زندگی نامه شیخ طوسی
 

نویسنده: عبدالله صلواتی
 
محمد بن حسن بن علی طوسی مکنّا به ابوجعفر و معروف به شیخ الطائف و شیخ طوسی؛ متکلّم، ‌فقیه، ‌مفسّر، محدّث بزرگ قرن پنجم هجری است.
شیخ طوسی، ‌در رمضان 385 ه. ق در طوس به دنیا آمد. درباره ی احوال و اساتید شیخ در طوس اطلاعاتی در دست نیست؛ اما همین قدر می دانیم که ایشان در طوس، ‌علوم مقدّماتی را فراگرفت. او در 408، ‌در بیست و سه سالگی به بغداد رفت. ‌بغداد در آن روزگار، ‌مرکز علمی جهان اسلام و پایتخت حکومت اسلامی بوده است و شیخ مفید، زعامت مذهب جعفری در آن زمان را بر عهده داشت. عالمان چهار مذهب اهل تسنّن (حنفی، مالکی، ‌شافعی، و حنبلی) در کنار دانشمندان شیعه ی امامی و زیدی در بغداد، در باب موضوعات مختلف علمی، به ویژه مباحث کلامی، ‌آزادانه با یکدیگر بحث و مذاکره می کردند و هر یک سعی داشتند برتری مذهب خویش را اثبات کنند. گفتنی است او توانسته بود در طوس به آن درجه ای از علم دست یابد تا شایستگی استفاده از حوزه ی تدریس شیخ مفید، ‌بزرگترین و معروفترین متکلّم و فقیه شیعی عصر، را پیدا کند.
شیخ طایفه، ‌به مدت پنج سال، ‌یعنی تا زمان وفات شیخ مفید در 413، از محضر آن زعیم عالیقدر بهره جست. پس از انتقال زعامت دینی و ریاست مذهب شیعه به سیّد مرتضی، شیخ طوسی، بیست و سه سال، تا زمان درگذشت سیّد مرتضی در 436، ‌از مکتب علمی او استفاده کرد و از شاگردان خاص او بود؛ چنانکه سیّد مرتضی، ‌بیش از دیگر شاگردان، ‌به او عنایت داشت و در هر ماه برای شیخ طوسی، 12 دینار شهریه تعیین نمود(1)
همچنین شیخ طائفه، ‌از کتابخانه سیّد مرتضی و کتابخانه ی شاپور در کرخ بهره برده است. کتابخانه خصوصی سیّد مرتضی از بزرگترین کتابخانه معروف شخصی عصر شناخته می شد و همه اصول مؤلفات قدیم و جدید شیعه در آن گرد آمده بود. گویی خداوند متعال، استفاده ی او از دو کتابخانه ی سیّد مرتضی و شاپور را قبل از آنکه طعمه ی حریق شوند، بدو الهام نمود تا در آن فرصت، ‌بهترین کتاب ها را انتخاب نموده و به کمک آنها، ‌دو کتاب گرانبهایش تهذیب و استبصار، که از کتاب های چهارگانه حدیث شیعه اند، ‌به نگارش درآورد. دو کتابی که از زمان حیات مؤلف تاکنون، نزد فقیهان شیعه، محور استنباط احکام شرعی بوده است البته شیخ طوسی، در این فاصله، بجز کتاب های یاد شده، آثار دیگری نیز تألیف نمود. بدین ترتیب شیخ طوسی، موضوعات اصلی آثار خویش را از کتب پیشینیان، ‌اتخاذ کرد و در اکثر دانش ها چون فقه، اصول، کلام، ‌تفسیر، حدیث، رجال، ادعیه و عبادات تألیفاتی داشته است و آثار او نیز هماره، مأخذ عالمان دین بوده است و دانشمندان علوم دینی از آن اقتباس نموده و به آنها استناد می کردند.
