نویسنده: حسن صانعی




 

مقدمه

آنچه در برنامه‌ریزی و طراحی تحقیق در مورد استفاده قرار می‌گیرد، بر مبنای تجربیات گذشته محقق می‌باشد. اگربودجه و هزینه تحقیق برآورده می‌شود، اگر نیروی انسانی مورد نیاز پروژه تخمین زده می‌شود، اگر پرسشنامه‌ای بر مبنای متوسط سطح آگاهی پاسخگویان از موضوع مورد بررسی تنظیم می‌شود، اگر زمان تکمیل پرسشنامه و زمان لازم برای رسیدن به هر فرد نمونه برآورده می‌شود و در نتیجه تعداد مصاحبه‌گران مورد نیاز تخمین زده می‌شود، همگی این موارد بر مبنای تجربه‌ای است که محقق از کارهای گذشته خود کسب کرده و آنرا به مطالعه حاضر تعمیم داده است.
هیچ کدام از این برآوردها بر مبنای اطلاعات جامعی از پروژه تحقیقاتی فعلی نمی‌باشد. لذا عقل و تدبیر حکم می‌کند که باید بخشی از جامعه مورد بررسی تحقیق جاری، مورد مطالعه دقیق و کنجکاوانه قرار گیرد تا قابلیت کاربرد تجارب به دست آمده از مطالعات گذشته بر این مطالعه، مورد تایید قرار گیرد یا اینکه برآوردهای انجام شده فوق، تصحیح شوند.
بنابراین انجام بررسی مقدماتی همواره موجب انجام اصلاحاتی در پرسشنامه و بالا بردن کیفیت تحقیق می‌شود. ضمناً پژوهشگر مروری بر برنامه تنظیمی خود دارد که آیا انجام برنامه اصلی تحقیق ارزنده و یا امکان‌پذیر است و بطور کلی دیدگاه‌های محقق را معتدل‌تر و واقعی‌تر می‌کند. مطالعه مقدماتی (1) می‌تواند بر مبنای روش‌های تحقیق کیفی و کمی استوار باشد.

تعریف

اصطلاح مطالعه مقدماتی به دو منظور متفاوت به کار برده می‌شود. این واژه که گاهی هم "مطالعه امکان‌پذیری، "مطالعه امکان‌سنجی" یا "مطالعه قابلیت اجرا" نامیده می‌شود، نسخه کوچکی از اجرای یک کارآزمایی است که به منظور آمادگی پروژه اصلی صورت می‌پذیرد. همچنین مطالعه مقدماتی را می‌توان به پیش آزمون ابزارهای خاص تحقیق نظیر پرسشنامه، مصاحبه و یا روش‌های اندازه‌گیری اتلاق نمود. مطالعه مقدماتی جزو عناصر اصلی پروژه تحقیقاتی خوب محسوب می‌گردد. هر چند باید دانست که انجام مطالعه مقدماتی به معنای ضمانت کامل موفقیت پروژه اصلی نیست. لیکن می‌تواند احتمال موفقیت مطالعه را بطور قابل ملاحظه‌ای افزایش دهد.
پس از طراحی پرسشنامه و آماده بودن سایر بخش‌های پروژه مثل بودجه، ترابری، آزمایشگاه و ... ولی قبل از اجرای پروژه اصلی،باید همه چیز را به بوته امتحان و آزمایش گذاشت تا معلوم شود که آنچه به صورت نظری و تئوریک برآورد و پیش‌بینی شده است با واقعیات این مطالعه نیز مطابقت و همخوانی دارد. لذا اجرای یک پروژه در مقیاس کوچک‌تر، که مطالعه مقدماتی نامیده می‌شود ضروری است. در حقیقت این مطالعه از این جهت بسیار مهم است که به منظور رفع ناهنجاری‌ها و هموارسازی پروژه اصلی اجرا می‌گردد. بنابراین می‌توان گفت که مطالعه مقدماتی یک مدل از پروژه تحقیقاتی اصلی در مقیاس کوچک‌تر است و می‌تواند مشکلات عملی بالقوه‌ای که در جریان اجرای تحقیق به وجود می‌آید را مشخص نماید. حتی گاهی در یک تحقیق بزرگ ممکن است مجبور باشیم چند مطالعه مقدماتی متفاوت را قبل از اجرای پروژه اصلی اجرا کنیم.
در اهمیت این قسمت از پروژه همین بس که برخی از نویسندگان آنرا به عمل زایمانی تشبیه نموده‌اند که دوران بارداری‌اش زمان طراحی پروژه می‌باشد و نتیجه‌ی آن می‌تواند اجرای بدون تغییر پروژه (تولد طبیعی) یا منحل نمودن پروژه (تولد مرده) و یا اصلاح پروژه (سزارین و زایمان با کمک ) باشد.

