آيا نبايد انتظار داشت در شرايط حمايت ملك عبدالله از جنايت‌هاي اسرائيل در غزه، هاشمي نامه‌اي به او بنويسد، ... و اين بار درخواستي براي توقف جنايات غزه بنمايد؟
1. غزه در خون است و يهود ددمنش به كشتار امت اسلام مشغول. اين يك نسل‌كشي تمام عيار است كه گفت‌وگوي تمدن‌هاي خاتمي در پي يافتن جايي در آن تلاش دارد. فجايع غزه ترجمان حقيقي تمدن غرب است. همان تمدن، پيشرفت و ترقي، علم و فناوري، دموكراسي و حقوق بشر و همه چيزهايي كه محمد خاتمي براي گرفتن يك مدرك دروغين از آن به تعظيم در برابر كفر افتخار مي‌كند. گفته وزير خارجه جنايتكار اسرائيل كه فجايع غزه را نماد آزادي‌خواهي اسرائيل وصف مي‌كند، پيام تمدني غرب و آزادي و مبارزه با افراطي‌گري يا همان مسلماني مورد تاييد و اجراي اصلاح‌طلبان را به جهان اعلام مي‌كند.
2. غزه چه وقت رهايي خواهد يافت؟ آنگاه كه هلوكاست افشا شود و يا در صورت اجبار پذيرش جنايت تمدني غرب در ايجاد اسرائيل با هلوكاست دروغين، اين دولت حيوان‌صفت يهود، در گوشه‌اي از امريكا يا اروپا تاسيس گردد. و شر اين غده سرطاني از سر اسلام و مسلمين كوتاه! به طور خلاصه طرح احمدي‌نژاد پيرامون اسرائيل و هلوكاست دروغين و جنايتكارانه به اجرا درآيد.
3. غزه در خون است. هاشمي رفسنجاني كجاست؟ مي‌دانم مسايل انتخابات دهم و شكست احمدي‌نژاد كه با ورود به منطقه ممنوعه قدرت و ثروت، حصار آهنين «هميشه در قدرت‌ها» را شكسته، يك امر حتمي و وقت‌گير و البته نفس‌گير است. از خبرهاي منتشره در مطبوعات و سايت‌ها مي‌شود فهميد هاشمي رفسنجاني براي يافتن «مهره» در تب و تاب است. ناطق نوري يا محمد خاتمي، حسن روحاني يا لاريجاني، محسن رضايي يا محمد هاشمي، ميرحسين موسوي يا قالي‌باف، ولايتي يا پورمحمدي و يا فرد ديگري كه هنوز در آستين است. اين درست. اما مگر به گفته «مسيح مهاجري» هاشمي «چهره بي‌نظير در ديپلماسي بين‌الملل» نيست؟ و مگر او «مصداق سابقون قرآن كريم» نيست؟ و مگر بنا به قبول شخص هاشمي، وي «چهره بي‌مانند در جهان معاصر» نيست؟ و مگر وي در چهار سال گذشته بي‌جهت و با جهت، بي‌مسؤوليت و با مسؤوليت، پنهان و آشكار در همه امور مداخله نكرده و نمي‌كند؟ حال سؤال اينجاست «سكوت پرمسأله او در مورد غزه» به چه علت استمرار دارد؟
الف. هاشمي مشتاق مطرح شدن با هر بهانه است. آن هم به صورت چهره بي‌مانند داخلي و خارجي. فجايع غزه نه پنهان است و نه كوچك. يك جهان آدمي براي آن به ضجه و اعتراض آمده است. چرا از سوي هاشمي نه نامه‌اي نوشته مي‌شود و نه مصاحبه يا سخنراني شنيده؟! آيا غزه اهميتي كمتر از دفاع از بنگاه سياسي‌مالي دانشگاه آزاد دارد؟
ب. هاشمي با حاكمان وهابي سعودي، رابطه‌اي بسيار نزديك دارد. سفرهاي دوگانه در چهارسال گذشته، هاشمي و پسران، هاشمي و مديران، هاشمي و ...؟ را ميهمان 100 نفره اين خاندان كرد. افشاي ورود پنهاني شاهزاده بندربن‌سلطان به ايران و ملاقات مخفي او با هاشمي مسايلي را پيرامون سياست‌هاي هسته‌اي احمدي‌نژاد مطرح نمود. اجازه بازديد انحصاري به هاشمي از باغ‌هاي فدك، افتخاري بود كه هاشمي بر آن بسيار تأكيد كرد. اين همه نشان از آن دارد كه ارتباط هاشمي و وهابيت حاكم بر سعودي تنگاتنگ‌تر از آن است كه تصور شود. آيا نبايد انتظار داشت در شرايط حمايت ملك عبدالله از جنايت‌هاي اسرائيل در غزه، هاشمي نامه‌اي به او بنويسد، يا يكي از پسرها و يا دخترهايش را به عنوان سفير نزد او بفرستد، يا محسن رضايي – يار هميشه در سفر خود را – ميهمان اميرعبدالله كند، و يا بار ديگر با 100 نفر همراه نزد او رفته، اين بار درخواستي براي توقف جنايات غزه بنمايد؟
گوشه‌اي از پيكر امت اسلام در غزه در چنگال خون‌آشام اسرائيل با حمايت همه‌جانبه سلطه غرب فرو رفته و هاشمي همچنان در سكوت، آيا او فرياد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را نمي‌شنود كه هر مسلماني كه شب را صبح كند و فرياد استمداد مسلماني را بشنود و به امداد او نشتابد...