براستی «راسخون » به چه معنا است ؟ و چه کساني هستند؟
براستی «راسخون » به چه معنا است ؟ و چه کساني هستند؟
برخی از دوستان در برخورد های اولیه خود به این سایت ممکن است از نام زیبایی که بر این پرتال فرهنگی گذارده شده سوال کنند.
و ديگري در سوره نساء آيه 162 آنجا که ميفرمايد:
همانطور که از معني لغوي راسخون استفاده ميشود منظور از آن، کساني هستند که در علم و دانش، ثابت قدم و صاحب نظرند.
البته مفهوم اين کلمه يک مفهوم وسيع است که همه دانشمندان و متفکران را در برميگيرد، ولي در ميان آنها افراد ممتازي هستند که درخشندگي خاصي دارند و طبعا در درجه اول، در ميان مصاديق اين کلمه قرار گرفتهاند و هنگامي که اين تعبير ذکر ميشود قبل از همه نظرها متوجه آنان ميشود.
در روايات متعددي «راسخون في العلم» به پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و ائمه هدي عليهالسلام تفسير شده، زيرا آيات و کلمات قرآن مفاهيم وسيعي دارد که در ميان مصاديق آن افراد نمونه و فوقالعادهاي ديده ميشود که گاهي در تفسير آنها تنها از آنان نام ميبرند.
در اصول کافي از امام باقر يا امام صادق عليهالسلام نقل شده است که فرمود: «پيامبر خدا بزرگترين راسخان در علم بود و تمام آنچه را خداوند بر او نازل کرده بود از تاويل و تنزيل قرآن ميدانست، خداوند هرگز چيزي بر او نازل نکرد که تاويل آن را به او تعليم نکند و او و اوصياي وي همه اينها را ميدانستند».
روايات فراوان ديگري در کتاب اصول کافي و ساير کتب حديث در اين زمينه آمده است که نويسندگان تفسير «نور الثقلين» و تفسير «برهان» در ذيل اين آيه آنها را جمعآوري نمودهاند و همانطور که اشاره شد تفسير «راسخون في العلم» به پيامبر صلي الله عليه و آله و ائمه هدي عليهمالسلام منافاتي با وسعت مفهوم اين تعبير ندارد، لذا از ابن عباس نقل شده که ميگفت: من هم از راسخان در علم هستم، منتها هر کس به اندازه وسعت دانشش از اسرار و تاويل آيات قرآن، آگاه ميگردد، و آنان که علمشان از علم بيپايان پروردگار سرچشمه ميگيرد طبعا به همه اسرار و تاويل قرآن آشنا هستند در حالي که ديگران تنها قسمتي از اين اسرار را ميدانند.
براستی «راسخون » به چه معنا است ؟ و چه کساني هستند؟
و ديگري در سوره نساء آيه 162 آنجا که ميفرمايد:
همانطور که از معني لغوي راسخون استفاده ميشود منظور از آن، کساني هستند که در علم و دانش، ثابت قدم و صاحب نظرند.
البته مفهوم اين کلمه يک مفهوم وسيع است که همه دانشمندان و متفکران را در برميگيرد، ولي در ميان آنها افراد ممتازي هستند که درخشندگي خاصي دارند و طبعا در درجه اول، در ميان مصاديق اين کلمه قرار گرفتهاند و هنگامي که اين تعبير ذکر ميشود قبل از همه نظرها متوجه آنان ميشود.
در روايات متعددي «راسخون في العلم» به پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و ائمه هدي عليهالسلام تفسير شده، زيرا آيات و کلمات قرآن مفاهيم وسيعي دارد که در ميان مصاديق آن افراد نمونه و فوقالعادهاي ديده ميشود که گاهي در تفسير آنها تنها از آنان نام ميبرند.
در اصول کافي از امام باقر يا امام صادق عليهالسلام نقل شده است که فرمود: «پيامبر خدا بزرگترين راسخان در علم بود و تمام آنچه را خداوند بر او نازل کرده بود از تاويل و تنزيل قرآن ميدانست، خداوند هرگز چيزي بر او نازل نکرد که تاويل آن را به او تعليم نکند و او و اوصياي وي همه اينها را ميدانستند».
روايات فراوان ديگري در کتاب اصول کافي و ساير کتب حديث در اين زمينه آمده است که نويسندگان تفسير «نور الثقلين» و تفسير «برهان» در ذيل اين آيه آنها را جمعآوري نمودهاند و همانطور که اشاره شد تفسير «راسخون في العلم» به پيامبر صلي الله عليه و آله و ائمه هدي عليهمالسلام منافاتي با وسعت مفهوم اين تعبير ندارد، لذا از ابن عباس نقل شده که ميگفت: من هم از راسخان در علم هستم، منتها هر کس به اندازه وسعت دانشش از اسرار و تاويل آيات قرآن، آگاه ميگردد، و آنان که علمشان از علم بيپايان پروردگار سرچشمه ميگيرد طبعا به همه اسرار و تاويل قرآن آشنا هستند در حالي که ديگران تنها قسمتي از اين اسرار را ميدانند.
تازه های سخن مدیر مسئول
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}