
علامه بلخي از منظر بزرگان (2)
ديدگاه انديشمندان ايراني و فرهيختگان بين المللي از شهيد بلخي
آيت الله العظمي سيد حيدر بلخي، يکي از بزرگان آن خاندان است که آثار زيادي از او در آن ديار باقي مانده که بر اهل ايمان و دوستداران اهل بيت (ع) پوشيده نيست. شخصيت هايي که از اين خاندان برخواسته اند، اکثراً از عرفا و شعرا و علماي بزرگ و خدمت گذاران و شاگردان مکتب اهل بيت (ع) بوده اند. بنده مدت ده سال تمام با آنان در يک مدرسه درس خواندم. خدمات فراوان آنان را در آن مدت هرگز فراموش نمي کنم. سيد ابراهيم بلخي و سيد اسماعيل بلخي جوان هاي بسيار با استعداد، و با ايمان بودند. در بين جوانان طلبه از همه باهوش تر بودند. از نظر علمي هم خيلي زود رشد کردند که ديگران به ندرت به آن مقام مي رسند. آن دو بزرگوار از استعدادهاي خدادادي برخوردار بودند. که کمتر کسي در آن سن و سال به اين مرتبه و مراحل پختگي مي رسد. در سال 1314 که قيام مسجد گوهرشاد به وقوع پيوست، سيد اسماعيل بلخي همراه شيخ محمد تقي بهلول در آن دخالت کرد، و اين باعث شد که ديگر نتواند در مشهد بماند. چون ايشان از همان دوران نوجواني دنبال مسايل سياسي مي رفت و در سياست دخالت مي کرد. من معتقدم که اگر او در سياست دخالت نمي کرد و در حوزه در کنار ما باقي مي ماند، امروز قطعاً از مراجع بزرگ و نامي حوزه محسوب مي شدند. چون واقعاً از نظر استعداد و درس و بحث بسيار قوي تر از امثال ما بود. خداوند آنان را با اجداد طاهرشان محشور کند.
آري سيد اسماعيل بلخي در همان شب ها که ديگران در بستر گرم آرميده بودند، در خرابات زندان زمزمه رهايي انسان هاي در قيد و بند ستمگران و نوکران غرب ويرانگر را داشت. و محيطي را که از سردي يخ بسته بود با عمق و انديشه و ژرفائي ديد، با حرکت ها و خيزش هايش در جهت ايجاد يک تحول بنيادين و پر عظمت اسلامي در تاريخ کشور ما به شکل زنده مجسم نمود. علامه شهيد بلخي، تک شمعي بود که محافل را روشني مي بخشيد و در آن زمان ميدان به دست تاخت و تاز سودجويان باز بود، هرگونه که مي خواستند مي تاختند، مي کوشيدند تا مردم خواب رفته، از خواب بيدار نشوند. اما زندان و شهادت علامه بزرگ بلخي، فلقي بود که سياهي شب را دريد و قلب طاغوتيان را مانند شهاب ثاقب که سياهي ها و پلشتي هاي شب را پاره مي کنند، دريد و شبان ظلمت نيوش را يکسره غرق آفتاب خداوند نمود.
آري شهيد سيد اسماعيل بلخي بنيانگذار نهضت اسلامي ما بود، او تحصيلاتش را در حوزه علميه مشهد مقدس، قم و نجف اشرف به پايان رساند و مدت 15 سال در زندان مستبد ظاهر شاه خائن در افغانستان گذراند و بيش از 75000 هزار بيت شعر انقلابي و اسلامي از خود به يادگار گذاشته است.
علامه بلخي مبارزه طولاني را عليه رژيم کشور خود آغاز کرده و بسياري از حقوق شيعيان را بدست آورده بود. در جلسات متعددي که با او داشتم، چيزهاي عجيبي نقل مي کرد. آن ها در وضعيت بسيار تأسف باري زندگي مي کردند. بي عدالتي، تبعيض، فقر و عقب ماندگي در جامعه شيعه بي داد مي کرده است. همين مسايل بود که زمينه مبارزات او را عليه رژيم استبدادي فراهم کرد. او با تشکيل گروه فدائيان اسلام در افغانستان اقدامات افشاگرانه و ظلم ستيزي را آغاز مي کند و سرانجام با عده اي از افراد بازداشت و سپس به حبس ابد محکوم مي گردند. او مي گفت که در زندان يک جلد قرآن به همراه داشتم، و در اين مدت به مطالعه و خواندن قرآن پرداختم. هر بار که قرآن را ختم مي کردم حقايق تازه اي برايم روشن مي شد.
