به هر بامی پریدن، چشم عفت خیره می سازد کبوتر آشیان بازد، از این آشفته پروازی بیا این نَرد عشق آخری را ، با خدا بازیم که حسن جاودان بُردست، عشق جاودان بازی استاد شهریار