مقدمه

فرآیند رشد هویت یک فرآیند پیش  رونده است که شامل یکپارچه سازی آگاهانه اعتقادات فرد راجع به خودش، اعتقادات فرد راجع به اینکه دیدگاه دیگران راجع به او چگونه است و تعهد نسبت به ارزش  های شخصی و هدف  های زندگی است. لباس به عنوان یکی از مهم  ترین مؤلفه  های   مرتبط با هویت، واضح  ترین نماد فرهنگ و ارزش  های یک جامعه است. مد گرایی یکی از مهم  ترین پدیده  های اجتماعی مهم است که هم زاده تحولات فرهنگی و اجتماعی معاصر است و هم می  تواند باعث بسیاری از تغییرات فرهنگی شود. تمایل فطری انسان به نوگرایی و زیبایی خواهی، افراد جامعه را به پیروی از مدهای جدید سوق می  دهد.
 
گرایش به مد، بیانگر نوعی تجدید نظرخواهی و تلاش در جهت نو کردن و تغییر در مسائل مختلف ظاهری زندگی است. در واقع مد یک نوع جلوه گری فردی در محیط اجتماعی است که منحصر به سن خاصی نیست و از این رو همه رده  های جنسی و سنی را شامل می  شود، اما در یک مرحله جذابیت بیشتری دارد و آن دوره جوانی (به عنوان حامل اصلی فرهنگ نسل آینده) است. با گسترش وسایل ارتباط  جمعی و فناوری  های جدید رایانه  ای، تماشای ماهواره، اینترنت، مد و بوتیک ها، بازارهای لوکس، تبلیغات گسترده، مردم خصوصاً جوانان ارتباطات گسترده ای با جوامع و فرهنگ  های گوناگون یافته و موقعیت آن  ها در شناخت و فهم ارزش  ها، باورها و انتخاب هنجارهای مطلوب، پیچیده تر و مشکل تر شده است و چه بسا زمینه  های موجود، باعث شده تا زنان و دختران جوانان و نوجوانان به رفتارها و هنجارهای متضاد با ارزش  های جامعه خویش روی آورند. این حس تنوع طلبی توأم با گرایش به خودنمایی در محیط اجتماعی، تغییرات چشمگیری در نوع پوشش، آرایش، الگو، رفتار و اغلب گرایش  های بشری را به همراه داشته است. چنانچه، این ظواهر نوین به شکل صحیح و در قالب فرهنگ ملی و مذهبی جامعه در اختیار وی قرار نگیرد، یا آن  ها را خلق می  کند و یا از دیگران تقلید می  کند و بنابراین هویتی جدیدی را می  پذیرد.
 
 
 
اگر انسان به خصوص در دوره نوجوانی و جوانی هر روز خود را به شکلی تازه درآورد و سبک زندگی خود را به روش جدید و متأثر از مدگرایی تغییر دهد، هیچ گاه هویت ثابت نخواهد داشت. از این رو باید با برنامه ریزی درست، آموزش صحیح از مقطع ابتدایی و آشنایی جوانان با تأثیرات منفی مد گرایی به ویژه مد غربی، از آسیب  های روحی و روانی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مد گرایی در جامعه جلوگیری کرد.
 
بیشترین تأثیرات را بر مد گرایی خانواده و همسالان و عرف اجتماعی دارد. گاهی ممکن است مد گرایی در محدوده موازین شرعی و با هدف به روز شدن باشد. در مجموع، مد گرایی رفتار نا پسندی نیست؛ اما اگر از اعتدال خود خارج شود باعث تضاد با ارزش  های جوامع سنتی، بحران هویت یا شکاف نسلی، ایجاد نابرابری در بین افراد دنباله رو که نتیجه ای جز تجمل گرایی، اسراف و مصرفی کردن جامعه؛ و احساس محرومیت بیشتر برای قشر ضعیف ندارد. به علاوه همراه کالای مد شده، شیوه  های رفتاری هنجاری و ارزش  های خاصی در بین جوانان رونق و شیوع می  یابد و مد عاملی می  شود برای انتقال هنجار و ارزش جامعه ای از جامعه دیگر، بررسی زمینه  ها و پیامدها و آسیب- شناختی مد گرایی، از موضوعات مورد بحث در مقاله پیش رو خواهد بود.
 

مد گرایی چیست؟

«مد» واژه ای فرانسوی، به معنی طرز، اسلوب، عادت، شیوه، سلیقه، روش، رسم، موافق رسم و باب روز است[1] در زبان انگلیسی اصطلاح «فشن» برای مد به کار می  رود.[2]هر تعریفی از مد ضرورتا به فرهنگ اشاره دارد.[3] مد یکی از اشکال متکثر زندگی[4] و به عنوان منبعی برای شناسایی هویت یک جامعه، ارزش  های ناملموسی را با خود حمل می  کند.[5] زیمل معتقد است مد میل هم رنگی و میل به جدایی و متمایز بودن از دیگران را همزمان برآورده می  سازد که از طبقات بالای جامعه آغاز و به طبقات پایین تر سرایت می  کند.[6]  مد سبک  های پوششی قابل مشاهده ای است که در برهه خاصی از زمان، واجد ارزشی فوق العاده می  شوند. کاوا مو ران (2005)[7] مد را در معنای وسیع تری به کار می  برد و آن را به پوشاک و البسه محدود نمیکند مد، باوری است که در انتخاب  های مصرفی اعم از پوشاک و لباس افراد متجلی می  شود.[8]
 
گرایش به مد حقیقتی اجتناب ناپذیر و جزئی جدایی ناپذیر از جامعه مصرفی و ماشینی است و تنها جوامعی از این پدیده نوظهور آسیب جدی خواهند دید که جوامعی تقلید کننده باشند.
 

 
تعریف مفهومی مد
«مد گرایی» حالتی است که فرد طرز لباس پوشیدن و سبک، زندگی و رفتار خود را طبق آخرین الگو ها تنظیم کند و به محض آنکه الگوی جدیدی در جامعه رواج یافت، از آن یکی پیروی نماید. مد گرایی در لغت به معنای پیروی کردن از مدل و به دنبال مد بودن هست. جامعه  شناسان و روان شناسان بر این باورند که مد گرایی پدیده ای ثابت در زمان و مکان نمیباشد. و پدیدهای است کاملاً نسبی بدین مفهوم که امری که ممکن است در یک جامعه مد گرایی محسوب شود[9].
 

هویت فرهنگی

 از نظر لغوی، واژه هویت (identity) به دو معنای ظاهراً متناقض به کار می  رود:
 1 ـ همسانی و یکنواختی
 2- تمایز، که دربرگیرنده ثبات یا تداوم در طول زمان است.
معنای اول دربرگیرنده همسانی بین خودی  ها و معنای دوم، تمایز میان خودی  ها و غیرخودی  ها ست. هویت در تماس با دیگران ساخته می  شود؛ یعنی وقتی غیرخودی مطرح باشد، خودی  ها به همسانی  ها و شباهت  ها پی می  برند.[10]
 
منظور از هویت فرهنگی، مجموعه ای از مؤلفه  های فرهنگی هستند که به یک فرد یا به یک گروه، «شخصیت» می  دهند و به عبارت دیگر او را از سایر افراد یا گروه  ها «متمایز» می  کنند تا از این راه وی بتواند وارد روابط میان کنشی با خود و دیگران شود و به عبارتی بتواند مسئولیت و توانایی «موجودیت» فیزیکی و ذهنی خود در نظامی که در آن حضور دارد را بر عهده بگیرد.[11]
 

پیشینه مد گرایی

 در جوامع سنتی ماقبل مدرن و سرمایه داری به ظاهر قرن ۱۷ و اوایل قرن ۱۸ مرزهای طبقاتی اجتماعی به طورمعمول انعطاف ناپذیر بود و مصرف، هنر و سلیقه و محصولات فرهنگی در هر طبقه، ویژگی های خاص خود را داشت. به عبارتی لباس و نمادهای فرهنگی طبقه اشراف متمایز از طبق دهقانان و پیشه وران بود.
 
پس از وقوع انقلاب صنعتی در اروپا کارخانه داران با تولید انبوه محصولات تولیدی روبرو شدند ازاین رو، با ترویج مد و تغییر سریع در رنگ، طرح و مدل محصولات تولیدی خود با زیرکی، مشتریان را به مصرف ترغیب کردند. این امر نقطه سرآغازی برای ترویج مد به مفهوم امروزی است. 
 
