نقش رسانه در تحقق پروتکل های یهود
  
نویسنده: مجید صفاتاج
 

یهودیان اهمیت رسانه و تأثیر آن بر افکار عمومی جهان و شکل گیری یک قدرت نامرئی جهان را بسیار زود دریافتند لذا درصدد برآمدند تا با سیطره بر رسانه های جمعی و این فناوری جدید، قدرتی افزونتر از قدرت یک دولت در جهان به دست آورند.
در سال 1776 میلادی یک یهودی به نام آدم وایزهاپ استاد علم لاهوت و حقوق بین الملل دانشگاه نکولدشتات آلمان، انجمن پنهانی برای یهودیان تاسیس کرد و آن را انجمن نورانیان نامید و برای تحقق هدف این تشکیلات که سیطره بر جهان بود اساسنامه ای قرار داد که در اصل چهارم آن آمده است:
«نورانیان باید مطبوعات و تمام رسانه های دیگر را در سیطره خود داشته باشند.»
حاخام راشورون حاخام یهودیان شهر پراک چک نیز قبل از تشکیل اولین کنگره صهیونیسم در سال 1897 میلادی در شهر بازل سوئیس، در سخنرانی خود که در خصوص اهتمام یهود به تبلیغات ایراد کرد چنین گفت:
«اگر طلا نخستین ابزار ما در سیطره و حکومت بر جهان است، بی تردید، مطبوعات و روزنامه نگاری دومین ابزار کار ما خواهد بود.»(1) «ما جریان مطبوعات و روزنامه نگاری را به این صورت در خدمت خویش درمی آوریم: آرام آرام به سمت صهیونی کردن مطبوعات حرکت می کنیم و افسار و عنان آن را به دست گرفته و به سمت خود منعطف می سازیم. ما نباید بگذاریم دشمنانمان به روزنامه ها و رسانه های خبری ای که بیانگر آرا و نظرات آنان باشند، دست یابند. هیچ خبری نباید بدون کنترل و نظارت ما برای مردم بیان شود. نخستین کنگره صهیونسم در سال 1897 میلادی نقطه عطفی و تحولّی در شیوه شستشوی مغزی مردم بود. تا آن زمان یهودیان، در نظر جوامع اروپایی چهره ای منفی داشتند. دلیل آن قبضه کردن تمام فعالیت های اقتصادی توسط یهودیان بود. شاعران و ادیبان اروپایی در آثار خود این چهره را به خوبی ترسیم کرده و در نوشته هایشان به مذمت آن برخاسته بودند. نمایشنامه "تاجر ونیزی" نوشته شکسپیر شاعر معروف انگلیسی که در آن شخصیت شایلوک - تاجر آزمند یهودی - به تصویر کشیده شده بود یکی از این آثار است.
رهبران صهیونیستی گرد آمده در کنفرانس نظر داشتند که طرح کشور اسرائیل که هرتزل در سال 1895 به زبان آلمانی نوشته بود با توجه به این چهره یهودیان در نزد ملتهای آمریکا و اروپا عملی نخواهد شد. هرتزل در طرح خود کشور اسرائیل را "سنگر مقدم تمدن غرب در برابر بربریت و توحش شرق" نامیده بود.
در اولین کنگره صهیونیسم که به ریاست تئودور هرتزل تشکیل شد، وی درباره اهمیت تبلیغ و نقش آن در تبادل اندیشه و ارتباط یهودیان پراکنده در نقاط مختلف جهان مطالبی را بیان داشت. این کنگره، زمینه خطرناکی را به وجود آورد تا سیاست یهودیان بر تبلیغات و رسانه های گروهی جهان عملی شود. زیرا کسانی که در این کنگره گرد آمده بودند بر این نظر اتفاق داشتند که نقشه برپایی دولت اسرائیل و تشکیل حکومت جهانی یهود، جز با تسلط بر سازمانهای خبری جهان، به ویژه مطبوعات و روزنامه نگاری میسر نخواهد شد. از این رو کنگره قطعنامه ای صادر کرد که به عنوان پروتکل رهبران صهیونیست معروف شد. بر اساس آن، صهیونیستها اصول و شیوه های تبلیغی، اهداف، روشها، ابزار و نیز راهبرد تبلیغاتی خود را در چهارچوب عقاید دینی و سیاسی خود مشخص کردند. این کنگره در ماده سوم مورد تصویب خود، بر تبلیغات و آموزش برای ایجاد میهن ملی یهود در فلسطین تاکید ورزیده است. پروتکل پنجم از پروتکل های رهبران صهیونیست تصریح دارد:
«باید افکار عمومی را با تغییرات در تمامی نواحی به سوی خود جلب کنیم.»
