سوره إسراء؛ خبر از جنگ ایران و اسرائیل در آخرالزمان

آیات ابتدایی سوره إسراء از حوادث مهمی در آخر الزمان خبر می‌دهد و درگیری بین یهودیان و مؤمنان و حوادث قبل از ظهور را به طور رمزگونه بیان می‌کند. برای رمزگشایی از این آیات با ما همراه باشید+صوت خلاصه
شنبه، 29 فروردين 1405
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: سید محمد کاظم میرباقری
موارد بیشتر برای شما
سوره إسراء؛ خبر از جنگ ایران و اسرائیل در آخرالزمان
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

جان کلام

قرآن کریم کتابی پر رمز و راز است که تا روز قیامت برای هدایت انسان‌ها برنامه دارد. از معجزات این کتاب نورانی خبرهایی است که از آینده داده و بسیاری از افراد از سر آن اخبار مطلع نشدند تا روزی که وقوع آن را به چشم دیدند و در آن لحظه معنای آیات را به درستی فهمیدند؛  البته ملالی در این بی‌خبر نیست چرا که این اخبار برای اهل آن روشن است؛ از قضا اخبار مهم نباید برای همگان مفهوم و روشن باشد و تنها اولیاء الهی که در این عالم مأمور به اوامر الهی هستند، از معنای این آیات آگاه باشند که هستند. این دست از اخبار در قرآن بسیار است، مانند خبر از جنگ بین ایران و روم در ابتدای سوره روم که چند سال بعد از وفات رسول گرامی اسلام واقع شد.
یکی از مهمترین اخبار معجزه‌وار از آینده، خبر از دو فساد بزرگ و فراگیر یهودیان بنی‌اسرائیل در عالم است، دو هشدار مهم از ایجاد فساد،  تسلط و سیطره آنها بر عالم و دو بشارت از شکست آنها در هر مرتبه.
خبر از این موضوع در ابتدای سوره مبارکه إسراء مطرح شده است؛ آیاتی بسیار پر رمز و راز که اتفاقات این روزها می‌تواند به فهم بهتر آن کمک کند. پس اگر شما هم مایل هستید که از این موضوع بیشتر بدانید، پیشنهاد می‌کنم این مقاله را مطالعه بفرمایید و در انتها با مشارکت علمی و درج دیدگاه خود، بر تکمیل و اصلاح این اثر بیفزایید. در ضمن کمی پایین‌تر دو صوت قرار داده شده که پیشنهاد می‌کنیم حتما آنها را گوش دهید. ابتدا قرائت زیبای این آیات مورد بحث قرار داده شده است و کمی بعد از صوت اول، یک صوت که به صورت خلاصه مقاله را توضیح داده قرار داده شده است که ارزش شنیدن دارد.

 
نمای کلی
سوره إسراء؛ خبر از جنگ ایران و اسرائیل در آخر الزمان
بخش اول: خلاصه مطلب
بخش دوم: تفصیل مطالب
الف- سیر شبانه رسول الله (ص) نماد گستره جهانی توحید
۱- نکات مقدماتی درباره سوره إسراء
۲- پرسش اصلی مقاله
۳- بیان یک احتمال در ارتباط بین آیات
ب- موانع گسترش توحید: دو فساد فراگیر بنی‌اسرائیل در جهان
۱- معنای قضا و حکم الهی در آیه ۴ سوره اسراء
۲- مصداق دو فساد و علو کبیر
ویژگی اول: فسادی در مقیاس کل زمین
ویژگی دوم: برتری‌جویی فراگیر جهانی
۳- قرینه‌یابی از فساد‌های فرعون
پشتوانه‌های فسادهای فرعون
فساد‌های فرعون
۴- چالش اصلی: زمان وقوع دو فساد
نقد و بررسی دیدگاه مفسران سنتی
۵- پاسخ به یک اشکال
ج- فساد اول بنی‌اسرائیل و برانگیختگی مردمانی مقاوم در برابر آنان
۱- معنای «عباد لنا» در آیه پنجم سوره اسراء
کاربرد قرآنی واژه «عبد»
قرائن درون‌متنی برای مؤمن بودن «عباد لنا»
رد دیدگاه سنتی (بخت‌النصر)
۲- معنای «فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ» در آیه پنجم سوره إسراء
د- بازگرداندن قدرت به بنی‌اسرائیل بعد از تنبیه اول
۱- فرصت جبران به بنی‌اسرائیل
۲- خود‌خواهی بنی‌اسرائیل
هـ- فساد دوم و بررسی احتمالات و وظیفه مؤمنین
۱- ترجمه پیشنهادی نگارنده (بر اساس ناظر به آینده بودن آیات)
۲- ترجمه مشهور مفسران (بر اساس ناظر به گذشته بودن آیات)
۳- جهش لطیف آیه: قرآن برای مؤمنان وظیفه تعیین می‌کند
۴- بیان یک احتمال درباره فساد دوم
وظیفه مردم و مجاهدان اسلامی
هشدار دربارهٔ ترک وظیفه و آثار آن
 

قرائت آیات مورد بحث و توجه به معنای آن

ابتدا لازم و ضروری است که یک بار بلکه چند بار آیات مورد نظر را بخوانیم و در معنای آن دقت کنیم؛ در ادامه متن آیات، ترجمه‌ای که از نگارنده این اثر است و ترتیل آن قرار داده شده است:
 
 
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ
سُبحانَ الَّذی أَسرىٰ بِعَبدِهِ لَیلًا مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ إِلَى المَسجِدِ الأَقصَى الَّذی بارَکنا حَولَهُ لِنُرِیَهُ مِن آیاتِنا ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ البَصیرُ ﴿١﴾‏ وَآتَینا موسَى الکِتابَ وَجَعَلناهُ هُدًى لِبَنی إِسرائیلَ أَلّا تَتَّخِذوا مِن دونی وَکیلًا ﴿٢﴾‏ ذُرِّیَّةَ مَن حَمَلنا مَعَ نوحٍ ۚ إِنَّهُ کانَ عَبدًا شَکورًا ﴿٣﴾‏ وَقَضَینا إِلىٰ بَنی إِسرائیلَ فِی الکِتابِ لَتُفسِدُنَّ فِی الأَرضِ مَرَّتَینِ وَلَتَعلُنَّ عُلُوًّا کَبیرًا ﴿٤﴾‏ فَإِذا جاءَ وَعدُ أولاهُما بَعَثنا عَلَیکُم عِبادًا لَنا أُولی بَأسٍ شَدیدٍ فَجاسوا خِلالَ الدِّیارِ ۚ وَکانَ وَعدًا مَفعولًا ﴿٥﴾‏ ثُمَّ رَدَدنا لَکُمُ الکَرَّةَ عَلَیهِم وَأَمدَدناکُم بِأَموالٍ وَبَنینَ وَجَعَلناکُم أَکثَرَ نَفیرًا ﴿٦﴾‏ إِن أَحسَنتُم أَحسَنتُم لِأَنفُسِکُم ۖ وَإِن أَسَأتُم فَلَها ۚ فَإِذا جاءَ وَعدُ الآخِرَةِ لِیَسوءوا وُجوهَکُم وَلِیَدخُلُوا المَسجِدَ کَما دَخَلوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّروا ما عَلَوا تَتبیرًا ﴿٧﴾‏ عَسىٰ رَبُّکُم أَن یَرحَمَکُم ۚ وَإِن عُدتُم عُدنا ۘ وَجَعَلنا جَهَنَّمَ لِلکافِرینَ حَصیرًا ﴿٨﴾‏
پاک و منزه است خدایی که بنده‌اش را شبانه از مسجد الحرام به سوی مسجد الاقصی سیر داد، مسجدی که دور آن را برکت داده است، تا پاره‌ای از آیاتمان را به او نشان دهیم. خداوند همان شنوده بینا است. و ما به موسی کتاب تورات را دادیم و آن را مایه هدایت برای بنی‌اسرائیل قرار دادیم تا غیر از من را وکیل و پشت و پناه خود نگیرید. ذریه و نسلِ کسانی که همراه نوح در کشتی سوار کردیم؛ قطعا او بنده‌ای بسیار شکرگزار بود.
و برای بنی‌اسرائیل در کتاب این گونه رقم زدیم و خبرش را به آنها دادیم که شما قطعاً‌ دو بار در زمین فساد می‌کنید و حتما به برتری‌جوییِ بزرگ و فراگیری دست می‌زنید. پس هنگامی که وعده اولِ آن دو فساد فرا رسد، بندگانی رزم‌آور و با صلابت داریم که علیه شما مبعوث می‌کنیم، پس حتما در لابه‌لای مناطق مسکونی شما نفوذ می‌کنند و این وعده‌ای است که حتما واقع خواهد شد.
سپس شوکت و قدرت را بر علیه آنها به شما باز می‌گردانیم و شما را با اموال و فرزندان امداد و تعداد شما را بیشتر می‌کنیم. شما [در این دوره قدرت] اگر خوبی کنید برای خودتان و اگر بدی کنید برای خودتان می‌کنید [و فقط نفع خودتان را در نظر می‌گیرید].
پس هنگامی که موعد دیگر فرا رسد، باید رویتان را از غم پر کنند و باید به مسجد الاقصی وارد شوند همچنان که بار اول به آن وارد شدند و باید به هر چه تسلط پیدا کردند به طور کامل نابود کنند.
بعد از این موعد امید است که پروردگارتان به شما رحم کند، اما اگر [به فسادافروزی] بازگردید ما هم [به سرکوبتان] باز خواهیم گشت و ما جهنم را زندان کافران قرار دادیم.

همان طور که ملاحظه می‌فرمایید آیات ابتدایی سوره مبارکه إسراء در بر دارنده نکات خاصی است که تنها همین یک بار در قرآن بیان شده است؛ بحث از معراج رسول گرامی اسلام (ص) آغاز می‌شود و درباره دو فساد و برتری جویی بنی‌اسرائیل سخن می‌گوید. خدای متعال می‌فرماید ما از وقوع دو فساد خاص توسط بنی‌اسرائیل که در کتاب مقرر شده به آنها خبر دادیم. بعد از فساد اول افرادی را مبعوث می‌کنیم تا جلوی فساد آنها را تا حدودی می‌گیرند و در نهایت بنی‌اسرائیل، پیروز می‌شوند؛ خداوند می‌فرماید ما آنها را با امکانات مادی و از نظر تعداد نفرات یاری می‌کنیم.

نی‌اسرائیل به جای آن که عدالت‌پیشگی، نهایت سوء استفاده را از این دوره قدرت می‌کنند تا جایی که در نهایت به فساد دوم و یک برتری‌جویی بزرگ اقدام می‌کنند. خدای متعال می‌فرماید در هنگامه آغاز این فساد، باید افرادی به مبارزه نظامی علیه آنها اقدام کنند و روی بنی‌اسرائیل را از غم و غصه پر کنند و به مسجد الاقصی وارد شوند و آن را از تصرف آنها خارج کنند و بر هر چیزی که تسلط پیدا کردند، نابود کنند تا دیگر بنی‌اسرائیل نتوانند به فساد خود بازگردند.

خب درباره این آیات پرسش‌های مهمی وجود دارد:
۱- چه ارتباطی بین معراج رسول گرامی اسلام با خبر از این دو فساد خاص و بزرگ بنی‌اسرائیل وجود دارد؟
۲- حوادث مطرح شده در این آیه مربوط به چه دوره زمانی است؟ آیا خداوند از حوادث گذشته خبر می‌دهد یا درباره حوادث آینده صحبت می‌کند؟
۳- فساد اول چیست؟
۴- آن افرادی که خدای متعال بعد از فساد اول علیه بنی‌اسرائیل مبعوث کرده یا قرار است بکند، چه کسانی هستند؟
۵- بازگشتن به قدرت دوباره بنی‌اسرائیل مربوط به چه دوره‌ای است؟
۶- فساد دوم چیست و منظور از برتری‌جویی بزرگ چیست؟
۷- چه کسانی در فساد دوم علیه بنی‌اسرائیل به پا خاستند یا به پا خواهند خواست؟
۸- اگر این دو فساد مربوط به آینده است، چه نسبتی بین آن با حوادث آخرالزمانی و ظهور حضرت حجت (عج) وجود دارد؟
 
در ادامه سعی می‌شود به صورت روشمند به این مسائل پاسخ داده شود.