 در دهه ۶۰ میلادی با ظهور «بیتلیسم» مد گرایی ناهنجاری به گونه ای جنون آمیز در جهان رونق گرفت. بیتل ها گروهی از جوانان اروپایی بودند که با اجرای موسیقی دیوانه وار و آزاردهنده و آرایش غیرعادی مو پوشش خاص خود در آن دوره در جهان مشهور شدند به گونه ای که مدل موی آن  ها به شکل گسترده ای در میان جوانان جهان ازجمله ایران رواج پیدا کرد[12]. این واژه، پس از جنگ جهانی اول، به دنبال نفوذ فرهنگ غرب، وارد زبان فارسی شد. گرچه مدگرایی و غرب گرایی دو مفهوم جدا از هم و دارای تعاریف متمایز از یکدیگرند، اما سیر تحولات تاریخی- اجتماعی در ایران به گونه ای سرنوشت این دو مفهوم را باهم گره زده است که هرگاه سخن از مدگرایی به میان می آید، مفهوم غرب گرایی نیز به ذهن، تبادر می کند. با نگاهی به تاریخ ایران، در عصر سلطنت فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه که پای ایرانیان به فرنگ باز شد، تا عصر رضاشاه که دوره حساسی را در تاریخ ایران رقم زد، فصل متفاوتی در مد گرایی ایرانیان گشوده شد. از آن زمان که رضاشاه با سلطه سیاسی بر کشور، نحوه و شکل لباس پوشیدن مردم ایران را تغییر داد، تاکنون، مدهای مختلف در ایران (و بخصوص در بین قشر جوان)، رایج گردیده است
 

 
گستره مد
گستره مد به اندازه گستره زندگی انسان است و تمامی شئونات آن را در بر میگیرد. به طور کلی هر جا که پای جنبه زیبا شناختی در میان باشد، مد هم آنجا حضور دارد. عرصه پوشش، آرایش، محیط آرایی، مدل ماشین، مدل کیف، لوازم منزل، حتی ادبیات سیاسی، شیوه احوال پرسی و خلاصه جنبه  های زیبا شناختی همه متاع  ها و کالاهای دنیوی، گستره مد و مد گرایی هستند. اما باوجود آنکه مد و مد گرایی کل گستره زندگی را در برمیگیرد، پوشاک و سبک و شیوه آرایش، شاخص  ترین کالای مد شونده محسوب می  شوند.
 
پیدایش و ظهور و افول مد
آفرینش و ایجاد مد ۲- ارائه و معرفی مد ۳- مردم پسند کردن مد که در این مرحله کوشش دامنه داری در جهت شناساندن مد می شود و با استفاده از تبلیغات و رسانه های عمومی سعی در معرفی مد و کالای جدید و قبولاندن آن به جامعه می شود ۴- تولید انبوه ۵- پس از آن که تقاضای مد جدید به اوج خود رسید، قوس نزولی تقاضا و زوال مد آغازشده و با پیدایی مد جـدیـد مـد قبـلی از دور خـارج مـی شـود[13]
 
تفاوت مد اجتماعی با عادت  ها و سنت  های اجتماعی:
تفاوت مد اجتماعی با عادت  ها و سنت  های اجتماعی: در این است که عادت  ها و سنت  ها پایدار تر هستند. ولی مد اجتماعی به سرعت تغییر می  کند. عادت  ها و سنت  ها نشان دهنده گرایش انسان به حفظ گذشته کهن هستند ولی مد اجتماعی، نمودار نو خواهی انسان است عادت  ها و سنت  ها در طی سالیان دراز ایجاد می  شود و فرد یا گروهی خاص مؤسس آن نیست. در حالیکه طبقات اشرافی و دسته  های با نفوذ سیاسی، مد اجتماعی را گسترش می  دهند یا از طریق وسایل ارتباط جمعی رواج می  یابد.
 

پوشاک و مد گرایی

پوشاک شاخص  ترین کالایی است که از مد تأثیر می  پذیرد.[14]تغییرات در مد بیشتر از هر چیز در صنعت پوشاک و آرایش بدن دیده می  شود. برعکس دوران ماقبل مدرنیته نمای ظاهری افراد، قبل از آنکه نشان دهنده هویت شخصی آن  ها باشد؛ بیانگر هویت اجتماعی آن  ها بوده است. از نظر گیدنز پوشاک علاوه بر آنکه وسیله مهمی برای پنهان سازی یا آشکار سازی وجوه مختلف زندگی شخصی است، نوعی وسیله خودنمایی نیز محسوب می  شود؛ زیرا لباس آداب و اصول رایج را به هویت شخصی پیوند میزند. از نگاه وی در دنیای معاصر «ما بیش از پیش مسئول طراحی بدن خویش می  شویم. و هرچه محیط فعالیت  های اجتماعی ما از جامعه سنتی بیشتر فاصله گرفته باشد، فشار این مسئولیت را بیشتر احساس می  کنیم؛ امروزه نمای ظاهری و کردارهای بدنی هم وجه از هویت اجتماعی است و هم وسیله ابراز هویت فردی شده که به وسیله نیروها و عناصر اجتماعی تقویت شده است».
 

 

عوامل و زمینه  های مد گرایی:

گسترش وسایل ارتباط جمعی همانند ماهواره و اینترنت از یک طرف و ارتقاء سطح زندگی و رفاه و افزایش نقدینگی موجود در جوامع از علل اصلی مد گرایی هستند. همچنین از دیگر علل و عوامل پیدایش مد می  توان به موارد زیر اشاره کرد.
 
1- نقش والدین: والدین مسبب اصلی مد گرایی کودکان و نوجوانان هستند. هر چه خانواده شخص مد گرا تر باشد، میزان مد گرایی در فرد به تبع آن بیشتر خواهد شد. خانواده هم تأمین کننده نیازهای مادی و عاطفی است و هم تعیین کننده بسیاری از الگوهای کنش به شمار می  رود. تمایل به تنوع، تمایز و توجه بیش از حد به ظاهر از شاخص  های دوره نوجوانی است. تنها ملاک کودکان برای تقلید از مد، الگو پذیری و شبیه شدن است.
 
کودکان و نوجوانان سعی دارند تا به تقلید از بزرگسالان مانند آن  ها لباس بپوشند و رفتار کنند، لذا اگر والدین از ابتدا الگوی صحیحی را برای فرزند ایجاد کنند و کاری کنند که کودک و نوجوان دیده شود و برخوردهای مناسب، توانمندی  ها و رفتارهای مناسب او را مورد توجه و ارزش قرار دهند این نیاز کودکان به نحو بهتری تعدیل و برآورده می  شود. دل بستگی به خانواده می  تواند عاملی در مد گرایی کمتر باشد؛ شاید یکی از عوامل آن ارزش  های خانواده باشد. که باعث جلوگیری از مصرف و مد گرایی بیشتر می  شود. از سویی نیز به نظر می  رسد افرادی که موضوعات مهمی، برای دل بستن و تعلق خاطر دارند نیاز کمتری به هویت یابی از طریق مد احساس می  کنند.
 
دلبستگی به خانواده، در واقع نشان دهنده اهمیت این نهاد در هویت یابی فرد است. کنش گرانی که در فضای سالم خانواده هویت خود را می  یابند، نیاز چندانی به مد گرایی برای کسب هویت ندارند. ضمن اینکه بخشی از ابعاد مد گرایی، به اعتراض و فراغت مرتبط می  شود که خانواده در کاهش این نیاز نقش محوری دارد. الگوی مد گرایی در خانواده در کنار مصرف گرایی تبلور می  یابد. آگاهی والدین از مد گرایی و اثرات آن بر روی فرزندان آن  ها، باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. چنانچه خانواده  ها در این موضوع نگاهی آگاهانه داشته باشند، رفتار خرید و مصرف خود را به درستی تنظیم کنند، می  توانند در زمینه مصرف و کاهش مد گرایی جوانان عملکرد مناسب داشته باشند.
 