ضرورت انجام مطالعه مقدماتی

مطالعه مقدماتی نقش مهمی را در تحقیق ایفا می‌کند و می‌تواند چشم‌انداز ارزشمندی را برای محقق به همراه بیاورد. برای مثال می‌تواند درباره مقدار احتمال شکست پروژه اصلی تحقیق هشدار دهد. همچنین می‌تواند از میزان رعایت نکردن و پیروی نکردن پروتکل اصلی تحقیق خبر دهد یا حتی پیچیدگی، یا نامناسب بودن روشها و ابزار تحقیق را به ما گوشزد نماید. مطالعه مقدماتی را می‌توان به چند منظور انجام داد که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شود:
* اصلاح پرسشنامه که معمولاً به تغییر بعضی از اصطلاحات و واژه‌های گنگ، مبهم و غیر روان منجر می‌گردد. همچنین حذف سوالاتی را در پی داشته باشد که اضافی هستند و در محدوده موضوع تحقیق قرار نمی‌گیرند یا پاسخگو احتمالاً قادر به جوابگویی آنها نمی‌باشد. ممکن است افزودن برخی از سوالاتی که از قلم افتاده است، را به دنبال داشته باشد. حتی ممکن است گاهی محقق را وادار نماید تا سوالی را مجدداً و دوباره طرح نماید.
*تصحیح کدگذاری سوالات بسته از پیش کدبندی شده را به همراه داشته باشد. در کدگذاری این گونه سوالات ممکن است بعضی از کدهای پیش‌بینی شده نامناسب و در نتیجه نیازمند اصلاحاتی باشند.
*برآورد زمان لازم برای تکمیل هر پرسشنامه و نیز برآورد زمان لازم برای رسیدن به واحدهای نمونه ای. این برآوردها برای پیش‌بینی بودجه مورد نیاز طرح اهمیت ویژه‌ای دارد.
*تجدیدنظر در زمان لازم برای اجرای پروژه. جمع‌آوری اطلاعات یکی از وقت گیرترین مراحل پروژه تحقیقاتی است. با اجرای مطالعه مقدماتی می‌توان زمان رسیدن به هر واحد نمونه، زمان لازم برای تکمیل هر پرسشنامه و زمان کدگذاری و بازبینی و همچنین ورود داده‌ها به کامپیوتر را با دقت بالایی برآورد کرد. در نتیجه می‌توان زمان لازم برای اجرای پروژه را دقیق‌تر محاسبه نمود.
*تعدیل و اصلاح هزینه و بودجه طرح. همانطور که قبلاً بیان شد مطالعه مقدماتی یک پروژه کامل در مقیاس کوچک‌تر است. لذا با محاسبه هزینه لازم برای مطالعه مقدماتی می‌توان به خوبی به تعدیل و اصلاح هزینه‌ها و بودجه کل تحقیقاتی پرداخت.
* ارزشیابی روش‌ها وابزارهای پیشنهاد شده برای اندازه‌گیری و تجزیه و تحلیل داده‌ها به منظور شناسایی و مشکلات احتمالی بالقوه.
* بهبود بخشیدن به سوال تحقیق، برنامه تحقیق و نیز طراحی پروتکل تحقیق.
*ارزیابی عملی بودن تحقیق در مقیاس کامل و نیز تعیین منابع (مالی، انسانی و امکانات) موردنیاز برای مطالعه طراحی شده.
*متقاعد کردن سرمایه‌گذاران و حمایت کنندگان مالی طرح، متقاعدسازی آنها ممکن است برای جلب حمایت آنان مبنی بر اینکه پروژه اصلی ارزشمند، مفید و برای اهداف طرح ضروری می‌باشد، یا ممکن است برای اثبات اینکه تیم تحقیقاتی از دانش و آگاهی کافی برخوردارند، یا برای اثبات کاربردی بودن طرح و در راستای اهداف سازمان سرمایه‌گذار قرار دارد، باشد.
* برآورد کارآیی پروژه و مدیریت آن که افزایش کارآیی تحقیق را به دنبال دارد.
* آماده سازی واحدهای متبوع پروژه مثل پشتیبانی، ترابری، نرم‌افزاری و ... برای اجرای پروژه اصلی.
*بررسی تغییرپذیری و انحراف معیار صفت مورد مطالعه، به منظور تصحیح حجم نمونه و یا حتی تعیین آن. از آنجایی که واریانس صفت مورد بررسی یکی از مولفه‌های موثر در تعیین حجم نمونه می‌باشد و این واریانس براساس مطالعات گذشته، یا مطالعات مشابه یا بر طبق نظر متخصصین موضوع تخمین زده شده است، بنابراین هر گونه تغییر در برآورد آن تغییراتی را در حجم نمونه موجب می‌شود و لذا باید آن را تعدیل و اصلاح نمود.
* برآورد نسبت نمونه‌های بدون جواب (داده‌های گمشده) یا غیرقابل دسترسی. در نتیجه منجر به تعدیل یا تغییر حجم نمونه خواهد شد. اگر در مطالعه مقدماتی این نسبت بالا باشد، بدان معنا است که دستیابی به تمامی حجم نمونه در نظر گرفته شده، امکان‌پذیر نبوده و باید حجم نمونه را به همان نسبت افزایش داد.
* درک سوالات به وسیله همه سطوح پاسخگویان، بدین منظور باید درصد پاسخ برای هر سوال مشخص شود. چنانچه درصد پاسخ به دست آمده برای سوالی کم باشد، یعنی کمتر از 75% تا 80% موارد به آن پاسخ داده باشند بدان معنا است که سوال مذکور دارای ویژگی‌های مطلوب نمی‌باشد یا برای پاسخگویان قابل پاسخ دادن نیست. بنابراین آن سوال باید تغییر کند.
*تعیین مناسب بودن روش توزیع پرسشنامه‌ها و نیز روش جمع‌آوری اطلاعات یا تغییر آن. این کار با اجرای مطالعه مقدماتی به همان صورتی که قرار است در بین نمونه‌های مطالعه اصلی توزیع شود، امکان‌پذیر است.
* بسنده بودن آموزش آمارگیران و کافی بودن کارآیی آنان.
* بررسی امکان تبدیل سوال‌های باز به سوالات بسته چند گزینه‌ای. این تبدیل با بررسی پاسخ‌های افراد به سوالات باز پرسشنامه امکان‌پذیر است.
* مناسب بودن ترتیب و توالی سوالات.
با توجه به موارد فوق‌الذکر، مطالعه مقدماتی می‌تواند اعتبار داخلی پرسشنامه را افزایش دهد.