 
صوت گفت‌وگو درباره مقاله به صورت خلاصه
خب قبل از ورود به بحث پیشنهاد می‌کنیم به صوت خلاصه این مقاله که توسط هوش مصنوعی ایجاد شده گوش دهید: 
سوره إسراء؛ خبر از جنگ ایران و اسرائیل در آخرالزمان
 

 


اکنون قبل از ورود به بحث، توجه شما را به چند نکته لازم جلب می‌کنم:
۱- مفسران حقیقی قرآن اهل‌بیت‌(ع) هستند و این اثر نهایت سعی خود را می‌کند تا به صورت روشمند، بهترین و نزدیک‌ترین نظر احتمالی به تفسیر اهل‌بیت (ع) را با شما در میان بگذارد.
۲- این مقاله در دو بخش خلاصه و تفصیلی تنظیم شده است. بخش خلاصه به طور اجمالی بر کل مباحث این مطالب اصلی مرور کرده است و کسانی که می‌خواهند از استدلال‌های دیدگاه مد نظر در این مقاله و اشکالات وارد بر سایر نظرات آشنا شوند، به بخش تفصیلی این مقاله مراجعه بفرمایند.

بخش اول: خلاصه مطلب

سفری به سوره إسراء، تنها آیات درباره معراج و فساد بزرگ بنی‌اسرائیل

احتمالاً داستان معجزه‌آمیز معراج پیامبر (ص) از مسجدالحرام به مسجدالاقصی را شنیده‌اید؛ این موضوع در آیه اول سوره إسراء حکایت شده است و نکته قابل تأمل این است که درست در همان آیات ابتدایی سوره، خبری بسیار مهم و حساس داده شده است؛ خبر از دو فساد بزرگ و عالم‌گیر که از طرف بنی‌اسرائیل رخ می‌دهد؛ قطعاً ارتباطی بین این معراج و خبر از این دو فساد وجود دارد که در بخش تفصیلی به آن پرداخته‌ایم.
 

دو فسادی که قرآن از هزار و چهارصد سال پیش خبر داد

در آیه چهارم سوره إسراء، خداوند می‌فرماید: «و برای بنی‌اسرائیل در کتاب این گونه رقم زدیم و خبرش را به آنها دادیم که شما قطعاً‌ دو بار در زمین فساد می‌کنید و حتما به برتری‌جوییِ بزرگ و فراگیری دست می‌زنید.»
 
حالا سوال اینجاست: این دو فساد چه هستند؟ کی اتفاق می‌افتند؟ و چه کسانی در مقابل آنها می‌ایستند؟
 

اول: فسادی که تمام زمین را می‌گیرد

باید توجه داشت که قرآن نفرموده «در سرزمین خودتان» یا «در بخشی از زمین» فساد می‌کنید؛ بلکه فرموده «در زمین». یعنی این فساد، جهانی است که برخی از مفسران بر جهانی بودن این دو فساد بسیار تأکید دارند که علت آن در بخش تفصیلی توضیح داده شده است. نکته دیگر اینکه می‌فرماید این فساد همراه با «علو کبیر» یعنی «برتری‌جویی بسیار بزرگ» است. جالب اینکه همین واژه «علو» در قرآن چند بار درباره فرعون به کار رفته و او را نماد استکبار و برتری‌جویی معرفی می‌کند، اما هیچ‌گاه درباره فرعون «علو کبیر» به کار نرفته است. یعنی فساد بنی‌اسرائیل از فرعون هم بدتر و گسترده‌تر خواهد بود.
 
اگر نگاهی به تاریخ بیندازیم، چنین فساد و سلطه‌ای که در کل عالم اثرگذار باشد، از بنی‌اسرائیل سراغ نداریم؛ جز در دوره معاصر و با تشکیل حکومت جعلی اسرائیل. آنها امروز به قدرتی بی‌سابقه در جهان رسیده‌اند: نفوذ در مراکز تصمیم‌گیری کشورهای بزرگ تا جایی که در انتخاب رئیس‌های جمهور و سایر مسئولان دخالت مستقیم و اثر‌گذار دارند، ثروت افسانه‌ای، رسانه‌های قدرتمند، و جنایت‌هایی مثل کشتار زنان و کودکان که دنیا به چشم دیده است. پس این احتمال یکی از بهترین احتمالات قابل تطبیق با این آیات است؛ در واقع فساد اول همان غصب سرزمین فلسطین و تشکیل دولت جعلی اسرائیل است.
 

خدا چه کسانی را در برابر این فساد برمی‌انگیزد؟

در آیه بعد، خداوند می‌فرماید: «پس هنگامی که وعده اولِ آن دو فساد فرا رسد، بندگانی رزم‌آور و با صلابت داریم که علیه شما مبعوث می‌کنیم، پس حتما در لابه‌لای مناطق مسکونی شما نفوذ می‌کنند و این وعده‌ای است که حتما واقع خواهد شد.»
 
باید توجه داشت که خداوند می‌فرماید «بندگان ما» که قاعدتا بر افراد با ایمان دلالت دارد و نه کفار. به همین دلیل، نظریه‌ای که می‌گوید این بندگان همان بُختُ‌النَصر یا شاپور هستند، درست به نظر نمی‌رسد، چون آنها مؤمن نبودند و حتی مسجدالاقصی را خراب کردند؛ در حالی که قرآن می‌گوید وارد مسجد می‌شوند، نه اینکه آن را خراب کنند که این خود مؤیدی دیگر است.
 
دو احتمال توسط برخی مفسران معاصر، مثل آیت‌الله صادقی تهرانی و محمدباقر بهبودی، درباره این بخش از آیه مطرح شده است؛ آنها معتقدند این بندگان، یا گروه‌های مقاومت فلسطینی هستند که در همان سال‌های اول تشکیل اسرائیل، جنگ‌های نامنظم شهری را آغاز کردند و در هر کوچه و محله‌ای به جان دشمن افتادند، یا در آینده نیروهایی از جنس شیعیان ایران خواهند بود که بساط اسرائیل را جمع خواهند کرد. این دو دیدگاه در بخش تفصیلی بیشتر باز خواهد شد.
 

بازگشت اسرائیل به قدرت؛ جایی که امروز ایستاده‌ایم

خداوند در ادامه می‌فرماید: «سپس قدرت را به شما بازمی‌گردانیم و با اموال و فرزندان و نفرات بیشتر، یاریتان می‌کنیم.» و جالب این که می‌فرماید در این دوره، هر کاری را چه خوب و چه بد، فقط برای منافع شخصی خودتان انجام می‌دهید؛ نه رضای خدا برای شما مهم است و نه سعادت سایر مردمان.
 
این دقیقاً همان چیزی است که امروز می‌بینیم: اسرائیل بعد از درگیری‌های شدیدی که در ابتدای تشکیل دولت جعلی داشت، دو باره قدرتمند شد، جمعیتش زیاد شد و اقتصادش رشد کرد. به نظر می‌رسد ما اکنون در این مرحله تاریخی قرار داریم.
 

فساد دوم؛ آغاز جنگ با ایران و وظیفه مؤمنان

 
اما قرآن خبر از فساد دومی هم می‌دهد. آنجا که می‌فرماید: «پس هنگامی که موعد دیگر فرا رسد، باید رویتان را از غم پر کنند و باید به مسجد الاقصی وارد شوند همچنان که بار اول به آن وارد شدند و باید هر چه را تسلط پیدا کردند به طور کامل نابود کنند.»
 
حالا این فساد دوم چیست؟
خدا و اولیاء الهی بهتر می‌دانند، اما می‌توان احتمال داد که حمله اخیر اسرائیل به ایران و به شهادت رساندن شخصیتی والا مثل امام خامنه‌ای (ره)، می‌تواند آغاز همین فساد دوم باشد. فساد اول، غصب فلسطین بود. فساد دوم، تلاش برای تسلط بر کل منطقه شامات (سوریه، لبنان، اردن، عراق) است. اسرائیل برای رسیدن به این هدف، جنایت‌های بی‌سابقه‌ای انجام داده و حالا مهم‌ترین مانع خود را که ایران عزیز است و محور جریان‌های مقاومت در منطقه است، هدف قرار داده و این چنین به فساد دوم خود ورود پیدا کرده است.
 
طبق این آیات، در چنین شرایطی، وظیفه مؤمنان این است که پیکار نهایی را آغاز کنند و دست از مبارزه برندارند تا آن که وارد مسجدالاقصی شوند و بساط فساد و برتری‌جویی را برای همیشه جمع کنند و روی صهیونیست‌ها را از غم و اندوه پر کنند.
 
دعوت به مطالعه بیشتر
این نوشته، فقط چکیده کوتاهی از یک پژوهش قرآنی مفصل بود. اگر می‌خواهید:
*با جزئیات استدلال‌ها آشنا شوید
*پاسخ اشکالات تاریخی و ادبی را بدانید
پیشنهاد می‌کنم بخش تفصیلی مقاله را از دست ندهید که پر از شواهد و تحلیل‌های دقیق است و با زبانی ساده بیان شده است. مطمئن باشید بعد از خواندن آن، نگاهتان به سوره إسراء و اتفاقات این روزها عمیق‌تر خواهد شد.
و همیشه این را به یاد داشته باشیم که قرآن، کتاب زنده‌ای است که تمام بخش‌های آن برای تمام دوران‌ها حرف دارد.

سوره إسراء؛ خبر از جنگ ایران و اسرائیل در آخرالزمان
 

بخش دوم: تفصیل مطالب

برای معنا کردن آیات ابتدایی سوره مبارکه إسراء، راه‌های مختلفی وجود دارد. در اینجا برای آن‌که بحث مستندتر و روشمندتر باشد، بر اساس سیر خود آیات پیش می‌رویم و از آیه اول آغاز می‌کنیم.

الف- سیر شبانه رسول الله (ص) نماد گستره جهانی توحید

معنای آیه اول سوره روشن است و علمای اسلام درباره معراج رسول خدا (ص) و سیر ایشان آثار ارزشمندی به جامعه اسلامی تقدیم کرده‌اند. اما آنچه در این مجال برای ما مهم است و باید پاسخ آن را به‌درستی دریابیم، این است که چه ارتباطی میان آیه اول با ادامه آن وجود دارد.
 
خدای متعال ابتدا درباره سیر شبانه رسول گرامی اسلام (ص) از مسجدالحرام به مسجدالاقصی سخن می‌گوید سیری که مقدمه معراج رسول الله (ص) به آسمان‌ها بود و ایشان از مسجد الاقصی به آسمان عروج کردند که این موضوع خود دارای لطایفی است که اکنون مجال گشودن آن نیست.
 
خداوند بلافاصله پس از طرح مسأله معراج رسول الله (ص) وارد بحث بنی‌اسرائیل شده و از دو فساد بزرگ و فراگیر آنها خبر می‌دهد. این که هیچ ارتباطی بین آیه اول با ادامه آن وجود نداشته باشد، کمی دور از ذهن است و نمی‌توان به صِرف مبهم بودن ارتباط، اصل آن را نفی کرد. پس بهتر است اگر پاسخ درستی نیافتیم، اصل ارتباط بین آیات را انکار نکنیم و بگوییم علم آن نزد خدا و اهل بیت (ع) است.
 
اما ما می‌خواهیم به مدد الهی، در حد توان خود از وجود این ارتباط پرده برداریم و دست‌کم یک احتمالِ قابل تأمل را در این باره مطرح کنیم.
 

۱- نکات مقدماتی درباره سوره إسراء

نام و موضوع اصلی سوره
این سوره دربردارنده مباحث مهمی درباره بنی‌اسرائیل است و از این رو در روایات ما نام آن را «بنی‌اسرائیل» نهاده‌اند.
 
زمان نزول
این سوره در مکه و دوره اول بعثت نازل شده است. توجه به این نکته برای فهم برخی از ظرائف بحث لازم است.
 
