چهارشنبه، 25 اسفند 1389
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

چرا خداوند براي انسان ها دشمن آشکار(شیطان) را آفريد؟


پاسخ :
قبل از بيان جواب اشاره به يک مطلب مورد نياز است و آن اينکه ما نبايد در قضاوتهاي خود خداوند را با بشر و هر موجود ضعيف ديگر قياس کنيم و به او موقعيت يک مخلوق را بدهيم و بعد ديدگاههاي خود را در مورد او تنظيم نمائيم. خدا، خدا است و قضاوت درباره او بايد با نگاه به مقام الوهيت او باشد نه چيز ديگر و اين قياس پنهان در ضمير ما انسانها، راهزن خطرناکي است که معارف ما را به غلط و انحراف سوق ميدهد. بايد بگوييم که آشکار ترين دشمن انسان شيطان است، اما داستان و فلسفه خلقت شيطان دشمن آشکار انسانها: بايد دانست که هر چيزي که وجود دارد و مخلوق است نيکو و خير است
«الَّذي أَحْسَنَ کُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ اْلإِنْسانِ مِنْ طينٍ» او همان کسي است که هر چه را آفريد نيکو آفريد؛ و آفرينش انسان را از گِل آغاز کرد.[1] ولي ممکن است در هنگام ارتباط با ديگر موجودات، شرير شود و مايه سستي و ضلال و هلاکت باشد. ديگر اينکه عالم صنع و ايجاد با کثرت و وسعتي که دارد اجزاء آن به هم مربوط و معطوف هستند، ايجاد بعضي از اجزاء آن به ايجاد همه آن برمي گردد چنانچه اصلاح جزء آن به اصلاح کل برمي گردد و اين اختلاف در عالم و ارتباط اجزاء با هم امري ضروري است و در آن تنافي و تضاد ، کمال و نقص، بود و نبود، رسيدن و نرسيدن لازم و ضروري مي باشد. والا اين نظام هستي يک چيز مي شد و اين اختلاف و مراتب از بين مي رفت و عالم باطل مي شد. در اين ميان مي دانيم که اگر شر و فساد و تعصب و فقدان و نقص و ضعف و امثال اينها نباشد ديگر خير و صحت و راحت و وجدان (يافتن) و کمال و قوه مصداق ندارد و قابل تعقل نيست چنانچه اگر شقاوت نباشد سعادت بي معنا است و اگر زشتي نباشد زيبايي مصداق ندارد. و اگر معصيت نباشد طاعت متحقق نمي شود و اگر طاعت و معصيت نباشند مدح و ذم باطل مي شود و ثواب و عقاب و وعد و وعيد و انذار و بشارت بي معنا مي شود و با نبودن اينها دين و شريعت و فرستادن پيامبران و تشکيل جامعه و... بي فلسفه مي شود پس مي بينيم که معصيت و شر که شيطان بسوي آنان ما را مي خواند از ارکان نظام عالم انساني که براساس سنت اختيار جاري است و مقصود از آن سعادت نوع انسان مي باشد. شيطان مانند حاشيه صراط مستقيم است و مورد نياز، اگر اطراف نباشد وسط معنا نمي يابد پس شيطان عامل تقويت ايمان و سعادت انسان است .
يکي از دانشمندن زيست شناس مي گويد: اگر ميکرب نبود قامت انسان از 80 سانتيمتر تجاوز نمي کرد اين ميکرب است که سلولهاي بدن را به فعاليت وا مي دارد و در نتيجه رشد و تعالي مي يابد اما اينکه شيطان به جرگه ملائکه پيوسته بود چون هنوز ارتباط با ديگر موجودات از جمله انسان نداشت و وجود او جز خير چيزديگري نبود. و اين ظاهر امر بود تا محک تجربه بميان آيد و سيه روي شود هر که در او غش باشد.
و اما اينکه شيطان را خلق کرد تا از او پيروي کنند هم درست نيست بلکه به انسان ابزار مخالفت با شيطان را داد، هم عقل و هم اختيار و هم راهنمايي و اگر عقل و اختيار و راهنمائي بود ولي شيطان نبود اين ميدان ناقص بود و ناهماهنگ.
پی نوشت:
[1] . سوره سجده، آيه7.
منبع: پایگاه حوزه


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.