عوامل رو سیاه شدن در قیامت
سیه چهرگان
قرآن به این حقیقت اشاره دارد که «یوْمَ تَبْیضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوه» ؛(1) «روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه شود.» در دعای وضو نیز میخوانیم: «اللَّهُمَّ بَیضْ وَجْهِی یوْمَ تَسْوَدُّ فِیهِ الْوُجُوه...؛ (2) خدایا! صورتم را سپید فرما در روزی که چهرهها در آن روز سیاه میشوند.»
اموری که باعث میشود گروهی با چهره سیاه در قیامت ظاهر شوند، گاهی امور اعتقادی و اصولی، و گاه انحرافات عملی و ارتکاب گناهان بزرگ، و زمانی عمل نکردن به وظایف اخلافی و صنفی و گاه ... است. تلاش میکنیم اهم این امور را در چند بخش ارائه دهیم:
الف. اعتقادات
1. افترا بستن بر خدا
حضرت صادقعلیهالسلام در توضیح و تفسیر آیه فرمود، مراد این است که «مَنِ ادَّعَى أَنَّهُ إِمَامٌ وَ لَیسَ بِإِمَامٍ قِیلَ وَ إِنْ کانَ عَلَوِیاً فَاطِمِیاً قَالَ وَ إِنْ کانَ عَلَوِیاً فَاطِمِیاً؛(4) کسی که ادعا کند امام [بر حق است] و حال آنکه امام نیست [این کار، افترا بر خدا است.] گفته شد: هر چند شخص مدّعی، علوی نسب و فاطمی نسب باشد؟ حضرت فرمود: هر چند علوی تبار و فاطمی نسب باشد [باز هم با این مدّعی کاذب با چهره سیاه وارد محشر میشود].»
کفر، ظاهری دارد که همان انکار خدا و قیامت و شریک قائل شدن برای خداوند است؛ ولی باطن کفر، سیاهی و ظلمتی است که در عالم آخرت خود را نشان میدهد و همین طور بدعتگذارای در دین مشوش کردن چهره دین است که حقیقت آن در روز قیامت به صورت سیاهی چهره نمودار میشود
2. کفر و بدعتگذاری
در قرآن کریم میخوانیم: «یوْمَ تَبْیضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذینَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ کفَرْتُمْ بَعْدَ إیمانِکمْ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کنْتُمْ تَکفُرُون»؛(5) [آن عذاب بزرگ نفاق افکنان] روزی خواهد بود که صورتهایی سفید و صورتهایی سیاه میشود؛ امّا آنها که چهرههایشان سیاه شده [به آنها گفته میشود] آیا پس از ایمان کافر شدید؟ سپس (اکنون) بچشید عذاب را در برابر آنچه کفر ورزیدید.»
امیرمؤمنان علیهالسلام در تفسیر این آیه چنین فرمود: «هُمْ اَهْلُ الْبِدَعِ و الْاَهواءِ وَ الْآراءِ الْباطِلَه مِنْ هذِهِ الْاُمّه؛(6) آنها بدعت گذاران و هواپرستان و صاحبان آرای باطل از این امّت هستند.»
3. دشمنی با اهل بیتعلیهمالسلام
پیامبر اکرمصلیاللهعلیهوآله در این باره فرمود: «هر کس دوست دارد که خداوند مرگش را به تأخیر اندازد (و عمرش طولانی شود) و بهرهمند شود از آنچه خدا به او عطا کرده است، باید درباره اهل بیت من به نیکی و خوبی رفتار کند و اگر کسی چنین نکند، خدا عمر او را کوتاه میکند و در روز قیامت با چهرهای سیاه بر من وارد میشود.» (7)
حضرت سجاد علیهالسلام درباره دوستان و دشمنان اهل بیت علیهمالسلام فرمود: «بر خداوند حق است که دوستان ما [اهل بیتعلیهمالسلام] را با صورتی درخشنده و برهان [و دلیل] نورانی و حجّت و استدلالی محشور کند که نزد خداوند بزرگ است؛ ولی دشمن ما، وارد قیامت میشود؛ در حالی که چهرهاش سیاه و دلیلش نزد خداوند باطل شده است.» (8)
ب. اعمال و رفتارهای ناروا
قرآن کریم در این باره میفرماید: «وَ الَّذینَ کسَبُوا السَّیئاتِ جَزاءُ سَیئَه بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّه ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ کأَنَّما أُغْشِیتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اللَّیلِ مُظْلِماً أُولئِک أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون»؛(9) «و کسانی که مرتکب گناهان شدند، جزای بدی بمقدار آن دارند و ذلّت و خواری چهره آنها را میپوشاند و هیچ چیز نمیتواند آنها را از [مجازات] خدا نگهدارد، [چهرههایشان آنچنان سیاه و تاریک است که] گویی پارههایی از شب تاریک، صورت آنها را پوشانده است. آنها یاران آتشاند و جاودانه در آن خواهند ماند.»
امام صادقعلیهالسلام فرمود: «اَمَا تَرَی الْبَیتَ إِذَا کانَ اللَیلَ کانَ أَشَدَّ سَواداً فکذلِک هُمْ یزْدادُون سَوَداً؛(10) آیا خانه را دیدهاید وقتی شب هنگام شود [و چراغی روشن نباشد] به شدّت سیاه است. پس این گناهکاران نیز این گونه بر سیاهی [چهرههای] شان افزوده میشود.»
