راه های پیشگیری از حسادت در کودکان
برای پیشگیری از حسادت در کودکان والدین باید بدانند که «کیفیت» محبت برای کودکان اهمیت دارد نه «برابری» محبت.بسیاری از راهنمایی های متداول امروزی به والدین، دنیای هیجانها را نادیده می گیرد در حالیکه کودکانی که والدینشان پیوسته آموزش هیجان را به کار می برند وضعیت جسمانی بهتر، نمرات تحصیلی بالاتر و سازگاری بیشتری با دوستان خود دارند، مشکلات رفتاری و خشونت کمتری نشان می دهند و در کل از سلامت هیجانی بیشتری برخوردارند.آموزش هیجان به کودکان شامل پنج مرحله است که در این چگونه به آن میپردازیم.
آگاهی از هیجانهای کودک
یعنی هوشیار بودن نسبت به وجود هیجانها در دیگران. بیان نکردن علاقه، خشم یا ناراحتی به این معنا نیست که کودک آنها راتجربه نمی کند. برای آگاهی از هیجانات کودک ابتدا باید به هیجانات خود واقف باشید. والدینی که سعی می کنید هنگام اضطراب ، صبور و مهربان باشید یا زمانیکه عصبانی هستید به اجبار لبخند بزنید در حال انکار احساس خود می باشید.
این کار کمکی به شما نخواهد کرد بلکه شدت فشار روانی شما را افزایش می دهد. در کودکان نیز چنین اتفاقی می افتد پس لازم است شرایط بروز هیجانات را برایشان فراهم کنید و اجازه بدهید با آنها خود روبرو شوند. اگر فکر می کنید کودکتان احساس ناراحتی، ترس یا خشم می کند بهتر است تلاش کنید خودتان را به جای او بگذارید تا دنیارا از دیدگاه او ببینید.
این کار کمک میکند بفهمید وقتی برادر کوچکترش دفتر تکالیفش را پاره می کند چه احساسی به او دست می دهد و به جای اینکه سرزنشش کنید که چرا دفتر را جلوی دست برادرش قرار داده راه حلی برای رفع این معضل پیدا کند.

شناخت هیجان به عنوان فرصتی برای گفتگو و آموزش
برخی والدین تلاش می کنند تا احساسات منفی فرزندان را نادیده بگیرند به این امید که این احساسات از بین خواهد رفت. اما این شیوه به ندرت کار ساز است. برعکس زمانی از بین خواهد رفت که کودک بتواند در مورد آنها صحبت کند. و احساس کند دیگران او را درک می کنند.
بهترین زمان آموزش هیجان هنگامی است که هیجان کودک بالا می گیرد. اگر کودک پنج ساله شما از رفتن به مطب دندانپزشکی می ترسد بهتر است ترس او را پیش از رفتن بررسی کنید تا اینکه صبر کنید بر روی صندلی دندانپزشکی بنشیند و گریه و زاری کند.
گوش دادن همدلانه و پذیرش احساسات کودک
هماهنگی با هیجانهای کودک مستلزم توجه داشتن به زبان بدن، حالات چهره و حرکت بدن اوست. همانطور که وی احساسش را ابراز می کند آنچه که شنیده یا فهمیده اید به او انعکاس دهیدتا مطمئن شود با دقت به او گوش می دهید و احساساتش را می پذیرید. در میان گذاشتن نمونه هایی از زندگی خودتان می تواند شیوه ای اثر بخش در نشان دادن درک شما باشد.
وقتی کودک شما به خاطر کادویی که خواهر کوچکترش گرفته ناراحت است به جای سرزنش کردن احساس حسادتش به او بگوئید” من هم وقتی کوچیک بودم و خواهر یا برادرم هدیه ای می گرفت حسودی می کردم”. با این کار او مطمئن می شود چنین احساساتی پذیرفتنی هستند. برای آرام کردنش بگوئید” تو هم حتما روز تولدت هدیه ای خواهی گرفت”.
نامگذاری هیجان
وقتی کودک هیجانزده است مهمترین گام آموزش، یاری با او در نامیدن این هیجان است نه به این معنا که چه احساسی باید داشته باشد بلکه یافتن کلمات و واژه هایی که به وسیله آنها هیجانش را بیان کند.
در نمونه بالا شما به او کمک می کنید تا احساس ناخوشایندش را حسادت بنامد. کودک هر قدر دقیقتر بتواند این کار را انجام دهد بهتر است. برای مثال اگر فرزند شما خشمگین باشد افزون بر خشم ممکن است احساس ناتوانی، سردرگمی، حسادت، مورد عهدشکنی قرار گرفتن نیز داشته باشد و یا همراه با احساس غمگینی، حس آزردگی، نادیده گرفته شدن و دلگیری نیز وجود داشته باشد.
کمک به حل مسئله
بسیاری والدین زمانی که کودکشان با مشکلی روبرو شده سریع راه حلی تعیین می کنند و به خورد کودک می دهند. آخرین گام آموزش هیجان حل مسئله توسط خود کودک است و والدین در اینجا نقش راهنما را برعهده دارند.
برای این کار ابتدا حد و مرز رفتاری را برای وی تعیین کنید تا بتواند راه حل مناسب ارائه دهد. مثلا می توانید بگوئید: :”از اینکه برادرت دفترت را پاره کرده عصبانی هستی، من هم اگر به جای تو بودم عصبانی می شدم، اما تو اجازه نداری او را کتک بزنی. به جای این کار چه کار دیگه ای می تونی انجام بدی؟”
راه های درمان حسادت در کودکان