در پروتکل دوازدهم نیز چگونگی سیطره بر رسانه های فراگیر به ویژه مطبوعات تشریح شده است که عبارتند از:
- تمام رسانه ها که بازگو کننده اندیشه هاست باید به طور کلی در دست ما باشد.
- هر گونه چاپ و انتشار باید از آن ما باشد.
- ادبیات و مطبوعات، مهم ترین و قدرتمندترین کانالهای تبلیغاتی و آموزشی است و باید زیر سیطره ما باشد.
- دشمنان ما نباید رسانه ای در اختیار داشته باشند که به وسیله ی آن اندیشه های خود را بروز دهند. در غیر این صورت باید عرصه را چنان بر آنان تنگ کنیم که نتوانند از طریق این رسانه به ما حمله کنند.
- هیچ خبری به هیچ کجا درز پیدا نمی کند مگر اینکه ما اجازه داده باشیم. برای دستیابی به این خواسته باید بر رسانه های خبری - که تعدادشان در جهان کم است - سیطره داشته باشیم. در آن صورت تنها خبرهایی که ما انتخاب می کنیم، به گوش جهانیان می رسد.
- باید تمام مطبوعات را در قبضه داشته باشیم تا هر وقت بخواهیم، احساسات مردم را پیرامون مساله ای برانگیزیم و هر زمان اراده کنیم، جدلهایی را که در خدمت منافع ما باشد به راه بیندازیم و از این طریق بر اذهان سیطره پیدا کنیم.
- ما مطبوعات مختلف با گرایشهای متفاوت خواهیم داشت. هر کدام از این نشریات طرفدار طایفه ای خواهند بود، از سلطنت طلب گرفته تا جمهوری خواه و انقلابی و حتی هرج و مرج طلب. این مطبوعات مانند "ویشنو" خدای هندوها - صدها دست خواهد داشت و هر دستی نبض دگرگون شونده انظار عمومی جهان را برای ما اندازه خواهد گرفت.

بیشتر بخوانید: یهود در عرصه رسانه و تبلیغات


همچنین در این پروتکل آمده است:
«ما جریان مطبوعات و روزنامه نگاری را به این صورت در خدمت خویش درمی آوریم: آرام آرام به سمت صهیونی کردن مطبوعات حرکت می کنیم و افسار و عنان آن را به دست گرفته و به سمت خود منعطف می سازیم. ما نباید بگذاریم دشمنانمان به روزنامه ها و رسانه های خبری ای که بیانگر آرا و نظرات آنان باشند، دست یابند. هیچ خبری نباید بدون کنترل و نظارت ما برای مردم بیان شود.
باید روزنامه های مختلفی داشته باشیم و به وسیله ی آن ها دموکراسی (!) و جمهوری خواهی(!)و انقلابی گری، و بالاتر از همه، لاابالی گری را ترویج کنیم. ما باید بتوانیم هر گاه خواستیم، شور و هیجان ملّتی را برانگیزیم و هرگاه خواستیم آنان را آرام نماییم.
