معنای زنگی به چیست؟
راسخون : چهارمین نشست از سلسله نشستهای فرهنگسرای سرو با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین برمایی، استاد دانشگاه و متفکر دینی برگزار شد.
به گزارش راسخون به نقل از خبرگزاری مهر، سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین برمایی، استاد دانشگاه و متفکر دینی پیرامون "معنا و بی معنایی در زندگی" 5 خردادماه در فرهنگسرای سرو برگزار شد.
این استاد دانشگاه و متفکر دینی که در چهارمین نشست شب نشینی فرهنگی بهاره سخن می گفت، مباحثه خود را با موضوع "معنا" و "بی معنایی" آغاز کرد و گفت: هر کدام از ما معنایی از زندگی داریم. اما برای فهم بهتر زندگی باید بدانیم چه باید برای ما معنا داشته باشد؟ اینکه سهم ما برای این معنا و این زندگی چقدر است؟، باید بدانیم چقدر سهم خداست؟ چقدر سهم شیطان است؟ این سؤالات را مطرح کردم تا بدانید که ما خودمان هم در بامعنا و بی معنایی زندگی سهمی داریم.
وی با اشاره به تجربه شخصی خود از درک و باور بامعنایی و بی معنایی در زندگی گفت: اصلا حوزه رفتن من سر بی معنایی بود. سردرگم بودم. سرگردانی کشیدم. البته الان هم خیلی با معنا یا خیلی بی معنا نیستم.
رضایت از زندگی
وی رضایت از زندگی و خودِ زندگی را یک سِیر نامید و گفت: رضایت از زندگی یک سیر است. یکی شدن است. ما داریم می رویم و این مسیر هم بخشی از زندگی است. اگر من آدمِ الهی شدم، معنا دار شدم، خدا هم به ما یاری می رساند.
پس از این برمایی به قصه گره گشا از اشعار معروفِ پروین اعتصامی اشاره کرد و با قرائت ابیاتی از این شعر بلند بانوی شعر ایران، ادامه داد: این شعر به قصه غصه های پیرمردی اشاره می کند که هم پسر، هم دخترش بیمار بود/ هم بلای فقرو هم تیمار بود/ پیرمردی مفلس و برگشته بخت/ روزگاری داشت نا هموار و سخت/ این دوا می خواستی آن یک پزشک/ این غذایش آه بودی آن سرشک این عسل می خواست آن یک شوربا/ این لحافش پاره بود آن یک قبا/
این مدرس دانشگاه هدف از قرائت این شعر را اشاره به موضوع نحوه مواجهه با مشکلات و مسائل جاری زندگی عنوان کرد و گفت: اتفاقا انسانهایی که در جستجوی معنای زندگی هستند، انسانهایی هستند که مشکلات بسیاری گریبان آنان را می گیرد. انسانهایی با دغدغه بسیار و مشکلات جاری فراوان. آنان همواره با آزمونها مواجه اند و این شعر اعتصامی می تواند نمونه گویای مشکلات روزمره باشد. انسان در سختی ها و مشقت های زندگی اش باشد. اینها کسانی هستند که معنای زندگی را لمس می کنند. داستان ما همین است. آدم های بامعنا انسان های بسیار پردغدغه ای هستند اما باز هم امیدوارند و زندگی می کنند.
حجت الاسلام برمایی در ادامه افزود: خداوند می فرمایند فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا: با هر سختی، آسانی هست. این هم بخشی از درک معنای زندگی است. یکی از بیشترین سؤالاتی که همه با آن مواجه می شوند و به آن فکر می کنند این است که چرا، شیطان، شیطان شد؟ خداوند به همه ما، هر آنچه را که لازم بوده است، داده است؛ به همه ما. به هر کسی خداوند به میزان، داده است.
وی افزود: اما سؤال این است ما که این سهم خود را دریافت کرده ایم، چه نقشی در این زندگی داریم؟ این سوال مهمی است که بدانیم آیا هر کدام از ما بی معنایی را هم در زندگی تجربه کرده ایم؟ سؤال دیگری که بسیاری از ما با آن مواجه می شویم این است که مختصات ما در جغرافیای زندگی کجاست؟ زندگی و جایگاه ما در هستی را خودمان باید تعیین کنیم.
