امتحانات خداوند از انسان فقط به عمل صالح و غیرصالح تقسیم نمی‌شود. یعنی خداوند فقط ما را مکلف به عمل صالح نکرده است بلکه فراتر از آن را خواسته و آن عمل «احسن» است. خداوند در سوره ملک آیه2 می‌فرماید: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلا وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ؛ او همان کسی است که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک بهتر عمل می‌کنید.» در عمل احسن کیفیت نیز مدنظر قرارداده شده است. انتخاب بندگان خدا مخیر بین عمل صالح آن‌هم با نگاه احسن و بهتر عمل کردن است.

او باید از میان اعمال صالح بهترین را انتخاب کند. به‌همین دلیل است که در احادیث آمده است که مراد از «احسن عملا»، «اصوب عملا» است. صواب را در معانی مختلفی گفته‌اند از جمله: درستی، سزاوار، صحیح و معقول. بندگان برای هر عملی باید به دنبال این باشند که این عمل و رفتار هم صحیح باشد، هم سزاوار و هم معقول. هر عملی باید صحت شرعی و عقلی داشته باشد و اطراف آن به‌دقت دیده شود.  شاید عملی صحیح و شرعی باشد اما معقول نباشد و به‌عکس.

صحیح و معقول بودن هم با دیدن آثار یک عمل باید سنجیده شود. به‌طور مثال یک رفتار هم باید برای ما اثر مثبت داشته باشد و هم برای دیگران. گاهی یک سخن شرعی و حتی عقلی است اما گفتن آن شرایط خاصی می‌خواهد که باید آن شرایط را در نظر گرفت. آثار یک عمل گاهی می‌تواند خود عمل را زیر سوال ببرد و اثر غیرمثبتی در جامعه بگذارد. اینجا عمل یک فرد نه‌تنها ثواب ندارد، بلکه گناه هم دارد. خداوند همچنین در سوره کهف آیه7 می‌فرماید: «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الأرْضِ زِینَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَل؛ ما آن چه را روی زمین است زینت آن قرار دادیم تا آنها را بیازماییم کدامینشان بهتر عمل می‌کنند.» گاهی در یک موقعیتی که حق با ما است می‌توانیم آن را نادیده بگیریم تا به مقاصدی بالاتری دست پیدا کنیم.

این مقاصد می‌تواند میان خودمان باشد و خدای‌مان و حتی می‌شود که برای انسان‌های دیگر و خلائق اثر مثبتی داشته باشد. در کوتاه‌ترین عبارت باید بگوییم: «باید برای خودمان مشخص کنیم که الان تکلیف‌مان چیست؟» تکلیفی که می‌تواند اثر بهتر داشته باشد و می‌دانیم که خداوند هم از آن راضی است. اینجا نباید خودمان و نفس‌مان و نفع‌مان را در نظر بگیریم باید آنچه که خداوند دوست دارد را در نظر بگیریم. در این نوع از نگاه فقط محبت و عشق به پروردگار است که می‌تواند راه‌گشا باشد.

زیرا در انجام عمل صالح و نرفتن به سمت عمل احسن گناهی وجود ندارد. باتوجه به توضیحات فوق انی آیه را بهتر می‌فهمیم که خداوند می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لانُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلا»؛ اینکه کسی بین یک عمل حسن و یک عمل احسن حق خود را نادیده بگیرد با به‌خود سختی بدهد که عمل احسن را انجام دهد خداوند این انتخاب را در نظر دارد و فراموش نمی‌‌کند. به‌عبارتی خداوند برای عمل احسن ما یک ثواب احسن درنظر دارد بلکه بیشتر، زیرا آثار این انتخاب ما می‌تواند خیلی وسیع باشد.
 
در انجام بهترین کار با بهترین شکل باید خود خدا را الگو قرار دهیم که هر چه خلق می کند در نهایت زیبایی و کارایی و منطق است. هیچ خلقت غیر منطقی از سمت خدا صورت نگرفته و نمی گیرد. خداوند هیچ موجود زشتی نیافریده و هیچ مخلوقی نیست که برای نظام عالم کارایی نداشته باشد. حالا منطق این آیه را بهتر درک می کنیم که خداوند در زمان خلقت آدم می فرماید: «فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ»(1) در تفسیر نور ذیل این آیه آمده: «مراد از «أَحْسَنُ الْخالِقِینَ» به فرموده امام رضا(علیه السلام) آن است که قدرت آفریدن را خدا به دیگران نیز داده، مثلًا حضرت عیسى از طرف خداوند مى‌آفریند.(2) «أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ»(3) دلائل بهترین خالق بودن خداوند بسیار است از جمله:
الف: خالقیّت او دائمى است.
ب: محدودیّت به اشیاى خاصّى ندارد.
ج: تنوّع در آن نامحدود است.
د: از ساده‌ترین چیز مهم‌ترین را مى‌سازد.
ه: مواد اوّلیه‌اش از خودش مى‌باشد.
و: در ساختن تقلید نمى‌کند.
ز: پشیمانى و تردید در او راه ندارد.
ح: بر اساس رحمت مى‌آفریند، و تمام ساخته‌هایش هدفدار است.
ط: ساخته او با نظام هستى هماهنگ است.»

پینوشت:
(1) سوره مومنون، آیه14
(2) بحارالانوار، ج 4، ص147
(3) سوره آل‌عمران، آیه 49