2- فاصله گرفتن از هنجارهای پیشین و رسیدن به هویتی متمایز : هویت یابی مهم  ترین چالش دوران نوجوانی محسوب می  شود. سلیقه افراد جامعه در انتخاب پوشش، نوعی استقلال را اقتضا می  نماید.. تمایل به امروزی شدن و نیاز به داشتن استقلال، باعث شکستن قالب  های موجود می  شود. نوجوان با تغییر پوشش خود می  خواهد قوانین و توصیه  های خانواده را کنار بگذارد و از این طریق به آن  ها نشان بدهد که می  خواهد خودش برای طرز پوشش خود تصمیم بگیرد، و به دیگران نشان دهد که هویت مستقل و توانمندی دارد.
 
 
 
3-  تنوع طلبی و مصرف گرایی: انسان ها فطرتاً تنوع طلب هستند. در این میان جوانی، فصل تازه ای در زندگی و سرآغاز ورود انسان به جهان پرشور و رنگارنگ است که غرایز طبیعی در شکل دهی آن، نقش اصلی را بر عهده دارند. تنوع دوستی و نوگرایی در دوره جوانی به اوج خودش می رسد. تنوع طلبی بیشتر در جنبه های زیباشناختی زندگی جاری است. ازاین رو تنوع طلبی از علل و انشاءهای اصلی مد به حساب می آید. مصرف گرایی در دوران جدید روندی است که در آن خریدار کالا از طریق به نمایش گذاشتن کالاهای خریداری شده، به طور فعالی مشغول تلاش برای خلق و حفظ یک حس هویت است. تأثیر رسانه  ها خصوصاً تبلیغات ماهواره ای و الگو پذیری بیشتر مردم از این رسانه  ها چیزی نیست که بتوان تأثیر آن را نادیده گرفت.
 
4- همانندسازی: همانندسازی در مکتب روان تحلیلگری به فرایندی ناهشیار اطلاق می شود که فرد، طی آن، ویژگی ها، نگرش ها و الگوهای رفتاری فرد دیگری را برای خود سرمشق قرار می دهد و با تقلید از نگرش ها ویژگی رفتاری وی احساس می کند که مقداری از قدرت و کفایت او را نیز به دست آورده است. منبع اصلی همانندسازی در دوران کودکی والدین هستند[15]؛ زیرا کودک، اولین و بیشترین برخورد را در زندگی با والدین خود دارد؛ اما در دوران نوجوانی که فرد از والدینش فاصله می گیرد، الگوهایی را که خود را با آن ها شبیه کرده است، از دست الگوهای دیگر، یعنی از طریق همانندسازی های جدید با دیگری، پر شود.
 
به اعتقاد روانشناسان، همین خلأ و احساس ناامنی ناشی از آن باعث می شود که نوجوان در مسیر خود به راه حل هایی متوسّل شود که این راه حل ها از طریق همانندسازی باشخصیت هایی است که الگوی نوجوان قرار می گیرند. این شخصیت ها می توانند شخصیت های معروف گذشته، هنرپیشه های سینما، نوازندگان و آوازخوانان، و یا گروه های مختلفی مانند «هیپی» ها باشند و فرد، خود را ازنظر ظاهری شبیه آن ها ساخته، در شیوه لباس پوشیدن و طرز رفتار با آنان همانندسازی کند. به محض اینکه یک هنرمند یا ورزشکار لباسی را بپوشد و درصحنه ای ظاهر شود، جوانان با وی همانندسازی نموده، سعی می کنند به عنوان مد، آن را در جامعه طرح کنند.
 
5- فقدان حرمت نفس: وبلن معتقد است که حرمت نفس همان بازتاب حرمتی است که دیگران برای انسان قائل می  شوند. در نتیجه، اگر شخص به خاطر عدم توفیق در کوشش  های رقابت آمیز مورد پسند جامعه، چنین حرمتی را به دست نیاورد، از فقدان حرمت نفس رنج خواهد برد. پس انگیزه تلاش وقفه ناپذیر در یک فرهنگ رقابت آمیز، در هراس از دست دادن حرمت نفس ریشه دارد. تنها افرادی که خوی استثنایی دارند و به ایمان دینی محکم مسلح هستند، در درازمدت می  توانند باوجود فقدان احترام در چشم دیگران، حرمت نفس شان را نگه دارند. پس همینکه تصاحب کردن مبنای حرمت همگان می  گردد، مالکیت به شکل لازمه رضایت خاطر که احترام به نفس خوانده می  شود، درمی آید[16].
 
 
 
6- رقابت و چشم وهم چشمی با دیگران: انگیزه رقابت و چشم وهم چشمی با دیگران، از دیگر عوامل پیروی از مد در بین جوانان و نوجوانان محسوب می شود. این انگیزه، در همه افراد وجود دارد و به گونه های مختلف بروز می کند. رقابت اگر درزمینه های مثبت جهت داده شود، باعث پیشرفت و رشد و تکامل معنوی فردی می شود؛ اما اگر جهت گیری آن به سوی امور مادّی و مدپرستی باشد و فرد، سعی کند ازلحاظ ظاهری (و مثلاً در سبک و شیوه لباس پوشیدن) از دیگران عقب نماند، سرانجام خوبی نخواهد داشت.
 
7- مدگرایی و التزام ناشی از دوستی: یکی از عوامل پیروی از مد در بین جوانان و نوجوانان، ترس و نگرانی از مجازات خصوصاً غیررسمی از سوی دوستان است. لذا تحقیر و تمسخر، پوزخند زدن و متلک گفتن اطرافیان و ترس از آن، باعث می شود که جوانان و نوجوانان از مدهای رایج پیروی کنند. وقتی فرد پوشش متمایز و یا رفتاری خاص از هم سال خود می  بیند که مورد تشویق و توجه دیگران قرارگرفته، حس رقابت و چشم وهم چشمی او را وادار به تکرار همان رفتار می  کند. و با انتخاب همان مد، از احساس شرمندگی که بر اثر عدم پیروی از مد، در او به وجود آمده مقابله می  کند. از آنجاییکه طبق نظر اریکسون مهم  ترین هدف دوره نوجوانی، رشد یک هویت شخصی است، احتمال تأثیرپذیری شدید فرد از همسالان و دوستان برای دستیابی به هویت و حل بحران مرتبط با آن افزایش می  یابد. مد گرایی تابع ی از کاهش ناهماهنگی شناختی و نفوذ همسالان است.[17]
 
8- مدگرایی و جلب توجه دیگران: افرادی هستند که با تعویض و تغییر هرروزه لباس و آرایش خود و خریدن لباس های گران قیمت و مد روز، درصدد جلب توجه دیگران برمی آیند. استفاده از لباس های چسبناک، برّاق و رنگارنگ، کفش هایی باپاشنه های خیلی بلند، آرایش تند بارنگ های غیرطبیعی و.. باعث جلب توجه دیگران شده، نگاه هایی را به خود معطوف می دارد.
 
9- مدگرایی و تشخّص طلبی: تشخص به معنی ابراز برتری و متفاوت انگاشتن خود از دیگران است[18]. طبقات بالای جامعه از مد همچون ابزاری برای ابراز تمایز و تشخص استفاده می  کنند. در مد چیزی می  یابند که همگام با تحول سریع خودشان پیش می  رود. مد یک قشر اجتماعی را از قشر دیگر متمایز می  کند و مواردی را که مربوط به یک طبقه اجتماعی است متحد کرده و آن  ها را از دیگران جدا می  کند؛ یعنی مد هم میل به هم رنگی با دیگران را ارضاء می  کند و هم میل به جدایی و ممتاز بودن از دیگران را؛ اگر مد نتواند نیاز به همرنگ شدن با دیگران، یا نیاز به جدا شدن را ارضاء کند، محو می  شود.[19]
 
برتری جویی و تشخّص طلبی از دیگر عوامل پیدایش مد در بین جوانان است. افرادی که خود را برتر از دیگران و مربوط به قشر مرفّه جامعه می دانند، سعی می کنند این برتری را در گویش، لباس پوشیدن، محیط آرایی و سبک آرایش و زیورآلات خود نشان دهند و لذا مدهای جدید را مطرح می کنند. این امر بدین دلیل است که هویت جمعی در گروه به دست آورند و احساس اعتماد به نفس کنند و از سوی دیگر با اعضای خارج از گروه احساس تمایز کنند.
 