جایگاه ویژه قرائت سوره در روایات
یکی از آثار قرائت این سوره که در روایات ما مورد تأکید قرار گرفته، آن است که کسانی که ملازم با قرائت آن باشند، در آخرالزمان جزو اصحاب حضرت حجت (عج) خواهند بود. چنان که در روایتی از امام صادق (ع) چنین نقل شده است:
 
«مَا مِنْ عَبْدٍ قَرَأَ سُورَةَ بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی کُلِّ لَیْلَةِ جُمُعَةٍ، لَمْ یَمُتْ حَتَّى یُدْرِکَ الْقَائِمَ (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، وَ یَکُونَ مِنْ أَصْحَابِهِ». )ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 107(
هر بنده‌ای که سوره بنی‌اسرائیل (إسراء) را در هر شب جمعه بخواند، قطعا قبل از فوتش قائم آل محمد (ص) را درک خواهد کرد و از اصحاب او خواهد شد.
این روایت و دیگر روایاتی که درباره این آیات بیان شده، به محقق گرا می‌دهد که این آیات درباره حوادث آخرالزمان و مرتبط با حضرت حجت (عج) و اصحاب ایشان است.
 

۲- چند پرسش مهم

با توجه به نکات یادشده، پرسش‌های مهم شکل می‌گیرد که باید آن را در خاطر نگه داریم و در طول بحث به دنبال یافتن پاسخ آنها باشیم:
 
*چرا این سوره با ماجرای معراج رسول گرامی اسلام آغاز شده و چه نسبتی بین دین اسلام، مسجد الحرام و مسجد الاقصی وجود دارد. چرا سرزمین مسجد الاقصی برای بنی‌اسرائیل همیشه مهم بوده است؟
*چرا خدای متعال از دو فساد فراگیر آنها خبر داده است؟
*چه ارتباطی بین حضرت حجت (عج) که مأمور به جهانی کردن دین اسلام و برپایی عدالت در جهان است با این دو فساد بنی‌اسرائیل وجود دارد؟
 

۳- بیان یک احتمال در ارتباط بین آیات

توجه توأمان به این نکات، یک احتمال را درباره ارتباط میان این آیات به ذهن می‌آورد: سیر رسول الله (ص) از مسجدالحرام به مسجدالاقصی برای نشان دادن برخی از تقدیرات الهی درباره دین اسلام بوده است. عبارت «لِنُرِیَهُ مِن آیاتِنا» می‌تواند شامل این موضوع شود؛ یعنی برخی از آیات الهی که حضرت مشاهده کردند، تقدیرات الهی درباره دین اسلام و اخبار آینده آن بوده است.
 
به این بیان که خدای متعال در دوره اول بعثت -که پیامبر در تنگناهای مختلف سیاسی و اجتماعی قرار دارد- آیات و نشانه‌هایی را به ایشان نشان دهد که مایه قوت قلب و اطمینان خاطر ایشان باشد. قاعدتاً یکی از مهم‌ترین این آیات و نشانه‌ها، همان مسائلی است که در ادامه درباره بنی‌اسرائیل بیان فرموده که بر اساس روایات، مربوط به حوادث آخرالزمان و حضرت حجت (عج) است.
 
این امر کاملاً طبیعی است که به هر کس مأموریتی می‌دهند، نقشه راه را تا انتها به او نشان می‌دهند تا هم به راه و روش طی کردن مسیر آگاه شود و هم سختی‌های راه، مایه دلسردی او نگردد. خدای متعال نیز در همان اوایل کار یعنی در دوران حضور در مکه، مسیر اسلام را تا از آغاز تا انتها، به عنوان نشانه‌هایی الهی به پیامبر نشان داد و از این ماجرا در سوره إسراء که در دوران مکه نازل شده خبر داده است که یکی از اتفاقات مهم و نزدیک به عصر جهانی شدن اسلام (دوران ظهور) دو فساد عالم‌گیر بنی‌اسرائیل است.
 
نشانه دیگر بر این ادعا، خبر از انحراف امت اسلام بعد از وفات رسول گرامی اسلام (ص) در میانه همین سوره است که به آیه رؤیا شهرت پیدا کرده است. در واقع در این سوره از دو حادثه مهم که پیش روی جهان اسلام است خبر داده است؛ در ابتدای سوره مبارکه إسراء یکی از مهم‌ترین موانع راه اسلام -که همان فساد یهودیان است- معرفی می‌شود و در میانه سوره، مانع و فتنه مهم دیگری که از دل امت اسلام به پا خواهد خاست، بیان می‌گردد.
 
ارتباط میان یهودیان و منافقان در دشمنی با شجره طیبه اسلام، از نکات رمزآلود قرآن است که چند بار در قرآن به صورت رمزی به آن اشاره شده و در این سوره نیز وجود دارد. اگر تمایل داشته باشید، می‌توانید درباره فتنه و فسادی که مربوط به امت اسلام است و در آیه رؤیا در میانه همین سوره مطرح شده، مقاله «شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در قرآن (آیه رؤیا)» را از همین مؤلف مطالعه بفرمایید.
 
سوره إسراء؛ خبر از جنگ ایران و اسرائیل در آخرالزمان
 

ب- موانع گسترش توحید: دو فساد فراگیر بنی‌اسرائیل در جهان

بحث اصلی از آیه چهارم شروع می‌شود که می‌فرماید:
«وَقَضَینا إِلىٰ بَنی إِسرائیلَ فِی الکِتابِ لَتُفسِدُنَّ فِی الأَرضِ مَرَّتَینِ وَلَتَعلُنَّ عُلُوًّا کَبیرًا»
و برای بنی‌اسرائیل در آن کتاب این گونه رقم زدیم که شما قطعاً‌ دو بار در زمین فساد می‌کنید و حتما به برتری‌جوییِ بزرگ و فراگیری دست می‌زنید.

قرآن کریم در اینجا از دو فساد و سلطه‌گری بزرگ سخن می‌گوید که توسط بنی‌اسرائیل رقم می‌خورد؛ چند پرسش مهم در اینجا مطرح است که باید پاسخ آن را به دست آوریم تا معنا و مقصود آیه روشن شود:
 
۱- قضا و حکم الهی به چه معنا است و رابطه آن با مسأله جبر و اختیار چیست؟
۲- این دو فساد چیست و معنای عُلُو کبیر کدام است؟
۳- این دو فساد به چه زمانی تعلق دارد؟
 

۱- معنای قضا و حکم الهی در آیه ۴ سوره اسراء

«حکم کردن» در این آیه به معنای یک حکم جبری و خارج از اراده نیست که بنی‌اسرائیل مجبور به انجام آن کار باشند، بلکه به معنای حکمِ جواز و خبر از آن است. به این بیان که خدای متعال به آینده علم دارد و از اراده قوم بنی‌اسرائیل برای ایجاد دو فساد خبر می‌دهد؛ و هر اراده‌ای غیر از اراده الهی اگر در ظرف قضا و قدر الهی نباشد، محقق نخواهد شد.
 
این سنت الهی است که در دنیا با قضا و قدر خود مانع اراده دشمنان نمی‌شود؛ البته تا جایی که به از بین رفتن جریان حق منجر نشود؛ این نکته از آیات مختلف قرآن به دست می‌آید. چنان که در آیه ۲۰ سوره إسراء نیز به آن اشاره کرده و فرموده: «ما هر گروه از دنیامداران و آخرت‌مداران را امداد می‌کنیم». بنابراین «ما حکم کردیم» به این معنا است که ما می‌دانیم آنها به سوی این دو فساد حرکت خواهند کرد و ما در کتاب قضا و قدر الهی مانعی برای آنها ایجاد نکردیم.
 

۲- مصداق دو فساد و علو کبیر

درباره چیستی این دو فساد، احتمالات مختلفی مطرح شده است. اما پیش از ورود به بررسی این احتمالات، توجه به متن خود آیه بسیار راهگشا خواهد بود. این فساد هر چه باشد، دارای چند ویژگی است که هر احتمالی باید تمام این ویژگی‌ها را داشته باشد.
 
ویژگی اول: فسادی در مقیاس کل زمین
از ظاهر آیه و عبارت «لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ» به دست می‌آید که این فساد، فسادی است مربوط به کل زمین؛ مثلاً نفرموده «در قوم خود» یا «در فلان قسمت از جغرافیا» فساد می‌کنید. این معنا با ادامه آیه که می‌فرماید «وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیرًا» بهتر روشن می‌شود که در ادامه خواهد آمد.
 
مرحوم آیت‌الله صادقی تهرانی این نکته را به طور مفصل در تفسیر خود شرح داده‌اند (ر.ک: الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنة، ج ۱۷، ص ۳۱ به بعد).
 
ویژگی دوم: برتری‌جویی فراگیر جهانی
فساد آنها یک برتری‌جویی بزرگ و فراگیر است که تمام دنیا را دربرمی‌گیرد. این نکته از عبارت «وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیرًا» به دست می‌آید ؛ عبارتی که تنها یک بار در قرآن به کار رفته است.
 
کلمه «علو» به معنای برتری و سلطه‌یافتن است. اما در قرآن این کلمه همیشه درباره غیر خدا (نه مرتبه) با بار منفی به کار رفته و باید بر اساس فرهنگ قرآن این بار منفی را در ترجمه لحاظ کرد و مثلاً آن را به «برتری‌جویی» معنا نمود.
نکته قابل توجه این است که «علو» یک بار درباره بنی‌اسرائیل و شش بار درباره فرعون به کار رفته است و غیر از این هفت مورد، این کلمه به عنوان عامل فساد برای کس دیگری مطرح نشده است. بنابراین می‌توان گفت قرآن فرعون را نماد استکبار و برتری‌جویی می‌داند. برای مثال در یک مورد چنین می‌فرماید:
 
«إِنَّ فِرعَونَ عَلا فِی الأَرضِ وَجَعَلَ أَهلَها شِیَعًا یَستَضعِفُ طائِفَةً مِنهُم یُذَبِّحُ أَبناءَهُم وَیَستَحیی نِساءَهُم إِنَّهُ کانَ مِنَ المُفسِدینَ» ﴿سوره قصص، آیه ۴﴾
همانا فرعون در سرزمین مصر به سرکشى و استکبار پرداخت و میان ساکنان آن دیار اختلاف برانگیخت و از آنها را فرقه فرقه کرد. او در این میان طایفه بنى اسرائیل را به استضعاف کشید تا آن‏جا که پسرانشان را سر مى‏برید و زنانشان را براى خدمت باقى مى‏گذاشت، چرا که او از فسادگران بود.

 
در این میان نکته قابل توجهی وجود دارد: از میان این هفت مورد، تنها یک بار و آن هم فقط برای بنی‌اسرائیل کلمه «علو» با وصف «کبیر» به کار رفته است. با این که فرعون نماد برتری‌جویی، تکبر و فساد در قرآن به شمار می‌رود، اما هرگز «علو کبیر» به او نسبت داده نشده است. این خود نشان می‌دهد که فساد و سلطه‌جویی بنی‌اسرائیل بسیار فراتر از فساد و سلطه‌گری فرعون خواهد بود.
 
از این بحث می‌توان نتیجه دیگری نیز گرفت: شرح حال قرآنی از فساد و تکبر فرعون، قرینه‌ای برای فهم فساد و برتری‌جویی بنی‌اسرائیل (که در آیه چهارم سوره إسراء مطرح شده) به شمار می‌آید، با این تفاوت که فساد بنی‌اسرائیل را باید در ابعادی وسیع‌تر و شدیدتر لحاظ کرد، چرا که فساد آنها با وصف «کبیر» همراه است.
 