پس از درگذشت سیّد مرتضی(متوفّای436، ه. ق)زعامت شیعیان به شیخ طوسی انتقال یافت و او دوازده سال در بغداد به تدریس، ‌تألیف و پاسخگویی به پرسش ها و شبهات اعتقادی و فقهی گذراند. تا اینکه طغرل در 447، ‌به بغداد آمد و شیعیان را مورد حمله قرار داد. گفتنی است کتابخانه ای که توسّط ابونصر شاپوربن اردشیر، وزیر بهاء الدوله دیلمی در 381، ‌در یکی از محلات کرخ ساخته شد و از مراکز مهم علمی بغداد به شمار می رفت. با ورود طغرل به بغداد، ‌با آتش سوزی محلات کرخ، در آتش سوخت. در این حادثه منزل، کتابخانه و محفل درس شیخ نیز سوخت. سرانجام در اثر نزاع های شدید میان اهل سنّت و شیعه و دگرگونی اوضاع سیاسی و حوادث یادشده شیخ طوسی، به نجف مهاجرت کرد. نجف در آن روزگار، ‌منطقه ی کوچکی بود که در آن گروهی از شیعیان در جوار مزار حضرت علی (علیه السّلام) گرد آمده بودند. شیخ طوسی در نجف، یکی از قدیمی ترین حوزه های دینی شیعه را بنیان گذاری کرد و درآن جا افزون بر تربیت شاگردان، ‌آثاری تألیف نمود. (2)رکن اصلی حوزه ی علمیه ی نجف را شیخ طائفه بنا نهاد، حوزه ای که در طی سده های متمادی، ‌هزاران مؤلف از نوابغ و بزرگان دین از آن برخاستند و آثارشان در صدر میراث فرهنگی اسلام قرار دارد و پیشگامان معارف دینی در بلادهای اسلمی از آن چشمه های جوشان بهره می برند. (3)
مرحوم آقا بزرگ، ‌نظر برخی مؤلفان را در خصوص دائر بودن حوزه ی علمیه نجف پیش از شیخ طوسی را رد نمود و معتقد است نجف، پیش از هجرت شیخ بدانجا صرفاً میعادگاه عالمان و پناهگاه شیعیان بوده است و چه بسا از این رهگذر‌، برخی در هنگامی که جهت زیارت مرقد شریف امام علی (علیه السّلام) در نجف اقامت داشته بودند، ‌از دیگری اجازه ی روایت دریافت می کردند امّا شیعیان با توجّه به ستمگری های امویان و عباسیان، ‌از امنیت جانی برخوردار نبوده و توان ترویج علوم دینی و روایات شیعی را نداشتند و فقیهان و محدّثان نمی توانستند آشکارا به بحث، تحقیق و تبلیغ در علوم دینی بپردازند و همچنان تا دوره ی شیخ طائفه، متفرّق بودند اما پس از عزیمت شیخ به نجف، اوضاع علوم دینی سامان یافت و حلقه های تدریس تشکیل شد؛ ‌چنانکه می دانیم امالی شیخ طوسی، حاصل همین حلقه های علمی است. (4)
شیخ طائفه از بزرگترین عالمان دینی و رهبر مجتهدان اسلام و امام بنیان گذاران جوامع علمی و سرآمد فقیهان شیعه ی دوازده امامی است که شیوه ی اجتهاد مطلق در فقه و اصول را رائج کرد و استنباط را بر پایه ی فقه جعفری، ‌به کمال رساند و به شیخ طوسی، مؤسّس طریقه ی اجتهاد مطلق، و در علوم نقلی به شیخ مطلق، شیخ الطائفه و شیخ امامیه معروف است. (5)مقصود از شیخ تا پیش از شیخ انصاری (در گذشته 1281)شیخ طائفه بوده است و پس از شیخ انصاری، به او اطلاق می شد. گفتنی است شیخان در آثار پیشینیان، ‌بر شیخ مفید و شیخ طوسی اطلاق می گشت و در اصطلاح متکلّمان، به جبائیان یعنی ابوعلی محمد بن عبدالوهاب (در گذشته303) و پسرش ابوهاشم عبدالسّلام بن محمد(در گذشته321)، شیخ گفته می شد و در آثار فلسفی و منطقی، شیخ به ابن سینا (در گذشته 428) و در کتاب های بلاغی، شیخ بر ابوبکر عبدالقاهر جرجانی (در گذشته 471) اطلاق می شد. (6) وجه تمایز شیخ طائفه با بسیاری از عالمان، در جامعیت اوست؛ چنانکه دیگران در موضوع واحدی همانند فقه، ‌حدیث یا دعا تألیفاتی داشته اند امّا شیخ در هر دانش دینی، تألیفاتی در خور و مؤثر از خود به یادگار گذاشت.