 
 
تورشتاین وبلن[20] مد را وسیله ای برای اینکه افراد، نشان دهند ثروتمند و باشخصیت و یا دارای اندیشه ای خاص هستند، می داند؛ لذا به محض اینکه مدی در جامعه گسترده شد، اشراف زادگان و ثروتمندان به سراغ این مد جدید می روند؛ زیرا مد قدیمی دیگر آن ها را از طبقات دیگر جامعه متمایز نمی کند. از طرف دیگر در پدیده مدگرایی گاهی افراد سعی می کنند ظاهر خود را همانند طبقات بالای جامعه جلوه دهند و متعاقب این قضیه قشر بالا برای حفظ موقعیت و فاصله قبلی به سرعت معیارها و ارزش های خود را تغییر می دهد تا برتری اش از بین نرود. تداوم این جریان، چرخه ای دائمی را سبب می شود که قشر پایین و متوسط همواره در حال تبعیت از قشر بالا و قشر بالا در حال تغییر معیارهای خود است، یعنی طبقه بالا پدیدآورنده مد و طبقات متوسط و پایین مصرف کننده آن هستند.
 
10- نقش تولیدکنندگان در اشاعه مد: شرکت های تولیدی از طرق روان سنجی و شناخت روحیات افراد جامعه و با توجه به همین روحیه نوگرایی و میل به امروزی شدن در جوانان، هرروز، یک فرم شلوار، پیراهن، کفش، کلاه، عینک، گوشی تلفن و… را عرضه می کنند و اندک تغییری از جانب آن ها، یک مد جدید می شود و حتّی گاهی برای آن که کالای تولیدی شان زودتر در جامعه مد شود، از یک فرد مشهور (مثل یک هنرمند سینما یا ورزشکار)، با اعطای مبلغ زیادی پول، می خواهند که برای یک بار هم که شده، از آن کالای جدید استفاده کند و در فیلم یا صحنه تلویزیون، ظاهر شود.
 
11-رسانه ها و ترویج مد: نقش رسانه  ها در حوزه مد لباس به عنوان جلوه نمادین هویت فرهنگی، و مدیریت رسانه ای فرآیند آن در جامعه بسیار مهم است. رسانه  ها از یک سو خود متأثر از بافت اجتماعی و بستر فرهنگی جامعه هستند و از سوی دیگر در عصر اطلاعات و ارتباطات فشرده، به عنوان بازیگری فعال و روشنگر و تأثیرگذار بر رفتارهای اجتماعی و فرهنگی، می  توانند از فرهنگ در شکل دهی به عادت  ها، مهارت  ها، و راهبردهای کنشی بهره ای وافر برده و بدین سان تأثیری شگرف بر افکار عمومی داشته باشند.[21]
 
جامعه شناس و فیلسوف فرانسوی با تکیه بر محتوای روزنامه  ها و سایر وسایل ارتباط جمعی معاصر به معرفی نمونه ایی از فرهنگ می  پردازد و جنبه  های تخدیری و سازگار کننده آن  ها را یادآوری می  کند. او در این مورد ستاره پرستی و شخصیت دوستی را مثال میزند و تقلید افراد و به ویژه جوانان را از ستاره  ها و هنر پیشه  ها با دو اصل معروف روانشناسی، همانند جویی و برون فکنی، بیان می  کند. جوانان نه تنها از وضع ظاهری ستارگان و هنر پیشگان تقلید می  کنند بلکه وقتی به سینما می  روند با دیدن صحنه  های فیلم، خود را به جای بازیگران تصور کرده و هم ذات پنداری می  کنند و چنان تحت تأثیر شخصیت آنان قرار می  گیرند که نقش واقعی خود را فراموش می  کنند. شبکه های تلویزیونی داخلی از طریق فیلم ها و سریال ها که غالباً در خانه های اعیانی و اشرافی و با بازنمایی سبک و مدهای رایج این قبیل طبقات ساخته می شوند، شبکه های ماهواره، مجلات و پایگاه های فعّال اینترنتی، انواع مدهای جدید را تبلیغ می کنند و از این طریق، زمینه را برای گرایش خانواده ها و بخصوص جوانان به سوی مدهای نو مهیا می سازند.
 
 
 
 یکی از کارکرد های اینترنت، تولید و باز تولید معنا و اشاعه نماد و الگوهای رفتاری در بین جوانان ایرانی محسوب می  شود. فرهنگ پذیری صرفاً در محیط  های فیزیکی محسوس اطراف ما نیست، بلکه به موازات آن افراد از محیط فرهنگ مجازی نیز بهره مند و با آن همانند می  شود.
 
 ورود عناصر فرهنگ جدید به واسطه جذابیت فضای مجازی اینترنت و تجربه و حضور مستمر قشر جوان در آن محیط با نیازها و انگیزه  های مختلف منجر به باز تولید سلیقه های مجازی شده است. استفاده از برنامه  هایی مانند فیلم و سریال، موزیک، استفاده از فیس  بوک، اینستاگرام، چت کردن و چک کردن ایمیل و تماشای شبکه  های مُد در ماهواره، با مد گرایی، باعث مد گرایی بیشتر جوانان شده است
 
12-عدم شناخت هویت ملی: گذشته از میل به زیبایی و برتر بودن، مسئله مهم دیگری که باعث گرایش بیشتر جوانان به چنین مسائلی می  شود، تهی بودن جوانان امروزه از فرهنگ و اندیشه بومی و اعتقادی خویش است.
 
13- مقاصد جنسی: نگاهی به تحول لباس  ها و شخصیت باربی، بیانگر تحول اجتماعی است. تعداد زیادی از هنر پیشه  ها و خوانندگان زن غربی با مصرف هزینه  های زیاد اندام و چهره خود را همچون باربی می  سازند تا مورد توجه عموم واقع شوند. ویژگی غالب پوشاکی که با نام مد و مد گرایی به جوانان ارائه می  شود تنگ، چسبان و یا کوتاه بودن آن  ها هست. پوشاک  های تنگ و چسبان در آستانه بلوغ و نوجوانی (و سنین بعد) در هر دو گروه پسر و دختر از نظر تحریک امیال غریزی و تقویت و افزایش هوس شهوانی دو نقش متفاوت درونی و بیرونی دارد. از نظر درونی، پوشاک تنگ (مخصوصاً در نواحی کمر و شکم) یک اثر تحریک موضعی از خود برجای می  گذارد که به تحریک اعضای تناسلی منجر گشته، تمایلات شهوانی را در نوجوان بیدار و تقویت می  نماید.
 

اسلام، مد گرایی و امروزی شدن

گرایش به الگو مد که ازجمله گرایش  های انسان است و روح انسان از یکنواختی، گریزان بوده و میل به تنوع دارد، قرآن کریم که کتاب هدایت و پاسخ  گو به نیازهای فطری انسان است، به این نیاز مهم بشر (نیاز به الگو) پاسخ گفته است و انسان  ها را به الگو پذیری از شخصیت  ها و چیزهایی که باعث کمال می  شود تشویق کرده و از مد هایی که منجر به از خود بیگانگی می  شود بر حذر داشته است.
 
قرآن کریم، برای پیمودن مسیر کمال، پیامبران و اولیاء الهی را الگوی انسان معرفی کرده و پیامبر اکرم (مظهر انسان کامل و بهترین فرد عالم) را بهترین سرمشق انسان  ها قرار داده است؛ " لَّقَد کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الاْخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا" (احزاب، 21) در مقابل این نوع الگو، انتخاب هر چه که باعث شود، انسان از مسیر واقعی منحرف شود و در مسیر دوری از خدا و سعادت جاودانه اخروی گام بردارد، به  عنوان الگو ها و مدهای نامناسب مطرح  شده است. در قرآن مجید بارها نسبت به  غفلت از خود و سرسپردگی انسان نسبت به غیر خدا هشدار داده  شده و از بت  پرستی، پیروی از شیطان، هوای نفس، تقلید کورکورانه از نیاکان و بزرگان و دیگران، نکوهش شده است. همان  گونه که گفته شد؛ اسلام با تجدّد و امروزی شدنی که در راستای ارزش  ها و با حفظ اصول و مبانی اعتقادی باشد، هیچ  گاه مخالف نیست؛ همچنین نوگرایی در سبک و شیوه لباس پوشیدن را نیز به  صورت کلی پذیرفته است. آنچه اسلام با آن مخالف است، پشت پا زدن به ارزش  ها (مثل: پوشش شرعی، پرهیز از اسراف، و …)، رعایت نکردن اخلاق اجتماعی، آزادی مطلق در روابط دختر و پسر، و همانند سازی با بیگانگان است.
 

