به عنوان اولین سؤال، شرایط کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
با عرض سلام و ادب خدمت شما و تمام همکاران در هفته‌نامه، همچنین خوانندگان صبح صادق. در یک نگاه کلی می‌توان گفت کشور، نظام و مردم در حال عبور از یک جنگ ترکیبی، همه‌جانبه و بی‌سابقه در تاریخ هستند که اگرچه سختی‌ها و مشکلاتی را با خود دارد، اما به حول و قوه الهی عبوری پیروزمندانه و سرافرازانه خواهد بود.
 
در این جنگ، دشمن چه اهدافی را دنبال می‌کند؟
اهداف راهبردی دشمن در این جنگ، جلوگیری از پیشرفت ایران، ایجاد یأس و ناامیدی در مردم نسبت به آینده، بدبین‌سازی مردم نسبت به مسئولان کشور و جداسازی نسل جوان از مسیر انقلاب است. آمریکایی‌ها تصور می‌کنند با تحقق این اهداف می‌توانند سلطه قبلی خود بر ایران را احیا کنند؛ ولی خواب آنها هرگز تعبیر نمی‌شود.

جبهه استکبار با محوریت آمریکا، در این جنگ روی چه موضوعاتی تمرکز دارد؟
جنگ شناختی و ادراکی، جنگ اقتصادی و ناآرام‌سازی داخلی از طریق تبدیل نارضایتی‌های ناشی از جنگ شناختی، جنگ اقتصادی و دیگر مشکلات موجود در کشور، حوزه‌های اصلی تمرکز در این جنگ ترکیبی است.
 
به نظر شما مردم و مسئولان، کدام یک از این سه حوزه را باید جدی‌تر بگیرند؟
جنگ شناختی از همه مهم‌تر است. در این جنگ دشمن به دنبال تصویرسازی غلط و منفی از واقعیات ایران و تمام موضوعات مرتبط با انقلاب و جمهوری اسلامی است. میزان موفقیت دشمن در دو حوزه دیگر جنگ اقتصادی و بی‌ثبات‌سازی کشور، بستگی به میزان موفقیت در جنگ شناختی دارد؛ از این رو باید مسئولان، رسانه‌ها، جریان‌های سیاسی و آحاد مردم، این جنگ شناختی را جدی بگیرند.
 
در صورت امکان با یک مثال برای این جنگ شناختی، توضیحات بیشتری بدهید.
نمونه برجسته و اخیر این جنگ شناختی را در عملیات روانی و جنگ نرمی که دشمن علیه برنامه همکاری‌های راهبردی ۲۵ ساله میان ایران و چین به راه انداخت، به وضوح می‌توان دید. در این تهاجم دشمن تلاش کرد با بهره‌گیری از ابزار رسانه و تمام تاکتیک‌ها و تکنیک‌های عملیات روانی، جمهوری اسلامی را نزد افکار عمومی، متهم به کشورفروشی و خاک‌فروشی کند. متأسفانه، برخی داخلی‌ها هم با انگیزه‌های سیاسی و منافع حزبی و گروهی، پازل دشمن را تکمیل کردند.
 
در فضای مجازی موضوع تابستان داغ ۱۳۹۹ خیلی پررنگ دنبال می‌شود؛ ارزیابی شما در این زمینه چیست؟
فعلاً که تابستان داغ در چندین ایالت آمریکا در حال رقم خوردن است. از دی ماه ۱۳۹۶ به این طرف، جریان مقابل انقلاب، نظام و مردم در این ۴۱ سال گذشته، به این جمع‌بندی رسید که تنها راه متوقف کردن پیشرفت‌های ایران در حوزه‌های گوناگون علمی، فناوری، صنعتی، دفاعی، نفوذ منطقه‌ای و غیره، بر هم زدن ثبات و آرامش داخلی کشور از طریق راه‌اندازی اغتشاشات است. تشدید جنگ شناختی و جنگ اقتصادی از طریق افزایش تحریم‌های هوشمند هم برای رسیدن به همین هدف است؛ تابستان داغ هم کلیدواژه‌ای برای راه انداختن این اغتشاشات در یک دوره زمانی مشخص است. در سال ۱۳۹۷ هم موضوع تابستان داغ خیلی جدی مطرح شد و در آن زمان، حتی جان بولتون در نشست منافقین گفت: با تابستان داغ، جمهوری اسلامی چهل‌ساله نخواهد شد و شما با رفتن به تهران جشن پیروزی می‌گیرید. به هر حال دشمن، دشمنی خود را می‌کند. اگر مسئولان تمام‌وقت به فکر حل مشکلات، به ویژه در حوزه اقتصادی باشند و مردم هم مثل گذشته بابصیرت عمل کنند، به طور قطع داغ تابستان داغ ۱۳۹۹ بر دل دشمن خواهد ماند.
 