شیخ طوسی در 22 محرم 460 ه. ق. در هفتاد و پنج سالگی در گذشت. او را در منزلش که بعدها بنا به وصیتش به مسجد مبدّل شد، به خاک سپردند. گفتنی است مسجد مذکور، با نام مسجد طوسی، هنوز پا برجاست. (7)
از شیخ طوسی فرزندانی بر جای مانده اند که معروف ترین آنان ابوعلی حسن بن ابی جعفر محمد طوسی است. او از بزرگان فقها شیعه و روّات حدیث عصر خویش بوده است، در عظمت علمی به پایه ای رسید که به او لقب مفید ثانی داده اند. (8)
سالیانی پس از درگذشت شیخ، ‌دانشمندان شیعه ی امامیه، همه ی آرای او را مسلّم دانسته و از فتاوی شیخ پیروی می کرده اند و اظهارنظر درباره ی فتاوی شیخ، ‌تألیف کتاب و صدور فتوا در برابر آرای شیخ طائفه را اهانت به او تلقی می کردند. نخستین کسی که به مخالفت و ردّ نظرات او پرداخت ابن ادریس حلّی(متوفّای 598)بود؛ ‌ابن ادریس، علمای بین شیخ و عصر خویش را مقلّد می نامد. (9) اما با وجود مخالفت های ابن ادریس، علمای دیگر، ‌حتی محقّق حلّی و خواهر زاده اش علامه حلّی، ‌همگی از آرای شیخ طوسی پیروی کرده و همان وضع گذشته را در پیش گرفتند. جهت نشان دادن عظمت علمی شیخ و فصل الخطاب بودن سخن او برای علمای متأخّر، به چند نمونه اشاره می کنیم:
همدانی به گزارشی از مرحوم مجلسی می گوید: دور نیست که گواهی به ولایت، از اجزای مستحبی اذان باشد؛ ‌به دلیل گواهی شیخ طوسی، علامه حلّی و دیگران در وجود پاره ای اخبار در این باب. (10).
یکی از شاگردان آخوند ملا کاظم خراسانی نقل می کرد: مرحوم آخوند در تدریس مبحث وضو، ‌معتقد بود مسح پا، ‌باید پنج انگشت را فرا گیرد اما در رساله ی عملیه و در مقام فتوا، ‌یک انگشت را کافی می دانست من (آن شاگرد) به ایشان گفتم چرا شما برخلاف آنچه در مجلس درس، ‌پافشاری داشتید، ‌فتوا می دهید؟ ایشان در پاسخ گفتند: چون شیخ طائفه، ‌یک انگشت را کافی دانسته است و من جرأت نمی کنم برخلاف شیخ، فتوا بدهم، ‌لابد شیخ را دلیلی بوده که اکتفا به یک انگشت را جایز دانسته است. (11)
شیخ علی نمازی شاهرودی(متوفّای 1405) پس از گزارش سخن مجلسی اول در باب صحیح بودن همه ی احادیث کافی و من لا یحضره الفقیه بر اساس گواهی مؤلفان آن دو اثر، می نویسد: گواهی آن دو بزرگوار در اول کافی و من لایحضر، فوق بیّنه هاست بلکه گواهی شیخ طوسی در کتاب فهرست خود به آنکه کافی، ‌اصح کتب اربعه است کفایت می کند و نیازمند به گواهی دیگران نیستیم کمتر از گواهی اصحاب رجال نیست. (12)
نجاشی از معاصران شیخ، ‌درباره ی او می گوید: شیخ از علمای برجسته ی امامیه و مورد اعتماد و از شاگردان شیخ ما، ‌مفید بوده است. (13)