 

مدل لباس و آرایش در سبک زندگی اسلامی:

قرآن، مبحث پوشش را در لابلای آیاتی که پیرامون آفرینش انسان اولیه «حضرت آدم» آورده است و آن را به  عنوان نعمت الهی از طرف خدا معرفی می  کند «یا بَنی آدَمَ قَدْ اَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوی ذلِکَ خَیْرٌ ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ»؛ «ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فرستادیم که اندام شما را می  پوشاند و مایه زینت شماست؛ امّا لباس تقوی بهتر است. این  ها (همه) از آیات خداست، تا متذکّر نعمت  های او شوند». (سوره اعراف آیه 26). جمله «یُواری سَوْآتِکُمْ» که وصف برای «لباس» است دلالت دارد بر اینکه لباس پوشش واجب و لازمی است که کسی از آن بی ن یاز نیست و آن پوشش عضوی است که برهنه بودنش زشت و مایه رسوایی آدمی است، به خلاف ریش که به معنای پوشش زائد بر مقدار حاجت و باعث زینت و جمال است.
 
نوگرایی و طراحی مد
در باب پوشش، از جمله کارکرد های اساسی لباس، زیبایی و پوشانندگی آن، به عنوان ذات پوشش مطرح است. شاخصه  های هشت گانه هویت در لباس ایرانی شامل: بومی گرایی در طرح لباس و بافت پارچه و دوخت؛ معانی نمادین در فرم، نقش، رنگ و تزیینات، تناسب با شرایط مکانی و زمانی، حفظ شئون اجتماعی و فردی، عنصر زیبایی در طرح و رنگ، رعایت اندیشه پوشانندگی است.[22]لباس به عنوان یکی از مهم  ترین مؤلفه  های مرتبط با هویت، بارز ترین نماد فرهنگ و ارزش  های یک جامعه است.
 
تمایل فطری انسان به نوگرایی و زیبایی خواهی، افراد جامعه را به پیروی از مدهای جدید سوق می  دهد. هرچند مد پیامد دوره معاصر و مختص به جامعه و فرهنگی خاص نمیباشد، با این  حال عصر حاضر به سبب گسترش وسایل ارتباط  جمعی و نگاه اقتصادی مد سازان به صنعت مد بیش  از پیش ارکان مختلف زندگی و بویژه نوع پوشش افراد جامعه را تحت تأثیر قرار داده است. موانع نوگرایی و طراحی مد (به  طور عام) و مد لباس (به  طور خاص) در ایران به شرح زیر است.
 
در حوزه طراحی مسائلی مانند: تنوع ناهنجار رنگ  ها، پیچیدگی در طراحی، عدم زیبایی، عدم امکان هماهنگ کردن (ست کردن) لباس، کمبود حق انتخاب، شباهت و یکنواختی طراحی  ها، مطابق نبودن با مدهای روز و بد ذوقی در انتخاب رنگ  ها، تیره بودن و غیره از جمله مسائل این حوزه می  باشد.
 
 موانع نوگرایی در زمینه مد لباس شامل:
1- ضعف معرفتی و شناختی و عدم فهم دقیق ظرفیت  های فرهنگ بومی اسلامی: اینکه مد لباس بیش از آنکه به  عنوان  یک صنعت فرهنگی و فرصتی برای ظهور و حضور جدی الگوهای بومی اسلامی- ایرانی در عرصه جهانی دیده شود، به  عنوان پدیده  ای غریب و بیگانه و نا متجانس با فرهنگ بومی در نظر گرفته می  شود) و ظرفیت  های مد به  عنوان یکی از صنایع پرطرفدار فرهنگی در جهان امروز از سوی دیگر است.
 
2- نگاه به بیرون و عدم شناخت کافی از ظرفیت داخلی: تولیدکنندگان داخلی ما به  هیچ  وجه جریان ساز نیستند و غالباً از جریان موجود و مد روز که خاستگاه وارداتی دارند، تبعیت و تقلید می  کنند. که نتیجه آن کپی کاری، تقلید از الگوهای وارداتی و حتی گرایش به واردات، غفلت از ظرفیت  ها و امکانات داخلی (اعم از ظرفیت  های سخت  افزاری، نیروی انسانی و میراث فرهنگی) و بی  توجهی به نیازهای واقعی جامعه است.
 
3- مشکل فردگرایی و خود محوری و ضعف فعالیت تیمی و کار گروهی: عموم طراحان و تولیدکنندگان لباس در ایران، کار تیمی، شبکه  ای و هماهنگ، را نمی پذیرند و به دنبال استمرار کار خود و پایداری آن در بلند مدت نیستند.، بلکه به دنبال سود شخصی بالا در کوتاه  مدت هستند. ریسک  پذیری پایینی در ارائه طرح  های نو ابتکاری دارند و از همه مهم  تر اینکه بیش از آنکه دغدغه  های فرهنگی، ایدئولوژی، تفکر و ایده خاصه ایده  های نو خالق برای ایشان اصالت داشته باشد، سودآوری حداکثری فردی اصالت دارد.
 
4- عدم هماهنگی و گسست میان اجزاء مختلف چرخه مد بومی: این مسئله به نبود رابطه منطقی و پیوسته میان اجزاء مختلف چرخه مد و عدم کار سیستماتیک محقق، طراح، تولیدکننده و بازاریاب و توزیع  کننده اشاره دارد که اهداف، اصول و سیاست  های مشخصی ندارند. نتیجه عدم هماهنگی میان این عوامل عدم شکل  گیری برند های بومی و روی آوردن به طراحی، الگو سازی و تولیدات خارجی است.
 
 
 
5- ضعف اقتصاد سیاسی: منظور از ضعف اقتصاد سیاسی، ضعف دولت یا حاکمیت در جذب سرمایه گذران و تولیدکنندگان در حوزه مد لباس اسلامی-ایرانی، است. اینکه دولت با درک محوریت اقتصاد در صنایع فرهنگی، از تولیدکننده و سرمایه  گذار در راستای سیاست  ها و مطلوبیت های فرهنگی کلان خود حمایت کند و آن  ها را نسبت به سودآوری الگوهای بومی متقاعد کندو پشتوانه مناسب اقتصادی برای فعالیت در حوزه مد اسلامی-ایرانی را از طریق تمهید تسهیلات حمایتی و تشویقی مانند رفع مالیات، کاهش تعرفه بیمه  ها، اعطای وام، فراهم آوردن زیرساخت  های لازم رفع محدودیت  های قانونی و... فراهم کند و مشخصاً به شکل  گیری برند های بومی از طریق شبکه  سازی فعالان این حوزه، حمایت بیشتر از تولیدی  های بزرگ داخلی و دادن امکانات بیشتر تبلیغاتی به آن  ها کمک کند.
 
ضعف اقتصاد سیاسی می  تواند زمینه  ساز بروز مشکلاتی مثل کاهش انگیزه نوآوری در حوزه طراحی، افزایش هزینه  های تولید، به  صرفه نبودن تولید داخل(عدم امنیت اقتصادی تولیدکننده و سرمایه  گذار و گرایش کاری، به کپی تقلید بی  رویه یا واردات در حوزه تولید و گرایش به عرضه مد لباس وارداتی پرفروش یا الگوهای مشابه تقلیدی از آن  ها در حوزه توزیع شود.
 
