همّتم، رضوانِ اکبر، چشم دارد از کریم کی چون درویشان قناعت با کرامت می کنم تاج فقر و خاکساری و آنچه دارم فیض اوست پاس نعمت را، سپاسِ حقّ نعمت می کنم استاد شهریار