۳- قرینه‌یابی از فساد‌های فرعون

اکنون فسادهایی که قرآن برای فرعون مطرح کرده را بررسی می‌کنیم تا از آنها را قرائن و شواهدی برای فهم این دو فساد بنی‌اسرائیل بگیرم. آیات قرآن در این باره به دو دسته قابل تقسیم است؛ آیاتی که دال بر پشتوانه‌های فسادهای فرعون است و نشان می‌دهد فرعون با تکیه به چه ابزاری توانسته آن گونه فساد کند و آیاتی که از خود فسادهای فرعون سخن به میان آورده است. پس در ادامه ابتدا پشتوانه‌های فساد فرعون را بررسی می‌کنیم و بعد فساد‌های مطرح شده را فهرست خواهیم کرد.
پشتوانه‌های فسادهای فرعون
نخستین نکته‌ای که از کلمه «علو» به دست می‌آید، این است که فرعون دارای حکومتی نیرومند در زمین بود. گزارش‌های تاریخی نیز به خوبی نشان می‌دهد که او یکی از مهم‌ترین، بزرگ‌ترین و باشکوه‌ترین تمدن‌های طول تاریخ بشر را فرماندهی می‌کرد؛ تمدنی که در زمان خود، با فاصله‌ای بسیار زیاد از سایر تمدن‌ها و از جهات متعدد، تمدن اول دنیا به شمار می‌آمد.
 
او به پشتوانه این تمدن چند هزار ساله به قدرت، ثروت، جلال و شکوه عظیمی دست یافته بود، چنان که در آیه زیر به آن اشاره شده است:
 
«وَقالَ موسىٰ رَبَّنا إِنَّکَ آتَیتَ فِرعَونَ وَمَلَأَهُ زینَةً وَأَموالًا فِی الحَیاةِ الدُّنیا رَبَّنا لِیُضِلّوا عَن سَبیلِکَ رَبَّنَا اطمِس عَلىٰ أَموالِهِم وَاشدُد عَلىٰ قُلوبِهِم فَلا یُؤمِنوا حَتّىٰ یَرَوُا العَذابَ الأَلیمَ» ﴿سوره یونس، آیه ٨٨﴾‏
موسى گفت: خدایا تو به فرعون و اشراف او زینت و اموال داده‏اى خدایا که مردم را از راه تو گمراه کنند، خدایا اموالشان را محو کن، قلوبشان را سخت گردان [چرا که] تا عذاب الیم را نبینند ایمان نمى‏آورند.
از این آیه روشن می‌شود که پشتوانه فساد آنها چند چیز بوده است:
* شکوه تمدنی که با عبارت «زینت در زندگی دنیا» از آن یاد شده است.
* اموال فروان
* قدرت رسانه و اغواگری مردم که از عبارت «تا مردم را از راه تو گمراه کنند» فهمیده می‌شود که این موضوع در آیات دیگر نیز مطرح شده همچنان که در آیات ۵۱ تا ۵۴ سوره مبارکه زخرف به آن اشاره شده است:
 
«وَنادىٰ فِرعَونُ فی قَومِهِ قالَ یا قَومِ أَلَیسَ لی مُلکُ مِصرَ وَهٰذِهِ الأَنهارُ تَجری مِن تَحتی أَفَلا تُبصِرونَ *‏ أَم أَنا خَیرٌ مِن هٰذَا الَّذی هُوَ مَهینٌ وَلا یَکادُ یُبینُ *‏ فَلَولا أُلقِیَ عَلَیهِ أَسوِرَةٌ مِن ذَهَبٍ أَو جاءَ مَعَهُ المَلائِکَةُ مُقتَرِنینَ * فَاستَخَفَّ قَومَهُ فَأَطاعوهُ إِنَّهُم کانوا قَومًا فاسِقینَ».
و فرعون در میان قوم خود ندا داد: «ای قوم من! آیا فرمانرواییِ مصر از آن من نیست؟ و این نهرها از زیر [کاخ] من روان نیست؟ پس آیا [شکوه من و فقر موسی را] نمی‌بینید؟ بلکه من از این کسی که بی‌مقدار است، و نمی‌تواند روشن سخن بگوید، بهترم. چرا دستبندهایی از طلا بر او آویخته نیست؟ یا چرا با او فرشتگانی همراه نشده‌اند [تا گفتارش را تأیید کنند]؟» پس [فرعون]، قوم خود را سبک شمرد [و خوار و ذلیل داشت‌،] آنها هم اطاعتش کردند، زیرا قومی فاسق بودند.
در این آیات، به وضوح از دستگاه تبلیغاتی و رسانه‌ای فرعون سخن به میان آمده است. تعبیر «فرعون در قوم خود ندا داد» نشانگر همین معنا است. او قدرت ایجاد انحراف فکری داشت و قرآن حاصل این قدرت رسانه‌ای را با عبارتی بسیار لطیف شرح داده است:
«فَاستَخَفَّ قَومَهُ فَأَطاعوهُ»
یعنی: او قوم خود را سبک و خوار شمرد، پس از او اطاعت کردند؛ فرعون با دستگاه تبلیغاتی خود توانست قومش را از نظر عقلی و ایمانی سبک‌مایه کند و آنها را در دشمنی با موسی یک‌دل نماید.
نتیجه آن که فرعون به پشتوانه قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی‌اش، عده‌ای را فریب داد، بر فسادهای زیادی که ایجاد کرده بود سرپوش نهاد و بر فسادهای خود افزود.
فساد‌های فرعون
در قرآن، فسادهای زیادی از فرعون مطرح شده است که مهم‌ترین آن، ایستادن در برابر طرح خدای متعال و استکبار ورزیدن در برابر آن بود؛ در حالی که ابتدا چیز زیادی از او نخواسته بودند. حضرت موسی (ع) تنها یک خواسته داشت: اینکه بنی‌اسرائیل از اسارت آزاد شوند و ایشان بتوانند آنها را از سرزمین مصر خارج کنند. (سوره طه، آیه ۴۷)
 
اما روحیه «علو» و برتری‌جویی و خوی استکباری فرعون به او اجازه نمی‌داد که حتی در این مقدارِ اندک، در برابر طرح خدای متعال سر تسلیم فرود آورد.
 
برای آن‌که این بخش طولانی نشود و از حوصله خوانندگان خارج نگردد، برخی از فسادهای مطرح‌شده از فرعون در قرآن را فهرست می‌کنیم و در مقابل هر مورد به آدرس یک آیه اکتفا می‌کنیم:
* استکبار در برابر طرح خدای متعال (سوره نازعات، آیه ۲۴)
* ایستادن با تمام قوا در برابر حق بعد از آن که به حقانیت آن یقین پیدا کردند (سوره نمل، آیه ۱۴)
* وارونه جلوه دادن حق برای مردم (سوره اعراف، آیه ۱۲۷، سوره هود، آیه ۹۷)
* برتری‌جویی در زمین و به دنبال فرمانروایی مطلق بودن (سوره دخان، آیه ۳۱)
* زیاده‌روی در خواسته‌ها و فسادها (سوره یونس، آیه ۸۳)
* کشتن کودکان بی‌گناه (سوره بقره، آیه ۴۹)
* فرقه فرقه کردن مردم و ایجاد اختلاف بین آنها (سوره قصص، آیه ۴)
* کشتار مردم بی‌گناه و تسلط بر مال و اموال آنها (سوره قصص، آیه ۴)
 
نتیجه‌گیری: تطبیق ویژگی‌های فساد بر حکومت جعلی اسرائیل در دوره معاصر
شرایط و ویژگی‌های یادشده می‌تواند نشانه‌ای برای تشخیص این باشد که فساد و «علو کبیر» بنی‌اسرائیل که در آیات ابتدایی سوره إسراء مطرح شده کدام است. این موارد، شاخصه‌هایی برای بررسی احتمالات مختلف در معنای این آیات به شمار می‌آید.
 
با این وصف، در طول تاریخ، هیچ دوره‌ای را از بنی‌اسرائیل سراغ نداریم که دارای چنین قدرت، ثروت و فسادهای گسترده‌ای در زمین باشد که تمام جزئیات آیات ابتدایی سوره إسراء بر آن تطبیق کند به جز تشکیل حکومت جعلی اسرائیل در دوره معاصر.
 
دلایل کلیدی برای این تطبیق
۱- قدرت و ثروت بی‌سابقه
آن‌ها بعد از تشکیل حکومت جعلی و غیر قانونی اسرائیل، قدرت بسیار زیادی یافتند، اموال فراوانی به دست آوردند و در تمام مراکز قدرت مهم در جهان نفوذ کردند؛ به گونه‌ای که در انتخاب رؤسای جمهور و وزیران بسیاری از کشورها از جمله آمریکا نقش‌های کلیدی ایفا می‌کنند و این امر بر محققان پوشیده نیست و شما نیز می‌توانید در این باره تحقیق کنید.
نکته مهم در این رابطه این است که بنی‌اسرائیل در هیچ دوره‌ای مستقل از انبیاء بنی‌اسرائیل به چنین قدرت و شوکتی نرسیده بودند تا بتوانند به یک فساد جهانی دست بزنند و همیشه در طول تاریخ در مناطق مختلف پراکنده بودند که در قرآن نیز اشاراتی به این نکته وجود دارد. (ر.ک: الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنة، ج ۱۷، ص ۳۳).
 
۲- درندگی و جنایات گسترده
در هیچ دوره‌ای جز حکومت جعلی اسرائیل، چنین درنده‌خویی از خود نشان نداده‌اند: قتل و غارت زنان و کودکان، گسترش بیماری‌ها، ایجاد قحطی در مناطقی مانند غزه، تخریب مناطق مسکونی به بدترین شکل ممکن، آلوده کردن آب‌ها و محصولات کشاورزی، پایبند نبودن به هیچ قانون و معاهده‌ای از جمله قوانین بین المللی و اقدام به هر جنایتی که برای رسیدن به اهداف خود لازم بدانند.
 
۳- قدرت رسانه‌ای و اقناع افکار عمومی
در هیچ دوره‌ای به اندازه دوره معاصر از قدرت رسانه‌ای جهانی و توانایی اقناع افکار عمومی برای همراهی یا سکوت در برابر جنایاتشان برخوردار نبوده‌اند.
 
جمع‌بندی نهایی
همه این قرائن حاکی از آن است که منظور از فساد اول بنی‌اسرائیل، تشکیل حکومت جعلی اسرائیل در دوره معاصر است. این مطلب در ادامه بحث بیشتر روشن خواهد شد.

سوره إسراء؛ خبر از جنگ ایران و اسرائیل در آخرالزمان
 

۴- چالش اصلی: زمان وقوع دو فساد

یکی از پرچالش‌ترین مباحث درباره آیات مورد بحث، زمان وقوع این دو فساد بنی‌اسرائیل در زمین است. اکثر مفسران این آیات را ناظر به حوادث گذشته دانسته‌اند. برای مثال، فساد اول را مربوط به قتل حضرت زکریا (ع) و فساد دوم را مربوط به قتل حضرت یحیی (ع) می‌دانند؛ وعده اولِ پاسخ خداوند را مربوط به حمله شاپور ذوالاکتاف (پادشاهی ایرانی) به یهودیان و وعده دوم را مربوط به حمله بخت‌النصر می‌دانند. (ر.ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۶۱۴)
 
نقد و بررسی دیدگاه مفسران سنتی
توجه به نکات پیشین، مهم‌ترین دلایل و چالش‌های این دسته از دیدگاه‌ها را تشکیل می‌دهد. نکته دیگر این است که این اقوال از نظر تاریخی با یکدیگر هماهنگ نیستند و مثلا بین قتل حضرت زکریا و حمله شاپور قرابت زمانی وجود ندارد، ضمن آن که در اصل به شهادت رسیدن حضرت زکریا اختلاف نظر وجود دارد. در ادامه به مهم‌ترین اشکالات وارد بر این تفسیر می‌پردازیم.
 