6 - عدم برند سازی: شکل  دهی به هویت متمایز برند از طریق شخصیت  پردازی رسانه  ای یا هم  نشینی تولیدات یک برند با نوع خاصــی از سبک زندگی و...باعث می  شود که تولیدات آن نیز برای مصرف کنندگان هویت  بخش باشد عدم وجود فرهنگ در زمینه برند سازی و نبود مقدمه و پیش زمینه هایی که مدیران شرکت  ها باید در این  باره داشته باشند، به بزرگ  ترین معضل، برند سازی تبدیل  شده است[23]
 
موارد زیاد دیگری نیز وجود دارد که فقط به فهرست آن بسنده می کنیم:
  1. نبود برنامه یکپارچه بازاریابی و برند
  2. بود متخصص برندنگ و عدم  حمایت دولت اصلی  ترین مشکل در برند سازی است.
  3. عدم انسجام و یکپارچگی  بین واحدهای داخلی شرکت  ها در تدوین برنامه یکپارچه بر اساس اهداف سازمان باعث تصویر بیرونی چند گانه از برند های ایرانی شده است.
  4. مدیران تحلیلی از (نقاط قوت، ضعف، فرصت  ها و تهدیدها) سازمان خود در بازار ندارند. همچنین برندینگ مستلزم دانستن دانش مارکتینگ و بازاریابی برای مدیران برند است.
  5. تمرکز مدیران روی نسبت  های عملکرد مالی و فروش و بی  توجهی به مشتری مداری.
  6. درحالی  که تدوین برنامه برند سازی با توجه به سن برند بسیار متفاوت است برند ها در میانه راه همانند یک برند نوظهور شروع به برند سازی می  کنند.
  7. کیفیت پایین محصولات نسبت به استانداردهای جهانی.
  8. نبود مراکز معتبر در آموزش برند سازی.
  9. آژانس  های تبلیغاتی  و شرکت  های مشاوره بازاریابی غیر متخصص .
  10. اجناس وارداتی, مخصوصاً محصولات چینی به  صورت قاچاق یا قانونی.
  11. وجود قوانین دست  و پا گیر.
  12. نگرانی مدیران و مالکان به مسئله افزایش هزینه سرمایه  گذاری بر سر توسعه دارایی  های نا مشهود «برند» (دارایی غیر فیزیکی) در زمان تورمی بیشتر تشدید می  شود.


 

جایگاه لباس و آرایش در دین اسلام

لباس که از ضروریات زندگی است و اسلام به این امر مهم اهمیت زیادی داده است و برای رنگ، نوع جنس و حتی شکل آن توصیه  های زیبایی دارد. در خصوص آرایش ناخن و مو، روغن مالیدن، استعمال عطر و رنگ کردن برای زنان و مردان مسلمان نکات قابل  تأملی را بیان نموده است.[24] دین اسلام آرایش و زینت را در معنای خاص آن نیز مجاز و بلکه پسندیده و موجب ثواب می  داند و آن را هماهنگی با نظام خلقتی می  داند که خداوند در تمام ابعاد، آن را زینت داده است. در قرآن به برخی از این زینت  ها، اشاره  شده است:
 
«وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنَّاها لِلنَّاظِرِین: و هر آینه در آسمان برج  هایی آفریدیم و برای بینندگان شان بیاراستیم.» (حجر/16). «إِنَّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزِینَةٍ الْکَواکِب؛ همانا ما آسمان دنیا را به زیور ستارگان آراستیم.»(صافات/6).  اِنّ اللَه یُحِبِّ الجمالَ و التجمیل و یکره البُؤسَ و التّباؤُسَ؛ خداوند زیبایی و آراستن را دوست دارد و از نپرداختن به خود و خود را ژولیده نشان دادن، کراهت دارد.[25] امام صادق(ع)می  فرمایند: پیامبر به مردان فرمودند: ناخن  ها را کوتاه کنید، و به زنان فرمودند: ناخن  ها را بلند بگذارید؛ زیرا برای شما زینت  بخش  تر است.[26] بلندی مو برای مردان به  خودی  خود در اسلام مباح و جایز است و برای زنان بسیار تأکید شده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) خطاب به مردان می  فرمایند: هر کس موی سر را بلند کند، یا باید به آن خوب رسیدگی کند یا کوتاهش کند.[27]
 
گرچه مردان هم می  توانند از آرایش و زینت  های موجود بهره بگیرند اما از هر آرایشی که موجب شباهت ایشان به زنان بشود، نهی شده  اند. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) مردانی را که خود را به زنان شبیه و زنانی را که خود را به مردان شبیه می  کنند، لعن فرموده است.[28] امام صادق(ع): روغن مالیدن به پوست آن را نرم و عقل را زیاد می  کند؛ روزنه  های پوست را پاک می  کند و آلودگی تن را از بین می  برد و رنگ پوست را روشنی می  بخشد.[29] امام صادق(ع): سرمه، مو بر می  رویانَد، دیده را تیزی می  بخشد، و انسان را بر طولانی ساختن سجده، یاری می  رساند.
 

 

اثرات دینداری برمدگرایی

هر چه شخص به میزان بیشتری دیندار باشد، میزان مدگرایی در او کمتر خواهد شد؛ ارزش های دینی که تشویق به عدم اسراف، مصرف کمتر، قناعت و غیره می کنند، می تواند عاملی در کاهش مدگرایی شخص باشد. از طرفی دیگر، از آنجا که استفاده از برخی مدهای آرایشی و پوششی مغایر با دستورات دینی است، با افزایش دینداری، مدگرایی افراد کاهش می یابد. آیین های مذهبی از طریق تحمیل انضباط بر نقش و قدری خویشتنداری، انسان ها را برای زندگی اجتماعی مهیا می سازند. تشریفات مذهبی مردم را گرد هم می آورند و بدینسان، پیوندهای مشترکشان را دوباره تصدیق می کنند و درنتیجه، همبستگی اجتماعی را تحکیم می بخشد. اجرای مراسم مذهبی، میراث اجتماعی گروه را ابقاء و احیاء می کند و ارزش های پایدار آن را به نسل های آینده انتقال می دهد. سرانجام، دین یک کارکرد خوشبختی بخش نیز دارد؛ زیرا که با برانگیختن احساس خوشبختی درمومنان و احساس اطمینان به حقانیت ضروری جهان اخلاقی که خودشان جزئی از آناند با احساس ناکامی و فقدان ایمان در آن مقابله می کند.
 
مد پرستی و از خود بیگانگی در منظر قرآن :
مد پرستی و از خودبیگانگی در منظر قرآن  یک حالت روانی و فکری است که دارای لوازم، نمود ها و آثاری است. انسان مد پرست، هویت دیگری را هویت خود می  پندارد و این هویت دیگر هر چه باشد، انسان از خود بیگانه، تصویری متناسب با آن، از خود خواهد داشت. در اینجا به برخی از نمودهای از خودبیگانگی و مد پرستی اشاره می  کنیم:
 
1- اصالت دادن به دیگری: انسان مد پرست، در تمام یا برخی از شئون خود اصالت را به دیگری می  دهد و در ارزیابی  ها، احساس دردها، تشخیص درمان  ها و... آن دیگری را اصل قرار می  دهد و امور خود را بر اساس او می  سنجد، در مورد شان قضاوت می  کند، انتخاب می  کند و طبق آن عمل می  کند. و به  طور مرتب وضع مادی خویش را با دیگران مقایسه می  کند. این طرز تفکر که نشانه عدم رشد کافی و احساس حقارت درونی و کمبود همت هست، یکی از عوامل مؤثر عقب  ماندگی در زندگی ـ حتی مادی ـ خواهد بود. از این  رو قرآن کریم به  شدت از این طرز فکر نهی می  کند می  فرماید: " وَ لاَ تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَیَ مَا مَتَّعْنَا بِهِیَّ أَزْوَ َجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَوَةِ الدُّنْیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقَیَ (طه، 131); چشم خود را به نعمت  هایی که به گروه  هایی از آنان دادیم نیفکن، این  ها گل  های زندگی دنیا است این  ها به خاطر آن است که می  خواهیم آنان را با آن بیازماییم، آنچه خدا به تو روزی داده است بهتر و پایدار تر است."
 