تعداد نمونه در مطالعه مقدماتی

متاسفانه هیچ صراحت، توجیه خاص و فرمولی برای تعیین حجم نمونه در مطالعه مقدماتی وجود ندارد. فقط می‌توان گفت که حجم نمونه در مطالعه مقدماتی بستگی به پیچیدگی یا سادگی روش‌ها و ابزار تحقیق دارد. معمولاً نمونه‌ای بین 20-30 نفر، برای اجرای مطالعه مقدماتی کافی به نظر می‌رسد. در انتخاب شرکت کنندگان در مطالعه مقدماتی باید مطمئن شد که از تمامی بخش‌های جامعه‌ای که تحقیق اصلی در آن اجرا می‌شود، انتخاب گردند. برای مثال اگر تحقیق اصلی باید بر روی کودکان 6 تا 12 ساله انجام شود، در مطالعه مقدماتی نیز کودکان 6 تا 12 سالبه باید شرکت کنندگان در مطالعه مقدماتی را تشکیل دهند و نباید فقط به کودکان 6 ساله یا فقط 12ساله اکتفا نمود. این افراد به دو طریق می‌توانند انتخاب شوند.
*از همان افرادی انتخاب شوند که در نمونه طرح تحقیقاتی واقع شده‌اند تا پس از تکمیل پرسشنامه، اطلاعات آنها را بتوان در طرح اصلی استفاده نمود. این روش هر چند می‌تواند باعث صرفه‌جویی در بودجه و زمان اجرای طرح شود، لیکن در صورت تغییرات اساسی در پرسشنامه، اطلاعات جمع‌آوری شده قبلی قابل استفاده نخواهد بود و مراجعه مجدد به این افراد نیز مشکلاتی را به وجود خواهد آورد.
*این افراد از افرادی شبیه افراد جامعه مورد بررسی (افراد غیرنمونه) انتخاب شوند. باید از انجام مطالعه مقدماتی فقط بر روی بخش ناهمگن اما برتر جامعه (مثلا فقط بر روی دانشجویان) خودداری کرد. زیرا سطح دانش و آگاهی آنان بیشتر از بقیه جامعه است و مفاهیم و واژگان را بهتر از بقیه درک می‌نمایند.

