خواندن یک صفحه از‌‌ یک کتاب را می‌توان چند گونه تعبیرکرد؛ چیدن شاخه گلی از یک باغ، چشیدن جرعه‌ای از اکسیر دانایی، لحظه‌ای همدلی با اهل دل، استشمام رایحه‌ای ناب، توصیه یک دوست برای دوستی با دوستی مهربان و...

به هر روی، آن چه تردیدناپذیر می‌نماید این است که خبر رخداد عاشورای سال 61 هجری بسیار ماهرانه از یک گوشه دنج جغرافیا بر گستره تمامی اقالیم غلتیده و در قلب تاریخ برای همیشه تپیده است و این میسر نشده است مگر به ابتکار و اهتمام شاگردانی از مکتب حسینی که روشن ساختن مرزهای فضیلت از رذیلت، مردمی از نامردمی، شرافت از دنائت و راستی از کژی را وظیفه تعطیل‌ناپذیر خود دانسته و با بهره‌گیری از هرچه می‌دانسته و می‌توانسته‌اند در ثبت و ضبط آن کوشیده‌اند.

آن شاگردان عاشق و دل‌سوخته به اقتضای شرایط هر زمان و مکان و نیز بضاعت خویش از مقتل‌نویسی، روضه‌خوانی، واقعه‌گویی، نقالی، شبیه‌خوانی، شبیه‌گردانی و ... سود جسته‌اند تا رسالت خویش را انجام داده‌ باشند.


اینک، آنچه پیش روست و کتاب حاضر را شکل داده، حاصل تلاش یکی از همان شاگردان مکتب حسینی است که در قالب چهل و یک مجلس عزا تدوین و تبویب گشته تا روضه‌خوانان و واقعه‌گویان و شبیه‌خوانان از آن بهره بگیرند؛ شاگردی که نامش بر صحیفه درج نگشته و خواننده در صفحه پایانی آن صرفا با امضای کاتب آن رو به رو می‌گردد؛ «حسین ابن محمد الخوانساری».

/7432/ایبنا