علامه حلّی، (متوفّای726) درباره ی ایشان می نویسد: شیخ امامیه، ‌رئیس طائفه، جلیل القدر، با منزلتی والا، مورد اطمینان، ‌معروف، صدوق، آگاه به اخبار، رجال، فقه، اصول، کلام و ادب، جامع همه فضائل، مصنّف در هر علم و فنی در اسلام تهذیب کننده ی عقائد اصولی و فروعی و جامع کمالات نفسانی در علم و عمل بوده است.(14)
سیّد مهدی بحرالعلوم (متوفّای 1212) در الفوائد الرجالیة می نویسد: شیخ طائفه ی محقّه، ‌رافع اَعلام شریعت حقّه، امام فرقه ی امامیه پس از ائمه ی معصومین (علیهم السّلام) عماد شیعه ی امامیه در هر آنچه متعلق به مذهب و دین است، ‌محقّق اصول و فروع، ‌مهذّب فنون معقول و منقول، شیخ مطلق طائفه امامیه، و رئیس آنها و مصنّف در همه علوم اسلامی. (15)
مرحوم آیت الله بروجردی به کرّات در جلسات درس و بحث خویش می گفتند من برای حل یک مسئله، مدت طولانی وقت صرف می کنم و متحیّرم که چگونه شیخ الطائفه در زمان کوتاهی در بحبوحه ی مرجعیت، ریاست، اشتغال به مطالعه و تدریس و افتاء، این آثار جامع و مفصّل و بی نظیر را در جمیع علوم اسلامی تصنیف نموده است که اگر در مقام تقسیم اوقات روزانه ی او بر کارهای انجام یافته اش برآئیم و ساعات تألیف او را حساب آوریم در می یابیم که او همان مسئله مرا ظرف یک دقیقه حل کرده است. (16)

اساتید

میرزا حسین نوری در مستدرک وسائل الشیعه، تعداد مشایخ شیخ الطائف در روایت و قرائت را 37 تن ذکر می کند که در ذیل به مشایخی که غالباً مورد استناد شیخ طوسی بوده اند اشاره می شود:
الف: مشایخ در روایت(= اساتیدی که شیخ طوسی از آنها اجازه ی روایت احادیث داشت)

1. ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان، ‌مشهور به شیخ مفید: ایشان به مدت پنج سال، ‌از 408 تا 413، ‌از شیخ مفید(متوفّای 413 ه. ق) در علوم مختلف استفاده کرد و از شاگردان برجسته ی او بوده است.
2. ابوعبدالله احمد بن عبدالواحدبن احمد بزاز، معروف به ابن الحاشر و ابن عبدون، ‌متوفّای 423.
3. احمد بن موسی، ‌معروف به اباصلت اهوازی، ‌متوفّای پس از 408. ‌
4. ابوعبدالله الحسین بن عبدالله غضائری، ‌متوفّای 411.
5. ابوالحسین علی بن احمد بن محمد بن ابی جید قمی، متوفّای پس از 408.

گفتنی است شیخ طوسی، در آثار مهم خویش غالباً در بخش روایت از پنج استاد یاد شده، ‌بهره برده است.
ب:مشایخ در قرائت (اساتیدی که شیخ طوسی، نزد آنها برخی مصنّفات یا احادیث را قرائت کرده است)
سیّد مرتضی علم الهدی ابوالقاسم علی بن الحسین بن موسی بن محمد بن ابراهیم بن الامام موسی الکاظم (علیه السّلام) متوفّای 436.
پس از وفات شیخ مفید ریاست حوزه های علمیه به شاگردش سیّد مرتضی انتقال یافت و شیخ طوسی به مدت بیست و سه سال، از 413 تا 436، علومی چون کلام، ‌تفسیر، ‌فقه و اصول و علوم ادبی را از او فرا گرفت.
