تجربه دفاع مقدس
در روزهای پایانی تابستان سال 1359 آنگاه که خود را برای سال جدید تحصیلی آماده میکردم و دفتر و کتاب کلاس دوم راهنمایی را برای حضور در کلاس تهیه میکردم در کنار خیابان مدرس اصفهان ایستاده بودم که خبری از رادیو همه مردم را شگفت زده و متحیر کرد.
«کشور عراق به مرزهای جمهوری اسلامی ایران حمله کرده و از تمامی مرزها در حال پیشروی است.»
در آن زمان مردم ما حوادث متعددی را پس از انقلاب تجربه کرده بودند، تحرکات متعدد ضدانقلاب در برخی از شهرها و حوادث تأسف بار کردستان و حملات ضدانقلاب به مردم و نیروهای انقلابی؛ ولی تجربه جنگ با کشور دیگر را نداشتیم و این خبر توانست در ابتداء یک خوف از جنگ و ویرانی و سپس یک حرکت عمومی را به همراه داشته باشد.
مردم بصورت خودجوش به آموختن مسائل دفاعی پرداختند و مساجد علاوه بر مراکز عبادی به پایگاههای آموزش نظامی تبدیل شد.
شهرهای ما علیرغم کمبود امکانات و کوپنی شدن تمامی کالاهای ضروری، به مراکز پشتیبانی جبههها جنگ مبدل گشت و مردم کمک مادی به جبههها را در سرلوحه امورات خود قرار دادند.
مرور خاطرات آن زمان هر چند دارای شیرینیها و تلخیهایی است ولی نشان دهنده این نکته است که ما با هیچ گونه سلاح و امکانات و علی رغم تحدیدها و تحریمها و زورگوییهای تمام دولتهای غربی توانستیم استقلال و هویت خود را حفظ نمائیم و جوانان ما به برکت نفس قدسی امام امت توانستند خود را باور کرده و دفاع مقدس را به مسیری، غیر از خواست ابرقدرتها هدایت نمایند.
متجاوزین آمده بودند سه روزه تمام کشور ایران را اشغال نمایند ولی رزمندگان ما که در ابتداء با بسیاری از تجهیزات پیشرفته و نیمه سنگین نظامی آشنایی نداشتند توانستند نه تنها در جنگی نا برابر، پیروزیهای متعدد را نصیب خود کنند بلکه امروز به پایهای از پیشرفت رسیدهاند که بسیاری از تجهیزات نظامی از جمله موشکهای دور برد و قارهپیما و تانک های مجهز و ... را خود تولید می نمایند.
در واقع بسیاری از تحرکات ضدانقلاب در شهر، ما را آماده فتنه کردستان کرد و آن فتنه، ما را آماده رویاروئی با ارتش بعثی نمود و تجربه هشت سال دفاع مقدس به ما تجربهای آموخت که امروز از آن بهرهها بردهایم و میزان دفاعی کشور را بسیار بالا برده و تقویت نمودهایم تا کشور را در حوادث پیشروی بیمه نمائیم.
سید احمد سجادی
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}