همين مطالعه و تدبّر در آيات قرآن باعث مي شود که بلخي روحيه خود را در زندان از دست ندهد و استقامت کند. با اين شيوه مبارزه به موفقيت هاي بزرگي دست يافت و توده هاي مردم را عليه رژيم به حرکت درآورد. اين اولين باري بود که با چنين انساني برخورد کردم. تاکنون کسي را سراغ ندارم که اينگونه با قرآن انس گرفته باشد. من فضايل او را از زبان بسياري از علما از جمله آيت الله سيد رضا صدر، آيت الله مکارم شيرازي، آيت الله يحيي نوري تهراني، شيخ محمد تقي بهلول، شيخ محمد تقي فلسفي و ديگران شنيده بودم. داستان قرآن او را بارها از زبان آيت الله مکارم شيرازي شنيده بودم. در ميان جلسات سخنراني خود در قم اشعار حماسي مي خواند. علامه بلخي از انديشمندان و متفکران بزرگ اسلام به حساب مي آمد. خدايش رحمت کند.
آيت الله استادي مي گويد که شهيد بلخي شخصيتي است که شهرت جهاني دارد. علماي شيعه و سني چهره برجسته اين شخصيت را مي شناختند. کسي که در زندان قرآن را 1700 بار با آن کيفيت، تلاوت و تدبر کرده خدا هم او را دوست دارد. بنده او را در رديف علماي بزرگ و معاصر شيعه در قرن جاري مي دانم. بلخي در پي اين تدبر و تأمل در اين کتاب آسماني به حقايق فراواني دست يافته که در تاريخ اسلام و تشيع کم سابقه است. من تا بحال نشنيده ام و کسي را سراغ ندارم که 1700 بار قرآن را با تدبر و تأمل خوانده باشد، و هر بار قرآن براي او تازگي داشته باشد. داستان قرآن علامه بلخي در زندان در بين علما معروف است و تاکنون براي کسي اتفاق نيفتاده است.
گاهي پيش آمده که در سخنراني هايم اين داستان را براي مردم نقل کرده ام. قرآن کتاب آسماني است که بلخي در زندان توانسته به درستي با آن انس بگيرد. بنده او را يک قرآن شناس واقعي و مفسر توانا مي دانم که بسياري از معاني قرآن را درک کرده است. به درستي که علامه بلخي يکي از علماي بزرگ شيعه به حساب مي آيد، و مقام او نزد بنده ارجمند و محترم است. زيرا خدمات ارزشمندي براي اسلام و مکتب تشيع انجام داده و علماي دين مديون خدمات او هستند.
حضرت امام خميني فرمود: روزي سفير شوروي پيش من آمد و گفت که افغانستان از ما کمک خواسته و ما مي خواهيم وارد اين کشور شويم. من به او گفتم البته مي شود افغانستان را گرفت ولي بدانيد که نمي توانيد دوام بياوريد. حال فهميده اند، ولي پايشان گير کرده است. مسئله همان طور که من گفتم خواهد شد. چريک هاي قدرت مند افغانستان آن چنان سيلي بر صورت شوروي زدند که بايد سرش را بلند نکند. به فرموده امام امت، ما به نهضت هاي آزادي بخش همه جهان اسلام کمک مي کنيم. حال اگر دولت هاي اين کشورها با حفظ اين اصل مي توانند با ما روابط داشته باشند که خوب است. چون وظيفه ديني ما حکم مي کند که به آن ها کمک کنيم، چون نهضت ما يک نهضت اسلامي و جهاني است.
