فضائل و آثار قرائت قرآن
 

 

چه آیاتى در قرآن کریم درباره پزشکى و طبابت وجود دارد و آیا ما مى توانیم در معالجه امراض از قرآن استفاده کنیم یا نه؟

قرآن کریم، کتاب انسان سازى است و هدف آن، هدایت انسان به سوى کمال و برآوردن نیازهاى بشر در این مسیر است. این هدف، عمدتاً در چند محور ازجمله: اعتقادیات، اخلاقیات و احکام، پى ریزى شده است; بنابراین، قرآن، کتاب کیهان شناسى، زیست شناسى، طبابت و ... نیست، بلکه شأنش بالاتر از این معنا است و اگر دیده مى شود که گاه از مسائل علمى نیز در قرآن ذکرى به میان آمده، به دلیل مسائل دیگر است. . کنت کریک (استاد دانشگاه کمبریج): «من مسلمان نیستم تا بگویم قرآن کلام خدا مى باشد، ولى در مدت چهارده قرن که از آمدن قرآن مى گذرد هیچ کس نتوانسته است در زبان عربى کلامى بیاورد که با قرآن برابرى کند ... قرآن کتابى نیست که براى یک دوره به خصوص آمده باشد. کتابى است جاوید براى تمام اعصار و تا جهان است نوع بشر مى تواند قرآن را راهنماى زندگى خود قرار بدهد. در مورد طبابت باید دانست که معالجه، به وسیله پزشک انجام مى گیرد; ولى شفا با خدا است. چه بسا معالجه صورت پذیرد، ولى شفایى در کار نباشد. شفا، گاهى از راه معمول آن، یعنى معالجه پزشک و خوردن دارو و گاهى از راه هاى دیگر به دست مى آید; به عبارت دیگر، خدا شفا راگاه در عوامل طبیعى وگاه در معنویات و عوامل غیر طبیعى قرار مى دهد.
قرآن نیز مى تواند عاملى معنوى براى شفاى امراض جسمى باشد. در این مورد نیز هم خود قرآن اشاره دارد و هم از اهل بیت(ع) روایات و احادیث متعددى به دست ما رسیده که در بیمارى هاى جسمى به قرآن پناه مى بردند و یا بیماران را به قرآن ارجاع و پناه مى دادند و شفاى امراض را در آن جست و جو مى کردند[1]. در این جا دو نمونه از این روایات را مى آوریم:
1. در کتاب طب الائمه از امام باقر(ع) نقل شده است که فرمود: کسى را که سوره «حمد» و «توحید» درمان نکندهیچ چیز دیگرى درمان نخواهد نمود. هر دردى را این دو سوره درمان مى کنند.
2. هم چنین در کتاب مکارم الاخلاق از امام صادق(ع) نقل شده که حضرت فرمود: «لَو قُرِأَتِ الحَمدُ عَلى مَیّت سَبعِینَ مَّرةً ثُمَّ رُدَّت فِیه الرُّوحُ ما کانَ عَجَباً»[2]; اگر پس از قرائت هفتاد بار سوره «حمد» بر مرده اى، زنده گردد، تعجّبى نیست.[3]
قرآن نیز به شفاى معنوى و جسمانى بشر اشاره نموده است:
1. (یـاَیُّهَا النّاسُ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وشِفاءٌ لِما فِى الصُّدُورِ ...)[4]; اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است; و درمانى براى آنچه در سینه هاست; (درمانى براى دلهاى شما) و هدایت و رحمتى است براى مؤمنان.
2. (و نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرءَانِ ما هُوَ شِفاءٌ و رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ و لایَزیدُ الظّلِمینَ إِلاّ خَساراً)[5]; و از قرآن آن چه را شفا و رحمت براى مؤمنان است نازل مى کنیم [در حالى که]ستم کاران را جز خسارت نمى افزاید.
3. درباره عسل مى فرماید: (یَخرُجُ مِن بُطونِها شَرابٌ مُختَلِفٌ اَلونُهُ فیهِ شِفاءٌ لِلنّاسِ)[6]