مشکلات اجرایی در مطالعه مقدماتی

اجرای مطالعه مقدماتی ممکن است محدودیت‌هایی را به دنبال داشته باشد. این محدودیت‌ها ممکن است فرضیه‌ها و پیش بینی‌های غیردقیق و تصمیمات نادرستی را براساس اطلاعات حاصل از این گونه مطالعات (مقدماتی) به وجود آورد. مشکلات ناشی از آلایش ( تغییرات نابجا و اصلاحات ناوارد) یا مشکلات مربوط به تخصیص بودجه و پشتوانه مالی از جمله آنها می‌باشد که در زیر به بحث پیرامون آنهاخواهیم پرداخت.
همانطور که قبلاً بیان شد، اجرای موفقیت‌آمیز مطالعه مقدماتی، تضمین کننده موفقیت کامل تحقیق اصلی نیست. هر چند که یافته‌های مطالعه مقدماتی ممکن است تا حدودی برخی از محدوده احتمالی میزان پاسخگویی و پاسخ‌های احتمالی در تحقیق اصلی را معین نموده یا حدس بزند. بدین جهت مطالعه مقدماتی نمی‌تواند ضمانت توفیق کامل تحقیق اصلی را به دنبال داشته باشد. زیرا مطالعه مقدماتی معمولاً فاقد یک مبنای آماری قوی و محکم است و عمدتاً بر مبنای تعداد نمونه کوچکی استوار می‌باشد.
در حقیقت ممکن است اغلب مشکلات پس از اجرای مطالعه مقدماتی، یعنی وقتی که مطالعه اصلی در مقیاس بزرگتر و کامل‌تر اجرا می‌شود، به وجود آمده و خودنمایی کنند.
بنابراین، نگرانی اصلی درباره آلایش و تحریف مطالعه است که معمولاً می‌تواند به دلایل زیر بروز نماید.
* وقتی که داده‌های حاصل از مطالعه مقدماتی در تحقیق اصلی وارد شود. این مورد مخصوصاً زمانی خودنمایی می‌کند که مطالعه مقدماتی قادر به آشکار نمودن مشکلات تحقیق و ابزار آن (نظیر پرسشنامه و ...) شده باشد و متعاقب آن اصلاحاتی در تحقیق به ایجاد شده باشد. در نتیجه داده‌های مطالعه مقدماتی که جزو تحقیق اصلی محسوب شده است، اطلاعات ناقص، نادرست و غیردقیق خواهد بود. در مقابل زمانی که ابزار تحقیق مورد استفاده، معتبر و دقیق باشند و سایر جنبه‌های کاربردی نظیر نرخ بکارگیری رعایت شده باشد، آنگاه می‌توان ادعا نمود که داده‌های مطالعه مقدماتی داده‌های ارزشمندی می‌باشند.
* شرکت کنندگان در مطالعه مقدماتی مجدداً در مطالعه اصلی شرکت داده شوند، و دوباره اطلاعات جدیدی از آنها جمع‌آوری شود. بدین ترتیب، باید مشکل متداول‌تر دیگری را بررسی نمود و تصمیم گرفت که آیا باید شرکت کنندگان در مطالعه مقدماتی مجدداً در مطالعه اصلی دخالت داده شوند؟ زیرا افرادی که قبلاً تکمیل پرسشنامه یا مصاحبه را تجربه کرده‌اند، ممکن است نسبت به آنهایی که قبلاً با این گونه سوالات مواجه نشده‌اند، پاسخ‌های متفاوتی را ارائه دهند. این موضوع می‌تواند هم آثار و عوارض مثبت، هم آثار و عوارض منفی را به دنبال داشته باشد. برای مثال ممکن است شرکت کنندگان تمایل بیشتری به استفاده از خدمات، تجهیزات یا روش جدید داشته باشند. زمانی هم که شرکت کنندگان در پیروی از پروتکل تحقیق عدول کرده باشندف یعنی آن را رعایت نکرده باشند ممکن است آثار منفی به همراه داشته باشد. زیرا ممکن است تصور کنند که باز هم می‌توانند از اصول و پروتکل تحقیق عدول نمایند، و این داستان برای دیگران هم تکرار می‌شود و چیز دیگری وجود ندارد.