اشکال اول: قتل پیامبران در قرآن «فساد در زمین» نامیده نشده است
قتل انبیا هر چند که فساد و طغیان بسیار بزرگی است، اما:
 
اولاً، خدای متعال در قرآن از این کار بنی‌اسرائیل یاد کرده، ولی آن را به عنوان «فساد در زمین» مطرح نکرده است. این نشان می‌دهد که دو فساد مطرح در آیات ابتدایی سوره إسراء غیر از این فساد است و دو فساد خاص مورد نظر خدای تعالی است.
ثانیاً، اگر منظور از دو فساد، قتل پیامبران باشد، دیگر «دو بار بودن» آن موضوعیت نخواهد داشت. چرا که بر اساس روایات اهل‌بیت (ع) و اشارات قرآن، آنها تنها در یک شبانه‌روز ده‌ها تن از پیامبر الهی را به همراه یارانشان به قتل رساندند. در این صورت خداوند باید می‌فرمود: «شما صدها بار فساد کردید و به برتری جویی بزرگ دست زدید». این نکته را مرحوم آیت‌الله صادقی تهرانی در تفسیر خود بیان کرده است. (ر.ک: الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنة، ج ۱۷، ص ۳۳)
 
اشکال دوم: ناهمخوانی با ویژگی «فساد در کل زمین» و «علو کبیر»
از نکات پیش‌گفته روشن می‌شود که این دو فساد، خاص هستند و غیر از این فسادهای پراکنده‌اند. فسادی که:
* مربوط به کل زمین می‌شود.
* همراه با سیطره و برتری بزرگی برای بنی‌اسرائیل است.
* دست‌کم شباهتی با فساد فرعون دارد، بلکه باید بزرگ‌تر از آن باشد (چنان‌که در بخش پیشین بحث شد).
 
اشکال سوم: ناهماهنگی با تعبیر «عبادًا لنا» (بندگانی از ما)
تفسیر یادشده با ادامه آیات نیز همخوان نیست. آنجا که خداوند می‌فرماید: «بَعَثنا عَلَیکُم عِبادًا لَنا»؛ از این که می‌فرماید «بندگانی از خودمان را بر ضد شما برمی‌انگیزیم»، روشن می‌شود که این افراد انسان‌های باایمانی هستند. در حالی که افرادی مانند بخت‌النصر مؤمن نبوده‌اند.
 
اشکال چهارم: ورود به مسجدالاقصی در وعده دوم
خداوند در وعده دوم می‌فرماید سرکوب‌گران شما وارد مسجدالاقصی می‌شوند، در حالی که بخت‌النصر وارد مسجد نشد، بلکه آن را تخریب کرد. قرآن نفرموده «لِیُخَرِّبُوا الْمَسْجِدَ»، بلکه فرموده: «لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ؛ باید وارد مسجد شوند».
 
اشکال پنجم: خلاف سنت الهی بودن این دیدگاه
خداوند به خاطر جریمه یک قوم فاسد، یکی از چهار مساجد اصلی عالم را که خودش آنها را مسجد قرار داده، نابود نمی‌کند؛ بلکه تسلط قوم فاسد را از آن مسجد برمی‌دارد. چنان که درباره مسجدالحرام این کار را کرد و آن را از تسلط مشرکان خارج ساخت. حتی زمانی که مسجدالحرام در اختیار مشرکان بود و ابرهه تصمیم گرفت آن را با سپاه فیل نابود کند، خداوند مسجدالحرام را در دست مشرکان حفظ کرد و اصحاب فیل را نابود نمود.
 
سایر حوادث تاریخی گذشته که به عنوان احتمال درباره این آیات مطرح شده‌اند، افزون بر اشکالات یادشده، اشکالات دیگری نیز دارند که از ذکر و نقد آنها خودداری می‌شود.
 
نتیجه بحث: آیات ناظر به آینده است
تا اینجا روشن شد که این آیات ناظر به گذشته نیستند و هیچ یک از گزارش‌های تاریخی قابل تطبیق با آیات مذکور نمی‌باشند. در نتیجه، این آیات ناظر به حوادث آینده نسبت به زمان نزول قرآن هستند.
 
مؤید این دیدگاه، روایاتی از اهل بیت (ع) است که ذیل این آیات بیان شده است؛ این روایات هر چند برخی با یکدیگر متفاوتند، اما در یک نکته هم‌سو هستند و همگی این آیات را ناظر به آینده معنا کرده‌اند، تا جایی که در برخی از روایات تصریح شده است که این روایات مربوط به حوادث قبل از ظهور حضرت حجت (عج) است.
 
 

۵- پاسخ به یک اشکال

اشکال
تنها نکته‌ای که در این باره ممکن است به ذهن خطور کند، این است: اگر این آیات ناظر به خبری از آینده هستند، چرا در برخی از قسمت‌ها از افعال ماضی استفاده شده است در حالی که فعل ماضی دلالت بر گذشته دارد و نه آینده؟ برای نمونه:
* در آیه پنجم «فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِبادًا لَنا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ»، فعل «بَعَثْنا» (برانگیختیم) و «جاسُوا» (نفوذ کردند) به صورت ماضی آمده، نه مضارع.
* در آیه ششم «ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَأَمْدَدْناکُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنِینَ وَجَعَلْناکُمْ أَکْثَرَ نَفِیرًا»، هر سه فعل «رَدَدْنا»، «أَمْدَدْناکُمْ» و «جَعَلْناکُمْ» به صورت ماضی آمده است.
* ابتدای آیه هفتم نیز به همین صورت است و فعل «جاء» به صورت ماضی آمده است. (البته در ادامه آیه هفتم فعل‌ها به صورت مضارع آمده است.)
 
پاسخ
سه پاسخ در این باره وجود دارد:
۱- این از نکات بلاغی قرآن است که در برخی موارد، از حوادث قطعی آینده با فعل ماضی خبر می‌دهد و با این تغییر، بر حتمیت وقوع آن تأکید می‌کند. برای مثال، درباره قیامت می‌فرماید: «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها» ؛ در اینجا قرآن از فعل ماضی «زُلْزِلَت» به جای مضارع استفاده کرده است که ترجمه تحت‌الفظلی آن می‌شود: «هنگامی که زمین با سخت‌ترین لرزه‌اش به لرزه درآمد» در حالی که این آیه ناظر به قیامت است و باید می‌فرمود: «هنگامی که زمین با سخترین لرزه‌اش به لرزه درآید». این تغییر برای تأکید و حتمیت حادثه است. ما نیز در محاورات روزمره از همین نکته بلاغی استفاده می‌کنیم؛ مثلاً در یک معامله، در حالی که هنوز پول را به حساب طرف مقابل واریز نکرده‌ایم، می‌گوییم: «پول به حسابت ریخته شد» ؛ یعنی واریز شدن را قطعی بدان.
۲- در ادبیات عرب، جملات شرطیه‌ای را که ناظر به آینده هستند، می‌توان با فعل ماضی به کار برد. در این صورت، فعل ماضی را باید به صورت مضارع ترجمه کرد. از این رو، تمام افعالی که در این آیات پس از «إِذا» آمده‌اند، جواب شرط به شمار می‌آیند و از نظر ادبی می‌توانند دلالت بر آینده داشته باشند.
۳- نشانه دیگر که مؤید برای مضارع معنا کردن این افعال است، آیه هفتم است که می‌فرماید: «فَإِذا جاءَ وَعدُ الآخِرَةِ لِیَسوءوا وُجوهَکُم وَلِیَدخُلُوا المَسجِدَ کَما دَخَلوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّروا ما عَلَوا تَتبیرًا». همان‌طور که مشاهده می‌شود، تمام افعالی که در جواب «إِذا» آمده‌اند، به صورت مضارع هستند، در حالی که فعل شرط (جاءَ) خود ماضی است. این نشان می‌دهد که این جمله شرطیه ناظر به آینده است. در نتیجه، جمله شرطیه قبلی (که از آیه پنجم شروع می‌شود) نیز ناظر به آینده خواهد بود. این موضوع در بخش‌های بعدی بیشتر روشن خواهد شد.
دقیقاً همین نکته در آیات سوره زلزال نیز وجود دارد: فعل شرط ماضی است () و جواب آن مضارع () که خود گواهی بر آینده بودن عبارات است.
 
نتیجه کلی این بخش
از مجموع بحث بالا دو نتیجه مهم به دست می‌آید:
نتیجه اول: به دلایل تاریخی، روایی و ادبی، باید این آیات را ناظر به آینده پس از نزولشان در نظر گرفت.
نتیجه دوم: باید بررسی کنیم که آیا پس از نزول این آیات، حادثه‌ای در مقیاسی که قرآن مطرح می‌کند رخ داده است تا بتوان آن حادثه را مصداق این آیات دانست.

توجه به این دو نتیجه، بحث را یک گام جلوتر می‌برد و تنها دو احتمال قابل دفاع درباره فساد اول بنی‌اسرائیل باقی می‌گذارد:
احتمال اول: مقصود از فساد اول بنی‌اسرائیل، تشکیل دولت جعلی، غیرقانونی و غیرانسانی اسرائیل است؛ قرائن زیادی نیز برای این احتمال وجود دارد که برخی ارائه شد.
  • احتمال دوم: فساد دیگری مقصود است که هنوز به وقوع نپیوسته است.
 
غصب سرزمین‌های فلسطین و تشکیل دولت جعلی اسرائیل، فسادی است آنچنان بزرگ و بی‌رحمانه که در تاریخ بشر به این شکل و شیوه سابقه ندارد. هیچ‌گاه در تاریخ، چنین سیطره و نفوذی از یهودیان را بر سراسر جهان و تأثیرگذاری مستقیم آنها بر دولت‌های فاسد سراغ نداریم. مجموعه این نکات، بر قوت احتمال اول بسیار می‌افزاید.
 
همین امر سبب شده است که برخی از مفسران و دانشمندان عصر ما، تشکیل دولت جعلی اسرائیل را مصداق فساد اول بنی‌اسرائیل دانسته و این آیه را بر آن تطبیق کرده‌اند. از جمله این مفسران، «مرحوم آیت الله صادقی تهرانی» صاحب تفسیر الفرقان و «استاد محمد باقر بهبودی» از دانشمند نامدار علوم قرآن و حدیث هستند.
 

ج- فساد اول بنی‌اسرائیل و برانگیختگی مردمانی مقاوم در برابر آنان

هرچه در این آیات پیش می‌رویم، داستان حساس‌تر می‌شود. خدای متعال پس از بیان دو فساد بنی‌اسرائیل، وارد گام بعدی شده و از تدبیر الهی در برابر این دو فساد خبر می‌دهد. آنجا که در آیه پنجم سوره إسراء می‌فرماید:
 
«فَإِذا جاءَ وَعدُ أولاهُما بَعَثنا عَلَیکُم عِبادًا لَنا أُولی بَأسٍ شَدیدٍ فَجاسوا خِلالَ الدِّیارِ وَکانَ وَعدًا مَفعولًا»
پس هنگامی که وعده اولِ آن دو فساد فرا رسد، بندگانی رزم‌آور و با صلابت داریم که علیه شما مبعوث می‌کنیم، پس حتما در لابه‌لای دیار و خانه‌هایتان نفوذ می‌کنند و این وعده‌ای است که حتما واقع خواهد شد.
بر اساس مطالب پیش‌گفته روشن شد که بهترین حادثه‌ای که با فساد اول تطبیق می‌کند، تشکیل دولت جعلی اسرائیل است و ما از اینجا به بعد این احتمال را مبنای ادامه مباحث قرار می‌دهیم؛ با این وصف دو پرسش مهم، ایجاد می‌شود که باید پاسخ آنها را یافت:
۱- منظور از «عِبادًا لَنا» چه کسانی هستند؟
۲- منظور از «فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ؛ نفوذ کردن در لابه‌لای دیار» چیست؟
 

۱- معنای «عباد لنا» در آیه پنجم سوره اسراء

کاربرد قرآنی واژه «عبد»
کلمه «عبد»، «عباد»، «عابد» و «عبید» در قرآن حدود ۱۴۰ مرتبه به کار رفته است. در اکثر موارد، این واژه برای بندگان مؤمن به کار رفته و در برخی موارد در معنای مطلق و عام آن (شامل همه انسان‌ها) به کار رفته است.
 