بوالحسین صفار/ ابن صفار؛ به گزارش حلی، ‌از مشایخ شیعی طوسی است.
ابوالحسین بن سوار مغربی، ‌علامه حلّی در الإجازة الکبیرة، او را از مشایخ اهل تسنّن برشمرده است.
شیخ ابوطالب بن غرور.
قاضی ابوطیب طبری حویری متوفّای پس از 408.
ابوعبدالله أخو سروه.
ابوعبدالله فارسی.
ابوعلی ابن شاذان. علامه حلی در الإجازه الکبیرة، ‌او را از مشایخ اهل تسنّن برشمرده است.
ابومنصور سکری. مؤلف ریاض بیان کرده است که او از علمای اهل تسنّن و یا زیدیه است اما نوری با ارائه ی دلیل، سنّی بودن او را بعید دانسته است.
احمد بن ابراهیم قزوینی، ‌متوفّای پس از 408.
ابوالحسین و ابوالعباس احمد بن علی نجاشی، متوفّای 450.
جعفر بن الحسین بن حسکه قمی، متوفای پس از 408.
ابومحمد حسن بن قاسم محمدی، متوفّای پس از 408 /410، ‌او را از مشایخ شیخ مفید نیز دانسته اند.
ابوعلی حسن بن محمد بن اسماعیل بن محمد أشناس، ‌معروف به ابن حمامی بزاز، حلی، او را از مشایخ شیعی طوسی قلمداد کرده است.
ابومحمد حسن بن محمد بن یحیی بن داود فحام، ‌معروف به ابن فحام، متوفّای پس از 408.
ابوالحسین حسنبش مقری، متوفّای پس از 408.
ابوعبدالله حسین بن ابراهیم قزوینی، ‌متوفّای پس از 408.
ابوعبدالله حسین بن ابراهیم بن علی قمی، ‌معروف به ابن خیاط.
حسین بن ابی محمد هارون بن موسی تلعکبری، متوفّای پس از 408.
ابومحمد عبدالحمید بن محمد مقری نیسابوری.
ابوعمرو عبدالواحد بن محمد بن عبدالله بن محمد بن مهدی، متوفّای پس از 410.
ابوالحسن علی بن احمد بن عمر بن حفص مقری، معروف به ابن حمامی.
ابوالقاسم علی بن شبل بن اسد وکیل، متوفّای پس از 410.
قاضی ابوالقاسم علی تنوخی ابن قاضی ابی علی محسن بن قاضی، متوفّای 447. از شاگردان و مصاحبان سیّد مرتضی. علامه حلی در الإجازة الکبیرة، ‌او را از مشایخ اهل تسنّن برشمرده است. اما مؤلف ریاض امامیه بودن او را قوی تر دانسته است.
ابوالحسین علی بن محمد بن عبدالله بن بشران، ‌معروف به ابن بشران معدل، متوفّای پس از 411.
محمد بن احمد بن ابی فوارس حافظ، متوفّای بعد از 411.
ابوزکریا محمد بن سلیمان حرانی. از اهالی طوس و استاد شیخ طوسی قبل از هجرت وی به عراق.
محمد بن سنان. علامه حلی در الإجازه الکبیرة، او را از مشایخ اهل تسنّن دانسته است.
ابوعبدالله محمد بن علی بن حموی بصری، ‌متوفّای بعد از 413.
محمد بن علی بن خشیش بن نضربن جعفر بن ابراهیم تمیمی، ‌متوفّای بعد از 408.
ابوالحسن محمد بن محمد بن مخلد، متوفّای بعد از 417.
سیّد ابوالفتح هلال بن محمد بن جعفر حفار، متوفّای 414.
ابوحازم نیشابوری، که شیخ الطائفه بخش اعظم کتاب بیان الدین را نزد او قرائت کرده است. (17)

شاگردان

شیخ طوسی بیش از سیصد مجتهد تربیت کرده است که اسامی بیشتر آنها در دست نیست. برخی از شاگردان برجسته ی او عبارتند از:
1. آدم بن یونس بن ابی مهاجر نسیفی.