آثار و فواید خواندن قرآن چیست؟

در میان کلمات گهربار پیشوایان معصوم(ع) فواید بسیارى براى قرائت قرآن مى توان یافت که بخشى از آن چنین است:
1. خداوند، به قرائت کننده قرآن، پاداشى بزرگ خواهد داد. پیامبراکرم(ص) فرمود: «هرکس براى رضاى خدا و آگاهى عمیق در دین، قرآن بخواند، ثواب ملائکه و انبیا و رسولان را خواهد داشت.»[7]
2. بالا رفتن مقام و درجه قارى در بهشت: «حفص گوید: از امام کاظم(ع) شنیدم که مى فرمود: درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است. به قارى گفته مى شود: بخوان و [در مراتب بهشت] بالا برو. سپس مى خواند و مقامش بالا مى رود.[8]»
3. آمیخته شدن قرآن با گوشت و خون قارى: امام صادق(ع) فرمود: «هر جوان مؤمنى که قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خونش آمیخته خواهد شد.[9]»
4. صفاى دل: پیامبراکرم(ص) فرمود: «بدون شک این دل ها زنگار مى گیرد; هم چنان که آهن زنگ مى زند. عرض شد: صیقل آن به چیست؟ فرمود به قرائت قرآن.»
5 . استجابت دعا: امام باقر(ع) فرمود: «دعا را هنگام چهار چیز غنیمت بشمارید: قرائت قرآن و ... ».[10]

