روزی معاویه بر «احنف» که وی (معاویه) را به خاطر ثروت‌اندوزی نکوهش می‌کرد، گفت:‌ اگر پروردگار می‌فرماید: «وَإِن مِّن شَیءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ؛ و خزائن همه چیز، تنها نزد ماست، ولی ما جز به اندازه معین آن را نازل نمی‌کنیم.» (حجر: 21) پس چرا مرا نکوهش می‌کنی؟ احنف گفت: من تو را به خاطر آنچه از خزائن خداوندی استفاده می‌کنی، نکوهش نمی‌کنم بلکه به این دلیل نکوهش می‌کنم که هرچه خداوند از خزائنش فرو فرستاده، بر خزائن خود نهاده‌ای و بین ما و او مانع شده‌ای!