این روزها کافی است تلویزیون را روشن کرده و آقای هاشمی یا یکی از اعضای خانواده ایشان(پسر، دختر یا همسر) را در تلویزیون ببینید. صداوسیما به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب مستندي به نام «سه دهه صلابت» پخش می‌کند که - از هول حلیم- بطور همزمان از 4 شبکه داخلی و برون‌مرزی پخش می‌شود.
صداوسیما در مستند اول خود درباره انقلاب به ظرایفی چون جزییات شهادت شهید رجایی و مظنونین آن نپرداخت و مجموعه‌ دوم نیز که درباره دفاع مقدس ساخته شد، با انتقاد ارتش مواجه شد.
امروز نیز صداوسیما انقلاب را از از زبان کسانی روایت می‌کند که عمدتا عضو یک تشکل سیاسی(جامعه روحانیت مبارز) با کارویژه حزبی و انتخاباتی می‌باشند. کاری که صداوسیمای ضرغامی بدان می‌پردازد، چیزی جز شخصی‌کردن انقلاب و زدن سند آن به نام افرادی چون هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری نیست؛ حال آنکه مردم سال‌ها و بارها جدا بودن خود از اینان را نشان داده و باز هم نشان خواهند داد. در سیمای بی‌هویت امروز، نه تنها دوم خرداد، که سوم تیر هم جایگاهی ندارد؛ حتی به اندازه «نقد».
در صداوسیمای ضرغامی حتی شخصیت‌هایی چون «آیت الله مصباح یزدی» که مصباح‌المنیر جوانان پیروشان در سال‌های اخیر بوده‌اند، جایی ندارند؛ مگر در برنامه شبکه قرآن، آن هم در ساعاتی مانند یک و دو نیمه‌شب؛ اما آقای هاشمی رفسنجانی در قامت تمام‌نمای یک «مرجع تقلید سیاسی و تاریخی»، مرجع سیمای ضرغامی برای مردم است.
مدیریت‌ شما نه بویی از مردم‌سالاری از آن به مشام می‌رسد(که ناکامان انتخابات را به صحنه می‌آورید) و نه بویی از شایسته‌سالاری(که کم سوادها را بر منبر برنامه‌ها می‌‌نشانید).
امری نیز که چندی است در دستور کار صداوسیما به نظر می‌رسد، و باید زنگ خطر امنیت سیاسی کشور را برای آن به صدا درآورد و نخبگان، -خصوصا مسؤولین قوه مجریه- باید در برابر آن هوشیار باشند، بلواسازی‌های صداوسیما(خصوصا علیه دولت مانند برنامه90) است که معلوم نیست تا زمان باقیمانده به انتخابات به چه کارهایی بینجامد. پمپاژ بی‌بندوباری سیاسی تهدیدی، برای سلامت سیاسی جامعه و حتی نشاط آن می‌باشد؛ چراکه هیجان سیاسی معلوم نیست چه نتیجه‌ای داشته باشد.
لازم به ذکر است نقش و نفوذ حزب «جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی» که یکی ‌از اعضای مؤثر آن، معاون امور مجلس و استانهاي سازمان صدا و سيماست، نفوذی مؤثر و گسترده می‌باشد. جمعیت ایثارگران و افرادی چون زاکانی(که جمعیت رهپویان را به راه انداخته است) در حقیقت همان طیف «اصولگرایان تحول خواه» بوده که نامزدشان در انتخابات سال 84 محمدباقر قالیباف بود. قالیباف در حقیقت نماینده یک الیگارشی(گروهی متشکل و سازمان‌یافته) است که با اتکا به نفوذ و امکانات گسترده‌ای که پشتیبانانش در نهادهای مختلف دارند، خود را دلگرم به یاری آنان در میدان انتخابات می‌بیند.
و در پایان باید گفت آقای ضرغامی! باور کنید مردم با صلابت، ضد آن «انقلاب»ی هستند که شما برای آنها روایت می‌کنید والا می‌بایست راویان شما در پاستور می‌بودند نه احمدی‌نژاد.