کثرت استعمال این واژه درباره مؤمنان و به ویژه درباره بندگان مخلص پروردگار، این مفهوم را برای کلمه «عبد» تبدیل به یک اصل کرده است؛ به طوری که اگر قرینه‌ای بر عمومیت معنای آن نباشد، ذهن‌ها از کلمه «عبد» مفهوم «مؤمنان و مخلصان» را برداشت می‌کنند.
قرائن درون‌متنی برای مؤمن بودن «عباد لنا»
غیر از این کثرت استعمال، قرائن دیگری در خود این آیات وجود دارد که نشان می‌دهد منظور از «عِبادًا لَنا» انسان‌هایی باایمان هستند:
* خود عبارت «عبادًا لنا» خدای متعال نفرمود «بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِبادًا» ؛ بلکه فرمود: «بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِبادًا لَنا» عبارت «لنا» این عباد را به خدای متعال منتسب می‌کند، یعنی خدای متعال این بندگان را جزو لشکر خود حساب کرده است.
* قرینه دیگر این است که هدف از مبعوث کردن این بندگان، هشدار و تنبیه بنی‌اسرائیل است و این بی‌معنا است که کسانی که هیچ برتری ایمانی بر بنی‌اسرائیل ندارند، از طرف خدا مأمور تنبیه آنها شوند.
 
رد دیدگاه سنتی (بخت‌النصر)
مجموع قرائن پیش‌گفته، دیدگاه آن دسته از مفسران را رد می‌کند که گفته‌اند مصداق «عِبادًا لَنا» در این آیه لشکریان بخت‌النصر هستند، چرا که:
* اولاً آنها مؤمن نبودند.
* مهمتر آن‌ که در گزارش‌های تاریخی آمده است بخت‌النصر مسجدالاقصی را تخریب کرد، در حالی که این واقعه با آیات همخوانی ندارد ؛ چرا که بسیار دور از واقعیت است که خدای متعال برای تنبیه یک قوم، یکی از چهار مسجد اصلی عالم را که خود خداوند آن را مسجد قرار داده، به دست کافران نابود کند که در مباحث قبلی توضیح داده شد.
 
با پذیرش این احتمال که تشکیل دولت جعلی اسرائیل در دوره معاصر همان فساد اول بنی‌اسرائیل است، دو دیدگاه درباره «مبعوث شدن بندگانی از خدا علیه فساد اول» مطرح شده است:
 
احتمال اول: حادثه‌ای که هنوز محقق نشده است.
احتمال اول می‌گوید حقیقت این بخش از آیه هنوز در عالم محقق نشده است و باید منتظر باشیم خدای متعال بندگان خاص خود را مبعوث کند و بساط این فساد را از روی زمین برچیند.
 
این دیدگاه آیت‌الله صادقی تهرانی است که در تفسیر گران‌قدر خود (الفرقان) آن را شرح داده است. ایشان بر اساس مجموعه‌ای از روایات چنین برداشت کرده‌اند که مصداق این آیه شیعیان ایران خواهند بود که در نهایت وارد سرزمین غصب‌شده فلسطین می‌شوند، در هر کوی و برزنی نفوذ می‌کنند و بساط بنی‌اسرائیل را جمع می‌کنند. ایشان ادامه آیات را تا انتها بر اساس این احتمال معنا کرده‌اند.
 
احتمال دوم: حادثه‌ای که در دهه‌های اول تشکیل اسرائیل رخ داد
این بخش از آیه ناظر به جریان مبارز مسلمانان فلسطینی است که در دهه اول تشکیل حکومت جعلی اسرائیل فعالیت خود را آغاز کردند. آنها جنگ‌های نامنظم و ایذایی را علیه اسرائیلیان شروع کردند و در هر کوی و برزنی در کمین غاصبان و نیروهای مسلح آنها بودند. این عملیات در دوره خود بسیار اثرگذار بود و دمار از روزگار اسرائیلیان درآورده بود.
 
این دیدگاه استاد محمدباقر بهبودی است. ایشان در همین راستا، نکره آمدن «عباد» در آیه را دلالت بر تصغیر (کوچک‌شمردن) می‌داند. توضیح آن‌که: هرچند آنها بندگان خدای متعال بودند، اما در درجه کامل بندگی نبودند؛ چرا که آنها از برادران اهل سنت بودند که از نظر قرآن، ایمان آنها به نهایت کمال خود نرسیده است و در فرهنگ قرآن «مسلمان» قلمداد می‌شوند، نه «مؤمن». از این رو، خداوند با عبارت «عِبادًا لَنا» و به صورت نکره از آنها یاد کرده است.
 

۲- معنای «فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ» در آیه پنجم سوره إسراء

در ادامه آیات توجه به عبارت «فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ؛ پس حتماً در لابه‌لای مناطق مسکونی شما نفوذ می‌کنند» داستان را روشن‌تر می‌کند و احتمال دوم را بیشتر تقویت می‌کند ؛ یعنی احتمال استاد محمد باقر بهبودی که مصداق «عبادا لنا» را انتفاضه مردم فلسطین می‌دانست ؛ چرا که این عبارت بیشتر با جنگ‌های نامنظم شهری تطبیق می‌کند تا با یک حمله همه‌جانبه و تسلط بر تمام مناطق و از بین بردن کامل حکومت.
 
در مقابل، تفسیر مرحوم آیت‌الله صادقی تهرانی که این بخش از آیات را بر روایاتی تطبیق می‌دهد که از تسلط کامل ایرانیان بر اسرائیل خبر می‌دهند، با عبارت «فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ» چندان هماهنگ به نظر نمی‌رسد؛ زیرا آن روایات بیشتر ناظر به یک فتح و تسلط همه‌جانبه هستند، نه نفوذ در لابه‌لای کوی و برزن ؛ اگر مقصود تسلط کامل به اسرائیلیان بود باید با عباراتی شبیه وعده دوم که در آیه هفتم سوره مبارکه اسراء آمده از آن تعبیر می‌کرد ؛ کلماتی مانند «تتبیر»، «تهدیم» و غیره.
 

د- بازگرداندن قدرت به بنی‌اسرائیل بعد از تنبیه اول

بحث در آیه ششم و ابتدای آیه هفتم سوره إسراء چنین ادامه می‌یابد:
«ثُمَّ رَدَدنا لَکُمُ الکَرَّةَ عَلَیهِم وَأَمدَدناکُم بِأَموالٍ وَبَنینَ وَجَعَلناکُم أَکثَرَ نَفیرًا *‏ إِن أَحسَنتُم أَحسَنتُم لِأَنفُسِکُم وَإِن أَسَأتُم فَلَها»
سپس شوکت و قدرت را بر علیه آنها به شما باز می‌گردانیم و شما را با اموال و فرزندان امداد و تعداد شما را بیشتر می‌کنیم. شما [در این دوره قدرت] اگر خوبی کنید برای خودتان و اگر بدی کنید برای خودتان می‌کنید [و فقط نفع خودتان را در نظر می‌گیرید].

۱- فرصت جبران به بنی‌اسرائیل

خدای متعال می‌فرماید: پس از آن‌که فساد اول را انجام دادید، و پس از آن‌که بندگانی از خودمان را بر ضد شما برانگیختیم و آنها با جنگ‌های نا منظم شهری دمار از روزگارتان در آوردند، در این درگیری، شما پس از تحمل یک دوره سخت، نهایتاً به غلبه اولیه خود بازمی‌گردید و فرصتی نسبتاً طولانی پیش رو خواهید داشت. در این فرصت:
* از نظر مالی و اقتصادی به قدرت چشمگیری می‌رسید.
* از نظر عِدّه (تعداد نفرات) و عُدّه (تجهیزات) افزایش می‌یابید.
 
این عبارات نشان می‌دهد که فرصت میان دو فساد طولانی است؛ چرا که آنها فرصت پیدا می‌کنند زاد و ولد کنند و به فعالیت‌های اقتصادی بپردازند.
 

۲- خود‌خواهی بنی‌اسرائیل

در ادامه، خدای متعال نکته‌ای لطیف را بیان می‌فرماید: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها» ؛ اکثر مفسران این جمله را با برداشتی اولیه چنین معنا کرده‌اند: «اگر خوبی کنید، به خودتان خوبی کرده‌اید و اگر بدی کنید، به خودتان بدی کرده‌اید.»
 
اما این ترجمه با متن آیه کمی ناسازگاری دارد، زیرا در این صورت باید می‌فرمود: «وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَعَلَیْکُمْ» نه «فَلَها». چرا که حرف «ل» (لام) دارای بار معنایی مثبت است و معمولاً برای چیزی که به سود انسان است به کار می‌رود، نه برای چیزی که به ضرر او است و حرف «علی» برای رسیدن ضرر به انسان استفاده می‌شود.
 
بنابراین، «بدی» چیزی نیست که به نفع انسان باشد و نباید با حرف «ل» همراه گردد. مفسران توجیهات مختلفی برای این مسئله بیان کرده‌اند که به نوعی همه آنها قابل خدشه است.
 
در این میان، استاد ارجمند دکتر سید محسن میرباقری نکته‌ای ظریف و قابل‌تأمل را بیان کرده‌اند. به اعتقاد ایشان، «ل» در این آیه به همان معنای اصلی خود (برای / از آنِ) است و نیازی به تغییر معنا نیست. مفاد آیه چنین می‌شود: «ای بنی‌اسرائیل، در این دوران قدرت و شوکت، هر کاری می‌کنید -چه خوبی چه بدی- فقط برای خودتان انجام می‌دهید و فقط نفع خودتان را در نظر می‌گیرید، نه خدا و نه دیگران. در واقع با این نگاه آیه در صدد بیان این نکته است که شما بنی‌اسرائیل در این دوران تنها منافع شخصی خودتان را در نظر می‌گیرید و از هیچ کار خوب و حتی بدی فروگذار نمی‌کنید. این تفسیر، هم با معنای اصلی حرف «ل» سازگار است و هم با روحیه دنیاطلبانه و خودمحورانه‌ای که بنی‌اسرائیل در دوران سلطه خود از خود نشان داده‌اند.
 
اگر تفسیر مرحوم استاد بهبودی را ملاک قرار دهیم -که فساد اول را تشکیل دولت جعلی اسرائیل و «عباد لنا» را مبارزان فلسطینی می‌داند- خواهیم دید که این بخش از آیه نیز با واقعیت رخ‌داده کاملاً تطبیق می‌کند:
اسرائیلی‌ها پس از یک دوره مبارزه سخت با نیروهای اسلامی در داخل فلسطین، نهایتاً پیروز شدند و امروزه از نظر تعداد نفرات و قدرت اقتصادی به نقطه‌ای بسیار چشمگیر رسیده‌اند.
به نظر می‌رسد امروز ما در همین مرحله تاریخی -یعنی دوران قدرت و شوکت بنی‌اسرائیل میان دو فساد- قرار داریم.
 

هـ- فساد دوم و بررسی احتمالات و وظیفه مؤمنین

در ادامه خدای متعال بحث فساد دوم را مطرح می‌کند و بدون آن که نکته‌ای درباره آن بیان کند، وارد بخش بعدی -یعنی وظیفه‌ای که مؤمنین در برابر آن دارند- می‌شود. خدای متعال در آیه هفتم می‌فرماید:
«فَإِذا جاءَ وَعدُ الآخِرَةِ لِیَسوءوا وُجوهَکُم وَلِیَدخُلُوا المَسجِدَ کَما دَخَلوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّروا ما عَلَوا تَتبیرًا»
درباره این آیه دو احتمال معنایی وجود دارد:

۱- ترجمه پیشنهادی نگارنده (بر اساس ناظر به آینده بودن آیات)

نگارنده این بخش از آیه را بر اساس آن که آن را ناظر به آینده می‌داند چنین ترجمه کرده است:
«پس وقتی موعد دیگر فرا رسد، باید رویتان را از غم پر کنند و باید به مسجد الاقصی وارد شوند همچنان که بار اول به آن وارد شدند و باید به هر چه تسلط پیدا کردند به طور کامل نابود کنند.»
در ترجمه‌ای که نگارنده ارائه داده است، «لِیَسوءوا» و «لِیَدخُلُوا» و «لِیُتَبِّروا» به صورت فعل امر غائب معنا شده است: «باید چهره‌هایشان را از غم پر کنند»، «باید به مسجد وارد شوند» و «باید نابود کنند» ؛ این ترجمه:
اولاً از نظر ادبیات و قواعد صرف و نحوی کاملا صحیح و بدون اشکال است.
ثانیاً نیازمند به تقدیر گرفتن هیچ کلمه‌ای نیست.
 