با توجه به مشکلات مردم در حوزه اقتصادی و جنگ ترکیبی دشمن، آینده را چگونه می‌بینید؟
آینده بسیار روشن و درخشان است. روندها نشان می‌دهند ملتی که ۴۱ سال در برابر تمام قدرت‌های شیطانی و جریان ضد انقلاب ایستاده و پیشرفت کرده است، بر مشکلات فعلی و جنگ کنونی هم غلبه می‌کند. با اطمینان می‌توان گفت، به برکت انقلاب اسلامی و نظام ولایت فقیه، ایران و ایرانی آینده‌ای بس درخشان و سرافرازانه خواهد داشت.

مهم‌ترین این روندها کدام است؟
پیشرفت‌های علمی و فناورانه ایران، توسعه و تقویت زیرساخت‌ها در کشور، تقویت همبستگی داخلی در شرایط کرونایی، توسعه قدرت دفاعی و پشتیبانی این قدرت از تجارت خارجی، تثبیت قدرت منطقه‌ای ایران و توسعه قدرت مقاومت از یک سو و افول قدرت آمریکا و متحدانش در منطقه از دیگر سو، نمونه‌های مهم این روندها هستند.

 
دیدگاه‌های مختلفی درباره جهان پساکرونا مطرح شده است؛ شما در این زمینه با کدام دیدگاه موافقید؟
کرونا به یک بیماری عالم‌گیر تبدیل شده است و از نظر زمانی به طور دقیق پایانی برایش متصور نیست؛ اما وقتی سخن از جهان پساکرونا پیش می‌آید، منظور همین شرایط کنونی و دورانی است که کرونا آن را تحت تأثیر قرار داده و روندهای جدیدی را پدید آورده است. کرونا در تمام کشورهای جهان حوزه‌هایی، چون سیاست، اقتصاد، اجتماع و فرهنگ را تحت تأثیر قرار داده است. فراگیری این ویروس کارآمدی دولت‌ها، نظام‌های سیاسی، فلسفه‌های اجتماعی و اندیشه‌های سیاسی را، در معرض آزمونی با قضاوت افکار عمومی جهانیان قرار داد. غربی‌ها، با آن همه ادعا، از این آزمون سربلند بیرون نیامدند؛ اما جمهوری اسلامی از کشورهای موفق در این آزمون ارزیابی می‌شود.

کرونا پرده‌ها را کنار زد و واقعیت‌ها را نمایان کرد. تمامی جاذبه‌های فریبنده نظام‌های لیبرال دموکراسی غربی با کرونا فروریخت. قابلیت‌های نظام دینی و آموزه‌های مذهبی در مواجهه با شرایطی که کرونا پدید آورد، بیش از پیش آشکار شد. به نظرم روندهایی که با کرونا شکل گرفته‌اند، آینده‌ساز خواهند شد و دین و معنویت بیش از پیش در زندگی بشر نقش‌آفرین می‌شود.
 
برویم سراغ موضوع مهم این روزها که محاکمه مفسدان است. برخی معتقدند نشان دادن پی‌در‌پی دادگاه مفسدان اقتصادی در رسانه ملی، ‌تأثیر منفی بر افکار عمومی می‌گذارد؛ ‌نظر شما چیست؟
وقتی دشمن تلاش می‌کند به افکار عمومی القا کند جمهوری اسلامی به فساد سیستمی مبتلا شده است، ‌این اطلاع‌رسانی‌ـ البته به صورت هوشمند‌ـ یک ضرورت قطعی دانسته می‌شود. مردم باید از طریق همین دادگاه‌ها مطمئن شوند نظام جمهوری اسلامی در برخورد با فساد و مفسدان، ‌هیچ خط قرمزی ندارد.
 
نظر شما درباره دادگاه طبری چیست؟
این دادگاه درس‌آموز،‌ عبرت‌آموز و دارای پیام است. اولین پیامش این است که نشان می‌دهد اراده نظام اسلامی در برخورد با فساد و مفسدان جدی است و خط قرمزی وجود ندارد؛ اما درس‌آموز و عبرت‌آموز ‌است، هم برای مسئولان و هم برای مردم؛ برای نمونه مسئولان باید ببینند چگونه یک فرد می‌تواند با ظاهری فریبنده،‌ جلب اعتماد کند و با قرار گرفتن در یک موقعیت راهبردی،‌ این همه ظلم و خیانت بکند و ضربه بزند. برای نفوذی‌ها،‌ فرصت‌طلبان، دنیاگرایان و تمام کسانی هم که از موقعیت خدمت به مردم سوءاستفاده و همانند طبری خیانت می‌کنند، درس‌آموز است که به عاقبت ‌کار فکر کنند. طبری فریب شیطان را خورد و فکر می‌کرد با این رشوه‌ها، ‌پول‌ها، ‌زمین‌ها، ویلاها و برج‌ها ‌سال‌های طولانی زندگی خوشی خواهد داشت. چه رؤیاهای کودکانه‌ای! اما برعکس آن تصورات،‌ چه بدعاقبت شد. این بدعاقبتی برای قاضی منصوری هم رقم خورد و به طور قطع برای همه مفسدان دیگر هم رقم خواهد خورد.
 
