عضویت العربیة
يکشنبه، 31 فروردين 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: بی شک فاطمه علیها السلام حوریه ای است که به صورت انسان آفریده شده است. بحارالانوار، ج 78، ص 112
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/حکومت دینی/دفاع مقدس/ادبیات دفاع مقدس (خاطره، شعر، داستان)/یاد مرگ

تبلیغات
آخرین مقالات
اقسام شفاعت

اقسام-شفاعتمقصود از شفاعت در دنیا همان است که در عرف از آن به "سفارش" یاد می کنند. این نوع شفاعت درست است و نصّ ادامه ...

شفعه، مؤیدّ شفاعت است

شفعه-مؤیدّ-شفاعت-استمراد این است که کسی چیزی را که دیگری هم در آن شریک است بفروشد. اگر یک سهیم سهم خود را برای فروش بگذارد، ادامه ...

تاریخ سیاسی دوره اخوان الصفا

تاریخ-سیاسی-دوره-اخوان-الصفابی تردید رسائل اخوان الصفا از مهم ترین آثار اسلامی و شاید از مهم ترین آثار علمی عالم است، که حاوی اندیشه ادامه ...

مفهوم شفاعت را بشناسیم

مفهوم-شفاعت-را-بشناسیمپیش از آنکه به شرح و بسط مفهوم شفاعت در قرآن کریم و احادیث شریف بپردازیم، دانستن معنی و مفهوم لفظ شفاعت ادامه ...

هویت اخوان الصفا

هویت-اخوان-الصفااخوان الصفا از نهضت های مهم فکری - سیاسی قرن چهارم هجری است که در نزدیک کردن حکمت یونانی و دین اسلام ادامه ...

جامعه شناسی اخوان الصفا

جامعه-شناسی-اخوان-الصفاشکّی نیست که انسان موجودی اجتماعی است، امّا درباره ی منشأ این زیست جمعی او دیدگاه های گوناگونی وجود دارد. ادامه ...

اجتماع مدنی در نظر اخوان الصفا

اجتماع-مدنی-در-نظر-اخوان-الصفادر فلسفه ی سیاسی اخوان الصّفا، انسان نیازهای طبیعی زیادی دارده که به تنهایی قادر به تأمین آنها نیست و ادامه ...

اهمیّت معرفت شناسی

اهمیّت-معرفت-شناسیشناخت اندیشه اخوان الصفا از جهت سیاسی و اجتماعی در گرو آشنایی با دیدگاه آنان در زمینه ی انسان و طبیعت ادامه ...

شافعان در قرآن

شافعان-در-قرآنشفاعت نمودن انبیای عظام ( علیهم السلام) در بارگاه الهی حق است. از قرآن حکیم استنباط می شود که انبیاء ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 3368 بار

يکشنبه، 13 دی 1388

یاد مرگ
یاد مرگ
یاد مرگ


 

نویسنده : عليرضا كريمي
منبع : راسخون




 