بیشتر بخوانید: آثار قرائت قرآن در خانواده


6 . نورانى شدن خانه: پیامبراکرم(ص) فرمود: «خانه هاى تان را با تلاوت قرآن نورانى کنید ... .»[11]
7. افزایش برکت خانه: امام صادق(ع) از امیر مؤمنان على(ع) چنین نقل مى کند: «خانه اى که در آن قرآن تلاوت و یادى از خدا شود، برکتش زیاد شده، ملائکه در آن جا حاضر مى شوند و شیاطین را دور مى کنند ... .»[12]
8 . بهترین عبادت: پیامبر(ص) فرمود: «بهترین عبادتِ امتِ من، تلاوت قرآن است.»[13]
9. بخشش گناهان، نوشته شدن حسنه و پاک شدن گناهان.[14]
10. تخفیف عذاب از پدر و مادر: امام صادق(ع) مى فرماید: «هر کس قرآن را تلاوت کند، چشمانش روشنایى مى یابد و از پدر و مادرش عذاب کم مى شود، هرچند کافر باشند.»[15]
11. بارورى ایمان:[16]
12. روشنایى چشمان: پیامبر اکرم(ص) مى فرماید: چشم درد داشتم، به جبرئیل شکایت کردم، گفت: پیوسته به قرآن نگاه کن.[17]
الف) آیا احادیثى که در فضیلت و خواصّ سوره ها و آیات قرآن آمده، معتبر و متقن است؟
ب) آیا متن و سند آن بررسى شده و مى توان براى آن سلسله سند ارائه کرد؟
ج) آیا احادیث مزبور با قرآن، سنّت متواتر و عقل، تعارض ندارد؟
د) احادیث با لفظ معصومین: بیان شده یا نقل به معنا شده است؟
الف) در مورد فضیلت و خواصّ سوره هاى قرآن، روایات فراوانى نقل شده است; لیکن نمى توان در مورد آنها حکم کلّى صادر کرد; بلکه باید یکایک روایات را بررسى و آن گاه به صحّت یا عدم آن حکم کرد; به ویژه که روشن است برخى مغرضان به ساختن حدیث در این باره اقدام کرده اند.
علاّمه امینى(ره) به نقل از قرطبى مى گوید: «به مردى از زهّاد که به وضع [جعل]حدیث در فضیلت قرآن و سوره هاى آن اقدام نموده بود، گفته شد: چرا چنین کردى؟
در جواب گفت: دیدم مردم از قرآن کناره گرفته اند، خواستم به این وسیله آنان را به آن ترغیب نمایم!
به او گفته شد: با گفته رسول خدا: «مَنْ کَذِبَ عَلىَّ مُتَعَمّدًا فَلْیَتَبَوّء مَقْعَدَه مِنَ النّارِ»[18]چه کردى؟ در جواب گفت:
من به زیان او دروغ نگفته ام; بلکه به نفعش حدیث ساخته ام!
هم چنین، وقتى از ابى عصمه (نوح بن ابى مریم مروزى) ـ که روایات فراوانى درباره فضایل یک یک سوره هاى قرآن از عکرمه از ابن عبّاس نقل کرده است ـ سؤال شد: این همه احادیث را از کجا آورده اى؟ در جواب گفت: «هنگامى که دیدم مردم به فقه [ابى حنیفه] و مغازى [محمدبن اسحاق] سرگرم شده و از حفظ و قرائت قرآن اعراض کرده اند، این احادیث را قربة الى الله وضع کردم!»[19]
ب) بیشتر این روایات، همراه با سند ذکر شده; لیکن ذکر سند، بر صحّت آن دلالت نمى کند. و ظاهراً کتابى که سند این روایات را بررسى کرده و صحیح را از غیرصحیح جدا کرده باشد، در دست رس نیست.
ممکن است با توجه به روایات بتوانیم ثواب هایى را که براى قرائت آیات و سوره ها وارد شده ثابت کنیم. برخى از این روایت ها عبارتند از:
1. قال الصادق(ع): «مَنْ سَمِعَ شَیئًا مِنَ الثَّوابِ عَلى شَىء فَصَنَعَهُ کانَ لَهُ; وَ اِنْ لَمْ یَکُنْ عَلى ما بَلَغَهُ».
2. قال الباقر(ع): «مَنْ بَلَغَهُ ثَوابٌ مِنَ اللهِ عَلى عَمَل، فَعَمَلَ ذلِکَ الْعَمَلَ اِلْتَماسَ ذلِکَ الثَّوابِ، أُوتِیه; وَ اِنْ لَمْ یَکُنِ الْحَدِیثُ کَما بَلَغَهُ».[20]
مقصود این دسته روایات، آن است که اگر کسى شنیده باشد انجام دادن فلان عمل، فلان ثواب را دارد، او هم به امید رسیدن به آن ثواب، به انجام دادن آن عمل اقدام نماید، خداوند هم تفضّلا پاداش وعده داده شده را به او خواهد داد; اگرچه ائمه(ع) چنان دستورى را هرگز نداده و چنان پاداش و ثوابى را هرگز نفرموده باشند.