همچنین لازم است که ما افرادی را که دارای سوابق اخلاقی نادرستی در جامعه هستند، به سرپرستی امور روزنامه های مهم بگماریم - به ویژه روزنامه هایی که بر ضد ما مطالبی می نویسند- و آن گاه که دریافتیم اینان در برابر ما خضوع نمی کنند و برخلاف ما موضع می گیرند، مسائل سوء اخلاقی ایشان را فاش سازیم و کارشان را یکسره کنیم و به دیگران نیز بفهمانیم که در صورت مخالفت با ما، به چنین وضع اسفباری دچار خواهند شد...»
به طور کلی صهیونیسم می گوید:
«لازم است کارهای خود را متناسب با افکار عمومی بنا کنید، و همسویی با افکار عمومی در واقع چیزی است که نهایتاً موضوع حکومت ها را تعیین می نماید و عملکرد آنها را در جوامع دموکراتیک مشخص می کند... آینده ی حرکت صهیونیست ها و سرنوشت آن ها را با روی خوش نشان دادن به افراد، هرچند که دوست و بزرگتر باشند، تعیین نکنید. لازم است به دامن ملّت های جهانی بازگردید و به تبلیغات گسترده در محیط آنان در چهارچوب نفوذتان میان دوستان خود اقدام کنید.»
به این لحاظ، تبلیغات صهیونیسم که هم پیوند با اهداف آن است، تمامی جهان را در برگرفت، به گونه ای که از پنج خبرگزاری جهان که انحصار مهم دنیا را در دست دارند، چهار خبرگزاری متعلق به صهونیست هاست. از آن طریق، افکار عمومی جهان را به سمت اهداف مورد نظر خود سوق می دهند. عبارت زیر مربوط به یکی از پروتکل هاست:
«لازم است هیچ خبری در اختیار جامعه قرار نگیرد، مگر این که با موافقت و تایید ما باشد. تحقق این امر جز با سلطه بر خبرگزاری ها - که اخبار از همه ی نقاط جهان در آن جا متمرکز می گردد - امکان پذیر نیست. تنها با این زمینه ها می توان ضمانت کرد که هیچ خبری منتشر نشود، مگر اینکه ما آن را برگزیده و با آن موافقت کرده باشیم.»
ارتباط بین خبرگزاری ها و مطبوعات، همچون رابطه ی تفنگ و باروت است. تفنگ هرگز مفید و ثمربخش نخواهد بود، مگر آن که باروت آن مهیا و آماده شده باشد.
همان گونه که سازندگان باروت و فشنگ، بر تفنگداران سیطره و غلبه دارند، خبرگزاری ها نیز بر مطبوعات غالب و چیره اند.
با توجه به این مسأله، فرهنگ اصلی صهیونیسم، ژورنالیستی است. آثار برجسته ی فنی، علمی و ادبی یهود نیز به طور عمده آثار ژورنالیستی است. این آثار برجسته، نتیجه ی استعداد شگفت انگیز یهودیان در پذیرش و درک ایده های دیگران است. سرمایه و ژورنالیسم در قالب مطبوعات با هم پیوند می خورند، و مسائل سیاسی و معنوی قدرت یهود را به وجود می آورند.
در پروتکل شماره 2 آمده است:
«مطبوعاتی که تحت قدرت و سیطره حکومت ها هستند، نیروی عظیمی به شمار می روند که ما می توانیم آن ها را برای هدایت ملت ها به دست آوریم. زیرا حکومت ها نمی دانند که چگونه از این نیرو به طور صحیح استفاده کنند. به همین دلیل، آن ها به چنگ ما افتاده اند و از خلال این مطبوعات نفوذ بسیاری کسب کرده ایم، در حالی که همواره پشت پرده باقی مانده ایم...»
در بخش دیگر از این پروتکل آمده است:
«می دانیم که ممالک جهان از مطبوعات به عنوان وسیله ای برای هدایت فکر مردم در جهت خواسته های خود استفاده می کنند، لذا برای آن که بتوانیم از مطبوعات در جهت خواسته های خود استفاده کنیم، باید در بین مردم نارضایتی ایجاد کنیم و سپس از طریق مطبوعات نارضایتی ها را منعکس سازیم.»