۲- ترجمه مشهور مفسران (بر اساس ناظر به گذشته بودن آیات)

اکثر مفسران که این آیات را ناظر به حادثه‌ای در گذشته می‌دانند، به‌ ناچار آن را به گونه‌ای دیگر معنا کرده‌اند. آنها مجبور شده‌اند:
لام ابتدای این سه فعل را «لامِ لِأَجْلِه» (لام علت) در نظر بگیرند.
فعل بعد از آن را تأویل به مصدر ببرند و حرف ناصبه «أن» را در تقدیر بگیرند.
پیش از این سه فعل، جمله‌ای مانند «هجموا علیکم عبادا لنا؛ بندگان ما بر شما هجوم آوردند» را در تقدیر بگیرند.
در نتیجه، آیه را به صورت زیر معنا کرده‌اند:
 
«پس زمانی که وعده دیگر فرا رسید، [بندگان ما بر شما هجوم آوردند] برای پر شدن صورتتان از غم و برای داخل شدن بر مسجدالاقصی و برای نابود کردن کامل هر چه بر آن تسلط یافتند.»
اما اگر این آیات را ناظر به آینده بدانیم -چنان‌که دلایل متقن آن ارائه شد- دیگر هیچ نیازی به این تأویل نیست. در این صورت، ترجمه پیشنهادی نگارنده اولویت دارد، چرا که:
اولاً موافق با ظاهر متن است.
ثانیاً در کلام بلیغ و فصیح، اصل بر عدم تقدیر است و دیگر به تقدیر گرفتن «أن» ناصبه در سه فعل مذکور و تقدیر گرفتن یک عبارت مانند «هَجَمُوا عَلَیْکُمْ عبادا لنا» قبل از این سه فعل نیازی نیست.
 

۳- جهش لطیف آیه: قرآن برای مؤمنان وظیفه تعیین می‌کند

بر اساس ترجمه پیشنهادی، مفهوم آیه در این نقطه دارای یک ارتقاء مفهومی لطیف خواهد بود؛ به این بیان که قرآن در میانه خبر از آینده بنی‌اسرائیل و درگیری آنها با جهان اسلام، ناگهان برای مؤمنان یک وظیفه مشخص تعیین می‌کند و می‌فرماید هنگامی که بنی‌اسرائیل به فساد دوم دست زنند، مؤمنانی که هنوز به دنیا نیامده‌اند و الان غایب هستند، باید در آن زمان:
* در مبارزه با آنها اقدام کنند و رویشان را از غم پر سازند.
* مانند بار اول وارد مسجدالاقصی شوند (که بار اول احتمالا مربوط به ورود مسلمانان در فتح بیت المقدس در قرن اول اسلام بود)
* هر چیزی را که بر آن تسلط یافته‌اند، به طور کامل نابود کنند و سیطره بنی‌اسرائیل را از میان بردارند.
 

۴- بیان یک احتمال درباره فساد دوم

می‌توان این احتمال را مطرح کرد که حمله اخیر اسرائیل به ایران و قتل نفس زکیه -یعنی ولی فقیه جامع‌الشرایط، زاهد و عارف کامل، امام خامنه‌ای (ره)- همان فساد دوم بنی‌اسرائیل است، یا به عبارت دقیق‌تر، آغاز فساد دوم آنها محسوب می‌شود.
 
فساد اول آنها تسلط بر منطقه فلسطین بود. در فساد دوم -که قاعدتاً از سنخ فساد اول و هم‌راستای با آن است- آنها می‌خواهند بر تمام منطقه آسیای غربی و مرکزی تسلط پیدا کنند؛ یعنی تسلط کامل بر سرزمین‌های سوریه، لبنان، اردن و عراق که از آن به «منطقه شامات» تعبیر می‌شود. در واقع فساد دوم امری در راستای فساد اول و تکمیل آن است و آنها برای رسیدن به آن، برنامه‌ریزی کرده و اقدام می‌کنند که امروزه بر خبرگان بلکه عموم مردم پوشیده نیست. حمله‌های آنها به همسایگان، طرح پیمان ابراهیم با دولت‌های اسلامی و اقداماتی از این دست، همگی برای رسیدن به این هدف شوم است.
 
در این میان، ایران تنها کشوری است که بر اساس وظایف الهی و بشردوستانه و مطابق با قانون و مطابق با شریعت اسلامی، در برابر این نقشه شوم ایستاده و از گروه‌های مقاومت در سرتاسر منطقه حمایت می‌کند. اسرائیل برای آن که بتواند به فساد دوم و برتری‌جویی بزرگ خود نائل شود، چاره‌ای ندارد جز آن که دست به جنایت‌های خونین‌تر و شدیدتر بزند. جنایت‌هایی مانند قتل عام بی‌سابقه مردم از شیرخوار و کودک گرفته تا زنان و سالمندان در غزه، لبنان و ایران، ایجاد محرومیت‌ها و قحطی‌ها در مناطق مختلف، از بین بردن مردم با قحطی و گرسنگی و شیوع بیماری، و دیگر جنایت‌هایی که در این سال‌ها در برابر چشم بشریت رخ داده و همگان از آن اطلاع یافته‌اند.
 
اسرائیل برای رسیدن به این مقصود، به خیال خام خود تصمیم گرفت مهم‌ترین مانع یعنی ایران را از سر راه خود بردارد. بدین ترتیب، فساد دوم خود را با شهادت رساندنِ پاک‌ترین و مبارزترین انسان که ولی الهی بود، یعنی امام خامنه‌ای (ره) آغاز کرد و به ایران اسلامی حمله نمود.
 
وظیفه مردم و مجاهدان اسلامی
اگر فساد اول را غصب سرزمین فلسطین و فساد دوم را غصب سایر مناطق شامات (عراق، اردن، سوریه، لبنان) بدانیم که ادله آن بیان شد، باید بگوییم که این فساد از حمله به ایران آغاز شده است و اکنون به حکم آیات قرآن، وظیفه مؤمنان است که پیکار نهایی را با یهودیان به طور جدی آغاز کنند.
 
خدای متعال با نزول این آیات و با خبر دادن از نقشه‌های شوم آنها، در واقع مؤمنان را در طول تاریخ در حال آماده‌باش قرار داده است. او مؤمنان را مأمور کرده تا در لحظه‌ای که آنها برای فساد دوم خود اقدام کردند، در برابر این فساد و برتری‌جویی بزرگ،  قیام کنند و مبارزه کنند؛ تا جایی که روی آنها را از غم پر کنند و وارد مسجدالاقصی شوند و در آن نماز بگزارند و تمام آنچه را که بر آن تسلط یافته‌اند به زیر کشند و نابود سازند.
در واقع دیدگاهی که در این نوشتار دربارهٔ آیات ابتدایی سورهٔ مبارکهٔ إسراء بیان شد، معنای این آیات را از صرف یک خبر بالاتر می‌داند و آن را به عنوان یک نقشهٔ راه و دستور کار برای مؤمنان قلمداد می‌کند. بر این اساس، لازم است اولاً نخبگان سیاسی و سپس عموم مردم به آن توجه داشته باشند و دربارهٔ آن با یکدیگر گفت‌وگو کنند و این اهداف قرآنی را مطالبه نمایند.

سوره إسراء؛ خبر از جنگ ایران و اسرائیل در آخرالزمان
 
هشدار دربارهٔ ترک وظیفه و آثار آن
در این میان، یک پرسش بسیار مهم پیش می‌آید: اگر مؤمنان این وظیفهٔ الهی را که خدای متعال برای آنان معین کرده، متوجه نشوند، یا عامدانه و به دلیل محاسبات مادی، شانه زیر بار آن ندهند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ سرانجام بنی‌اسرائیل و مؤمنان چه خواهد شد؟
در پاسخ توجه به چند نکته بسیار مهم است:
نکته اول: دین خدا با اراده مردمی محقق خواهد شد
خدای متعال اراده فرموده است که امر دین خود را با مردم پیش ببرد. این مطلب از آیات متعددی در قرآن قابل برداشت است؛ بلکه باید گفت این موضوع، فلسفهٔ ورود انسان به دنیا است و سراسر قرآن این موضوع را فریاد می‌زند. خدای متعال بارها هدایت جبری از ناحیهٔ خود را نفی کرده و اقدام عملی امت‌ها برای اقامهٔ دین را بارها خواسته است.
در اینجا برای رعایت اختصار، تنها به یک نمونه اشاره می‌شود که قرائت و تأمل حول آن خالی از لطف نیست. خدای متعال در آیهٔ ۲۵ سورهٔ مبارکهٔ حدید می‌فرماید:
«لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ»
بی‌گمان ما پیامبرانمان را با معجزات و دلایل آشکار فرستادیم و همراه آنان کتاب و وسیله‌ی سنجش فروفرستادیم، تا مردم به دادگری برخیزند
 این آیه به صراحت از نقش داشتن مردم در برپایی عدالت در زمین سخن گفته است و البته نیازمندی آنها را به انبیای الهی برای این امر مهم گوشزد می‌کند تا کسی گمان نبرد که این امر عظیم تنها با اراده و عمل مردم قابل تحقق است.
 
نکته دوم: دست خدای متعال باز است
این که خدای متعال اراده کرده تا دین خود را توسط مردم برپا کند، سبب نمی‌شود که دست خدا در این باره بسته باشد. این امر که دین خدا توسط مردم یا گروه‌هایی از مردم اقامه شود و آن دوران موعود خوشبختی و حیات طیبه در زمین محقق گردد، مطلبی است که در کتب گذشته مانند تورات نیز آمده است. خدای متعال در دوره‌ای بنی‌اسرائیل را برای این امر انتخاب کرده بود، چنان که در قرآن کریم نیز اشاراتی بر برگزیده بودن و فضیلت داشتن آنان بر سایر مردم وجود دارد.
 
اما نکتهٔ قابل توجه این است که بنی‌اسرائیل گمان کردند خدای متعال قانونی گذاشته که دیگر قابل تغییر نیست و خودش نیز محکوم قوانینش است. این موضوع در قرآن تحت عنوان «مبسوط الیدین بودن خدای متعال» مطرح شده و این نگاه و انگارهٔ باطل اهل کتاب رد شده است. آنجا که در آیهٔ ۶۴ سورهٔ مبارکهٔ مائده می‌فرماید:
 
«وَقالَتِ الیَهودُ یَدُ اللَّهِ مَغلولَةٌ غُلَّت أَیدیهِم وَلُعِنوا بِما قالوا ۘ بَل یَداهُ مَبسوطَتانِ یُنفِقُ کَیفَ یَشاءُ وَلَیَزیدَنَّ کَثیرًا مِنهُم ما أُنزِلَ إِلَیکَ مِن رَبِّکَ طُغیانًا وَکُفرًا وَأَلقَینا بَینَهُمُ العَداوَةَ وَالبَغضاءَ إِلىٰ یَومِ القِیامَةِ کُلَّما أَوقَدوا نارًا لِلحَربِ أَطفَأَهَا اللَّهُ وَیَسعَونَ فِی الأَرضِ فَسادًا وَاللَّهُ لا یُحِبُّ المُفسِدینَ»
و یهودیان گفتند: «دستِ خدا بسته است!» دست‌هایشان بسته باد! و به خاطر این سخن از رحمت [الهی] دور شوند! بلکه هر دو دستِ [قدرتِ] او گشاده است. هرگونه بخواهد، می‌بخشد، و این آیات که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید، و ما در میان آنها، تا روز قیامت دشمنی و کینه افکندیم. هر زمان آتش جنگی افروختند، خدا آن را خاموش ساخت، و برای فساد در زمین می‌کوشند و خداوند مفسدان را دوست ندارد.
آنان به گمان این که قوم برگزیده هستند و از سوی دیگر دست خدای متعال برای تغییر قضا و قدر بسته است، به تقابل و درگیری با خدای متعال روی آوردند. با رسول الله (ص) و وصی حقیقی پس از او یعنی امیرالمؤمنین به دشمنی برخاستند که بر اساس روایات در قتل ایشان شراکت داشتند، چرا که پنداشتند می‌توانند اراده و خواست خود را بر خدا تحمیل کنند. این انگاره تا به امروز باقی است و بسیاری از فسادهای آنان بر این تصور واهی استوار است.
 