البته این مشکل از آنجا ناشی می‌شود که حذف شرکت کنندگان در مطالعه مقدماتی از تحقیق اصلی موجب کوچک شدن این گروه می‌شود. مخصوصاً وقتی که نمونه‌گیری به صورت خوشه‌ای مانند مدارس، زندانها و بیمارستان‌ها انجام شود. لذا حذف این گروه عملاً غیرممکن است. در چنین مواردی می‌توان با بهره جستن از تجزیه و تحلیل حساسیت (تجزیه و تحلیل زیرگروه‌ها) به ارزیابی میزان تأثیر مطالعه مقدماتی و اثر متقابل گروه‌ها پرداخت.
مشکل بعدی وقتی به وجود می‌آید که مطالعه مقدماتی نیاز به صرف وقت، منابع و امکانات زیاد داشته باشد، که تیم تحقیقاتی را با مشکل مواجه می‌سازد. لذا بعد از اجرای یک مطالعه مقدماتی ناموفق وقفه‌ای ایجاد خواهد شد. زیرا ممکن است محققین وسوسه شوند و تغییرات قابل ملاحظه‌ای را در پروژه تحقیقاتی اصلی بدهند. یعنی به جای اینکه تصمیم بگیرند مطالعه پیشنهاد شده را با منابع، وقت و جامعه مرجع فعلی اجرا نمایند، آن را امکان‌پذیر ندانند. در مقابل چنانچه مطالعه مقدماتی مهم جلوه نماید، مخصوصاً وقتی که نتایج آن منتشر و چاپ شود، تامین کنندگان مالی ممکن است از اختصاص بودجه برای اجرای مطالعه تحقیقاتی اصلی اکراه داشته باشند و دیگر به سراغ اجرای اصل تحقیق نروند.
* ملاحظات عملی
در این مرحله از تحقیق باید از پرسشگر خواسته شود که علاوه بر تکمیل پرسشنامه، همه مشکلات اجرایی را به دقت یادداشت نماید. واکنش‌های پاسخگویان شامل بی‌حوصلگی، اشتیاق و علاقمندی، حساسیت و ... را همراه با انتقادات و پیشنهاداتشان را یادداشت نماید. همچنین زمان شروع و خاتمه هر پرسشنامه و زمان صرف شده جهت پیدا نمودن آدرس پاسخگو را بنویسد. حتی باید از پرسشگر خواسته شود تا چنانچه پاسخگویی جواب سوالی را "نمی‌داند یا نامعلوم" اظهار می‌کند، کنجکاو شده و علت "ندانستن" وی را جویا شود تا حتی‌الامکان پرسشنامه تصحیح شود.
توصیه می‌شود که طراح پروژه خود حتی‌الامکان در محل مصاحبه حضور یافته و بدون مداخله در امر مصاحبه شاهد و ناظر بر مشکلات طرح باشد تا بتواند پرسشنامه را بهتر و کامل‌تر نماید.
به منظور بررسی و تشخیص مطالعه مقدماتی، باید کلیه پاسخ‌های مربوط به هر سوال را بر روی اوراق مجزا (یک برگ برای هر سوال ) بازنویسی نمود تا محقق به سرعت بتواند خطاهای سوال را تشخیص دهد و ارتباط پاسخ‌ها با موضوع تحقیق را دقیقاً بررسی نماید.
بعضی از پیامدها و فرآیند‌هایی که از مطالعات مقدماتی (موفق یا ناموق) عاید می‌شود از آن جهت بسیار مفید است که دیگران می‌توانند پروژه‌های خود را با ابزارها و روش‌های مشابهی شروع نمایند. این نتایج مخصوصاً از آن جهت حایز اهمیت است که مطالعات مقدماتی "اتلاف وقت"، "صرف بودجه و امکانات" را به همراه دارد. و بعضی اوقات بی‌اثر و یا بدون کمک برای حل مشکلات غیرقابل پیش‌بینی می‌باشد. زیرا همه مطالعات مقدماتی نتایج یکسانی را نمی‌دهند و در نتیجه نمی‌توانند تمامی اشکالات پروژه تحقیقاتی را نمایان سازند. لیکن بهتر است که محققین قبل از اینکه سرمایه‌گذاری زیادی را برای وقت، بودجه و امکانات تحقیق بنمایند، نخست آن را برای مطالعه مقدماتی در مقیاس کوچک‌تر صرف نمایند تا در صورت ناموفق بودن، ریسک کمتری متوجه آنان گردد.

پی‌نوشت‌ها:

1-polot Study

منبع مقاله :
صانعی، دکتر سید حسن؛ (1388)، فنون تحقیق: پرسشنامه، تهران: انتشارات اندیشمند، چاپ اول.