در فرازی دیگر از آن آمده است:
«آزادی بیان تنها از طریق آزادی عمل تضمین می شود، اما مردم غیر صهیونیست نمی دانند چگونه از مطبوعات استفاده کنند. خوشبختانه، این وسیله به دست ما افتاده است و ما می توانیم از طریق مطبوعات اعمال نفوذ کنیم. جای بسی خوشبختی است که ما علاوه بر مطبوعات، طلا را هم در اختیار داریم.»
در پروتکل هفدهم، در بند عجیبی، مدّعی مهارت خاصّی در هنر فحاشی در نژاد یهود است. در آن پروتکل آمده است:
«مطبوعات معاصر ما رسوایی های حکومتی و مذهی و بی صلاحیتی غیریهود را افشا خواهند کرد، و این کار را با استفاده از تعابیر بسیار توهین آمیزی، که نژاد ما به دلیل توانایی و استعدادش در به کارگیری آن بسیار شهرت دارد، انجام خواهند داد.»
در بخشی از پروتکل شماره 15 آمده است:
«تحت نفوذ ما، اجرای قوانین غیریهود به حداقل کاهش می یابد. تفسیر لیبرالیستی که ما در حیطه ی قوانین رواج داده ایم، احترام به قانون را از میان می برد. دادگاه ها، حتی در مهم ترین مواردی که پای اصول اساسی و مسائل سیاسی در میان است، همان گونه حکم می کنند که ما فرمان می دهیم. آنان به این اصول و مسائل از همان دریچه ای می نگرند که ما به وسیله ی مامورانی که ظاهراً به هیچ وجه اشتراکی با ایشان نداریم - و از طریق روزنامه ها و سایر مجاری [تبلیغی] - به کارگزاران اجرایی غیریهود عرضه می داریم.»
موارد متعددّی از ادعای کنترل مطبوعات [توسّط یهود] در پروتکل ها وجود دارد به این عبارات موّکد از پروتکل شماره 14 توجه کنید:
«در کشورهایی که پیشرفته خوانده می شوند، ما ادبیاتی بی معنی، کثیف و تنفّرانگیز را به وجود آورده ایم، مدتی کوتاه بعد از این که قدرت را به دست گرفتیم، وجود این نوع ادبیات را تشویق خواهیم کرد تا تفاوت میان آن و اطلاعیه های کتبی و شفاهی خودمان منتشر خواهیم کرد به شکل بارزتری آشکار شود.»
بخشی از پروتکل شماره 12:
«در حال حاضر، تا آن جا در این زمینه [کنترل مطبوعات] موفّق بوده ایم که همه ی اخبار از طریق چندین آژانس که خبرها از تمامی نقاط جهان در آن جا تمرکز می یابند، دریافت می شود. آن گاه، این آژانس ها عملاً مؤسسات خود ما خواهند بود که تنها آن چه را ما مجاز بدانیم، منتشر خواهند کرد.»
ین بند از پروتکل شماره 7 درباره همین موضوع است:
«ما باید حکومت های غیریهود را به اتخاذ تدابیری وادار کنیم تا برنامه ی ما را، که در مقیاس وسیعی طرح ریزی شده و اکنون به هدف موفقیت آمیزش نزدیک می شود، پیش برده و ترویج دهد. این کار با اعمال فشار افکار عمومی، که البته به کمک به اصطلاح نیروی عظیم مطبوعات، توسط خود ما تحریک شده است، انجام خواهد شد. این نیروی عظیم، به جز چند استثنای بی اهمیت، هم اینک در اختیار ماست.»
موارد فوق الذکر، بیانگر این نکته است که تبلیغات صهیونیستی، ماده ی مهمی از مواد برنامه ریزی عمومی اقدامات صهیونیسم است.
