پرسش :
چه عواملى در تصویب قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد مؤثر بوده است ؟
پاسخ :
قطعنامهى 598 در شرایطى تصویب گردید که ایران به رغم تمامى تضییقات سیاسى، اقتصادى و نظامى توانست خود را آمادهى حملهى بزرگ دیگرى برخلاف میل ابر قدرتها و قدرتهاى بزرگ و منطقهاى بنماید. این حملهى بزرگ کربلاى 5 نام داشت که بلافاصله چند روز بعد از عملیات کربلاى 4، با هدف انهدام ماشین جنگى عراق در شرق بصره و پیشروى به سوى بصره اجرا شد. این عملیات به دلیل موفقیت چشمگیرى که داشت، بزرگترین عملیات انهدامى جمهورى اسلامى ایران محسوب مىشود. با اجراى این عملیات، ایران برترى نظامىیى را که نسبت به عراق در عملیات والفجر 8 و تصرف فاو به دست آورده بود، تثبیت کرد و با نزدیکتر شدن به بصره امکان پیدا کرد که با اجراى عملیات دیگرى در جبهههاى جنوب، پیروزى قاطعى به دست آورد؛ لذا تلاشهاى بینالمللى براى جلوگیرى از این پیروزى احتمالى، مجددا با شدت و حدت و برنامهریزى مشخصترى افزایش یافت.
در این زمان آمریکا و شوروى و دیگر قدرتهاى بزرگ جهانى از شکست عراق مطمئن شده بودند و طبیعى بود که ضمن ارزیابى مواضع گذشته سعى نمایند از این روند جلوگیرى کنند. آمریکا به دنبال ضعفها و ناکامىهاى پى در پى اخیر، از جمله رسوایى سفر مکفارلین به تهران و بىاعتبارى در نزد رژیمهاى منطقهاى، عدم توانایى حل مسئله گروگانها در لبنان و مانند آنها، سعى داشت که از طریق جنگ تحمیلى اعتبار از دست رفته خود را به عنوان ابر قدرت به دست آورد و نشان دهد که همان طور که اعلام نموده، نخواهد گذاشت جنگ با پیروزى ایران به پایان برسد و دولت صدام را بر سر قدرت حفظ خواهد کرد. آمریکا با این اهداف در صدد بود که قطعنامهاى در سازمان ملل تصویب نماید که ایران را وادار به پذیرش صلح نموده، از پیروزى آن جلوگیرى کند. در این زمینه سیزدهمین اجلاس سران هفت کشور صنعتى در ونیز در 20 خرداد 1366 طى یک بیانیهى سیاسى رسمى درباره جنگ ایران و عراق، از سازمان ملل خواست که با فشار به ایران و عراق براى قبول مذاکره، هر چه سریعتر اقدامى براى پایان جنگ به عمل آورد.
اتحاد جماهیر شوروى سابق نیز ضمن مخالفت خود با حذف صدام (به عنوان متحد قدیمى شوروى در منطقه) و با موضعگیرى صریحتر علیه انقلاب اسلامى و همچنین با توجه به سابقه فعالیتهاى سیاسى بیشتر در منطقه، سعى مىکرد جایگاه خود را در تعیین سرنوشت جنگ به عنوان یک طرف مهم تثبیت نماید و نیز امیدوار بود که بتواند در صورت توافق با غرب امتیازاتى نیز از آنها بگیرد.
به هر حال، شرق و غرب در این مرحله تصمیم جدى گرفته بودند که نگذارند ایران به یک پیروزى قاطع نظامى برسد. در چنین اوضاع و احوالى بود که سرانجام سازمان ملل متحد قطعنامهى 589 را در 29 / 4 / 1366 به اتفاق آراء به تصویب رساند.
منبع: جنگ ایران و عراق، پرسشها و پاسخها، فرهاد درویشی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
قطعنامهى 598 در شرایطى تصویب گردید که ایران به رغم تمامى تضییقات سیاسى، اقتصادى و نظامى توانست خود را آمادهى حملهى بزرگ دیگرى برخلاف میل ابر قدرتها و قدرتهاى بزرگ و منطقهاى بنماید. این حملهى بزرگ کربلاى 5 نام داشت که بلافاصله چند روز بعد از عملیات کربلاى 4، با هدف انهدام ماشین جنگى عراق در شرق بصره و پیشروى به سوى بصره اجرا شد. این عملیات به دلیل موفقیت چشمگیرى که داشت، بزرگترین عملیات انهدامى جمهورى اسلامى ایران محسوب مىشود. با اجراى این عملیات، ایران برترى نظامىیى را که نسبت به عراق در عملیات والفجر 8 و تصرف فاو به دست آورده بود، تثبیت کرد و با نزدیکتر شدن به بصره امکان پیدا کرد که با اجراى عملیات دیگرى در جبهههاى جنوب، پیروزى قاطعى به دست آورد؛ لذا تلاشهاى بینالمللى براى جلوگیرى از این پیروزى احتمالى، مجددا با شدت و حدت و برنامهریزى مشخصترى افزایش یافت.
در این زمان آمریکا و شوروى و دیگر قدرتهاى بزرگ جهانى از شکست عراق مطمئن شده بودند و طبیعى بود که ضمن ارزیابى مواضع گذشته سعى نمایند از این روند جلوگیرى کنند. آمریکا به دنبال ضعفها و ناکامىهاى پى در پى اخیر، از جمله رسوایى سفر مکفارلین به تهران و بىاعتبارى در نزد رژیمهاى منطقهاى، عدم توانایى حل مسئله گروگانها در لبنان و مانند آنها، سعى داشت که از طریق جنگ تحمیلى اعتبار از دست رفته خود را به عنوان ابر قدرت به دست آورد و نشان دهد که همان طور که اعلام نموده، نخواهد گذاشت جنگ با پیروزى ایران به پایان برسد و دولت صدام را بر سر قدرت حفظ خواهد کرد. آمریکا با این اهداف در صدد بود که قطعنامهاى در سازمان ملل تصویب نماید که ایران را وادار به پذیرش صلح نموده، از پیروزى آن جلوگیرى کند. در این زمینه سیزدهمین اجلاس سران هفت کشور صنعتى در ونیز در 20 خرداد 1366 طى یک بیانیهى سیاسى رسمى درباره جنگ ایران و عراق، از سازمان ملل خواست که با فشار به ایران و عراق براى قبول مذاکره، هر چه سریعتر اقدامى براى پایان جنگ به عمل آورد.
اتحاد جماهیر شوروى سابق نیز ضمن مخالفت خود با حذف صدام (به عنوان متحد قدیمى شوروى در منطقه) و با موضعگیرى صریحتر علیه انقلاب اسلامى و همچنین با توجه به سابقه فعالیتهاى سیاسى بیشتر در منطقه، سعى مىکرد جایگاه خود را در تعیین سرنوشت جنگ به عنوان یک طرف مهم تثبیت نماید و نیز امیدوار بود که بتواند در صورت توافق با غرب امتیازاتى نیز از آنها بگیرد.
به هر حال، شرق و غرب در این مرحله تصمیم جدى گرفته بودند که نگذارند ایران به یک پیروزى قاطع نظامى برسد. در چنین اوضاع و احوالى بود که سرانجام سازمان ملل متحد قطعنامهى 589 را در 29 / 4 / 1366 به اتفاق آراء به تصویب رساند.
منبع: جنگ ایران و عراق، پرسشها و پاسخها، فرهاد درویشی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