ترورهای پی در پی و آشوب‌های خیابانی که نتیجه تفکر منافقین در دهه 60 بود، این امید را در دل آنها زنده کرد که با کمک رژیم بعث خواهند توانست ظرف مدت 48 ساعت تهران را فتح کنند؛ اما با شکست در عملیات فروغ جاویدان و ریزش‌های شدید سازمانی، مجبور به ادامه حیات شدند؛ به همین دلیل به اقدامات تلافی‌جویانه در خاک وطن دست زدند.

 

انتقام در دهه 70

پس از گذشت پنج سال از عملیات مرصاد، در ظهر عاشورای 30 خرداد 1373، ساعت ۱۴ و ۲۶ دقیقه روز دوشنبه، در حالی‌که مردم در رواق‌ها، صحن‌ها، بست‌ها و اطراف آرامگاه امام هشتم(علیه السلام)، مشغول عزاداری بودند، بمبی بزرگ در چند متری ضریح امام رضا(علیه السلام) منفجر شد. ۲۶ شهید و بیش از ۳۰۰ مجروح نتیجه عملیات ترور کور منافقین در آن سال بود. پس از این اقدام، رجوی که هنوز کینه شکست فروغ جاویدان را در دل داشت، ابتدا در بامداد ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ به وسیله عوامل مسلح خود در پوشش رفتگر، به ترور سپهبد علی صیادشیرازی دست زد و سپس در 18 تیر همان سال نقش پررنگی را در غائله کوی دانشگاه ایفا کرد.
 

حضور دوباره در دهه 80

پس از پرچیده شدن بساط فتنه‌گران در این غائله و شکست دوباره منافقین، 10 سال بعد با هدف انقلاب مخملین و براندازی نظام از حواشی پس از انتخابات سال 1388 سوءاستفاده کرده و فتنه 88 را به راه انداختند. منافقین بار دیگر از تلاش دست برنداشتند و در ماه محرم همان سال نسبت به مقدسات و قیام عاشورا هتک حرمت کردند و آشوب خیابانی به راه انداختند که در نهایت با حضور حماسه‌ساز مردم در 9 دی مشت محکمی بر دهان آنها کوبیده شد.
 

شکست در غائله‌های دهه 90

چند ماه پس از انتخابات سال 1396 هم پای منافقین به کشور باز شد. در آن سال یک سری اعتراضات مردمی علیه اوضاع اقتصادی کشور آغاز شد، که رهبری مشخصی نداشت و تنها در شبکه‌های اجتماعی مدیریت می‌شد که به ظاهر شعار اقتصادی داشت؛ اما با نفوذ منافقین به جریان اعتراضی مردم، به اغتشاش ضد حاکمیتی تبدیل شد. دیری نگذشت که پس از اعلام سه برابر شدن قیمت بنزین در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۹۸، بلافاصله شبکه‌های ترور و خرابکاری منافقین با همدستی سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی غربی‌ـ عبری‌ـ عربی دست به کار شدند و تیم پیاده نظام آن آشوب‌ها به منافقین و برخی از شبکه‌های مسلح ضد انقلاب سپرده شد.


بازنده اصلی در بلوای 1401

به این ترتیب، منافقین در دهه 90 هم با وجود ایجاد آشوب و فتنه‌های داخلی ناکام ماندند تا اینکه برای بقای حیات سیاسی خود نزد اربابان غربی، بار دیگر از آلبانی پیام فتنه و براندازی نظام را صادر کردند. پس از فوت مهسا امینی که درواقع نقطه آغاز اغتشاشات به شمار می‌آمد، جدی‌ترین واکنش نظام پخش فیلم دوربین‌های مداربسته از لحظه ورود مهسا به ساختمان پلیس امنیت اخلاقی تا لحظه‌ای که بر روی زمین می‌افتد، بود. هر چند فیلم گویای این بود که مأموران نیروی انتظامی برخورد فیزیکی با مرحومه نداشته‌اند؛ اما از اینجا به بعد اعتراضات با ادعای آقای امجد امینی، پدر مهسا ادامه پیدا کرد که در صحبت با یک خبرنگار گفته بود «دخترش سابقه هیچ بیماری یا حتی مراجعه به پزشک را نداشته است!»


مسئله «مهسا» نبود

نتیجه بررسی‌های پزشکی قانونی هم که البته با فاصله سه هفته‌ای منتشر شد، اثبات کرد هیچ برخورد فیزیکی‌ای با این دختر صورت نگرفته است؛ اما ماجرای اعتراض به مرگ مهسا خیلی زود به صحنه اغتشاشات خیابانی مبدل شد و اغتشاشگران با الگوهایی مشخص برای تخریب و ناامنی به میدان آمدند. این رفتار نشان می‌داد، از این لحظه به بعد اصلاً مسئله مرگ مهسا امینی نیست و این مهم در شعارها و رفتارهای اغتشاشگران خیابانی مشهود بود.
 

نسخه تکراری است

در فتنه سال 1401، منافقین با کمک محور عبری‌ـ عربی‌ـ غربی بار دیگر همچون عملیات فروغ جاویدان تمام قوای خود را به کار گرفته و اصل نظام را نشانه گرفتند. فضای مجازی و تلویزیون‌های فارسی‌زبان معاند، همگی به صف شدند و این بار هر کس سهم خودش را طلب کرد. حزب کومله از یک‌سو فریاد تجزیه ایران را سر داد و ربع پهلوی هم فیلش یاد هندوستان کرد و منافقین هم نقش پیاده‌نظام را ایفا کردند و مانند دهه 60 به ترورهای کور دست زدند و همچون دهه 70 با حمله به شاه‌چراغ، مقدسات را نشانه گرفتند و همانند دهه 80 شعار آزادی سر دادند.
 