بنابراین، تبلیغات صهیونیستی، در کنار اهداف جنبش جهانی صهیونیسم به حرکت افتاد، و با انواع ابزارها، برای تحقق این هدف ها ادامه یافت. به طوری که چند سالی از کنگره بازل نگذشته بود که بسیاری از رسانه های فراگیر اروپا و آمریکا به دست صهیونیستها افتاد و آنها عملیات وسیعی را برای زیباسازی چهره خود در نزد افکار عمومی آغاز کردند. صهیونیسم، نه تنها بر اغلب رسانه های خبری در اروپا و آمریکا، بلکه در اغلب نقاط جهان مسلط شد.
البته این تلاشها در چهار دهه اول قرن بیستم موفقیت چندانی نداشت زیرا تصویر زشت یهودیان در باورهای مردم ریشه دوانیده بود و به این آسانی ها از بین نمی رفت اما ناگهان بادهایی وزیدن گرفت که فضا را برای اجرای تبلیغات صهیونیستی موافق ساخت که آن تبانی نازیها و صهیونیستها پس از تبانی صهیونیستها و انگلیسیها برای لغو قیود انتقال یهودیان به فلسطین بود. نازیها به رهبری هیتلر به تعقیب یهودیان پرداختند و مطبوعات صهیونیستی، فرصت را غنیمت شمردند و از ستم نازیها بر یهودیان بهره گرفتند. و یک کلاغ، چهل کلاغ کردند و از کاه کوه ساختند و توانستند چهره کریه و زشت یهودیان را، به ویژه نزد اروپاییها و آمریکاییها زیبا و دوست داشتنی جلوه دهند.
به طور کلی، صهیونیست ها از زمان تشکیل جنبش صهیونیسم، از تبلیغات خود و ایجاد شبکه های گسترده ی تبلیغاتی در سراسر جهان، اهداف متعدّدی را دنبال کرده اند، که همگی آن ها در پروتکل های سردمداران صهیونیست مطرح شده، و درباره ی جلب افکار عمومی جهان به نفع خود و نابودی جوامع فکری و فردی غیریهودیان دور می زند. مهم ترین این اهداف را می توان در مسائل زیر خلاصه کرد:
1. برانگیختن عواطف و احساسات مردم و گاهی برانگیختن جدل ها و کشمکش های داخلی بین جوامع غیریهودی؛
2. هدف دیگری که صهیونیسم از راه سلطه یابی بر ابزارهای تبلیغی در پی آن است، اتلاف ساعاتی از وقت مردم است که هر روز دو یا سه ساعتی را مشغول به خود کنند؛
3. تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهان و اخلاق ملت ها. نمونه ی بارز و عینی این مساله، موفقیت آن ها در مورد تجویز انحراف جنسی در جهان است؛
4. به خدمت درآوردن غیریهودیان، همچون برده برای یهودیان، در تمام دنیا و به دست گرفتن قدرت در جهان. «موساد به طور اساسی پیرامون جمع آوری اطلاعات و کنترل عملیات اجرایی و تبلیغاتی خارج از اسرائیل، با به کارگیری شبکه ی وسیعی از کارگزاران و مزدوران در سراسر دنیا، برای کنترل عملیات سیاسی و تبلیغاتی و تروریستی عمل کرده است.» پروتکل دوازدهم حاکی از توجه و اهتمام صهیونیسم برای تسلط بر تبلیغات جهانی است. در بخشی از این پروتکل آمده است:
«ما اگر تا کنون موفق شده ایم در ذهن جامعه ی غیریهود تا آن جا تسلط پیدا کنیم که تقریباً همه ی مردم، امور جاری جهان را از پشت شیشه ی رنگی عینکی نگاه کنند که ما در مقابل چشمانشان قرار می دهیم، و اگر اکنون یک دولت هم وجود ندارد که آن چه که بلاهت غیریهود، اسرار دولتی می نامد، از دسترس ما دور نگه داشته باشند، آن گاه که ما از طریق حکومت جهانی خویش، اربابان رسمی جهان شویم، شرایط چگونه خواهد بود؟»
تبلیغات صهیونیستی، پیش از بنیادگذاری رژیم صهیونیستی، به گونه ای بر اعضای سازمان ملل متحد اثر گذاشت که مساله ی فلسطین در نظر افکار عمومی جهان، به مساله ی خلق ستمدیده یهود تبدیل شد. یعنی گویی برای استقلال خویش مبارزه می کند و برای گشودن دروازه های کشورش به روی آوارگان خود در جهان تلاش می ورزد. تبلیغات صهیونیستی، این گونه و با این روال و در این راه، تا پس از برپایی دولت صهیونیستی در سرزمین فلسطین ادامه یافت، و توانست اطلاعات دروغینی درباره مبارزه ی موجود در فلسطین به افکار عمومی جهان بباوراند. این مبارزه، به عنوان یک مساله ی مرزی و مساله ی آوارگان قلمداد می شد. افزون بر آن، رژیم صهیونیستی سیاست خارجی خود را در رتبه ی نخست بر به کار گرفتن حداکثر نفوذ بین المللی برای تایید استقلال دولت اسرائیل و تمامیّت ارضی آن قرار داد.