1-ذهن کودک را نسبت به تولد یک نوزاد جدید آماده کنید، به گونهای که کودک احساس کند خواهر یا برادری که تازه متولد شده است به منزله نوعی ثروت است و باید به داشتن او افتخار و خوشحالی کرد.
2- با کودک خود ساده و رُک صحبت کنید. مثلاً به او بگویید: «برادرک/خواهرک تو چون نمیتواند خودش غذا بخورد باید به او غذا داد و به همین خاطر ما گاهی مجبور میشویم وقت بیشتری را با او بگذرانیم. پس هر وقت ناراحت شدی، بگو.»
3-هرگاه کودک را در موقع صدمه زدن به نوزاد دیدید، فوراً او را از این کار بازدارید و راجع به انگیزهی او از این کار صحبت کنید. مثلا به او بگویید: «فکر میکنی که او نمیگذارد تو را دوست داشته باشم؟ همه وقت مرا گرفته؟ هر موقع از دستاش عصبانی بودی بیا و به من بگو.»
4-اگر کودکی به دلیل مریضی یا معلولیت به توجه بیشتری نیاز دارد، دلیل توجه به این فرزند برای دیگر کودکان توضیح داده شود تا حس حسادت ایجاد نشود.
5-تلاش نکنید تا تفاوت بین کودکان را در خفا انجام دهید، زیرا کودکان به سرعت متوجه این تبعیض میگردند. نکتهی مهمی که باید به آن توجه کرد این است که وقتی را که با یکی از کودکان خود میگذرانید سعی کنید فقط با او باشید و به او تمرکز کنید.
در آن لحظه به کودک خود اجازه دهید احساس کند که او تنها فرزند خانواده است. وقتی با یکی به گردش میروید فکر تان را معطوف فرزند دیگر تان نکنید؛ دائماً راجع به او صحبت نکنید؛ برایش هدیه نخرید؛ و آن لحظات را به طور کامل در اختیار کودکی که با شما هست، باشید.
6-به کودکان خود یاد بدهید که در زندگی برای بدست آوردن خیلی چیزها صبر پیشه کنند. اصل صحت روانی این است که نقاط ضعف را شناسایی کرده و با آنها مبارزه کنید. هر چه افرادی که حسادت میورزند مهارتهای بیشتری کسب کنند، به همان اندازه کمتر حسادت میکنند و این حسادت در عوض منجر به تلاش و کوشش بیشتر میشود.
7-اگر این احساسات سرکوب شود، بیشتر به روحیه او صدمه میزنند و طولانیتر باقی میماند تا این که آزادانه اجازه ابراز داشته باشد.
در این حالت، شما به عنوان والدین سه وظیفه متفاوت و به هم مرتبط دارید:
از نوزاد کوچک حمایت کنید تا آسیبی نبیند. به کودک بزرگتر نشان دهید که او اجازه ندارد به احساسات بد خود عمل کند و به او اطمینان ببخشید که شما همچنان او را دوست دارید و او واقعا پسر یا دخترخوبی است.

وقتی شما مواظب فرزند بزرگتر خود هستید که صدمهای به فرزند کوچکتر نزند، نه تنها از فرزند کوچکتر مراقبت کردهاید، بلکه جلوی رنج بیشتر فرزند بزرگتر را هم گرفتهاید؛ چرا که هر بار آسیب رساندن به خواهر یا برادر هر قدرجزئی، در کودک احساس گناه بیشتر ایجاد میکند و موجب رنج بیشتراو میشود.
درچنین موقعیتهایی برای والدین فرصتی فراهم میشود که به کودک بگوید احساساتش قابل درک و قابل قبول است، فقط او اجازه ندارد که براساس آن احساسات عمل کند.
8-شما میتوانید وقتی در حال گرفتن وسیلهای هستید که در دست اوست و میخواهد مثلا به خواهر کوچکش حمله کند، او را در آغوش بگیرید و بگویید: میدانم گاهی تو چه طور احساس میکنی، آرزو می کنی که بچه دیگری اینجا نبود که من و پدرت مجبور باشیم از او مراقبت کنیم. اما نگران نباش. ما تو را هم همان قدر دوست داریم. حتی به تو نیاز داریم که به ما در مراقبت از او کمک کنی.
قراردادن احساسات کودک در قالب کلمات، به او کمک میکند که به آنها غلبه کند. شما میتوانید به او بگویید «من میدانم که تو خشمگین هستی و دلت نمیخواهد که این برادر کوچولو را میداشتی، اما صدمه زدن به او چیزی را حل نمیکند» یا این که «من تورا دوست دارم و همیشه دوست خواهم داشت. تو و برادرکوچولویت را».
اگر کودک دو ساله شما نوزادتان را زد، دست او را به حالت نوازش بگیرید و بگویید «او تو را دوست دارد» و به او کمک کنید که احساسات مثبت محبت و دوستی خود را به سطح بیاورد.
9-به کودکان اجازه دهید که احساسات خود را صادقانه درباره دیگران ابراز کنند. به احساسات کودک کم بها ندهید. سعی نکنید با آنها بهگونهای حرف بزنید که گویی احساسات متفاوتی دارند. وقتی شما احساسات آنها را بپذیرید، آنها احساس میکنند که والدینشان احساسات آنها را خوب درک میکنند.