مقدمه
 

هر روزي كه خورشيد در پس كوه ها پنهان مي شود گويي كه ما از دنيا رفته ايم ، وليكن روز ديگر با طلوعش حيات را در خود احساس مي كنيم .
همگي در كام مرگ فرو خواهيم رفت ، و اين واقعيتي انكار ناكردني است ؛ اما خوشا به حال آنانكه اين غروب ، غروب حقيقيشان نيست و در طلوع رستخيز شادمانه شادند .
دنيا سراي امتحان است و همچون درياي عميقي است كه انسانهاي بسياري در آن غرق گشته و به هلاكت رسيده اند، پس اي انسان ، همانگونه كه در اين بحر متلاطم شناوري ، سعي و تلاش در كسب خانه ي آخرت بنما گه سعادت ابدي در آنجاست ، در اين دنيا همچون مسافري هستيم و در اين مسافرت كه به اندازه ي طول عمرمان است ، آزمايش مي شويم . اگر بارمان را خوب بستيم و توشه ي راهمان را فراهم نموديم سفرمان را به خير و خوشي به پايان خواهيم رساند ، وقتي بزرگان دين ما با آن همه كرامت و بزرگواري نزد خداوند ، باز به ياد مرگ و قيامت گريه ها مي كردند و به خدا پناه مي بردند ، براي ما بايد سرمشق با شد كه به طريق اولي راه آنها را طي كنيم ، حضرت امام صادق علیه السلام مي فرمايند : فزادي قليل لا اراه مبلغي اللزاد ابكي ام لطول مسافتي . 1
زاد و توشه ام كم است ، نمي بينم كه آن ، مرا به خدا برساند آيا براي كمي زادم گريه كنم يا از سفر آخرتم و سختيهاي آن . و يا وقتي مي بينيم حضرت در دعاي شريف ابوحمزه آنچنان مناجات مي كنند و به ياد احوالات مرگ و بعد از آن اشك مي ريزند اينها همه بايد ما را به فكر بيندازد و فكري براي خودمان بكنيم و بدانيم دنيا و هرچه از لذات در آن است ، مي گذرد و عواقب آن خواهد ماند ، به قول حضرت علي علیه السلام : و ان اهل الدنيا كركب بنيانهم حلوا اذ صاح بهم سائقهم فارتحلوا2 فرمودند : به درستي كه اهل دنيا مثل كارواني هستند در حالي كه در جايي بار مي اندازند ، ناگهان قافله سالار به آنها مي گويد بلند شويد ، پس آنها كوچ مي كنند .
و يا سعدي عليه الرحمه مي گويد :
عمر برف است و آفتاب تموز
اندكي ماند خواجه غره هنوز3
اگر در اين دنيا از عهده ي آزمايش و امتحان الهي برنيامديم، آينده اي هولناك و عذابهايي دردناك نصيبمان خواهدشد.
مرگ در اين دنيا ، پايان حيات انسان نيست ، بلكه انتقال از خانه اي به خانه ي ديگر است ، زيرا بشر هميشه باقي است و فاني نخواهد شد .
« خلقتم للبقاء لا للفناء » . ياد و ذكر مرگ روح انسان را مي سازد ، در روايتي آمده است : هنگامي كه انسان مي ميرد قيامت او آغاز مي گردد بنابراين اگر اين مسئله باورمان بشود اصلاح خواهيم شد و گامهاي محكمتري در مسير الله و انسان شدن بر خواهيم داشت .
يكي از مهمترين علل وارستگي و اساسي ترين عوامل پارسائي ياد معاد و مرگ مي باشد. چنانكه ترك آن علل و طرد اين عوامل از مهمترين حبائل شيطان و اساسي ترين دستاويزهاي نفس اغواگر و فريبكار مي باشد . لذا هر انساني مي بايست ، براي كسب درجات عالي وارستگي ، به ياد مرگ و معاد باشد .
بحثي كه به عنايت حضرت وليعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، مطرح خواهد شد ؛ درباره ي ياد مرگ و معاد مي باشد ، كه حاصل مطالعه چند كتاب از بزرگان در اين زمينه است و غرض از انتخاب اين بحث ، اهميت فوق العاده ي آن است و اينكه انبياء اللهي علیهم السلام بعد از اصل توحيد مهمترين اصلي كه مردم را به وسيله ي آن متذكر مي ساخته اند ، اصل مرگ و معاد است ؛ چرا كه ياد معاد و مرگ با توجه به آيات و روايات متعدد ، انسان را متنبه ساخته ، به سر منزل حقيقي مي رساند ، و انسان را از بسياري از گناهان و معاصي بازمي دارد . البته اين بحث به پيشنهاد و تشويق استاد محترم اصول عقايدمان ، حاج آقاي بحرينيان انجام شد ، كه جا دارد ، ضمن تشكر فراوان از ايشان ، آرزوي موفقيتشان را از درگاه خداوند عزوجل بنمايم .