این مسائل، همگی در سایه ی فعالیّت های روزنامه نگاران، ناشران، کارگردانان و ... در جنبش صهیونیسم انجام می گیرد؛ و سازمان موساد، کنترل و هماهنگی همه ی آن ها را برعهده دارد. گزارش های سازمان جاسوسی مرکزی آمریکا (سیا)، که توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در جریان تسخیر سفارتخانه آمریکا در ایران، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1358 ه.ش به دست آمد، بر این مساله تاکید دارد. به عنوان نمونه:
«موساد به طور اساسی پیرامون جمع آوری اطلاعات و کنترل عملیات اجرایی و تبلیغاتی خارج از اسرائیل، با به کارگیری شبکه ی وسیعی از کارگزاران و مزدوران در سراسر دنیا، برای کنترل عملیات سیاسی و تبلیغاتی و تروریستی عمل کرده است.»(2)
موارد فوق الذکر، بیانگر این نکته ی مهم است که رژیم صهیونیستی، از طریق خطوط و ابزارهای تبلیغاتی وسیع در دنیا، خود را یک ضرورت تاریخی، سیاسی و تمدنی جهانی مطرح می کند. این موارد عبارت اند از:(3)
الف. تمدّن اسراییل مرتبط به موجودیت غربی است؛
ب. اسرائیل یک حقیقت تاریخی است؛
ج. اسراییل ایدئولوژی را به عقاید سیاسی معاصر تعبیر می کند؛
د. از این جهت قائل به مبدأ دنیاست؛
ه. از مسئولیت تاریخی خود دفاع می کند؛
و. اسراییل از نظر جغرافیایی، تاریخی و تمدنی، به منطقه یا سرزمینی در خاورمیانه منسوب است؛
ز. در آن منطقه عقاید و جمعیت هایی وجود دارد که از فرهنگ و تمدن بشری عقب می باشند.

بیشتر بخوانید: ردّ پای یهود در مطبوعات کشورهای مختلف (1)


این چنین، تبلیغات صهیونیسم، از افکار عمومی در برابر تثبیت حضور نظامی اسرائیل در منطقه سود جست. در مدت زمانی کوتاه، مهاجرت یهودیانی که در تمام دنیا پراکنده بودند،به ویژه در کشورهای کمونیستی، به دلیل این که بیشتر رهبران صهیونیست از این کشورها هستند، به اهداف خود رسیدند.
از آن پس، هنگامی که عملاً وارد صحنه های اطلاع رسانی و رسانه های گروهی در سطوح بین المللی می شویم، خواهیم دید که همه اهداف فن آوری یاد شده (فناوری اطلاع رسانی و رسانه های ارتباط جمعی) که بهره گیری آنها حق بشریت است، بدون تعریف واقعی در نظر گرفتن منافع ملل، یک هدف آنهم تغییر و تحول مسیر اندیشه و تفکر انسانی در سمت و سویی معین که صهیونیستها و استعمارگران غربی سکان دار آن هستند، را دنبال می کنند.