البته با توجه به این احادیث نمى توان نتیجه گرفت که همه اخبارى که درباره ثواب قرائت سوره ها و آیات رسیده، صحیح است و از معصومین(ع) صادر شده; بلکه مى توان نتیجه گرفت در مستحبات، خداوند متعال از باب تفضّل و رحمت واسعه خودش، این ثواب ها را به بندگان عنایت مى کند. در ضمن این اخبار براى اثبات معارف دینى و احکام شرعى قابل استدلال نیست; زیرا براى اثبات معارف دینى و احکام شرع، نیازمند دلیل، برهان و روایات معتبر هستیم. توجّه به این نکته لازم است که اصل استحباب قرائت سوره ها، مسلم است.
بنابراین، با توجه به مسامحه در دلایل و منابع مستحبات که از آن به «تسامح در ادلّه سنن» تعبیر مى شود، تا جایى که از روایات فضایل و خواصّ سوره ها و آیات قرآن، بوى وضع و ساختگى استشمام نشود و با قرآن، سنّت و عقل مخالفت نداشته باشد، معتبر است; ولى اگر مضمون حدیثى با حکم عقل مخالف بود (و این خود دلیل روشنى است که روایت از معصوم نبوده و دست وضع و جعل در آن راه یافته است)[21]چنان چه روایت قطعىّ الصدور بود، توجیه و اگر قطعى الصدور نبود، کنار گذاشته مى شود.
د) در این که احادیث مزبور، عین لفظ معصوم است یا نقل به معنا شده، علاوه بر این که دلیلى در دست نیست، حکم کلّى نمى توان ارائه کرد; بلکه باید یک یک بررسى شود. و اصل اولى این است که عین عبارت روایت نقل شود; چنان که روش محدثان چنین بوده و فقها نیز بر تک تک کلمات روایت، اثر مترتب مى کنند; لیکن برخى روایات، بر جواز نقل به معنا دلالت مى کند:
محمدبن مسلم گوید: «به امام صادق(ع) عرض کردم: سخن شما را مى شنوم و بر آن مى افزایم یا از آن مى کاهم، فرمود: اگر نظر به معناى حدیث دارى، منعى در میان نیست.
داودبن فرقد گوید: «به امام صادق(ع) گفتم: کلام شما را مى شنوم، قصد دارم چنان که شنیده ام نقل کنم; امّا چنان نمى شود. در پاسخ فرمود: به عمد چنین کارى انجام مى دهى؟ گفتم: خیر فرمود: به معنا نظر دارى؟ گفتم: آرى. فرمود: منعى در میان نیست.[22]
آیا درباره فضایل و خواصّ سوره ها و آیات قرآن مجید، کتابى معتبر و مستند، که بتوان از آن دفاع نمود، (به زبان فارسى و یا عربى) نوشته شده است؟
در این باره، کتاب هاى زیادى نوشته شده، هم چنین بیشتر مفسّران در ابتداى تفسیر هر سوره، روایات فضیلت تلاوت آن را بیان کرده اند، ولى هیچ یک بررسى دقیقى انجام نداده اند. بنابراین به صورت قطعى نمى توان حکم کرد.
مناسب است برخى کتاب هایى که بهتر و کامل تر از بقیّه به نظر مى رسد، معرّفى کنیم:
1. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، نوشته شیخ صدوق، صفحات 104 ـ 129. در این کتاب براى فضیلت هر سوره، روایتى همراه با سند آن ذکر شده است.
2. بحارالانوار، نوشته علاّمه مجلسى، جلد 92. در این مجلد، روایاتى در خواص آیات و سوره هاى قرآن در موضوعات متعدّد بیان شده است.
3. جامع الاخبار و الآثار عن النبّى و الائمّة الاطهار(ع) نوشته محمدباقر ابطحى اصفهانى. مجلد دوم این کتاب، که بیش از 650 صفحه است، روایات شیعه و اهل تسنّن در فضیلت تلاوت سوره ها و آیات قرآن را ذکر کرده است.
4. ثواب الاعمال و عقابها، نوشته على محمّد دُخَیّل، صفحات 189 تا229.
5 . القرآن، فضائله و آثاره فى النشأتین، نوشته سلمان النّجفى، صفحات 214 تا370. بیشتر احادیث این کتاب، همراه با سند نقل شده است.
6 . القرآن، ثوابه و خواصّه، نوشته محمدرضا حکیمى، صفحات 41 ـ 153.
7. ثواب قرائت سوره هاى قرآن، نوشته رضا بزاز بنابى.
8 . فضایل و آثار قرائت سوره ها، نوشته عبّاس عزیزى.