خدای متعال در این آیه از «فعال ما یشاء» بودن و دست باز خود می‌گوید و در تاریخ نیز نشان داده است که عوض کردن اقوامی که مأمور به اقامهٔ دین الهی بودند، برای خدا کاری ندارد. خدای متعال بنی‌اسرائیل را برای مأموریت الهی برگزیده بود، اما با کارشکنی‌ها و معصیت‌هایی که کردند، خداوند این مأموریت را از آنان سلب کرد و به قوم دیگری عطا فرمود. بدین ترتیب، آن قوم برگزیده تبدیل شدند به قومی نفرین‌شده و مورد لعن خدا، ملائکه و مردم، چنان که در قرآن چند بار به آن اشاره شده است. پس خدای متعال بر اساس قومیت و نژاد کار نمی‌کند، بلکه خدا به قلوب و اراده باطنی انسان‌ها و امت‌ها نگاه می‌کند.
 
هشدار به مسلمانان صدر اسلام و عبرت برای امروز
همین موضوع دربارهٔ مسلمانان صدر اسلام نیز مطرح شده است. خدای متعال حداقل در سه جای قرآن (سورهٔ توبه، آیهٔ ۳۹؛ سورهٔ مائده، آیهٔ ۵۴؛ و سورهٔ محمد، آیهٔ ۳۸) به مسلمانان هشدار داده است که اگر پای دین خدا نایستید، خدای متعال قوم دیگری را می‌آورد و این مأموریت را بر دوش آنان می‌گذارد. گمان نکنید دست خدا بسته است؛ یعنی هرچند او اراده کرده که در این روز امر دینش را با شما پیش ببرد، اما این به آن معنا نیست که خدا دستش بسته باشد و محتاج شما باشد. اگر پای دین خدا نایستید، خدای متعال ملتی دیگر برای این کار تربیت خواهد کرد.
 
توجه به یکی از این سه آیه خالی از لطف نیست. خدای متعال در آیهٔ ۵۴ سورهٔ مائده می‌فرماید:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا مَن یَرتَدَّ مِنکُم عَن دینِهِ فَسَوفَ یَأتِی اللَّهُ بِقَومٍ یُحِبُّهُم وَیُحِبّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى المُؤمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الکافِرینَ یُجاهِدونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَلا یَخافونَ لَومَةَ لائِمٍ ۚ ذٰلِکَ فَضلُ اللَّهِ یُؤتیهِ مَن یَشاءُ وَاللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ»
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما از آیین خود بازگردد، [بداند که‌] خداوند در آینده قومی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنها [نیز] او را دوست دارند. [آنان‌] با مؤمنان فروتن و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند، در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ ملامت‌گری هراس ندارند. این فضل خداست که به هرکس بخواهد عنایت می‌فرماید و خدا رحمت‌گستری داناست.
 روایاتی در ذیل این دسته از آیات وجود دارد که توضیح می‌دهد در این آیات مراد از مردمانی که از دین خدا حمایت می‌کنند، سلمان فارسی و قوم او یعنی ایرانیان هستند. (ر.ک: تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۴۱؛ و تفسیر مجمع البیان، ج ۳، ص ۳۲۱).
 
در واقع این آیات به مردم زمان رسول الله هشدار می‌دهد که اگر از حمایت دین خدا دست بردارید، بدانید که
  • اولاً این امر به معنای ارتداد شما از دین خدا است
  • ثانیاً خدا قوم دیگری را برای حمایت از دینش مبعوث خواهد کرد.
بعد از نزول این آیات رسول گرامی اسلام (ص) نیز خبر دادند که این اتفاق خواهد افتاد و شما دین حقیقی اسلام را رها خواهید کرد و خدا مردم ایران را برای این کار مبعوث خواهد کرد.
امروز ما وقوع این خبری را که رسول الله (ص) چهارده قرن پیش داده بود، با چشم خود می‌بینیم. مردم زمان رسول خدا (ص) از حمایت ولی الهی زمان خود یعنی امیرالمؤمنین (ع) شانه خالی کردند و به تعبیر قرآن مرتد شدند. خدای متعال ریشهٔ اسلام ناب -که همان اسلام ولایی است- را در دل مردم ایران کاشت و امروزه به ثمر نشسته است. امروز تمام دنیا شاهدند که اسلام ناب محمدی در ایران علم شده است و مردم ایران پرچم مبارزه و حق‌طلبی و احیای دین اسلام را در دست گرفته‌اند و از مال و جان خود برای آن هزینه می‌کند و امروز نیز در مقابل فساد دوم بنی‌اسرائیل به پا خواسته‌اند.
 
هشدار ویژه به مردم و مسئولان ایران
اما نکتهٔ مهمتری نیز در این میان وجود دارد و آن این که اگر مردم و مسئولان ایران در این برههٔ حساس از مسئولیت الهی خود شانه خالی کنند، این طور نیست که دست خدا بسته باشد. خدا با هیچ قومی عقد اخوت نبسته است. خدای متعال، آنها را مورد لعن و نفرین خود قرار خواهد داد و قومی دیگر را در آینده برای مبارزه با دشمنان خدا و بشریت مبعوث خواهد کرد؛ همچنان که ابتدا بنی‌اسرائیل را برگزید و بعد آنها را به خاطر معصیتشان طرد کرد و مورد لعن خود قرار داد و همچنان که ابتدا مردمان جزیرة العرب را برای یاری دین خود برگزید و بعد آنها را نیز به دلیل ارتدادشان ترد کرد و قوم سلمان فارسی را مبعوث کرد.
 
پس این آیه برای ما ایرانیان باید بیشتر جنبهٔ هشدار داشته باشد. ما باید بسیار مراقبت کنیم و لحظه‌ای به خاطر دنیامداری یا ترس از مستکبران عالم، پرچم اسلام ناب را زمین نگذاریم و دست از مبارزه با مستکبران عالم برنداریم؛ بلکه باید گفت هشدار اصلی متوجه مسئولان کشور ایران است، چرا که تجربه ثابت کرده است که مردم همواره برای هزینه کردن در راه خدا و رسیدن به آرمان‌های اسلام -که آبادانی دنیا و آخرت است- حاضر به هزینه دادن از مال و جان خود بوده و همواره از مسئولان خود جلوتر بوده‌اند. با وجود چنین مردمی، کار برای مسئولان بسیار حساس‌تر و سنگین‌تر خواهد بود.
 
سوره إسراء؛ خبر از جنگ ایران و اسرائیل در آخرالزمان

بحث پایانی
در هیمن جا بحث را به پایان می‌بریم و تنها به یک نکته اشاره می‌کنیم:
روایاتی که از اهل بیت (ع) ذیل آیات ابتدایی سوره إسراء به دست ما رسیده، متفاوت هستند. البته برخی از مطالبی که در این مقاله مطرح شد با قسمت‌هایی از برخی از روایات کاملا مطابق هستند، اما سایر قسمت‌های آن در وحله اول قابل تطبیق نیستند؛ از این رو توضیح سایر قسمت‌های روایات، همچنین جمع بین روایات مختلف، و نیز جمع بین آنها با آنچه از ظاهر آیات به دست آمد و در این مقاله مطرح شده، کاری پر دامنه است که از ظرفیت این نوشتار خارج بوده و باید در مقاله‌ای جداگانه مورد بحث قرار گیرد.
همچنین باید اذعان داشت که مباحث مربوط به سرزمین‌های شام، مباحثی بسیار گسترده و البته رمزآلود هستند. پرسش‌های بسیار مهمی در این باره وجود دارد؛ برای مثال:
* ویژگی‌های جغرافیایی این منطقه چیست؟
* چرا تمام ادیان الهی در این منطقه ظهور کرده‌اند؟
* چرا این منطقه در طول تاریخ برای یهودیان همواره اهمیت داشته است؟
* با وجود این اهمیت، چرا یهودیان در زمان حضرت یوسف (ع) از آن خارج شدند و چرا بعدها بر ورود مجدد به آن اصرار داشتند؟
* از نظر اسلامی این منطقه چه اهمیتی دارد؟
* چرا در قرآن همواره از این منطقه با عباراتی مانند «بارَکْنا حَوْلَهُ» و «الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَة» یاد شده است؟
* این منطقه چه نقشی در حوادث قبل و بعد از ظهور حضرت حجت (عج) دارد؟
* بنی‌اسرائیل چه نقشی در حوادث آخرالزمانی دارند؟
این پرسش‌ها و پرسش‌های متعدد دیگری وجود دارد که در این کوتاه‌نوشته فرصت بررسی آنها نیست.
 
امیدوارم آنچه در این نوشتار آمد، برای شما مفید بوده باشد. از تمام خوانندگان و به ‌ویژه محققان قرآنی درخواست داریم ما را از دیدگاه‌ها و نظرات خود در خصوص این نوشتار بهره‌مند سازند.

 
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
چرا ولی فقیه (مقام معظم رهبری) را نائب عام امام زمان (عج) می‌دانیم؟
چرا ولی فقیه (مقام معظم رهبری) را نائب عام امام زمان (عج) می‌دانیم؟
چرا از دست دادن ها حال ما را خراب میکند؟ راه هایی برای کنار آمدن
چرا از دست دادن ها حال ما را خراب میکند؟ راه هایی برای کنار آمدن
چرا بیشتر افراد راست دست هستند؟ کدام بهتر است؟
چرا بیشتر افراد راست دست هستند؟ کدام بهتر است؟
چرا بچه ها یک چیز را صدبار تکرار میکنند؟ + روش برخورد
چرا بچه ها یک چیز را صدبار تکرار میکنند؟ + روش برخورد
فراترکیب حکمرانی پاسخ‌محور؛ چارچوب نظری، مؤلفه‌ها و الزامات پیاده‌سازی
فراترکیب حکمرانی پاسخ‌محور؛ چارچوب نظری، مؤلفه‌ها و الزامات پیاده‌سازی
چرا نباید قبل از خواب گوشی به دست بگیریم؟
چرا نباید قبل از خواب گوشی به دست بگیریم؟
آشفتگی روانی و درگیری شدید در بین ضدانقلاب به روایت خودشان
play_arrow
آشفتگی روانی و درگیری شدید در بین ضدانقلاب به روایت خودشان
خلاصه بازی جوانان ایران ۳ - ویتنام ۱
play_arrow
خلاصه بازی جوانان ایران ۳ - ویتنام ۱
حمله موشکی یمن به نشست فرماندهان مزدوران سعودی
play_arrow
حمله موشکی یمن به نشست فرماندهان مزدوران سعودی
ضرب شست سپاه به ناو هواپیمابر و ناوشکن آمریکایی
play_arrow
ضرب شست سپاه به ناو هواپیمابر و ناوشکن آمریکایی
قالیباف: مدافع طرح نفوذ هستم اما کشور را قفل نمی‌کنیم
play_arrow
قالیباف: مدافع طرح نفوذ هستم اما کشور را قفل نمی‌کنیم
لحظه بمباران ساختمانی در شهرک عربصالیم در جنوب لبنان
play_arrow
لحظه بمباران ساختمانی در شهرک عربصالیم در جنوب لبنان
شواهد جدید از تخریب پایگاه ارتش آمریکا در کویت
play_arrow
شواهد جدید از تخریب پایگاه ارتش آمریکا در کویت
جو کنت: محاصره نظامی ایران خطرناک است؛ پایگاه‌ها و کشتی‌های آمریکا هدف موشک قرار می‌گیرند
play_arrow
جو کنت: محاصره نظامی ایران خطرناک است؛ پایگاه‌ها و کشتی‌های آمریکا هدف موشک قرار می‌گیرند
سفیر سابق امریکا در عربستان: اسرائیل می‌خواهد ایران را تجزیه کند و مناطق آذری ایران را ضمیمه باکو کند
play_arrow
سفیر سابق امریکا در عربستان: اسرائیل می‌خواهد ایران را تجزیه کند و مناطق آذری ایران را ضمیمه باکو کند