نقش ياد مرگ و وارستگي انسان
 

يكي از مهمترين و موثرترين عوامل وارستگي ، ياد مرگ و قيامت است . كسي كه مرگ را فراموش نكرد و روز حساب از يادش نرفت ، يك انسان وارسته و پارسا خواهد بود . زيرا تمام اعمال و رفتارش را مراقبت كرده و براي همه ي آنها حساب و پاداش يا كيفري قايل مي شود . قهرا چنين انساني تلاش مي كند تا كارش را بر طبق رضاي حق تعالي و مطابق با دستورات اللهي انجام دهد . ولي اگر مرگ و قيامت را فراموش كرد كارها را طبق هوس و شهوت تنظيم مي كند خواه حق باشد و يا ناحق ، خواه به زيان آينده اش باشد يا نباشد . قران کريم فراموشي قيامت را زمينه ي انحراف و گمراهي شناخته و به عنوان يك اصل ديني چنين بيان مي فرمايد : « يا داوود انا جعلناك خليفه في الارض فاحكم بين الناس بالحق و لاتتبع الهوي فيضلك عن سبيل الله ان الذين يضلون عن سبيل الله لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب » 4
به داوود پيامبر علیه السلام خطاب كرده و مي فرمايد : ما تو را جانشين خود در زمين قرار داديم . چون خدا حق محض است ، خليفه ي حق هم به حق حكم مي كند ، خليفه كه به معناي جانشين است كار كسي را انجام مي دهد كه در جاي او نشسته است .
خدا چون حق است و باطل نيست و عادل است و ظلم نمي كند ، خليفه ي خدا هم بايد به حق حكم كرده و به عدل و داد ، داوري نمايد ، لذا فرمود : فاحكم بين الناس بالحق يعني چون تو را خليفه قرار داديم پس به حق حكم كن زيرا خليفه ي خدا حق است ، بايد به حق حكم كند « و لا تتبع الهوي » تابع ميل خود مباش زيرا اين هوس پرستي زمينه ي گمراهي را فراهم مي كند . « فيضلك عن سبيل الله » . اين هوي پرستي انسان را از مسير الهي گمراه مي كند .
حضرت اميرالمومنين علي بن ابي طالب علیه السلام مي فرمايد : « مهمترين چيزي كه من مي ترسم دامنگيرتان شود و بر شما چيره گردد دو چيز است : پيروي از هوي و هوس و داشتن آرزوي دراز و طولاني »5 . زيان پيروي از هوس آن است كه راه حق را مي بندد و آرزوي دراز باعث فراموشي قيامت است . كسي كه داراي آرزوي دراز است به فكر مرگ و پس از مرگ نيست زيرا مي كوشد كه آن آرزوهاي طولاني را لباس عمل بپوشاند ، به آنها تحقق ببخشد و به فكر آرزوهاي خود است و به ناچار مرگ را از ياد مي برد .
در اين آيه به داوود علیه السلام فرمود : تابع هوي و هوس مباش زيرا پيروي از هوس تو را از راه خدا گمراه مي كند . « ان الذين يضلون عن سبيل الله لهم عذاب شديد بما نسو يوم الحساب »6 آنها كه از راه خدا گمراه شدند عذاب دردناكي دامنگير آنها خواهد شد . سر اين گمراهي و محكوم شدن به عذاب دردناك ، نسيان آخرت و فراموشي است .
روز حساب را فراموش كردند ، از راه منحرف شده ، در نتيجه به عذاب شديد محكوم شدند . اين آيه نشان مي دهد كه فراموشي روز حساب باعث گمراهي انسان و در نتيجه محكوم شدنش به عذاب شديد است و ثابت مي كند ياد قيامت انسان را وادار به راه راست كرده و از عذاب شديد بركنار و محفوظ نگاه مي دارد و اين بسيار روشن است . زيرا فراموشی قيامت زمام امور را به دست هوي مي سپارد ولي توجه به روز قيامت برنامه ها را با كمك عقل ، تنظيم مي كند .
اين آيه ي شريف بيان مي دارد كه فراموشي قيامت و مرگ باعث تبهكاري است ، و ياد قيامت و مرگ قهرا زمينه ي وارستگي را فراهم مي كند . ياد قيامت راخداوند به عنوان يك نعمت خاص به افراد مخصوص اعطا مي كند . هر ملتي لياقت آن را ندارد كه همواره به ياد قيامت و مرگ باشد ، چون ياد مرگ و قيامت فضيلتي است كه براي حفظ دين لازم و دنبالش تحرك و قيام مي آيد . آنكه آرزوهاي طولاني در دل دارد و قيامت را فراموش مي كند و براي نيل به آرزوهاي دراز ، دست از پليدي برنمي دارد ، قطعا لياقت ندارد .
قرآن در مدح آن افراد خاص مي فرمايد : اين ها داراي دست اند و داراي چشم ، دستي كه در راه خدا و براي خدا باشد و چشمي كه حق بين باشد ، آنگاه به همين گروه يعني انبياي الهي مي فرمايد :
« انا اخلصناهم بخالصه ذكري الدار » 7 ما به اين انبياي عظام ، به اين بندگان خاص خدا ، يك نعمت مخصوص داديم و آن ياد قيامت است و آن به ياد مرگ و قيامت بودن است . ما به اينها يك نعمت خالص به عنوان جايزه عطا كرديم . و اين نعمت ويژه ياد قيامت بودن است .
وقتي اميرالمومنين علیه السلام سپاهانيانش را به جبهه دعوت مي كرد عده اي مي گفتند : الآن هوا گرم است ، تابستان است و گاهي در زمستان مي گفتند الآن هوا سرد است . حضرت مي فرمود : شما در فصل زمستان به بهانه ي سرما و در فصل تابلستان به بهانه ي گرما از شركت در جبهه خود داري مي كرديد . شما كه با حرارت دنيا نتوانيد بسازيد با حرارت قيامت چه مي كنيد ؟ مانند اين بيان اميرالمومنين علیه السلام در قرآن كريم هست . در قرآن اين آيه آمده : « يقولون لا تنفروا في الحر »8. مي گويند : در روز گرم شما به ميدان جنگ و جبهه نرويد ، در جواب اين ها بگو : « نار جهنم اشد حرا ». آتش جهنم كه حرارتش بيشتر است . شما براي حرارت زودگذر دنيا مي خواهيد خود را به حرارت جهنم مبتلا كنيد ! آن كسي كه قيامت را فراموش كرد و آن را از ياد برد ، گرفتار آرزوي دراز شده و مي گويد : هوا گرم است و نبايد به ميدان رفت و اما آن كسي كه به ياد قيامت است حرارت هاي دنيا براي او قابل حمل و تحمل است . اين ياد قيامت بودن ، كه به عنوان نعمت خاص و خالص خدا به انبيا و بندگان خاص اش داده مي شود ، به آساني فراهم نمي گردد . اگر رنج و كوششی انجام شد و ياد مبدا در دل جا كرد ، خدا اين نعمت را به انسان مي دهد كه ياد قيامت باشد . آنگاه همه ي مشكلاتش حل است و چون ما به آن درجه و مقام نرسيديم احساس سختي مي كنيم و از طي بعضي از راه هاي دشوار احساس خستگي مي نمائيم وگر نه ياد قيامت همه ي اين كارها را آسان مي كند .