دیدگاه دانشمندان غربى درباره قرآن

نظریات دانشمندان غربى را درباره عظمت قرآن بنویسید.
دانشوران غیر مسلمان درباره قرآن و عظمت آن مطالب فراوانى گفته اند که نقل آنها از حوصله این نوشتار خارج است و تنهابه ذکر چند نمونه بسنده مى کنیم:
1. فرانسوا مارى ولتر (فیلسوف نامدار و نویسنده بزرگ فرانسوى): «من یقین دارم که اگر قرآن و انجیل را به یک فرد غیر متدین ارائه دهند، او حتماً اولى را بر دومى ترجیح مى دهد، زیرا کتاب محمد(ص) در ظاهر، افکارى را تعلیم مى دهد که به اندازه کافى بر مبناى عقلى منطبق است!»
2. لئون تولستوى (فیلسوف و نویسنده مشهور روسى) : «هر کس بخواهد سادگى و بى پیرایه بودن اسلام را دریابد، باید قرآن را مطالعه کند. در آن جا قوانین و تعلیماتى بر مبناى حقایق روشن و آشکار، صادر و احکام آسان و ساده براى عموم بیان شده است. در این کتاب، آیات فراوانى هست که به خوبى بر مقام عالى دین اسلام و پاکى روح آورنده آن گواهى مى دهد!»
3. ادوارد مونته (مترجم قرآن به زبان فرانسوى و استاد دانشگاه ژنو): «قرآن براى ما مسیحیان، کتابى فوق العاده سودمند است ... مطالب قرآن مقارن با اصول و قواعد معقول و توأم با تعبیرات خوش آیند و شگفت انگیز است. اصول فلسفه روحانى را به زبان دینى در آن خواهید یافت [کتابى است] به غایت ملیح و بدیع و جالب، مانند مروارید. مسائل دینى را چنان مشروح و مدلل بیان کرده که حقاً این گونه بیان در عهد ظهور پیامبر عرب، حیرت آور است!»
4. امین بک نخله (شاعر مسیحى لبنان): «اى محمد! قسم به دین عیسى بن مریم و قسم به چوبه هاى دار مسیح که ما در این محیط عربى چشم هاى خود را به تو دوخته ایم و افکار ایمانى در انجیل مسیح ، چشمان ما را به قرآن دوخته است.»
5 . دکتر مارکس (اندیشور انگلیسى): «قرآن، شامل تمامى پیام هاى خدایى است که در تمام کتب مقدسه، عموماً براى جمیع ملل آمده ... و چاره اى جز این اعتراف ندارم که این کتاب محکم ، بسیارى از اشتباهات بشر را تصحیح کرد.»
6 . کنت کریک (استاد دانشگاه کمبریج): «من مسلمان نیستم تا بگویم قرآن کلام خدا مى باشد، ولى در مدت چهارده قرن که از آمدن قرآن مى گذرد هیچ کس نتوانسته است در زبان عربى کلامى بیاورد که با قرآن برابرى کند ... قرآن کتابى نیست که براى یک دوره به خصوص آمده باشد. کتابى است جاوید براى تمام اعصار و تا جهان است نوع بشر مى تواند قرآن را راهنماى زندگى خود قرار بدهد... چرا که قرآن براى یک دوره به خصوص نیامده و هرگز کهنه نمى شود؟ ... زیرا چیزى وجود ندارد که در قرآن نیامده باشد.»
7. ادوارد گیوجا (دانشمند ایتالیایى): «من پیرامون ادیان قدیم و جدید تحقیق فراوان نموده ام ... در نتیجه به دست آورده ام که یگانه آیین آسمانى و حقیقى اسلام است.»
8 . ژوزف ارنست رنان (فیلسوف معروف فرانسوى): «در کتاب خانه شخصى من هزاران جلد کتاب سیاسى، اجتماعى و ... وجود دارد که همه آنها را بیش از یک بار مطالعه نکرده ام ... ولى یک جلد کتاب است که همیشه مونس من است ... و از مطالعه زیاد آن خسته نمى شوم. این کتاب ، قرآن، کتاب آسمانى مسلمانان است!»
9. دکتر گوستاولوبون (مورخ فرانسوى): «قرآن که کتاب آسمانى مسلمین است، منحصر به تعالیم و دستورهاى مذهبى تنها نیست; بلکه دستورهاى سیاسى و اجتماعى مسلمانان نیز در آن درج است ... تعلیمات اخلاقى قرآن به مراتب بالاتر از تعلیمات اخلاقى انجیل است.»
10. ناپلئون بناپارت (امپراتور فرانسه): «قرآن به تنهایى عهده دار سعادت بشر است ... کجا است آن روزى که ما مجتمع و هیئتى بزرگ از سیاست مداران و علماى حقوق دنیا تشکیل دهیم؟ قرآن کلام الهى و متین ترین قوانین محمدى همان نسخه پرافتخار بشرى را پیش رو گذاریم و از روى آن قوانین و سعادت حقیقى بشر را تنظیم کنیم.»
11. مهاتما گاندى (رهبر اسبق هند): «از راه آموختن دانش قرآن، هر کسى به اسرار وحى و حکمت هاى دین ... نایل مى شود.»
12. گوته (شاعر و نویسنده آلمانى): «قرآن، اثرى است که به واسطه سنگینى عبارت هاى آن، خواننده در ابتداى امر رمیده مى شود و سپس مفتون جاذبه آن و بالاخره بى اختیار مجذوب زیبایى هاى بى پایان آن مى گردد ... سالیان دراز کشیشان از خدا بى خبر ما را از پى بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند ... و نزدیک است که این کتاب وصف ناپذیر، عالم را به خود جلب و تأثیر عمیقى در علم و دانش جهان گذاشته، در نتیجه جهان مدار گردد.»
در پایان، لازم است یادآورى کنیم که عظمت قرآن بیش از آن است که ما چشم به زبان غربیان بدوزیم تا ببینیم آنان درباره قرآن چه مى گویند یا انتظار داشته باشیم آنان تمام فضایل قرآن را براى ما بازگو کنند; ولى درخشش این نور الهى به گونه اى است که دوست و دشمن را به چنین اعترافاتى واداشته است.[23]