عملکرد قوه قضائیه در دوران ریاست حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
قوه قضائیه در دوران ریاست حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی تبدیل به یک دستگاه امیدآفرین شده است. برخورد جدی با مفسدان اقتصادی، ‌دفاع از حقوق شهروندی، گشودن پرونده‌های خصوصی‌سازی که در گذشته با رانت انجام شده است و مواردی از این دست، نشان می‌دهد قوه قضائیه در حال پیدا کردن جایگاه واقعی خود در دفاع از حقوق عمومی و اجرای عدالت است. همه باید یاری‌کننده رئیس دستگاه قضا در این مسیر باشند.
 
مردم قبل از آنکه از کمبودها گله‌مند باشند،‌ از فساد،‌ تبعیض و بی‌عدالتی ناراحت هستند. آیا قوه قضائیه می‌تواند پایان‌بخش این قبیل ناهنجاری‌ها در کشور باشد؟
قوه قضائیه در مبارزه با فساد نقش مهمی دارد؛ لکن باید از وقوع و پدیدآیی فساد در دستگاه‌ها،‌ وزارتخانه‌ها،‌ بانک‌ها و شرکت‌ها جلوگیری کرد. در این بخش مسئولیت اصلی برعهده دولت است؛ البته نظارت بر حسن اجرای قوانین هم برعهده قوه مقننه است که با تقویت این نظارت، می‌تواند از شکل‌گیری کانون‌های فساد جلوگیری کند. برای ریشه‌کن شدن فساد، هر سه قوه و تمام سازمان‌ها و دستگاه‌ها، ‌باید به شکل جدی به وظایف خودشان عمل کنند. انتظار از یک قوه برای تحقق این هدف، یعنی ریشه‌کنی فساد و اجرای عدالت، ‌انتظار درستی نیست.

 
سپاه به عنوان نهاد پاسدار انقلاب اسلامی در مبارزه با مفاسد مالی و اقتصادی چه نقشی ایفا می‌کند؟
از آنجا که گسترش فسادهای مالی و اقتصاد، ‌در کشور، نوعی تهدید و خطر جدی برای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ارزیابی می‌شود، سپاه مبارزه با این نوع فسادها را وظیفه‌ای در راستای رسالت خود می‌داند. اکنون سپاه به عنوان ضابط دستگاه قضائی، ‌نقش بی‌بدیل و تعیین‌کننده‌ای را در کشف باندهای مافیایی فساد ایفا می‌کند.
 
در موضوع مشکلات اقتصادی از یک‌ سو تحریم‌های ظالمانه و از سوی دیگر برخی بی‌تدبیری‌ها موجب شده است مردم به سبب مشکلاتی مثل تورم و... در فشار باشند. در ماه‌های اخیر موضوع کرونا را هم باید به آن اضافه کرد.  شما راه حل مشکلات را در چه می‌دانید؟
اولین بار نیست که تحریم‌ها علیه مردم ایران اعمال می‌شود؛ در طول چهار دهه گذشته همواره شاهد این فشارها از سوی دشمنان بوده‌ایم؛ اما با توجه به همین تجربه، راه حل بسیار روشن است؛ اگر همه قوا، ‌دستگاه‌ها و سازمان‌ها،‌ صادقانه، خدمتگزار مردم باشند و طبق قانون با روحیه انقلابی و مدیریت جهادی به وظایف خود عمل کنند، مشکلات به‌سرعت حل می‌شوند. در ۴۱ سال گذشته، در هر مقطعی و در هر دستگاه و سازمانی که این‌گونه عمل شده،‌ موفقیت‌ها چشمگیر بوده است. با تفکر لیبرالیستی، رویکردهای غرب‌گرایانه و مدیریت‌های منفعت‌طلبانه، نه تنها مشکلات مردم و کشور حل نمی‌شود،‌ بلکه این قبیل مدیران ‌برحجم مشکلات نیز ‌می‌افزایند.
 
چگونه می‌توان به چنین رویکردهایی دست یافت؟
در نظام مردم‌سالاری دینی ما، همه مسئولان کشور را، مردم به صورت مستقیم و غیرمستقیم انتخاب می‌کنند؛ بنابراین براساس تجربه،‌ مردم در انتخابات باید با دقت هر چه تمام دست به انتخاب بزنند.
 