2. ابوبکر احمد بن حسین بن احمد خزاعی نیسابوری.
3. ابوطالب اسحاق بن محمد بن حسن بن حسین بن محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی.
4. ابوابراهیم اسماعیل.
5. ابوالخیر برکة بن محمد بن برکة اسدی.
6. ابوصلاح تقی بن نجم الدین حلبی.
7. ابوابراهیم جعفر بن علی بن جعفر حسینی.
8. حسن بن حسین بن بابویه قمی، ‌معروف به حسکا.
9. ابومحمد حسن بن عبدالعزیز بن حسن جبهانی/جهبانی.
10. ابوعلی حسن بن شیخ الطائفه محمد بن حسن طوسی.
11. حسین بن فتح واعظ جرجانی.
12. ابوعبدالله حسین بن مظفر بن علی بن حسین حمدانی.
13. ابوالوضاح ذوالفقاربن محمد بن معبد حسینی مروزی.
14. ابومحمد زیدبن علی بن حسین حسینی.
15. زین بن داعی حسینی.
16. سعد الدین بن برّاج.
17. ابوالحسن سلیمان بن حسن بن سلمان صهرشتی.
18. شهر آشوب سروی مازندرانی.
19. صاعدبن ربیعة بن ابی غانم.
20. عبدالجباربن عبدالله عبدالرحمان بن علی مقری رازی معروف به مفید.
21. عبدالرحمان بن احمد حسینی خزاعی نیسابوری، معروف به مفید.
22. ابوالقاسم عبیدالله بن حسن بن حسین بن بابویه.
23. علی بن عبدالصمد تمیمی سبزواری.
24. غازی بن احمد بن ابی منصور سامانی.
25. کردی بن عکبربن کردی فارسی.
26. جمال الدین محمد بن ابی قاسم طبری آملی.
27. ابوعبدالله محمد بن احمد بن شهریار
28. محمد بن حسن بن علی فتال، مؤلف روضة الواعظین.
29. ابوصلت محمد بن عبدالقادر بن محمد.
30. ابوالفتح محمد بن علی کراچکی.
31. ابوجعفر محمد بن علی بن حسن حلبی.
32. ابوعبدالله محمد بن هبه الله طرابلسی.
33. ابوالحسن مطهر بن ابی القاسم علی بن ابی فضل محمد حسینی دیباجی.
34. منتهی بن ابی زیدبن کیابکی حسینی جرجانی.
35. ابوسعید منصوربن حسین آبی.
36. ابوابراهیم ناصربن رضابن محمد بن عبدالله علوی حسینی. (18)

پی نوشت ها :

1. حلی، حسن بن یوسف‌، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، ‌تحقیق جواد قیومی، ‌قم، ‌مؤسسة النشر الاسلامی، ‌1417، ‌ص249؛ طوسی، ‌محمد بن حسن، ‌النهایة و نکتها، ‌مقدمه ی آقا بزرگ تهرانی، ‌قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ‌1417، مقدمه ی آقابزرگ، صفحات 6-9؛ انصاری، ‌محمد اقبال، ‌شیخ الطائفه ابوجعفر الطوسی حیاته و مؤلفاته، ‌در الذکری الالفیة للشیخ الطوسی، جلد دوم، ‌یادنامه شیخ طوسی، ‌علیگره ـ هند، ‌صفحات 490-492؛ ‌رضایی، ‌عبدالرحمن، ‌شیخ طوسی، ‌فرزانه ای از تبار پاکان، در اندیشه های کلامی شیخ طوسی، مشهد، ‌آستان قدس رضوی 1378، ‌ج1ص64؛ طباطبایی، محمد محیط، ‌هزاره ی شیخ طوسی، در یادنامه ی شیخ طوسی، ج3، ‌به اهتمام محمد واعظ زاده خراسانی، ‌انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، 1345-ص43.
