهشتناک بود. زنده در آتش سوختن دردناک ترین و بدترین نوع مرگ است، مرگی که شبانگاه بیست و هشتم مرداد ماه 40 سال پیش به سراغ صدها مرد ، زن و کودک بیگناه آمد.

زمانی که خانواده های قربانیان در آن شب شوم و وحشتناک از کشته شدن عزیزان خود در این حادثه با خبر شدند چه حالی پیدا کردند؟ تصور آن نیازی به فکر کردن ندارد، به سرعت صحنه های ضجه و مویه جلوی چشم همه می آید.

آنچه که در ادامه می آید مطلبی است که در آبان ماه سال 57 در مجله ای به نام «تهران مصور» به چاپ رسیده است. این مطلب در رابطه با پیرمردی است که یکی از عزیزانش را در فاجعه سینما رکس از دست داده است.

«از پیرمرد می پرسیم چه کسی را از دست داده است؟ او می‌گوید پسر و عروسش را. می گوییم اگر عامل به آتش کشیدن سینما را دست او بدهند چکار می کند؟ پیرمرد می گوید: "به او می گویم به خانه ما بیاید. وقتی به خانه ما آمد از او پذیرایی می کنم. ناهار و شام برایش تدارک می بینم. رسم مهمان نوازی را به جای می آورم. وقتی که غذایش را خورد یک چراغ نفتی می آورم. میگویم دستت را به بدنه چراغ بزن. بعد می گویم می بینی چقدر می سوزد؟ حالا فهمیدی چقدر سخت است؟ به این فکر کردی که آدم هایی که آتششان زدی چی کشیدند؟ خیلی از این بدتر و خیلی از این دردناک تر؟ حالا چطور می خواهی از خدا طلب بخشش کنی.»