صهیونیسم جهانی از فناوری اطلاع رسانی (رسانه) به شکل مؤثر و فعال کمک گرفته و با سازماندهی فعالیت های فکری، سیاسی و اقتصادی و هماهنگی و ارتباط گسترده و دقیق آنها با "ماسونی" به هدف ضربه زدن و در نهایت نابود کردن عقاید و اندیشه های پاک تلاش می کند.
البته این اقدامات و سیاستها توسط صهیونیست ها به منظور جایگزینی عقاید، اندیشه و فرهنگ خرافی و پوسیده صهیونیستی به جای عقاید درست و آسمانی صورت می پذیرد.
از جمله فعالیت های صهیونیسم جهانی، عملیات گسترده برای خرید و در واقع اجیر کردن روزنامه ها، مجلات، خبرگزاریها ، شخصیت های صاحب نفوذ در دولتها برای کمک و حمایت از یهود و اهداف صهیونیست ها است.
ابزارهای اطلاع رسانی همواره نقش فعال در تأثیرگذاری بر رخ دادها و حوادث جهان و تأثیر شایانی در مراکز خبری جهان داشته است.
صهیونیست ها فعالیت گسترده ای در زمینه اطلاع رسانی و سیطره رسانه ای بر نقاط مختلف جهان دارند.
آنان دارای 28 مرکز اطلاع رسانی در آمریکای لاتین، دو مرکز در آفریقا، 26 مرکز در کشورهای عربی، دو مرکز در اقیانوسیه، 18 مرکز در آسیا، 19 مرکز در اروپا و 11 مرکز اطلاع رسانی در آمریکای شمالی هستند.(4)
در اینجا پرسشی که اذهان را به خود مشغول می کند این است که چرا صهیونیستها این همه سرمایه گذاری کلان در زمینه رسانه های گروهی کرده و در خصوص فنّاوری اطلاع رسانی اهتمام می ورزند؟
برای پاسخ به این پرسش مهم باید به سه هدف مخرب صهیونیستها در زمینه اطلاع رسانی و رسانه های گروهی را مورد بررسی و کنکاش قرار داد.
«اول اینکه رسانه های گروهی پر اهمیت ترین و بزرگترین سلاح در تأثیرگذاری بر مجاری تحولات و رخدادها در سراسر جهان و در تمامی زمینه ها به ویژه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است
همین امتیازات مهم و حیاتی عامل جذب صهیونیست جهانی برای تلاش و سرمایه گذاری بیشتر و گسترده تر در این زمینه گردیده و توجه صهیونیست ها به این سمت و سو معطوف شده است.
به همین خاطر باید اعتراف کرد که آنان با در اختیار داشتن چنین قدرت رسانه ای و مطبوعاتی به آسانی قادرند در اندیشه ها، فرهنگ ها، سیاستها و سیاست گذاری های دولتها و کشورها و اذهان جوامع نفوذ کرده و با تغییر اذهان عمومی جهان به نفع خود، عقاید و اندیشه های صهیونیستی را در ملل دنیا تزریق کنند.
صهیونیست ها با چنین سلاحی قادرند مواضع سیاسی دولتهای مورد نظر خود را علیه دولت یا کشوری تغییر دهند، بدون اینکه حضور و دخالت آنان محسوس باشد!
بهترین مثال در این خصوص می تواند جامعه آمریکا باشد.
صهیونیست ها با اجرای گسترده عملیات اطلاع رسانی و مطبوعاتی نادرست، تا درصد بسیار زیادی توانستند در اذهان عمومی مردم آمریکا علیه مسلمانان و کشورهای اسلامی تغییرات اساسی ایجاد کرده و در مقابل خوشبینی زیادی در جامعه آمریکا نسبت به صهیونیسم و مظلوم جلوه دادن یهود در دنیا وارد سازند.