احترام به قرآن

میزان احترام گذارى یک نوجوان، جوان و بزرگ سال به قرآن باید در چه حدى باشد؟ آیا در این موردِ به خصوص، روایاتى موجود است؟
احترام به قرآن از شروط تماس با قرآن و بهره بردارى از معارف بلند آن است. در آیه 79 سوره واقعه مى خوانیم: (لا یَمَسُّهُ اِلاَّالمُطَهَّرُونَ) و جز پاکان نمى توانند آن را مس کنند.
آیه مذکور براساس تفسیرهاى مطرح شده، به شرط طهارت در مسّ ظاهرى و استفاده معنوى از مفاهیم قرآن تفسیر شده است. در مورد تفسیر اول (تماس ظاهرى) در روایتى از حضرت موسى بن جعفر(ع) مى خوانیم:
«قرآن را بدون وضو مس نکن، و نه در حال جنابت، و دست بر خط آن در این حال مگذار و آن را به گردن میفکن; چرا که خداوند متعال فرموده: جز پاکان آن را مس نمى کنند.»[24]
همین معنا در حدیث دیگرى از امام باقر(ع) با تفاوت اندکى، نقل شده است.[25]
درباره مسّ معنوى نیز از ابن عباس از پیامبر گرامى اسلام(ص) روایت شده که درباره آیه (إِنَّهُ لَقُرانٌ کَریمٌ فى کِتاب مَکْنون)[26] فرمود: نزد خداوند در صفحات پاکیزه اى است و جز پاکان آن را مس نمى کنند و پاکان مقربان هستند.[27]
لزوم طهارت براى تماس ظاهرى و معنوى با آیات قرآن، خود بهترین دلیل بر عظمت و وجوب تکریم آن است. در آیات دیگرى مانند آیه 204 اعراف درباره ضرورت ترک کارها و گوش فرا دادن به قرآن مى خوانیم:
(وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْءَانُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُو وَأَنصِتُواْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ) هنگامى که قرآن خوانده شود گوش فرا دهید و خاموش باشید تا مشمول رحمت خدا شوید.
این آیه به همگان، عالم و جاهل، مرد و زن، کوچک و بزرگ دستور مى دهد در برابر قرآن احترام گذاشته، به هنگام تلاوت آیات آن از سخن گفتن و پرداختن به کارهاى دیگر خوددارى کنند تا مشمول رحمت پروردگار شوند و این به علّت عظمت قرآن است.

بیشتر بخوانید: ارزش قرائت‌ قرآن‌ در منازل‌


احادیث فراوانى درباره فضیلت و آداب قرائت قرآن و اهتمام و رجوع به آن نقل شده آمده که از عظمت و شأن معنوى این کتاب الهى حکایت دارد و البته در این روایات که تعداد آنها نیز بسیار است، هیچ گاه بین مخاطبان فرق گذاشته نشده است.[28]
براى نمونه روایتى را از پیامبر گرامى اسلام(ص) ذکر مى نماییم: «اَلْقُرءانُ اَفْضَلُ کُلِّ شَىء دُونَ اللّهِ، فَمَنْ وَقَّرَ الْقُرآنَ فَقَدْ وَقَّرَ اللّهَ وَ مَنْ لَم یُوَقَّرِ الْقُرءانَ فَقَدِ اسْتَخَفَّ بِحُرْمَةِ اللّهِ»[29] قرآن برترین خیر پس از خداى متعال است. هر کس قرآن را احترام کند، خدا را احترام گذارده و هر کس حرمت قرآن را نگه ندارد، حرمت الهى را سبک شمرده است.
روشن است که مطالب مذکور چگونه بودن را به ما مى آموزد; ولى عملا کسانى که معرفتشان نسبت به قرآن بیشتر است و از انوار الهى آن بهره بیشترى برده اند، نسبت به قرآن احترام فراوان ترى قائلند; بنابراین، لازمه اداى حق قرآن، فهمیدن مقام آن است و این جز با تفکر در آیات آن و آگاهى از معارف الهى میسور نخواهد بود.