خیاط به کوزه افتاد

روز یک‌شنبه، سی‌ام خرداد سال جاری بود که خبری مبنی بر اینکه گروهک تروریستی منافقین با پلیس آلبانی درگیر شده، منتشر شد. چند ساعت نگذشت که پلیس آلبانی اعلام کرد به دلیل نقض توافق‌ها به مقر منافقین در اردوگاه اشرف۳ حمله کرده است. پایگاه آلبانی «دیلی نیوز» هم به نقل از اعضای منافقین گفت: «پلیس ضد تروریسم آلبانی هفتاد نفر از اعضای این گروهک تروریستی را بازداشت کرده است.» از سوی دیگر، پلیس فرانسه هم اعلام کرد، اجازه برگزاری گردهمایی سالانه‌ منافقین در پاریس را نخواهد داد.


سخن آخر

هر چند در این گزارش کوتاه سعی شد گوشه‌ای از اقدامات منافقین علیه جمهوری اسلامی بازخوانی شود؛ اما هر یک از آنها حوادث و فجایع بزرگی را در دل داشت که تاریخ درباره آنها به خوبی خواهد نوشت. 45 سال، این منافقین بودند که با نسخه تکراری ترور، آشوب، کشته‌سازی و توهین به مقدسات با خیال واهی، تمام قوای خود را به کار گرفتند تا مانع موفقیت و بقای جمهوری اسلامی ایران باشند. این در حالی است که آخرین پیرمردها و پیرزن‌های آلبانی‌نشین که نقش پررنگی در التهابات فضای مجازی داشتند، با ضربه آخر به بدنه این گروهک، امید و توان خود را از دست داده‌اند. گویا آنها هم نه از گندم ری خوردند، نه از خرمای بغداد.


فروغِ بی‌فروغ

به فاصله چند روز پس از پذیرش قطعنامه 598 بود که رژیم بعث عراق، با زیر پا گذاشتن مفاد قطعنامه، به خرمشهر حمله و تا آستانه تصرف آن پیشروی کرد. منافقین کوردل از این فرصت استفاده کرده و عملیاتی با نام «فروغ جاویدان» را علیه جمهوری اسلامی ایران کلید زدند، اما به خواسته خدا و فداکاری رزمندگان، این عملیات شکست خورد و موجب شد چهره‌ای که مسعود رجوی از خود ساخته بود، در ذهن تعداد زیادی از نیروها درهم شکند. همین امر موجب ریزش شدید سازمان مجاهدین خلق (منافقین) شد و بسیاری از اعضای فریب‌خورده این گروهک، مسیر خود را از سازمان جدا کردند.

نکته مهم این است که این عملیات با فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب ‌اسلامی و با پشتیبانی هوانیروز ارتش اجرا شد و رزمندگان از سه محور چهارزبر، جاده قلاجه و جاده اسلام‌آباد پیش رفتند و نیروهای ضد انقلاب را تا پشت‌ نوار مرزی عقب راندند. در شکست «فروغ جاویدان» بیش از 120 دستگاه تانک، 400 دستگاه نفربر، 240 قبضه خمپاره 60 و 80 و همچنین 30 عراده توپ 106 دشمن منهدم شد. همچنین، بیش از 20 تیپ مشترک منافقین و ارتش عراق متلاشی شدند و حدود 1000 قبضه آر.پی.جی 7 و حدود 700 قبضه تیربار کلاشنیکف، ده‌ها دستگاه خودرو، ده‌ها دستگاه تانک و نفربر، تعدادی تجهیزات پیشرفته الکترونیکی و مخابراتی و مقادیری اسناد درون گروهی منافقین به دست رزمندگان جمهوری اسلامی ایران افتاد. 

با این همه، رجوی در توجیه شکست این عملیات گفت: «تمامی اتکای ما به ارتش و ایدئولوژی‌مان بود و روی عناصر سیاسی، کار جدی صورت ندادیم.» این در حالی است که در عملیات مرصاد خط استراتژی منافقین و نحوه رهبری کردن رجوی برای همیشه زیر سؤال رفته بود. آنها راهبردها و برنامه‌های گوناگونی را از ابتدای تأسیس و پس از پیروزی انقلاب، آزمایش کرده بودند که با ورود به مرحله جدید و تشکیل ارتش آزادی‏‌بخش، همه آنها را به نوعی مردود و بی‌جواب قلمداد می‏‌کرد و تنها راه مبارزه و براندازی نظام را استفاده از مبارزه مسلحانه و جنگ نوین ارتش آزادی‌بخش می‌دانست.

منافقین با طرح این موضوع که «صلح، طناب دار رژیم است» به انجام عملیات‌های جدار مرز، چلچراغ و فروغ جاویدان دست زدند با این تصور واهی که جمهوری اسلامی هیچ‌گاه صلح نمی‌کند؛ در شرایطی که با شکست عملیات فروغ جاویدان، صلح و آتش‌بس نیز میان ایران و عراق برقرار شد. رجوی برای توجیه شکست این عملیات، علت شکست و ناکامی را در نیروهای سازمان و بی‌ایمانی و ضعف آنها عنوان کرد و خطاب به رزمندگان گروهش گفت: «اگر ایراد و مشکلی هست در خود شماست؛ خط‌ مشی ما مشکلی نداشته است!»