صهیونیستها با در اختیار داشتن درصد قابل ملاحظه ای از عملیات اطلاع رسانی در رسانه های قوی و مطرح همچون روزنامه ها، مجلات فیلم های سینمایی و ویدئویی، رادیو و تلویزیون توانستند با انتشار پیوسته اطلاعات دروغ و غلط در سراسر جهان به ویژه در جامعه آمریکا، مغزها را شستشو داده و رویکردها و مواضع مخرب و هولناکی در برخی دولتها مانند، آمریکا علیه برخی ملل ایجاد کنند!
هدف دوم صهیونیستها در زمینه اطلاع رسانی، تخریب و نابودی جوامع از بعد اندیشه و روان است.
آنها یا به تحریک عواطف گروههای مردمی و ایجاد تشنج در برخی جوامعی که موضع ضد صهیونیستی دارند، مشغولند و یا احیاناً در برانگیختن و تحریک احزاب مخالف علیه یکدیگر در جامعه یا کشوری که مخالف منافع صهیونیست ها است، تلاش می کند تا با این نوع ترفندهای شیطانی به اهداف پلید خود دست یابند!
بنابراین ادبیات و روزنامه از قویترین رسانه آموزشی است و به همین خاطر صهیونیست جهانی سعی دارد تا نقش اساسی در این موارد داشته باشد.
سومین هدف صهیونیست ها از سیطره بر رسانه های گروهی، انتشار فساد و بی بند و باری میان مردم و ضربه وارد آوردن به بعد اخلاقی آنان است.
هرشب صدها هزار نفر از مردم مدت 2 تا 3 ساعت از وقت خودشان را صرف دیدن نمایشهای مختلف کرده و در روز نیز میلیونها تن از مردم بین نیم الی 3 ساعت از وقت خود را صرف تماشای فیلمها سینمایی می کنند که ساخته و پرداخته صهیونیست جهانی برای تخطیر و ضایع کردن اندیشه و عقول مردم و در نهایت نفوذ در افکار عمومی و تغییر آن ها به نفع صهیونیست ها است.
صهیونیست ها که درصد زیادی از رسانه های تصویری، نوشتاری و سعی در جهان را در اختیار دارند، بهترین راه برای انتشار عقاید پوسیده و تحریف شده و نیز رواج اوهام و اندیشه های صهیونیستی را بهره گیری از همین رسانه ها می دانند که با نقش مستقیم اما حضور مخفیانه و غیرمستقیم جوامع بشری را به هلاکت اخلاقی و روانی دچار می سازند.
بررسی ها و آمار نشان می دهد که جامعه آمریکا یکی از قربانیان جدی و محسوس جنایتهای رسانه ای صهیونیستها در جهان امروز هستند صهیونیستها بدون حضور مستقیم و با به کارگیری رسانه های تصویری نفوذی شگرف و باشتاب در افکار و اندیشه های آمریکاییها به ویژه دختران و پسران جوان امریکا دارند.
بدین شکل صهیونیسم جهانی تأثیر وافری بر اخلاق و افکار ملتها داشته و فضیلت و برتری کشورهای اروپا و آمریکا را به باد فنا سپرده بی آنکه حضور محسوسی در این جنایت هولناک داشته باشد.» (5)

پی نوشت ها :

1. فؤاد بن سید عبدالرحمن رفاعی، نفوذ صهیونیسم بر رسانه های خبری و سازمانهای بین المللی، حسین سروقامت (تهران: انتشارات کیهان، 1377) ص 8.
2. دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، اسناد لانه جاسوسی، اشغالگران قدس، شماره 36.
3. به نقل از: عابد، ابراهیم، «سیاسه اسراییل الخارجیه- اهدافها و رسائلها و ادواتها» مرکز ابحاث الفلسطینیه، دراسات الفلسطینیه، بیروت، 1968.
4. مجله نداء القدس، «نفوذ صهیونیستی در منابع اطلاع رسانی جهان» سال پنجم، 1382/11/1، شماره 75، 37.
5. همان، صص 38-39.

منبع :صفاتاج، مجید (1387)، صهیونیسم و رسانه، تهران: سفیر اردهال، چاپ دوم