جایگاه قرآن

1. قال رسول الله(ص):
«أذَالتُبِستْ عَلَیْکُمْ الفِتَنُ کَقِطَعِ اللّیلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیکُمْ بِالقرآن.»[30]
هنگامى که فتنه ها هم چون پاره هاى شب تاریک، شما را در خود فرو گرفت، بر شما است که ملازم قرآن شوید.
2. قال رسول الله(ص):
«ما عَدَلَ أَحَدٌ عَنِ الْقُرآنِ إِلاّ إِلَى النّارِ»[31]
کسى از قرآن روى گردان نشد، مگر آن که به سوى آتش روى آورد.
3. قال امیرالمؤمنین(ع):
«وَ اعْلَمُوا أَنَّ هذا الْقُرآنَ هُوَ الناصِحُ الَّذى لا یَغُشُّ وَ الْهادِى الَّذى لا یُضِلُّ وَ الْمُحَدَّثُ الَّذى لا یَکْذِبُ»[32]
بدانید این قرآن پندآموز خالصى است که خیانت نمى کند و راهنمایى است که گمراه نمى کند و سخن گویى است که دروغ نمى گوید.
4. قال امیرالمؤمنین على(ع):
«ما جالَسَ هذا الْقُرآنَ أَحَدٌ، إِلاّ قامَ عَنْهُ بِزیادَة أَوْ نُقْصانٌ: زِیادَة فِى هُدىً أَوْ نُقْصان مِنْ عَمىً»[33]
کسى با این قرآن همنشین نشد، مگر آن که چون از نزد آن برخاست با زیادى و یا کاستى همراه بود: زیادى در هدایت و یا کاستى در کوردلى.
5 . قال رسول الله(ص):
«کلامُ اللّه غضٌّ، جدیدٌ، طرىٌّ.»[34]
کلام خداوند، تازه، جدید و با طراوت است.
6 . قال الباقر(ع):
«إِنَّ الْقُرآنَ حَىٌّ لا یَمُوتُ»[35]
همانا قرآن، زنده است و نمى میرد.
7. قال رسول اللّه(ص):
«اَلْقُرآنُ غِنىً لا غِنى دُونَهُ و لا فَقْرَ بَعْدَه»[36]
قرآن، توانگر[ و بى نیازى] است که بالاى آن توانگرى نیست و از پس آن فقرى نیست.
8 . قال رسول الله(ص):
«فَضْلُ الْقُرآنِ عَلى سائِرِ الْکَلامِ، کَفَضْلِ اللّهِ عَلى خَلْقِه»[37]
برترى قرآن بر سایرسخنان، همانند برترى خدا بر بندگانش است.
9. قال رسول الله(ص):
«أَصْدَقُ الْقُولِ وَ أَبْلَغُ الْمَوعَظَةِ وَ أَحْسَنُ الْقَصَصِ، کِتابُ اللّهِ»[38]
کتاب خدا راست ترین گفتار و رساترین موعظه و نیکوترین قصه ها است.
10. قال امیرالمؤمنین على(ع):
«أَفْضَلُ الذِّکْرِ، القُرآنُ، بِهِ تُشْرَحُ الصُّدُورُ و تَسْتَنیرُ السَّرائِرُ»[39]
برترین ذکر، قرآن است. بدو سینه ها گشاده و پوشیده ها [درون ها و قلب ها] روشن شود.
11. قال امیرالمؤمنین على(ع):
«تَعَلِّمُوا الْقُرآنَ فَاِنَّهُ رَبیعِ الْقُلُوبِ»[40]
قرآن را بیاموزید که آن بهار دل ها است.
12. قال على(ع):
«إِنَّ الْقُرآنَ ظاهِرُه أَنیقٌ و باطِنُه عَمیقٌ»[41]
همانا ظاهر قرآن، شگفت انگیز و نیکو و باطنش ژرف و عمیق است.
13. قال على بن الحسین(ع):
«لَوْ ماتَ مَنْ بَیْنَ الْمَشرقِ وَ الْمَغْرِبِ لَما اسْتَوْحَشْتُ بَعْد أَنْ یَکُونَ القُرآنُ مَعى»[42]
اگر همه آنان که بین مشرق و مغرب اند بمیرند، وحشت نکنم، آن گاه که قرآن با من باشد.
14. قال رسول الله(ص):
«خَیْرُکُم مَنْ تَعَلّمَ القرآنَ و عَلَّمَهُ»[43]
بهترین شما کسى است که قرآن را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد.
15. قال رسول الله(ص):
«مَنْ عَلَّمَ آیةً فِى کتابِ اللّهِ تَعالى، کانَ لَهُ اَجْرُها ماتُلِیَتْ»[44]
هر که آیتى از کتاب خداى را به دیگرى بیاموزد، ثواب آن آیه، هر زمانى که خوانده شود بدو نیز مى رسد.
16. قال رسول الله(ص):
«نَوِّرُوا بُیُوتَکُمْ بِتَلاوَةِ الْقُرآنِ»[45]
خانه هاى خود را با تلاوت قرآن نورانى کنید.
17. فى وصیة النبى لِعَلى(ع):
«و عَلَیکَ بِتَلاوَةِ الْقُرآنِ عَلى کُلِّ حال»[46]
بر تو باد که در همه حال قرآن تلاوت کنى.
18. قال رسول الله(ص):
«لا یُعَذِّبُ اللّهُ قَلْباً وَعَى الْقُرآنَ»[47]
خداوند، قلبى که قرآن را در خود جاى داده، عذاب نمى کند.
19. قال على(ع):
«تَعَلِّمُوا الْقُرآنَ فَاِنَّهُ اَحْسَنُ الْحَدِیث»[48]
قرآن بیاموزید که آن بهترین سخن است.

