پایان ماجرای «مرگ بازی»
بالاخره ایران خودرو شکایت خود را از نویسنده داستان «مرگ بازی» پس گرفت.
سرانجام پرونده شکایت ایران خودرو از پدرام رضاییزاده، داستاننویس به خیر و خوبی بسته شد؛ ایرانخودرو شکایت خود را پس گرفت و ماجرا تمام شد. ظاهرا در این ماجرا همراهی وزارت صنایع مفید واقع شده است.
رضاییزاده در توصیف این ماجرا در وبلاگ خود نوشته: « هفتهی گذشته در دو جلسهی بازپرسی شرکت کردم، جلسهی اول در حضور نمایندهی حقوقی شاکی و مطابق با تمامی استانداردهای دیگر جلسات بازپرسی انجام شد و دومی چیزی نبود جز گفتوگوی کم و بیش دوستانه و غیررسمی من و بازپرس محترم پرونده. بعد از دومین جلسه متعهد شدم جهت اثبات حسن نیت خود- یا در واقع اثبات عدم وجود سوءنیت- متن زیر را به هرشکلی که ممکن است- پانویس، درستنامه یا...- به مجموعه داستانم اضافه کنم:
داستان «دفترچهی کوچک خاطرات من» در دی ماه 1385 نوشته شده و آنچه در این داستان دربارهی پژو405 و شرکت ایرانخودرو ذکر شده، مربوط به همان زمان بوده و شرکت ایرانخودرو پس از آن با فراخوانی خودروهای دارای نقص فنی، نسبت به رفع نقص فنی کلیهی خودروهایی که به نمایندگیهای ایرانخودرو مراجعه کردهاند، اقدام کرده است.
امروز هم بازپرس محترم پرونده پس از اعلام رضایت شرکت ایرانخودرو از من، قرار تعقیب را موقوف اعلام کرد.
لازم به ذکر است اواخر سال گذشته، او گفت که شخصی او را به حراست ایرانخودرو فراخوانده. رضاییزاده موضوع را با نهاد نظارتی وزارت صنایع در میان گذاشت و این مرکز، ضمن اظهار شگفتی از این رخداد، همدلانه برای رفع و رجوع ماجرا اقدام کرد. اما پیش از آن که این اقدام به نتیجه نهایی برسد، چندی پیش او بنا به شکایتی که در دادسرای کارکنان دولت ثبت شده، به دادگاه فراخوانده شد.
این در حالی است که این کتاب مجوز رسمی از وزارت ارشاد دارد.
/2759/
سرانجام پرونده شکایت ایران خودرو از پدرام رضاییزاده، داستاننویس به خیر و خوبی بسته شد؛ ایرانخودرو شکایت خود را پس گرفت و ماجرا تمام شد. ظاهرا در این ماجرا همراهی وزارت صنایع مفید واقع شده است.
رضاییزاده در توصیف این ماجرا در وبلاگ خود نوشته: « هفتهی گذشته در دو جلسهی بازپرسی شرکت کردم، جلسهی اول در حضور نمایندهی حقوقی شاکی و مطابق با تمامی استانداردهای دیگر جلسات بازپرسی انجام شد و دومی چیزی نبود جز گفتوگوی کم و بیش دوستانه و غیررسمی من و بازپرس محترم پرونده. بعد از دومین جلسه متعهد شدم جهت اثبات حسن نیت خود- یا در واقع اثبات عدم وجود سوءنیت- متن زیر را به هرشکلی که ممکن است- پانویس، درستنامه یا...- به مجموعه داستانم اضافه کنم:
داستان «دفترچهی کوچک خاطرات من» در دی ماه 1385 نوشته شده و آنچه در این داستان دربارهی پژو405 و شرکت ایرانخودرو ذکر شده، مربوط به همان زمان بوده و شرکت ایرانخودرو پس از آن با فراخوانی خودروهای دارای نقص فنی، نسبت به رفع نقص فنی کلیهی خودروهایی که به نمایندگیهای ایرانخودرو مراجعه کردهاند، اقدام کرده است.
امروز هم بازپرس محترم پرونده پس از اعلام رضایت شرکت ایرانخودرو از من، قرار تعقیب را موقوف اعلام کرد.
لازم به ذکر است اواخر سال گذشته، او گفت که شخصی او را به حراست ایرانخودرو فراخوانده. رضاییزاده موضوع را با نهاد نظارتی وزارت صنایع در میان گذاشت و این مرکز، ضمن اظهار شگفتی از این رخداد، همدلانه برای رفع و رجوع ماجرا اقدام کرد. اما پیش از آن که این اقدام به نتیجه نهایی برسد، چندی پیش او بنا به شکایتی که در دادسرای کارکنان دولت ثبت شده، به دادگاه فراخوانده شد.
این در حالی است که این کتاب مجوز رسمی از وزارت ارشاد دارد.
/2759/
تازه های اخبار
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}