نقش فقها در توجه دادن به ياد معاد
 

فقها و علماي دين نقش كليدي و مهمي را دارا مي باشند ، چرا كه وظيفه ي اصلي هدايت و راهنمايي مردم را دارا مي باشند ؛ در طول تاريخ ، بعد از ائمه ي علیهم السلام مي توانيم نقش خطير علما و فقها را به خوبي مشاهده كنيم ، هرجا فقيهي عادل و شجاع بوده است ؛ مي بينيم چه خوب مردم را انذار كرده و آنها را به صراط مستقيم دعوت كرده است .
خداوند در قرآن مي فرمايد : « و ما كان المومنون لينفزوا كافه فلولا نفر من كل فرقه منهم طائفه ليتفقهوا في الدين و ليذروا قومهم اذا رجعوا الهیم لعلهم يحذرون ».9
چنين نيست كه همه به جبهه روند ، بلكه عده اي از شما بايد به مسائل اسلامي آشنا شويد ، چون اگر انقلابتان انقلاب مكتبي است بايد به مكتب آشنا بشويد . اگر همه سراغ مكتب روند جبهه خالي است و اگر همه به ميدان جنگ روند ، مكتب خالي است . هم آنها مسئول حفظ مرزاند و هم اينها كه مانده اند مسئول نشر فرهنگ اند . اينها بايد فرهنگ اسلامي را به طور عميق و گسترده بفهمند ، تا تحويل آنها بدهند . آنها مرزها را مي گشايند و حفظ مي كنند ، اينها فرهنگ را مي فهمند و تحويل مي دهند .
فرمود :كارها را تقسيم كنيد « ما كان المومنين لينفروا كافه » .
نفر ( يعني كوچ كردن و حركت دادن و رفتن ) . حق ندارند همه بروند . بايد گروهي از شما به سراغ بحثهاي فرهنگي و مكتبي بروند . وظيفه ي آين گروه همانند وظيفه ي مرزداران مي باشد . آنها تلاش مي كنند تا مرزها را از دشمن پاك كنند ، اينها هم موظف اند مرز عقيده را از دشمن هاي مكتبي پاك كنند و يك فرهنگ خالص پاك و صاف را در اختيار آنها قرار دهند . اينها بايد مسائل اسلامي و مكتبي را عمدتا بررسي كنند . تا آنها كه برگشتند اينان ، آنها را از ياد معاد آگاه كرده و بترسانند و يا آنها كه به حوزه هاي علميه رفتند و حركت كردند و با دست پر بر مي گردند خودشان و قبيله شان و طايفه شان را از حقايق فرهنگ اسلام آگاه كنند. تا اينها از قيامت بترسند . اين است نقش فقها دين كما اينكه در دوره هاي مختلف تاريخ عملكرد همه ي آنها بر هر صاحب عقلي آشكار مي باشد . عالماني كه اهل تقوا و عمل بوده اند ، بيشتر در ديگران تاثير داشته اند و عوام از آنها بيشتر كسب معنويت كرده اند .