2. طوسی، محمد بن حسن، ‌النهایة و نکتها، ‌مقدمه ی آقابزرگ، صفحات 9-11؛ انصاری قمی، ‌محمد رضا، ‌امالی شیخ طوسی، ‌کیهان اندیشه، ‌مهر و آبان 73، ‌شماره 56، ‌ص154؛ ‌طباطبایی، محمد محیط، هزاره ی شیخ طوسی، ‌در یادنامه شیخ طوسی، ‌ج3، ‌به اهتمام محمد واعظ زاده خراسانی، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، 1354، ‌ص35.
3. طوسی، محمد بن حسن، ‌النهایة و نکتها، ‌مقدمه ی آقا بزرگ، صفحات 11-12.
4. همان، صفحات 12-13.
5. گرجی، ‌ابوالقاسم، ‌شیخ طوسی و العدة فی اصول الفقه، مقالات و بررسیها، ‌دفتر دوم، ‌دانشکده الهیات، ‌تابستان 1349، ‌ص27.
6. طوسی، ‌محمد بن حسن، ‌النهایه، ‌مقدمه ی آقابزرگ ج1ص13.
7. حلی، حسن بن یوسف، خلاصة الاقوال، ص249؛ قمی، ‌عباس، فوائدالرضویه، ‌با مقدمه ی محمود شهابی، بی جا، ‌بی تا، ج2، ص473.
8. گرجی، ابوالقاسم، شیخ طوسی و العدة فی اصول الفقه، مقالات و بررسی ها، ‌دفتر دوم، دانشکده الهیات، تابستان 1349، ص38.
9. همان، ‌ص26.
10. الرحمانی الهمدانی، ‌احمد، ‌الامام علی بن ابیطالب (علیه السّلام) ترجمه ی استاد ولی، ‌بی جا، ‌مرکز فرهنگی انتشاراتی میر، ‌1419، ص80 (در همین صفحه ابیاتی از منظومه ی فقهی سیّد بحرالعلوم طباطبایی آمده است که در آن می سراید: شهادت به ولایت در اذان، ‌سنتی است که از فصول اذان نیست اما از بزرگترین اصول است. شهادت به توحید و نبوت را با شهادت به ولایت کامل ساز که دین در اسلام بدان کامل شده است).
11. طوسی، ‌محمد بن حسن، النهایه، ترجمه ی سبزواری‌، مقدمه سبزواری، ص ید.
12. نمازی شاهرودی، علی، ‌مستدرکات علم رجال الحدیث، ‌تهران، شفق، 1412، ‌ص47.
13. خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات فی الاحوال العلماء و السادات، ج6، ص 224.
14. حلی، حسین بن یوسف، خلاصة الاقوال، ص 249.
15. روضات الجنات فی الاحوال العلماء و السادات، ‌ج6، ‌ص 220.
16. فیض، ‌عباس، ‌شیخ الطائفه ابوجعفر الطوسی و نقش وی در علوم اسلامی، ‌در یادنامه ی شیخ طوسی، به اهتمام محمد واعظ زاده خراسانی، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، 1354، ‌ص 142.
17. طوسی، محمد بن حسن، ‌النهایة و نکتها، ‌مقدمه ی آقابزرگ، ج1، ‌صفحات 41-45؛ الحکیم، ‌حسن عیسی، الشیخ الطوسی ابوجعفر محمد بن الحسن، صفحات 109-171.
18. طوسی، ‌محمد بن حسن، النهایة و نکتها، مقدمه ی آقابزرگ، ج1، ‌صفحات 45-48؛ ‌الحکیم، ‌حسن عیسی، الشیخ الطوسی ابوجعفر محمد بن الحسن، ‌صفحات 172-216.

منبع مقاله :
صلواتی، عبدالله؛ (1388)، پیشرو دانایان(مروری بر زندگی و آثار شیخ طوسی)، تهران: نشر همشهری، چاپ اول 1390