وی پرسش هایش را با نقش دین در زندگی ادامه داد: سؤال بعدی این است که نقش دین در زندگی ما و در معنادار کردن زندگی ما چیست؟ دین و میزان اثربخشی آن در زندگی کجاست؟ می توانیم این سوال را بپرسیم. برخی از آدمها، آنقدر که دین دار هستند، دیندار نیستند؛ یک عده هم هستند که دیندار نیستند و این ها تکلیفشان را با خودشان معلوم کرده اند.
مرگ، دین و معنای زندگی
حجت الاسلام برمایی، محور پایانی مباحث خود را به دو مقوله "مرگ"، "دین و معنای زندگی" اختصاص داد و گفت: مهم ترین خبر دنیا، مرگ است. همه ما ترس از فنا شدن داریم. اما یک بخشی از زندگی همه ما حیات است، اما در میانه حیات تا مرگ ما، آنچه به وجود ما معنا می دهد، دین است. شریعتی یکی از مشکلات زندگی امروز بشر را در مسکوت گذاشتن دین می داند. برخی از دیندارها ممکن است در عین حال که معنا داشته باشد، بی معنایی را هم تجربه کند. اما سؤال این است که دینداری با چه قدر اطلاعات، در چه سنی و در چه فضایی باید باشد؟ باید مراقب بسیاری از فضاهایی باشیم که در آن قرار می گیریم. این چهل ستون، بیستون شدن می تواند به ما ضربه می زند.
وی به نگاه یونگ، روانشناس برجسته، به دین اشاره کرد که براین باور است زندگی انسان های 35 ساله به بالا تحت شعاع دین است. یعنی مشکل روحی آدم ها با نوع نگاهشان به مقوله دین ارتباط داشته است.این نگاه یک روانکاو بسیار مشهور است. نگاهش به کارکرد دین، آن هم از منظر یک روانشناس و روانکار برجسته و مشهور، بسیار تأمل برانگیز است. برای رسیدن به معنا باید افق وسیعی داشته باشیم. بدانید می خواهید به کجا برسید؟ این مقصد را روشن می کند. ایده آن برای همه انسانهای متعالی و وحدانی، خداست. هدفهای جزیی را برای خود تعریف می کنند تا اینکه به هدف نهایی که همان خدا و رضایت خاطر او باشد، برسند. اما وقتی به خدا می رسیم یعنی به لقاء الله رسیده ایم.
برمایی تصریح کرد: آدمهای معنادار زندگی را در صراط مستقیم می یابند. اما در میانه این همه صراط مستقیم، سبیل هم داریم. برای رسیدن به معنا باید ایده آل داشته باشیم و آن ایده آلی که دین تعریف می کند صراط مستقیم است.
دکتر علیرضا شیری نیز با بیان اینکه نمی توانیم معنای زندگی را درک کنیم مگر آنکه خود را در حیطه وسیع تری ببینیم، گفت: ما جزیی از یک زندگی وسیعتر هستیم. خدا با معماری خویش، موجودات را آفریده است. برای درک معنای زندگی از جاهای دور شروع نکنید. معنای زندگی فهم نخواهد شد مگر آنکه معنای مردگی را درک کرده باشیم.
وی با طرح این پرسش که به نظر شما در بهشتهای دیدنی زمین و در بهشتهای زمین چه خبر است؟ گفت: برای سفر به هر یک از نقاط دیدنی دنیا، برنامه ریزی خوبی می کنیم. اما این لذت ها هم تمام می شود. انبوهی از افسردگی ها در بهشت زمین است. این را گفتم تا یادمان باشد که در بهشت های زمین الزاما معنا نیست. هر وقت روشنایی دیدید، بدانید تاریکی هم هست./7432
شما مي توانيد آخرين اخبارايران و جهان رادر"واحداخبارواطلاع رساني راسخون"مشاهده نماييد.
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}