هر کس به ناحق، گواهی و شهادت دهد، و یا در جایی که باید حق را اظهار کند آن را کتمان کند، اثرش این است که با چهره سیاه وارد محشر میشود
گناهانی که باعث روسیاهی می شوند
1. شراب خواری
امام صادقعلیهالسلام فرمود: «شراب خوار در روز قیامت وارد محشر میشود، در حالی که صورتش سیاه شده، و لب او آویزان شده و زبانش از دهانش بیرون آمده است. فریاد میزند: تشنهام! تشنهام!» (12)
2. گواهی ناحق و کتمان حق
هر کس به ناحق، گواهی و شهادت دهد، و یا در جایی که باید حق را اظهار کند آن را کتمان کند، اثرش این است که با چهره سیاه وارد محشر میشود.
پیامبر اکرمصلیاللهعلیهوآله در این باره فرمود: «کسی که شهادتی را مخفی کند (و به آن گواهی ندهد) یا به مطلب [باطلی] گواهی دهد تا خون مسلمانی را پایمال کند و هدر دهد و یا [باعث شود] مال مسلمانی را دیگری تصاحب کند، روز قیامت وارد میشود؛ در حالی که چهرهاش تاریک [و سیاه] است تا آنجایی که چشم کار کند، و در صورتش زخمهایی دیده میشود که همه مردم او را [به عنوان گناهکار] با اسم و نسب میشناسند؛ ولی اگر کسی به حق شهادت دهد تا حق مسلمانی را زنده کند، روز قیامت وارد محشر میشود؛ در حالی که چهرهاش نورانی دیده میشود تا آنجایی که چشم میبیند.» (13)
3. ترک تقیه و اظهار اسرار اهل بیت علیهمالسلام
معلّی بن خُنَیس میگوید که امام صادقعلیهالسلام به من فرمود: «ای معلّی! اسرار ما را کتمان کن و آنها را نزد دشمن افشا مکن. هر کس اسرار ما را کتمان کند و افشا نکند، خدا او را در دنیا عزیز میکند و در آخرت بین دو چشم او نور قرار میهد تا به وسیله آن نور به بهشت رود.» و در ادامه فرمود: «ای معلّی! هر کس امر (واسرار) ما را افشا کند و آن را پوشیده ندارد، خداوند او را در دنیا ذلیل و خوار میکند و در آخرت نور را از بین چشمهای او (و پیشانی او) میگیرد و برای او تاریکی قرار میدهد که او را به سمت آتش جهنّم میبرد. ای معلّی! تقیه کردن، جزئی از دین من و دین پدران من است.» (14)
امید به خداوند در واقع نوری در درون انسان است که انسان را به حیات و نجات امیدوار میکند. اگر کسی این نورانیت را از مردم بگیرد و مردم را از حیات و رحمت الهی ناامید کند، اثرش در آن فرد، این است که خود، دچار تاریکی و ظلمت میشود و نمود آن در قیامت، سیاهی چهره است
4. برآورده نکردن حاجت دیگران با قدرت و تمکن
5. ناامید کردن از رحمت خدا
از موسی بن جعفرعلیهالسلام نقل شده است که رسول خداصلیاللهعلیهوآله فرمود: « خداوند روز قیامت، کسانی که مردم را [از رحمت خدا] مأیوس کرده است، در حالی محشور میکند که سیاهی چهره آنها بر سفیدی آن غلبه دارد. به آنها گفته میشود که اینها همان کسانی هستند که [مردم را] از رحمت خدا مأیوس کردند.»(16)
مأیوس شدن از رحمت خداوند از گناهان بزرگی است که در قرآن به صراحت از آن نهی شده است. «لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَه اللَّه»؛(17) «از رحمت خداوند ناامید نشوید.»
6. فخر فروشی
پينوشتها:
(1) آل عمران/106.
(2) من لا یحضره الفقیه، صدوق، دار الاضواء، بیروت، دوّم، 1413 ق، ج1، ص41.
(3) زمر/60.
(4) تفسیر الصافی، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ دوّم، 1402 ق/ 1982م، ج4، ص327.
(5) آل عمران/106.
(6) تفسیر الصافی، ج1، ص36.
(7) بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج23، ص116.
(8) بحار الانوار، ج23.
(9) یونس/27.
(10) تفسیر الصافی، ج2، ص400.
(11) وسائل الشیعه، حرّ عاملی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1387ق، ج17، ص237، باب 9 اشربه محرّمه، روایت 2.
(12) همان، روایت 3.
(3) وسائل الشیعه، ج18، ص227، باب 2، روایت2.
(14) کافی، محمد بن یعقوب کلینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج2، ص223، روایت8.
(15) اصول کافی، ج2، ص367، ح2؛ وسائل الشیعه، ج16، ص387، باب 39 و بحار الانوار، ج72، ص174.
(16) بحار الانوار، ج2، ص55.
(17) زمر/53.
(18) بحار الانوار، ج73، ص292، ح20؛ منتخب میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ص402 و ثواب الاعمال، شیخ صدوق، ص255.
ارسال توسط کاربر محترم سایت : hasantaleb
/ج