2 - بر هم خوردن تعادل روحی: از آنجا که حرکت  های کسی که انسان از خود بیگانه از او تقلید می  کند با مقتضای ساختار وجودی او سازگار نیست و افرادی که انسان مد پرست از آنان الگو می  گیرد، بسیار هستند و خواسته  ای متضاد یا مختلف دارند، انسان مد پرست، دچار عدم تعادل روحی می  شود. در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که به این افراد صادق است; ازجمله در مورد انسان مشرک می  فرماید:"ءارباب متفرقون خیر ام الله الواحد القهار" (یوسف، 9); آیا خداوند ان پراکنده بهتر هستند  یا خدای یگانه چیره بر همه". و نیز می  فرماید: "خداوند مثلی زده است مردی که چند (خواجه) بد خو و ناسازگار در او شریک باشند و مردی که از آن   یک مرد است آیا این دو در مثل برابرند." (زمر، 29)
 
 
 
3 - بی  هدفی و بی معیاری; انسان بی  هویت دچار بی  هدفی می  شود و در زندگی و رفتار خود سرگردان است;" مُّذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذَ َلِکَ لاَ َّ إِلَیَ هَـََّؤُلاَ َّءِ وَلاَ َّ إِلَیَ هَـََّؤُلاَ َّءِ وَمَن یُضْلِلِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُو سَبِیلاً (النسأ:143) بین خدا و غیر خدا سرگردان  اند نه با گروه مؤمنان یکسو یک دل هستند و نه با گروه کافران و هر که را خدا گمراه کند برایش راهی نیابی"
 
4 - از بین رفتن فرهنگ بومی: تشبه در فرهنگ یک وسیله برنده در دست فرهنگ مهاجم است و زمینه از بین رفتن فرهنگ ملی را فراهم می  کند. امام صادق (ع) در این مورد می  فرماید: «خداوند به پیامبری از پیامبران وحی: به قوم خود بگو که لباس دشمنان مرا نپوشند و غذای دشمنان مرا نخورند و راه و روش دشمنان مرا نپویند که در این صورت آن  ها نیز ـ همانند کفار ـ دشمنان من خواهند شد.»[30] و همچنین ایشان روایتی از امام علی (ع) بدین شکل نقل می  کند که «این امت اسلام (شامل عرب  ها، ترک  ها، فارس  ها و...) پیوسته در خیر و خوبی و سعادت و نجات هستند تا زمانی که لباس عجم  ها را نپوشیده  اند (عجم یعنی کفار نه ایرانیان) و غذای عجم  ها را نمی  خورند.»[31] در این روایت به این نکته تأکید شده است که تقلید و همانند سازی، زمینه از بین رفتن فرهنگ بومی را فراهم می  سازد.
 
از دیگر پیامدهای منفی مد گرایی می  توان به موارد زیر اشاره کرد:
1 - بحران هویت: به مجموع باورها، ارزش ها و رفتارها، هویت گفته می شود. بحران هویت وقتی رخ می دهد که فرد نتواند به باورهایی جدا از باورهای دیگران برسد و برای خود نقش ثابتی پیدا کند. اگر انسان، به خصوص در دوره نوجوانی و جوانی- هرروز خود را به شکلی تازه درآورد و سبک زندگی اش را به روش جدید و متأثر از مدگرایی تغییر دهد، هیچ گاه هویت ثابت خویش را نخواهد یافت؛ زیرا یکی از نشانه های هویت و شخصیت سالم، ثبات است.
 
2- لذت  جویی: مد گرایی سبب می  شود در طبقه متوسط جدید، اخلاق پیشین کار و ریاضت جای خود را به لذت  جویی بدهد. با اتخاذ سبک زندگی مبتنی بر لذت  جویی، خود را از رقبای اجتماعی  اش متمایز کند. جهت  گیری اخلاقی فرد می  تواند به سمت کار یا تفریح باشد؛ هرچه فرد جهت  گیری اخلاقی فراغت مدارانه بیشتری داشته باشد؛ مد گرایی در او بیشتر است. زیرا محور زندگی چنین فردی فراغت و تفریح است.
 
3 - انحراف اعتقادی: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هر که به گروهی تشبه جوید، از آن  ها ست» برخی از گروه  های منحرف اعتقادی (مثل گروه  های شیطان  پرستی) با استفاده ابزاری از پوشش، آرایش و موسیقی، تفکرات انحرافی خود را منتشر و تبلیغ می  نمایند و اگر افراد جامعه به  ویژه جوانان و نوجوانان نسبت به این موضوع آگاهی لازم را نداشته باشند، به  راحتی با پیروی از نوع پوشش و آرایش این گروه  ها، جذب آن  ها شده و به  مرور زمان از تفکرات و باورهای آن  ها نیز پیروی خواهند کرد
 
4 - گرفتار شدن به رذایل اخلاقی: پیروی از مدها و مدل های مخرّب فرهنگی که با خارج شدن فرایند نوخواهی و زیبایی دوستی از حالت طبیعی و معقول به سوی افراط وتفریط هست، انسان را به رذایل اخلاقی دچار نموده، موجب انحطاط اخلاقی و معنوی افراد می گردد.
 
بدیهی است که انحراف در این فرایند به دلیل نداشتن نقطه اتکای معنوی، موجب آلوده شدن افراد به رذایلی همچون فخرفروشی، زیاده خواهی، خودنمایی، اسراف، تجمل گرایی، حرص، طمع، خودپرستی و... خواهد شد.
 
5 - اتلاف وقت: یکی از مهم ترین آسیب های مدگرایی که متأسفانه از سوی جوانان و نوجوانان کمتر موردتوجه قرار می گیرد؛ از دست دادن سرمایه عمری است که در مسیر مدگرایی از دست می رود. سوگمندانه باید گفت که برای انتخاب مد، تهیه لباس و حضور در فروشگاه ها و آرایشگاه ها وب گردی ها چه زمان زیاد و برگشت ناپذیری از این افراد هزینه و هدر می شود.
 
 
 
6 - انحرافات جنسی: به طور طبیعی آرایش دختران و پسران و جلوه گری در جامعه، جاذبه جنسی ایجاد می کند و از آنجا که رقابت در مدگرایی امری طبیعی است. نتیجه ای که به دنبال دارد، افزایش گرایش جنس مخالف به یکدیگر و با کمال تأسف گرایش گروه های هم جنس به همدیگر است.
 
7 - احساس شکست و ناکامی: رشد سریع مدهای غربی و رواج آن در بازار، خود عاملی برای شکست روحی افرادی است که به دنبال مدهای تازه اند. زیرا از یک سو امکانات و فراغت مردم برای دست یابی به آخرین مدها محدود است و از سوی دیگر کاروان مدگرایی با شتابی وقفه ناپذیر در حرکت است وقتی مدگرایان در بن بست این سرعت و آن محدودیت می مانند، احساس ناکامیابی و ناتوانی می کنند.
 
8 - فردگرایی و جمع گریزی: با مدپرستی و نوگرایی افراطی، انسان خود را تافته ای جدابافته از جامعه دانسته و برتری را در داشتن ظاهری جدید می داند و کسانی را شایسته دوستی و احترام می داند که ازنظر ظاهری هم شأن او باشد. به همین دلیل بسیاری از روابط اجتماعی و معاشرت ها را که در اسلام به آن توصیه شده است، کنار می گذارد و دایره ارتباطات اجتماعی اش تنگ تر و محدودتر می شود.
 
همچنین تضییع انرژی عاطفی، روانی و ذهنی، اضطراب و استرس، از دست دادن اراده و اختیار خود،  اختلال در حس زیباشناختی و... از دیگر پیامدهای منفی مدگرایی است.
 

پیشنهادها :

1 - جلوگیری از تبلیغات برند های لباس خارجی در فضاهای شهری و بین شهری کشور و فراهم آوردن فرصت مناسب برای تبلیغ برند های نوپای لباس داخلی از طریق کاهش هزینه های تبلیغات برای ایشان (با لحاظ شاخص ها و معیارهای کلی اسلامی ـ ایرانی در پوشش و خلاقیت در سبک و طرح(
 
2 -  ترویج آثار نمونه لباس اسلامی ـ ایرانی در تولیدات مختلف تلویزیونی به ویژه در قالب پوشش شخصیت های مشهور رسانه )اعم از شخصیت های انیمیشنی و شخصیت های تلویزیونی مثل بازیگران، مجریان و...(
 
3 - تنوع بخشی در ارائه الگوهای لباس اسلامی ـ ایرانی و پرهیز از یکنواختی و محدود شدن به نوع خاصی از محصولات مد لباس در تبلیغ و نمایش به منظور تأمین روحیه تنوع طلبی جوانان امروز در عین در نظر گرفتن اصول و شاخص های وحدت بخش اسلامی ـ ایرانی در حوزه پوشش.
 