معیار برای سنجش میزان انقلابی‌گری و مدیریت جهادی چیست؟
کارآمدی و گره‌گشایی مشکلات کشور و مردم مهم‌ترین معیار برای محاسبه است. انقلابی بودن به صرف شعار دادن نیست. رهبر معظم انقلاب چند سال قبل فرمودند: بهترین راه مبارزه با آمریکا،‌ گره‌گشایی مشکلات مردم است. این سخن بسیار حکیمانه است.
آیا مجلس یازده می‌تواند از مشکلات کشور گره‌گشایی کند؟
اگر طبق نقشه راه ترسیمی رهبر معظم  انقلاب عمل کند، آری اما اگر گرفتار حاشیه‌ها شود، نه.
 
نامه موسوی‌خوئینی‌ها به رهبر معظم انقلاب را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
این نامه و نامه‌های مشابه، همچنین تحلیل‌ها و مصاحبه‌های مانند آن در این روزها، ‌همگی برای فرار از پاسخگویی و آدرس غلط دادن به مردم برای ریشه‌یابی مشکلات است. این نامه و امثال آن، بی‌ارتباط با انتخابات ۱۴۰۰ نیستند.
 
رهبر معظم انقلاب در سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹، خطاب به دانشجویان راه حل مشکلات کشور را تشکیل یک دولت جوان و حزب‌اللهی دانستند؛ این دولت چگونه باید شکل بگیرد؟
راه شکل‌گیری یک دولت جوان و حزب‌اللهی، انتخاب مردم است. مردم رئیس‌جمهور آینده را در سال 1400 انتخاب خواهند کرد. رهبر معظم انقلاب،‌ همواره راه درست و معیارهای انتخاب صحیح را مشخص می‌کنند. بر حسب تجربه، ‌هرگاه به این راه و معیارها توجه شده، ‌موفقیت‌های بزرگ حاصل شده است.
 
سپاه در شکل‌دهی دولت جوان و حزب‌اللهی ‌چگونه نقش‌آفرینی می‌کند؟
دولت آینده را، رئیس‌جمهوری شکل می‌دهد که مردم او را انتخاب می‌کنند. سپاه در انتخابات ‌هرگز از فرد و کاندیدای خاصی حمایت نمی‌کند. سپاه با عمل انقلابی و جهادی به مردم نشان می‌دهد با رویکردهای انقلابی و جهادی ‌‌می‌توان هر مشکلی را حل کرد و اهداف بزرگ را تحقق بخشید. سپاه با همین رویکرد جنگ تحمیلی را به دفاع مقدس تبدیل کرد.

شهید حاج‌قاسم سلیمانی با همین رویکرد ایران را به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل کرد و توطئه‌های آمریکا در منطقه را شکست‌ داد. سپاه در انتخابات از یک طرف به مشارکت حداکثری کمک می‌کند و از طرف دیگر،‌ معیارها و ملاک‌ها را برای شکل‌گیری یک دولت جوان و حزب‌اللهی تبیین می‌کند. در نهایت این مردم هستند که دست به انتخاب می‌زنند.
 
هفت ماه از شهادت سپهبد حاج‌قاسم سلیمانی می‌گذرد؛ این شهادت بزرگ به تعبیر رهبر معظم انقلاب  را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
بهترین اتفاق ممکن در زندگی حاج‌قاسم با این جنایت آمریکایی‌ها رقم خورد. گرچه ملت ایران و جبهه مقاومت داغ‌دار شد و سرمایه بزرگی را از دست داد؛ اما از یک‌ سو حاج‌قاسم پس از ۴۰ سال مجاهدت، ‌با شهادتی با این کیفیت به بزرگ‌ترین آرزویش رسید و از سوی دیگر خون و یاد حاج‌قاسم شهید،‌ به خطر بزرگ‌تری برای جبهه استکبار و آمریکا تبدیل شد. این افتخار بزرگ نصیب هرکسی نمی‌شود.
 
رهبر معظم انقلاب در دیدار نخست‌وزیر عراق، با اشاره به شهادت حاج‌قاسم در خاک عراق، از ضربه متقابل یاد کردند. این ضربه متقابل چگونه خواهد بود؟
به طور قطع این ضربه، در فرایندی به صورت ترکیبی وارد خواهد شد. پس از موشک‌‌باران عین‌الاسد، رهبر معظم انقلاب از آن اقدام‌ به عنوان یک سیلی یاد کردند و فرمودند: «این کارهای نظامی به این شکل کفایت آن قضیه را نمی‌کند.» یعنی آمریکایی‌ها همچنان باید منتظر آن انتقام سخت باشند و روزی این انتقام سخت گرفته خواهد شد. ان‌شاءالله

منبع: هفته نامه صبح صادق