نمایش پی نوشت ها:
[1] براى آگاهى بیشتر ر.ک: بحارالانوار، ج 92، (باب فضائل سورالقرآن و آیاته); محمد شب زنده دار، <شفاخانه قرآن; مجتبى رضائى، شفا و درمان با قرآن; سید رضا پاک نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 5 ـ 10; عبدالحمید دیاب، احمد قرقوز، طب در قرآن، ترجمه على چراغى.
[2] همان، ص 257.
[3] شایان ذکر است که روایاتى از این دست بیان مقتضى است، شخصى که سوره حمد را مى خواند و اعتقاد راسخ او به این روایات و تأثیرگذارى خواندن سوره حمد، نقش دارد.
[4] یونس، آیه 57 .
[5] اسراء، آیه 82 .
[6] نحل، آیه 69 .
[7] وسائل الشیعه، ج 6 ، ص 184.
[8] وسائل الشیعه، ص 187.
[9] کافى، ج 2، ص 568 .
[10] همان، ص 448.
[11] بحارالأنوار، ج 89 ، ص 200.
[12] کافى، ج 2، ص 575 .
[13] وسائل الشیعه، ج 6 ، ص 168.
[14] کافى، ج 2، ص 575 و 584 .
[15] بحارالانوار، ج 89 ، ص 202.
[16] غررالحکم، ص 112.
[17] بحارالانوار، ج 89 ، ص 202.
[18] هر کس به عمد سخنى را به دروغ به من نسبت دهد، جایگاهش آتش جهنم است.
[19] علاّمه امینى، الغدیر، ج 5 ، ص 6 ـ 275; زین العابدین قربانى، علم حدیث، ص 73.
[20] در اصطلاح، به این دسته از احادیث، «اَخبار مَن بَلَغَ» گفته مى شود. امام صادق: «هر کس ثوابى را براى انجام دادن عملى بشنود و آن عمل را انجام دهد، ثواب از آنِ او خواهد بود; هر چند شنیده اش مطابق با واقع نباشد.» امام باقر(ع): «هر کسى را که از جانب خداوند پاداش عملى در رسد و آن عمل را به امید پاداش انجام دهد، بدان دست خواهد یافت; هر چند حدیث، آن گونه که او دریافته است نباشد.» (ر.ک: کافى، ج 2، ص 87 ; وسائل الشیعه، ج 1، ص 80 ـ 82 .)
[21] زین العابدین قربانى، همان، ص 76.
[22] کافى، ج 1، ص 103. براى مطالعه بیشتر ر.ک: مهدى مهریزى، «نقل به معنا»، فصلنامه علوم حدیث، ش 2، ص 39 ـ 56 .
[23] ر.ک: محمد جواد باهنر، قرآن در نظر اروپاییان; حسین وجدانى، نظریه دانشمندان جهان درباره قرآن و محمد(ص); خیرالله مردانى، اعتراف دانشمندان بزرگ جهان; على آل اسحاق خوئینى، اسلام از دیدگاه دانشمندان جهان; محمد مهدى على قلى، قرآن از دیدگاه 114 دانشمند جهان، ص 13 ـ 80 ; سید على اکبر صداقت، قرآن و دیگران، ص 16 ـ 47.
[24] وسائل الشیعه، ج 1، ص 269.
[25] همان، ص 270.
[26] واقعه، آیه 77 ـ 78.
[27] جلال الدین سیوطى، الدّرالمنثور، ج 6 ، ص 162.
[28] ر. ک: کافى، ج 2، ص 596 ، کتاب فضل القرآن.
[29] محمد بن محمد سبزوارى، جامع الاخبار، ص 47; میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، ج 4، ص 236.
[30] کافى، ج 2، ص 599 .
[31] همان، ص 601 .
[32] نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 175.
[33] نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 175.
[34] مستدرک الوسائل، ج 4، ص 237.
[35] تفسیر العیاشى، ج 2، ص 203.
[36] نهج الفصاحه، ص 602 .
[37] بحارالانوار، ج 89 ، ص 19.
[38] بحارالانوار، ج 77، ص 116.
[39] میزان الحکمة، ح 16416.
[40] وسائل الشیعه، ج 12، ص 244.
[41] نهج البلاغه، خطبه 18.
[42] کافى، ج 2، ص 602 .
[43] مستدرک الوسائل، ج 4، ص 235.
[44] مستدرک الوسائل، ج 4، ص 235.
[45] کافى، ج 2، ص 601 .
[46] بحارالانوار، ج 69 ، ص 391.
[47] همان، ج 89 ، ص 18.
[48] محمد عبده، نهج البلاغه، ج 1، ص 216، خطبه 110.

منبع:پایگاه معارف قرآن