منبع:شاهد ياران شماره 64
آيت الله العظمي شيخ حسين وحيد خراساني
آيت الله العظمي سيد حيدر بلخي، يکي از بزرگان آن خاندان است که آثار زيادي از او در آن ديار باقي مانده که بر اهل ايمان و دوستداران اهل بيت (ع) پوشيده نيست. شخصيت هايي که از اين خاندان برخواسته اند، اکثراً از عرفا و شعرا و علماي بزرگ و خدمت گذاران و شاگردان مکتب اهل بيت (ع) بوده اند. بنده مدت ده سال تمام با آنان در يک مدرسه درس خواندم. خدمات فراوان آنان را در آن مدت هرگز فراموش نمي کنم. سيد ابراهيم بلخي و سيد اسماعيل بلخي جوان هاي بسيار با استعداد، و با ايمان بودند. در بين جوانان طلبه از همه باهوش تر بودند. از نظر علمي هم خيلي زود رشد کردند که ديگران به ندرت به آن مقام مي رسند. آن دو بزرگوار از استعدادهاي خدادادي برخوردار بودند. که کمتر کسي در آن سن و سال به اين مرتبه و مراحل پختگي مي رسد. در سال 1314 که قيام مسجد گوهرشاد به وقوع پيوست، سيد اسماعيل بلخي همراه شيخ محمد تقي بهلول در آن دخالت کرد، و اين باعث شد که ديگر نتواند در مشهد بماند. چون ايشان از همان دوران نوجواني دنبال مسايل سياسي مي رفت و در سياست دخالت مي کرد. من معتقدم که اگر او در سياست دخالت نمي کرد و در حوزه در کنار ما باقي مي ماند، امروز قطعاً از مراجع بزرگ و نامي حوزه محسوب مي شدند. چون واقعاً از نظر استعداد و درس و بحث بسيار قوي تر از امثال ما بود. خداوند آنان را با اجداد طاهرشان محشور کند.
آيت الله شيخ محمد آصف محسني
آري سيد اسماعيل بلخي در همان شب ها که ديگران در بستر گرم آرميده بودند، در خرابات زندان زمزمه رهايي انسان هاي در قيد و بند ستمگران و نوکران غرب ويرانگر را داشت. و محيطي را که از سردي يخ بسته بود با عمق و انديشه و ژرفائي ديد، با حرکت ها و خيزش هايش در جهت ايجاد يک تحول بنيادين و پر عظمت اسلامي در تاريخ کشور ما به شکل زنده مجسم نمود. علامه شهيد بلخي، تک شمعي بود که محافل را روشني مي بخشيد و در آن زمان ميدان به دست تاخت و تاز سودجويان باز بود، هرگونه که مي خواستند مي تاختند، مي کوشيدند تا مردم خواب رفته، از خواب بيدار نشوند. اما زندان و شهادت علامه بزرگ بلخي، فلقي بود که سياهي شب را دريد و قلب طاغوتيان را مانند شهاب ثاقب که سياهي ها و پلشتي هاي شب را پاره مي کنند، دريد و شبان ظلمت نيوش را يکسره غرق آفتاب خداوند نمود.
آري شهيد سيد اسماعيل بلخي بنيانگذار نهضت اسلامي ما بود، او تحصيلاتش را در حوزه علميه مشهد مقدس، قم و نجف اشرف به پايان رساند و مدت 15 سال در زندان مستبد ظاهر شاه خائن در افغانستان گذراند و بيش از 75000 هزار بيت شعر انقلابي و اسلامي از خود به يادگار گذاشته است.
شهيد سيد مجتبي نواب صفوي
به خدا قسم، اي ظاهر شاه اگر يک مو از سر جناب آقاي بلخي کم بشود حساب تو با من است. بدان که اگر يک ذره عقل در آن کله ات باشد، متوجه باشي که اشتباه نکني و به جان آقاي بلخي صدمه نزني! او را آزاد کنيد! اگر خداي نکرده در اين باره اشتباه کني ملت هاي آزاده و مسلمانان و شيعيان تو را زنده نخواهند گذاشت، و انتقام خون او را از تو خواهند گرفت.
اي ظاهر شاه، بدان که جناب آقاي شيخ محمد تقي بهلول، اين روحاني مبارز ايراني در دست توست و او را سال هاست در حبس نگهداشته ايد. اگر کاري کرده در ايران بوده و به دولت افغان کاري نداشته است. او فقط به صورت پناهنده مهاجر به آن کشور سفر کرده و جرم او زنداني سياسي نيست. اين را بدان که اگر اين دو نفر را بزودي از زندان رها نکني، پشيمان خواهي شد. ما در ايران ساکت نمي مانيم و جنايات تو را در سازمان ملل متحد افشا کرده و در برابر کار تو اقدام مي کنيم.فيلسوف فقيد، علامه شيخ محمد تقي جعفري
علامه بلخي مبارزه طولاني را عليه رژيم کشور خود آغاز کرده و بسياري از حقوق شيعيان را بدست آورده بود. در جلسات متعددي که با او داشتم، چيزهاي عجيبي نقل مي کرد. آن ها در وضعيت بسيار تأسف باري زندگي مي کردند. بي عدالتي، تبعيض، فقر و عقب ماندگي در جامعه شيعه بي داد مي کرده است. همين مسايل بود که زمينه مبارزات او را عليه رژيم استبدادي فراهم کرد. او با تشکيل گروه فدائيان اسلام در افغانستان اقدامات افشاگرانه و ظلم ستيزي را آغاز مي کند و سرانجام با عده اي از افراد بازداشت و سپس به حبس ابد محکوم مي گردند. او مي گفت که در زندان يک جلد قرآن به همراه داشتم، و در اين مدت به مطالعه و خواندن قرآن پرداختم. هر بار که قرآن را ختم مي کردم حقايق تازه اي برايم روشن مي شد.