فرمايش علي بن ابي طالب علیه السلام
 

حضرت اميرالمومنين علیه السلام در خطبه ي شريف همام در نهج البلاغه ، متقين را چنين معرفي مي فرمايد :
« فهم و الجنه كمن قدراها فهم فيها منعمون و هم والنار كمن قدراها فهم فيها معذبون » 10
آنها در برابر بهشت كه مي رسند گويي بهشت را ديده اند و در آن متنعم اند . جهنم كه صحبتش مي شود گويي آن را ديده اند و در عذاب آن گرفتارند . اين چنين حريم مي گيرند . عالمي كه عمري درس خوانده و بحث كرده و نوشته و بيش از مقداري حرف و اصطلاحات و تئوري و محفوظات در ذهن اش چيزي جاي ندارد ، اگر به ياد قيامت و مرگ نباشد ، سودي ندارد . مطابق با فرمايش حضرت علي علیه السلام اين مي شود ياد منزل بودن ، اين نشانه ي ياد قيامت است . اين نشانه ي ياد هدف بودن است . اين مهم است . و الا آدم عمري اين حرف ها را بزند و با دست خالي برود ، چه رسوايي به بار مي آورد ؟ مگر اين كه كرم و لطف الهي خودش جبران اينها را بكند .

سه سوره، پيامبر را پير كرد .
 

از رسول الله صلی الله علیه وآله رسيده است كه فرمود : « شيببتني سوره هود و واقعه و المرسلات و عم يتسائلون » .11
بعضي ها نظير حكيم سبزواري رحمه الله علیه و ديگران درباره ي فرمايش حضرت چنين گمان كرده اند كه چون در سوره ي هود خدا دعوت به استقامت کرده است، این استقامت برای خود انسان وهمراهان انسان سخت است، لذا انسان را پير می کند. در سوره ی هود فرمود : فاستقم کما امرت و من تاب معک12؛ هم خودت مستقیم باش و هم باید همراهانت دارای استقامت باشند که این دعوت به استقامت، انسان را پیر می کند . آنچه پيامبر را پير كرد ياد معاد است .
اما علامه طباطبايي رحمه الله علیه در اين باره مي فرمايد : مسئله دعوت به استقامت در بسياري از اين سوره ها نيامده است . آن مطلب كه مشترك بين همه ي اين سوره هاست ، مسئله ي ياد معاد و جريان قيامت است . بيان وقايع قيامت در اين سور است كه انسان را پير و فرتوت مي كند . « فكيف تتقون ان كفرتم يوم يجعل الوالدان شيبا ».13 يكي اوصاف قيامت اين است كه خردسال را پير مي كند . حال يا روز طولاني است كه كودك پير مي شود و يا حادثه سنگين است كه پيركننده است . مولود را پير مي كند .

موانع ياد قيامت ؛ مانع حركت ، دشواري و سرگرمي
 

چنانكه مي دانيم هدف بعثت انبياء علیهم السلام نوراني شدن انسان و قيام به قسط مي باشد و اين امر بدون پرهيز از رفاه طلبي و اسراف حاصل نمي شود و در پرتو ياد قيامت از خوشي ها مي شود ، چشم پوشيد . و براي رسيدن به هدف انبياء علیهم السلام ميتوان از لذت ها صرف نظر كرد . گاهي انسان در اثر دشواري به هدف نمي رسد ، گاهي در اثر سرگرمي به هدف نمي رسد ، گاهي خستگي ، دشواري و سختي مانع از آن است كه انسان راه را طي كند ، گاهي لذت هاي زودگذر ، سرگرمي ها و عيش و نوش ها نمي گذارد انسان راه را طي كند . يك وقت در بين راه به لذت هاي زود گذر سرگرم مي شود و از قافله باز مي ماند و به هدف نمي رسد . يك وقت خستگي و كوفتگي و دشواري راه او را مانع خواهد شد كه به هدف برسد .
به هر حال هم سختي مانع است و هم خوشي سرگرم كننده . آن عامل مهمي كه نه اجازه مي دهد دشواري مانع باشد نه اجازه مي دهد عيش و نوش ، انسان را سرگرم كند ياد معاد است ، از رسول اكرم صلی الله علیه وآله رسيده است كه فرمودند: « حب الدنيا راش كل الخطيئه».14 دوستي دنيا سرمايه و سرآغاز هر خطيئه و انحراف و لغزش و غفلت است .
لذت ها ، انسان را به خود مشغول مي كند . انسان وقتي بداند هدفي بلند در پيش دارد و راهي طولاني ، به اين لذت ها سرگرم نمي شود به هر اندازه كه بيشتر سرگرم باشد بيشتر از ياد هدف غافل مي ماند . لذا قرآن براي اينكه اين خطر پيش نيايد ، يعني انسان بر اثر سرگرمي به لذت هاي زودگذر از آن هدف والا و بزرگ عقب نماند ، جريان قارون را مطرح كرده كه نمونه ي بارزي است در همين موضووع . در سوره ي مباركه ي قصص خط كلي را ترسيم كرده ، مي فرمايد : اين لذايذي كه در دسترس شماست متاع دنياست . مبادا اين ها سرگرمتان كند . در كنار دنيا و پس از آن آخرتي است جاويد و هميشگي .
اميد آنكه انشاء الله دل به اين دنيا نبنديم و چشم از زرق و برق دو روزه ي آن ببنديم و هميشه به ياد مرگ باشيم ، در پايان بجاست كه چند بيت شعر از استاد سخن سعدي خوش گفتاررحمه الله علیه در باب گذر عمر و دل نبستن به دنيا بياورم به اميد اينكه ان شاء الله متنبه شويم.
هر دم از عمر مي رود نفسي
چون نگه مي كنم نماند بسي
اي كه پنجاه رفت و در خوابي
مگر اين پنج روز دريابي
خجل آنكس كه رفت و كار نساخت
كوس رحلت زدندند و بار نساخت
خواب نوشين بامداد رحيل
باز دارد پياده را ز سبيل
هر كه آمد عمارتي نو ساخت
رفت و منزل به ديگري پرداخت
وان دگر پخت همچنين هوسی
وين عمارت به سر نبرد كسي
يار ناپايدار دوست مدار
دوستي را نشايد اين غدّار
نيك و بد چون همي ببايد مرد
خنك آنكس كه گوي نيكي برد
برگ عيشي به گور خويش فرست
كس نيارد ز پس ز پيش فرست
عمر برف است و آفتاب تموز
اندكي ماند و خواجه غره هنوز
اي تهيدست رفته در بازار
ترست پر نياوري دستار
هركه مزروع خود بخورد به خويد
وقت خرمنش خوشه بايد چيد15