4 - فراهم آوردن امکان نمایش و معرفی آثار شاخص اسلامی ـ ایرانی با لحاظ عرضه پیشینی آنها در شبکه توزیعی و امکان دسترسی آسان به آنها در بازار.
 
5 - استفاده رسانه های جدید )برنامه کاربردی تلفن همراه یا رایانه(:کمک به شکل گیری شبکه نمایش، عرضه و توزیع مجازی مد لباس اسلامی ـ ایرانی.
 
6 - در نظر گرفتن امکانات و تسهیلات مناسب برای تبلیغات تجاری تلویزیونی برند های نوپای بومی؛ وزارت بازرگانی باید عوارض گمرکی را به نحوی تنظیم کند که امکان رقابت برای تولید کننده ی داخلی در برابر سیل عظیم واردات پوشاک، وجود داشته باشد.
 
7 - تولید بیشتر نمادهای فرهنگی و ملی به منظور تقویت خود باوری فرهنگی.
 
8 - شناخت و بررسی عناصر هویت ساز لباس های سنتی اقوام مختلف.
 

 

نتیجه گیری:

مد و گرایش به مد، پدیده  هایی اجتماعی  اند که در هر جامعه  ای امکان ظهور و بروز پیدا می  کنند. هر گاه سخن از مد به میان می  آید، مفهوم غرب گرایی نیز به ذهن متبادر می  شود. افراد هویت چه کسی بودن خویش را امروزه از طریق آنچه که مصرف می  کنند، مانند نوع پوشش، آرایش، مد، اتوموبیل، موبایل، .... پیدا می  کنند قاعدتاً تمایل به مدهای غربی در بین جوانان، مرزهای فرهنگی را در هم می  شکند؛ به  طوری که نهادهای هویت  بخش سنّتی را به چالش فرا می  خواند و مصرف را به منبع اصلی هویت و انفکاک اجتماعی تبدیل می  کند..
 
مد و رسانه آن، پوشاک، نمادی از وضعیت اجتماعی و اقتصادی جوامع است. همانند تغییر زبان می توان از طریق تغییر لباس اقوام از آنان هویت زدایی کرد و شاخصه  های قومی- فرهنگی را از میان شان زدود. از سوی دیگر، اگر مد متناسب و در راستای فرهنگ ایرانی- اسلامی باشد، می  توان از آن برای نشان دادن فرهنگ غنی کشور استفاده کرد.
 
مد گرایی، گرچه ریشه در نیازهای طبیعی جوانان دارد و برخاسته از روحیه نوگرایی جوانان است، اما به لحاظ آنکه مُدها و مدل  ها نمایانگر علایق و ارزش  های مسلّط یک  زمان و یک قشر خاص  اند و افزون بر آن، می  بینیم که امروزه جوانان ما از مدهای مختلف پیروی می  کنند و ناخواسته به هنجار هایی رومی آورند که چه  بسا با فرهنگ و ارزش  های اجتماعی ما در تضاد است، پس می  توان گفت که مد گرایی در جامعه ما تا حدود زیادی کارکرد منفی به خود گرفته است و پیامدهای آن، به  شدت، جوانان ما را تهدید می  کند. لذا این وضعیت منجر به استحاله ارزش  ها و تضعیف فرهنگ خودباوری و استقلال وحدت ملی و القاء تعارض بین توسعه کشور و در نتیجه بحران هویت در جامعه می  گردد.
 
 
 
 تلاش برای ارائه الگویی مناسب در کنار ضرورت توجه به فرآیند جامعه  پذیری جوانان امری شایسته دقت در این باب است مدیران رسانه  ها و برنامه  سازان بایستی به ایجاد برنامه  هایی بپردازند که نه  تنها برنامه  های رسانه  های داخلی ما میزان تأثیرپذیری افراد از رسانه  های داخلی را افزایش دهند بلکه بایستی با کمک متفکران و دانشمندان در عرصه فرهنگ اسلامی و ایرانی به ساخت و ارائه برنامه  هایی همت گمارند که اساس الگوهای فرهنگ بومی و دینی ما را تقویت کند و پاسداری نماید و بدین ترتیب الگو هایی در جامعه مورد توجه قرار گیرد که با اصول و ارزش  های جامعه ما به  ویژه مذهب ما یکسان و هماهنگ باشد و از آنجایی  که در فرهنگ اسلامی محور اصلاحات «فرهنگ  سازی» است لذا بایستی برنامه  سازی آموزشی، فرهنگی و تبلیغی فضای اجتماعی جامعه، خصوصا دانشگاه را به نسبتی هدایت کرد که افراد به  صورت طبیعی و خودجوش به رعایت عفاف و حجاب میل کنند. همچنین نیازهای طبیعی افراد در جهت نو بودن، خاص بودن، به  روز بودن نیز تأمین شود.


پی‌نوشت:
[1] - صبور اردوبادی. احمد (1368)، آیین بهزیستی در اسلام، ص-16-15،
[2] - فرهنگ وبستر، ۱۹۸۶: ص 856
[3] - فروغ عماد و حسین مهربانی فر (1396)، اولویت یابی سیاست رسانه ای مد لباس ص 9/
[4] -Simmel, G., (1957[1904]). "Fashion". American Journal of Sociology. 62.
[5] -Pinto,Marcelo Machado Barbosa& Yeda Swirski de Souza(2013). "From Garment to Fashion Production: 304
[6] - پیل تن ، فخرالسادات؛ طالبی، حسین:(1392)بررسی عوامل اجتماعی گرایش به مد در بین نوجوانان ،ص 54
[7] -Kawamura, Y. (2005). Fashion-ology: An Introduction to FashionStudies.Berg, Oxford.
[8] - بخارایی، احمد؛ رفیعی، ملکه (1395). زن در توسعه و سیاست ص-309
[9] -Giddens2006
[10] -حسین خزایی(1387) هویت و فرهنگ در عرصه فرهنگی ایران
[11] - فکوهی، ناصر؛ (1394)، صد و یک پرسش از فرهنگ
[12]- شفیعی، لیلا «جنون مدگرایی»،
[13] - رفعت جاه، مریم؛ (1386)؛ هویت انسانی زن در چالش آرایش و مد. ص 135
[14] - عماد افروغ، حسین مهربانی فر (1397) مطالعه چرخه مد لباس در جامعه ایران، ص 27
[15] - قنبری طلب، محمد (1392). مـد و تقلید در برابر تحقیق،
[16] - بیانه مام الهی، علمی، محمود (1392)، تعیین عوامل اجتماعی مرتبط با مد گرایی در بین دانشجویان ص 25
[17] -  افراسیابی حسین،,سیارخلج حامد,شکوهی فر کاوه(1395:)ص 64.
[18]- امیرقاسمی ایوب، حاتمی خدیجه ،توکل آقایاری هیر(1394)؛ بررسی رابطه بین همرهنگی، تشخص‌طلبی و طبقه اجتماعی- اقتصادی با میزان مدگرایی ص
[19] - کوهستان بحر آسمان فاطمه، محمدی آ صغر، جهانبخش اسماعیل (1398) بررسی ارتباط بین مد گرایی و هویت اجتماعی، ص 37
[20] -Veblen Thorstein
[21] -شیرخدایی میثم ؛ شاهی محبوبه ؛ نجات سهیل ، محمودی نسب سحر«1396»؛ بررسی تأثیر رسانه‌های اجتماعی بر شکل‌گیری اعتماد و وفاداری به برند در جامعة برند
[22]- مونسی سرخه، مریم «1395»؛ لباس و هویت فرهنگی در لباس ایرانی، ص 118
[23] آ*فروغ عماد و حسین مهربانی فر «1396»، اولویت یابی سیاست رسانه ای مد لباس ص 58
[24] - بخشی زاده برج کبری, دیلمی معزی پیمان (1398) نقشه ذهنی مد اسلامی-ایرانی با تمرکز بر سبک پوشش بانوان؛ ص 86
[25] الکافی 6/440
[26] من لایحضره الفقیه ج 1 ص 128
[27] وسایل الشیعه ج 2 ص 129
[28] خصال، ترجمه جعفری ج 2، 403
[29] الکافی ج 6 ص 519
[30] وسایل الشیعه ج 15 ص 641
[31] وسایل الشیعه ج 24 ص 783