همين مطالعه و تدبّر در آيات قرآن باعث مي شود که بلخي روحيه خود را در زندان از دست ندهد و استقامت کند. با اين شيوه مبارزه به موفقيت هاي بزرگي دست يافت و توده هاي مردم را عليه رژيم به حرکت درآورد. اين اولين باري بود که با چنين انساني برخورد کردم. تاکنون کسي را سراغ ندارم که اينگونه با قرآن انس گرفته باشد. من فضايل او را از زبان بسياري از علما از جمله آيت الله سيد رضا صدر، آيت الله مکارم شيرازي، آيت الله يحيي نوري تهراني، شيخ محمد تقي بهلول، شيخ محمد تقي فلسفي و ديگران شنيده بودم. داستان قرآن او را بارها از زبان آيت الله مکارم شيرازي شنيده بودم. در ميان جلسات سخنراني خود در قم اشعار حماسي مي خواند. علامه بلخي از انديشمندان و متفکران بزرگ اسلام به حساب مي آمد. خدايش رحمت کند.
مرحوم علامه سيد محمد حسين فضل الله
آيت الله محمد رضا استادي امام جمعه قم
آيت الله استادي مي گويد که شهيد بلخي شخصيتي است که شهرت جهاني دارد. علماي شيعه و سني چهره برجسته اين شخصيت را مي شناختند. کسي که در زندان قرآن را 1700 بار با آن کيفيت، تلاوت و تدبر کرده خدا هم او را دوست دارد. بنده او را در رديف علماي بزرگ و معاصر شيعه در قرن جاري مي دانم. بلخي در پي اين تدبر و تأمل در اين کتاب آسماني به حقايق فراواني دست يافته که در تاريخ اسلام و تشيع کم سابقه است. من تا بحال نشنيده ام و کسي را سراغ ندارم که 1700 بار قرآن را با تدبر و تأمل خوانده باشد، و هر بار قرآن براي او تازگي داشته باشد. داستان قرآن علامه بلخي در زندان در بين علما معروف است و تاکنون براي کسي اتفاق نيفتاده است.
گاهي پيش آمده که در سخنراني هايم اين داستان را براي مردم نقل کرده ام. قرآن کتاب آسماني است که بلخي در زندان توانسته به درستي با آن انس بگيرد. بنده او را يک قرآن شناس واقعي و مفسر توانا مي دانم که بسياري از معاني قرآن را درک کرده است. به درستي که علامه بلخي يکي از علماي بزرگ شيعه به حساب مي آيد، و مقام او نزد بنده ارجمند و محترم است. زيرا خدمات ارزشمندي براي اسلام و مکتب تشيع انجام داده و علماي دين مديون خدمات او هستند.
شهيد آيت الله سيد محمد حسيني بهشتي
حضرت امام خميني فرمود: روزي سفير شوروي پيش من آمد و گفت که افغانستان از ما کمک خواسته و ما مي خواهيم وارد اين کشور شويم. من به او گفتم البته مي شود افغانستان را گرفت ولي بدانيد که نمي توانيد دوام بياوريد. حال فهميده اند، ولي پايشان گير کرده است. مسئله همان طور که من گفتم خواهد شد. چريک هاي قدرت مند افغانستان آن چنان سيلي بر صورت شوروي زدند که بايد سرش را بلند نکند. به فرموده امام امت، ما به نهضت هاي آزادي بخش همه جهان اسلام کمک مي کنيم. حال اگر دولت هاي اين کشورها با حفظ اين اصل مي توانند با ما روابط داشته باشند که خوب است. چون وظيفه ديني ما حکم مي کند که به آن ها کمک کنيم، چون نهضت ما يک نهضت اسلامي و جهاني است.
منبع:شاهد ياران شماره 64
/ج