رواياتي در باب ياد مرگ و قيامت
 

1. رسول الله صلی الله علیه وآله : افضل الزهد في الدنيا ذكر الموت و افضل العباده التفكر، فمن اثقله ذكر الموت وجد قبره روضه من رياض الجنه.16
پيامبر خدا صلی الله علیه وآله : بهترين زهد به دنيا ، ياد مرگ است و برترين عبادت انديشيدن است . پس ، هركه ياد مرگ وجودش را پر كند ، گور خود را باغي از باغ هاي بهشت بيابد .
2. الامام الهادي علیه السلام : اذكر مصرعك بين يدي اهلك ؛ و لا طبيب يمنعك ، و لا حبيب ينفعك.17
امام هادي علیه السلام : به ياد آور آن هنگامي را كه پيش روي خانواده ات در بستر مرگ افتاده اي و نه طبيبي مي تواند جلو مردنت را بگيرد و نه دوستي به كار آيد .
3. الامام علي علیه السلام : اذكروا هادم اللذات ، و منغص الشهوات ، و داعي الشتات ، اذکروا مفرق الجماعات و مباعد الامنیات، ومدنی المنیّات ، والموذن بالبين و الشّتات.18
امام علي علیه السلام : به ياد آوريد ، آن بر هم زننده ي خوشي ها و منغص كننده ي عيش ها و دعوتگر پراكندگي را . ياد كنيد آن از هم پاشنده ي انجمن ها و دور كننده ي آرزوها و نزديك كننده ي آرزوها و نزديك كننده ي مرگ و اعلام كننده ي جدايي و پراكندگي را.
4. في الزبور : من فزّع نفسه بالموت هانت عليه الدنيا . 19
در زبور آمده است : هر كه خود را از مرگ بترساند ، دنيا در نظرش بي مقدار شود .
5. الامام علي علیه السلام : من ذكرالموت رضي من الدنيا باليسير .20
امام علي علیه السلام هر كه به ياد مرگ باشد ، از دنيا به اندك خرسند شود .
6. الامام علي علیه السلام : كيف تنسي الموت و آثاره تذكّرك ؟! 21
امام علي علیه السلام : چگونه مرگ را فراموش مي كني در حالي كه نشانه هايش ( آن را ) به ياد تو مي آورد ؟
7. الامام الصادق علیه السلام : ذكر الموت يميت الشهوات في النس ، و يقلع منابت الغفله ، و يقوي القلب بمواعد الله ، و يرقّ الطبع ، و يكسر اعلام الهوي و يطفي نار الحرص ، و يحقر الدنيا22
امام صادق علیه السلام : ياد مرگ ، خواهش هاي نفس را مي ميراند و رويشگاه هاي غفلت را ريشه كن مي كند و دل را با وعده هاي خدا نيرو مي بخشد و طبع را نازك مي سازد و پرچم هاي هوس را در هم مي شكند و آتش آزمندي را خاموش مي سازد و دنيا را در نظر كوچك ميكند .
8. رسول الله صلی الله علیه وآله : حينما سئل‌: هل يحشر مع الشهداء احد ؟ - نعم ، من يذكر الموت في اليوم و اليله عشربن مره 23
از رسول خدا سؤال شد : آيا كسي با شهدا محشور مي شود ؟ فرمود : آري ، كسي كه شبانه روز بيست مرتبه مرگ را ياد كند .
9. رسول الله: و قد مره بمجلس قد استعلاه الضحك – شوبوا مجلسكم بذكر مكّدر اللذات . قالوا : و ما مكّدر اللذات ؟ قال : الموت.23
پيامبر خدا صلی الله علیه وآله از انجمني گذشت كه در آن صداي خنده بلند بود . فرمود : انجمن خود را با ياد كردن از مكدر كننده ي خوشي ها بياميزيد . عرض كردند : مكدر كننده ي خوشي ها چيست ؟ فرمود ؟ مرگ .
10. الامام علي علیه السلام : اوصيكم بذكر الموت و اقلال الغفله عنه ، و كيف غفلتكم عما ليس يغفلكم ، و طمعكم فيمن ليس يمهلكم ؟! فكفي واعظا بموتي عايمنتموهم.24
امام علي علیه السلام : شما را سفارش مي كنم كه به ياد مرگ باشيد و از آن كمتر غفلت ورزيد . چگونه از چيزي غافليد كه او از شما غافل نيست و چگونه به كسی چشم طمع دوخته ايد كه به شما مهلت نمي دهد ! مردگاني كه مشاهده كرده ايد خود واعظاني هستند كه شما را از هر واعظي بي نياز مي كند .

ترغيب به ياد كردن فراوان از مرگ
 

1. رسول الله صلی الله علیه وآله: اكثروا من ذكرها دم اللذات ، فقيل : يا رسول الله ، فما هادم اللذات ؟ قال : الموت ، فان اكيس المومنين اكثرهم ذكرا للموت ، و اشدهم له استعدادا . 25
پيامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمودند : ويران كننده ي خوشي ها را فراوان ياد كنيد . عرض شد : اي رسول خدا ، ويران كننده ي خوشي ها چيست ؟ فرمود : مرگ ؛ زيركترين مومنان كسي است كه مرگ را بيشتر ياد كند و براي آن آماده تر باشد .
2. رسول الله صلی الله علیه وآله اكثروا ذكرالموت ؛ فانه يمحص الذنوب ويزهد في الدنيا ، فان ذكر تموه عندالغني هدمه ، و ان ذكر تموه عند الفقر ارضاكم بعيشكم .26
پيامبر خدا صلی الله علیه وآله : مرگ را فراوان ياد كنيد ؛ زيرا ياد مرگ گناهان را مي زدايد و به دنيا بي رغبت مي كند . اگر در هنگام توانگري به ياد مرگ باشيد آن را بر هم مي زند و اگر به هنگام ناداري به يادش باشيد ، شما را به زندگيتان خرسند مي سازد .
3. رسول الله صلی الله علیه وآله : اكثروا ذكرالموت ، فما من عبد اكثر ذكره الا احيا الله قلبه و هون عليه الموت .27
پيامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: مرگ را فراوان ياد كنيد ؛ زيرا هيچ بنده اي آنرا بسيار ياد نكرد ، مگر اينكه خداوند دلش را زنده گردانيد و مردن را بر او آسان ساخت .
4. الامام علي علیه السلام : اكثروا ذكرالموت ، و يوم خروجكم من القبور ، و قيامكم بين يدي الله عزوجل ؛ تهون عليكم المصائب .28
امام علي علیه السلام : مرگ و روز بيرون آمدنتان از گورها و ايستادن در پيشگاه خداي عزوجل را فراوان ياد كنيد تا مصائب بر شما آسان شود.
5. انس : ان رسول الله صلی الله علیه وآله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) مرّ بمجلس و هم يضحكون فقال : اكثروا ذكر هادم اللذات ، احسبه قال : فانه ما ذكره احد في ضيق من العيش الا وسعه ، و لا في سعه الا ضيقه عليه .29
انس : رسول خدا صلی الله علیه وآله : بر جمعي كه در حال خنده بودند ، گذشت . پس فرمود : برهم زننده ي خوشي ها را فراوان ياد كنيد . گمان مي كنم فرمود : هيچكس در تنگناي زندگي مرگ را ياد نكرد ، مگر اين كه زندگي را بر او فراخ كرد و نيز در فراخي زندگي آن را ياد آور نشد ، مگر اينكه زندگي را بر او تنگ ساخت .
6. رسول الله: اكثروا ذكر هادم الموت ؛ فانه لايكون في كثير الّا قلله ، و لا في قليل الا اجزاه.30
برهم زننده ي خوشي ها را فراوان ياد كنيد ؛ زيرا در هيچ فراواني (نعمتي) از مرگ ياد نشد ، مگر اينكه آنرا كاست و در هيچ اندكي (تنگدستي) ياد آن نشد ، مگر اينكه آن را مكفي ساخت .
7. رسول الله صلی الله علیه وآله: اكثر ذذكرالموت يسلك عما سواه .31
پيامبر خدا صلی الله علیه وآله : مرگ را فراوان ياد كن ، ياد هر چيز ديگري را از ذهن تو مي برد .
8. الامام علي علیه السلام : اكثروا ذكرالموت عندما تنازعكم اليه انفسكم من الشهوات ، و كفي بالموت واعظا . و كان رسول الله صلی الله علیه وآله كثيرا مايوصي اصحابه بذكر الموت فيقول : اكثروا ذكرالموت ، فانه هادم اللذات ، حائل بينكم و بين الشهوات.32
امام علي علیه السلام : در هنگامي كه نفس هايتان شما را به سوي خواهش ها و شهوات مي كشاند ، مرگ را فراوان ياد كنيد و مرگ بهترين واعظ است . رسول خدا صلی الله علیه وآله بسيار اصحاب خود را به يادآوري مرگ سفارش مي كرد و مي فرمود : مرگ را فراوان ياد كنيد ؛ زيرا كه ان بر هم زننده ي خوشي ها و حائلي ميان شما و خواهش هاست .
9. الامام صادق علیه السلام : اكثروا الموت ؛ فانه ما اكثر ذكرالموت انسان زهد في الدنيا .33
امام صادق علیه السلام : مرگ را فراوان ياد كنيد ؛ زيرا هيچ انساني مرگ را بسيار ياد نكرد ، مگر اينكه به دنيا بي رغبت شد .
10. الامام علي علیه السلام : لابنه الحسن علیه السلام: يا بني ، اكثر من ذكر الموت ، و ذكر ما تهجم عليه و تفضي بعد الموت اليه حتي ياتيك و قد اخذت منه حذرك و شددت له ازرك ، و لا ياتيك بغته فيبهرك . 34
امام علي علیه السلام : به فرزند بزرگوارش امام حسن علیه السلام : فرزندم ،بسيار به ياد مرگ باش و به ياد آنچه در آن افتي و پس از مرگ به سوي آن كشانده شوي ، تا آنگاه كه بر تو در آيد با تمام توان در برابرش آماده و كمر خود را براي آن بسته باشي ، نه آنكه ناگهان بر تو درآيد و نفست را ببرد .
11. امام علي علیه السلام : من اكثر من ذكرالموت قّلت في الدنيا رغبته.35
امام علي علیه السلام : كسي كه مرگ را بسيار ياد كند ، رغبتش به دنيا كم مي شود .
12. امام علي علیه السلام : من اكثر من ذكرالموت رضي من الدنيا بالكفاف .36
امام علي علیه السلام : كسي كه مرگ را فراوان ياد كند ، از دنيا به قدر كفاف خرسند شود .

پي نوشت :
 

1.الصحيفه السجاديه الجامعه : 786 .
2.نهج البلاغه : 407/279 .
3.از ماه هاي جلالي مصادف با تيرماه .
4. سوره ي ص ، آيه 26 .
5.خطبه ي 42 نهج البلاغه .
6. سوره ي ص ، آيه 26 .
7. سوره ي ص ، آيه 46 .
8. سوره ي توبه آيه ي 81 .
9. سوره ي توبه آيه ي 121 .
10. خطبه ي 193 نهج البلاغه صبحي صالح .
11. نورالثلين ج 2 ص 334 .
12. سوره ي هود آيه ي 112 .
13. مزمل آيه 17 .
14. اصول كافي ج 2 .
15. گلهاي گلستان سعدي ، ديباچه ص 55 .
16. كنزالعمال : 42104 .
17. البحار : 78 / 370 / 4 .
18. غررالحكم :2575 و 2576 .
19. البحار : 77 / 41 / 8 .
20. غررالحكم 8843 .
 

 

منابع و ماخذ تحقیق :
 

1. قرآن كريم
2. ميزان الحکمه جلد 12
3. ياد معاد _ آيت الله جوادي
4.حيات برزخي _علي محمد اسدی
5.گلهاي گلستان سعدي _ سيد محمدرضا طباطبايي



 

نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.